07/31/2010 15:17
شنبه
خوب ! جونم براتون بگه كه هروقت ديدين من نيستم بدونين كه
دارم زيرآبي مي رم ! اينجانب ديشب عروسي بودم و اصلاً هم هيچ تلاشي در جهت رژيم
نكردم ( دروغ چرا!!!)
و چون سايزم ديگه داره خيلي رشد مي كنه! امروز كه شنبه
است دارم سعي خودم مي كنم
صبحانه: 1 آبنبات با چاي
ميانوعده: 1 آبنبات با قهوه
ناهار:2 تخم مرغ + 1 هويج + پياز+ نخودفرنگي همگي آبپز
ميانوعده: نصف فنجون نسكافه شيرين
شام هم ببينم چي پيش مياد – مي دونين شما كه ديگه غريبه
نيستين ، منم كه ديگه احوالات شيكموييم معلومه، امروز اصلا گرسنه ام نشد، فكر كنم
از بس كه تو اين چند روزه خوردم!
فكر كنم ديگه اعتراف واسه امروز بسه
فعلاً
پ.ن: اين پست فردا تكميل مي شود ! (يعني من يه وبلاگ نويس
متعهدم!)

شام : 1 كاسه كوچك خورش باميه ( چقدم
خوشمزه بود هوووووووم)
ميانوعده: هندوانه 1 برش + خربزه 3 برش
بزرگ + چاي با يك قاشق عسل
فكر كنم كلا شد 1000 كاري يا كمتر
زيادم بد نبود واسه امروز! 
07/26/2010 11:47
روز سوم
صبح بايد مي رفتم يه جلسه كه توي اتاق بازرگاني بود و واسه خانوم هاي بازرگان به مناسبت فردا
خلاصه يه خانمي ( زن متكي) اومده بود و اينقدر حرف زد و چرت و پرت گفت كه ديگه همه سردرد گرفته بوديم
اينا همه رو گفتم كه آخرش بگم من صبح اونجا يه پاي سيب با شليل و آلو خوردم همش تقصير اون خانومه بود ( 200كالري)
بعدشم حدود 150 كالري آجيل خوردم ( وقتي برگشتم دفتر) و
ناهار: اندازه 2 كف دست نون + يه تيكه مرغ آبپز+ كمي هويج و 3 قاشق ماست + 2 ورق كالباس (ميشه 400 كالري ) حالا ببينم تا شب چي ميشه
07/25/2010 07:10
روز دوم
راستش روم نمي شه بگم روز دوم رژيم اما خوب همينم كه بنويسم بازم خودش مي تونه كمي نگهدارنده من باشه كه مراقب خوردنم باشم
صبحانه : 1ليوان چاي+ 2 بيسكوئيت+ 1 تافي
تا شب رو خوب پيش رفتم و ساعت 10 شب فقط 1000 كالري خورده بودم ولي از صبح سردرد داشتم ( فكر كنم چون همش بيرون بودم) منم رفتم نون پنير با گوجه فرنگي و سبزي خوردن خوردم اوووووم خيلي مزه داد
بعدشم يكم مربا آلبالو
كه همش با هم 1400 كالري
07/24/2010 10:16
شروع رژيم- روز اول
اگر كسي خداي نكرده بياد وبلاگ منو بخونه آبروم ميره! از
بسكه هي تصميم ميگيرم رژيم بگيرم وهي ولش مي كنم! ) 
اما الان ديگه مي خوام تصميم خودم رو عملي كنم ! خدايا به
من كمك كن
اينقدر هم كار دارم كه اصلاً نمي رسم بيام وبلاگ بچه هاي
ديگه رو بخونم ، اما همينجوري از تيترها معلومه كه همه حسابي تو راه رژيم مصمم اند
حالا ببينم من اين دفعه چيكار مي كنم ( فقط 2 هفته دووم
بيار زي زي! تورو خدا )
روز اول:
صبحانه : يك ليوان قهوه + يك حبه قند
ناهار: 3 تخم مرغ آبپز + 2 گوجه فرنگي+ 1 فلفل دلمه اي
ميانوعده : چاي + 6 آب نبات ( زياده از رژيم)
از الان شروع شد اين آبنبات ها رو تا غروب با چاي خوردم
ميانوعده 2: فيله مرغ 100 گرم سرخ شده ( چيكار كنم قراربود كبابي باشه اما همينو داشتيم ) + ربع كف دست نان
شام: يك كاسه آش رشته (ديگه چيكار كنم رفته بودم تو پارك نشد جلوي خودمو بگيرم)
بعدشم تو خونه 5 تا آلو زرد + 5 زردآلو با چاي نبات
واقعاً مي بينين من رژيم بگير نيستم شد 1300 كالري
اشكال نداره ببينم فردا چيكار مي كنم
06/13/2010 11:57
سايز 8
خوب حالا كه وقت دارم خبرهاي ديگه رو هم بدم
اول اينكه وزنم اينجور كه معلومه زياد تغيير نكرده و خدارو
شكر زياد نشده! راستش اصلاً اعصاب و وقت رژيم گرفتن رو ندارم اين روزا ( از بس كه
كار دارم تو شركت)
چند روز پيش رفتم شلوار جين بخرم، چون هميشه سايز 10 ( يا
همون 42 يا 44بستگي به برش و دوخت و مدل داره) مي خريدم، ولي ايندفعه ديدم سايز 8
واسم خوبه
واي چقد خوشحال كننده بود
ديگه من نمي دونم مدلش فرق مي كرد يا چي! بهر حال من خودمو
يه سايز كمتر حساب مي كنم ديگه
06/13/2010 11:49
افزايش قد
واي خدا چند روز پيش واسه اولين بار توي فرودگاه رفتم روي اين دستگاههاي سنجش
قد و وزن با 2 نفر ديگه و فهميدم كه قد من 164 نه 162 اينقد خوشحال شدم كه باورم
نمي شد
واسه همين 2 نفر ديگه همراهم رو هم مجبور كردم تست بگيرن ببينم واقعيه يا نه!
و ديدم تازه اونا ميگن چون عصر هست قد ما رو يك سانت هم كمتر نشون داده! من ديگه
خيلي خوشحال شدم
آخه فكر كنين تو سي سالگي بهت بگن قدت 2 سانت رشد كرده ( البته قدم كه رشد كه
نكرده فقط درست اندازه نگرفته بودم)
هوراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا 
04/15/2010 06:53
Wed
سلام
این چند روز گذشته رو من هرچی خواستم خوردنم رو کنترل کنم نشد که نشد! تازه دیروز متوجه شدم که دارم بازم به روال قبلی یعنی پرخوری برمی گردم و همینطور هم بدنم از اون سیر نزلی داره میره سمت سیر صعودی یعنی چاق شدن
اینشد که تصمیم گرفتم از امروز یه رژیم رو شروع کنم
حالام باید هرچی رو که می خورم بیام اینجا بنویسم
04/06/2010 06:55
روز سه شنبه
دیروز رو تا شب خوب پیش رفتم و حتی خونه هم که اومدم چیزی دلم نمی خواست بخورم ولی یه دفعه نمی دونم چی شد که شروع کردم به خوردن
البته می دونم چرا! چون شب قبلش تا ساعت ۲ کار می کردم و بعدشم دیگه درست نخوابیدم میشه گفت اون شب کلا ۳.۵ خوابیدم واسه همینم دیروز واقعن گیج و خسته بودم و وقتی دیروز اومدم خونه نتونستم بخوابم و بجاش شروع کردم به خوردن !
منم که کلا آدمی هستم که باید ۷-۸ ساعت رو در شب بخوابم و گرنه نمی شه!
حالا امروز ( سه شنبه، 2010/04/06 ) رو سعی می کنم هرچی می خورم بنویسم
صبحانه: یک لیوان آب
می دونین من همیشه عمرم صبحانه می خوردم ( صبحانه که می گم نه از این الکی ها یه عالمه می خوردم ! شوخی می کنم ولی خوب به طور متوسط حدود ۳۰۰ و روزهای تعطیل ۵۰۰ کالری هم میشد) ولی چند ماهه امتحان کردم که وقتی صبحونه نمی خورم تا شب خوب پیش می رم و راستش تاثیر منفی روی کار روزانه ام نداشته که بگم خسته و گیج میشم یا چیز دیگه!
میانوعده: یه چیزهایی خوردم دیگه ( مثل یه کوچولو گز تبریزی و یکمی نون و غیره که کلا شد ۱۵۰ کالری
ناهار: ۱۵۰ گرم مرغ + سبزیجات آبپز مثل هویج+ کرفس+ پیاز+کدو+سیب زمینی وگوجه فرنگی +ماست و کمی نون که جمعا شد ۶۵۰ کالری
بعدشم چای با نصف پولکی ۲۰ کالری
تا الان ۸۲۰ کالری که برای امروز زیاد شده و چون دیشب هم زیاده روی کردم باید حواسم رو بیشتر جمع کنم تا شب
!
04/04/2010 11:19
کار مضاعف
امسال اولین سالی بود که در تمام طول عمرم توی تعطیلات من مجبور بودم کار کنم ! جوری که حتی ۱۳ بدر هم تا ساعت ۵:۳۰ من شرکت بودم ( وای خدا به خیر کنه تا آخر سالش رو) دیگه وارد مقوله بحث های سیاسی و ربط دادنش به اسم سال نمی شم 
اما یه چیز مثبت که من توی خودم می بینم اینه که دارم به سمت کم خوردن سوق ( نمی دونم سوق درسته یا سوغ ) پیدا می کنم و این واسه من خیلی عالیه
یعنی هر لباسی که قبلا واسم تنگ شده بود الان خیلی خوب شده و بعضی هام دیگه داره گشاد میشه ( دیگه همه می دونین که این چقدر واسه آدم ذوق آوره )
من هیچوقت نتونستم یه رژیم رو کامل تا ته بگیرم ( نمی دونم چرا! احتمالا از بس شیکمو ام) ولی ایندفعه فقط کالری ها رو حساب می کنم و معیارم اینه که از ۱۲۰۰ تا بیشتر نشه ( که خوب امکانش تقریبن صفر ه!
) ولی همینم خیلی موثر بوده
ولی همینکه بدونم چقدر خوردم و تا کجا دیگه نباید ادامه بدم بهم کمک بزرگی کرده!
حالا اینقدر سخنرانی کردم اصلا نمی دونم چند کیلو شدم ها ( یه وقت اگه اومدین دیدین بیشتر شدم بهم نخندین)
اما واقعا، قبلا که ایروبیک می رفتم و روی ۱۵۰۰ کالری ست کرده بودم خیلی به زحمت وزنم پایین می اومد و انگار اصلا نتیجه نداشت اما حالا که فعلا ظاهر امر بهتر داره نشون میده - با اینکه الان تقریبا اصلا نمی رسم ورزش کنم
خوب دیگه بسه سخنرانی کردن، برم که یه عالمه کار دارم
امیدوارم همگی همیشه موفق باشین
03/30/2010 13:59
تعطیلات نوروز
من واقعا الان به اونهایی که میان و وزنشون در عید ثبت می کنن تبریک می گم !
چون من دوبار توی این مدت خودمو وزن کردم و هر کدم یه چیزی نشون داده
بنابراین اصلا این وزنها رو در نظر نمی گیریم ( اینطوری بهتره) و روحیه آجیل خوریمون هم حفظ می شه! J
امیدوارم به همگی خوش بگذره و بتونین حداقل وزنتون رو حفظ کنین