آب درماني رو شروع كردم
سلام
ديشب كلي با همسرم راجع به برنامه ي آب درماني صحبت كردم. نتيجه اين شد كه همسرم گفت شروع كنم و ببينم تا كجا مي تونم طاقت بيارم. درسته ممكنه اين برنامه اصولي نباشه اما گاهي شرايط حاد هست و وقت كم. بايد دست به يك كار اورژانسي زد. ضمن اين كه من اطلاعات زيادي راجع به اين برنامه از نت گرفتم مثلا اين كه باني اين برنامه يك دكتر روس بوده و خوب پزشك ها معمولا دست به كاري نمي زنن كه براي بدن مضر باشه و بعد اون رو به دنيا معرفي كنن. البته مي دونم شايد خيلي ازاين اطلاعات زياد هم قابل اعتماد نباشه اما حداقل مي دونم چه بايد بكنم تا ويتامين و املاح بدنم كم نشه و يا قند خون پايين نياد. به اميد خدا از امروز شروع كردم.
بچه ها يك دنيا من رو ببخشيد فكر نمي كنم امروز بتونم بيام و پاسخ محبت هاتون رو در خونه ي شخصي تون براتون بنويسم. اما به ياري خدا از روزهاي ديگه از خجالت تون در ميام.
دكتر ساراي عزيزم. ممنونم كه اين سايت هاي خوب رو به من پيشنهاد مي كني. برنامه ي رژيم رو ديدم. صميم تقريبا شرايط من رو به لحاظ وزني داشته و خوب از اين كه مي بينم موفق شده واقعا خوشحالم. برنامه ي رژيم هم اصولي و بسيار خوبه. در ليست سايت هاي مورد علاقه گذاشتمش تا برنامه هاش رو دنبال كنم. بي نهايت از لطف و محبتت ممنونم.
فندوق جون بيماري من از جمله بيماري هاي نادر در بين خانم ها بوده و من متأسفانه بدترين نوعش رو گرفتم. فكر كن از 68 كيلو در عرض 9 ماه رسيدم به 128. نزديك به مردن بودم. فقط خدا نجاتم داد. دكترها كاري رو كه مي تونستن بكنن در بيمارستان برام انجام دادن و 28 كيلو در جا كم كردم. با داروها و ورزش هاي خاص و تقريبا اصلا غذا نمي خوردم. براي كم كردن بقيه كه همه چربي هست نياز به يك برنامه ي اصولي داشتم كه خودم عقب انداختمش. چون جا زده بودم و ترسيده بودم. فكر مي كردم هر كاري بكنم فايده يي نداره. البته اين يك كم هم به افسردگي پس از زايمان و بدبيني هاي ناشي از اون بر مي گشت. دوري از خانواده و وطن و زايمان بسيار سخت، بدبينم كرده بود به شرايط. حالا از لحاظ روحي بهترم. افسردگي خدا رو شكر ندارم اما زماني كه از دست دادم برام حياتي بود. حالا من موندم و 6 ماه و اين مقدار اضافه وزن كه بايد كم بشه. دكترها حداكثر كاري كه مي تونن بكنن دادن رژيم هست كه خوب اين خيلي خوبه اما من وقت ندارم. يك بحران پيش رومه كه اگر خداي نكرده وزنم كم نشه به شدت درگيرش مي شم. ممنون عزيزم از بابت راهنمايي هاي خوبت.
تبسم نازنين بي نهايت ممنون از اين كه با حوصله و گرم پاسخ سؤالم رو دادي عزيزم. اين كه گفتم من ايران نيستم به خاطر اينه كه شنيدم بچه ها جلسه مي گذارن و برنامه هاي هم رو بررسي مي كنن يا با هم پياده روي مي رن. كه من متأسفانه اين طوري از كار گروهي عقب مي مونم. اين رو گفتم كه بپرسم با اين شرايط هم مي تونم باهاتون همراه بشم يا نه؟ من مدت زيادي در بلاگفا بودم و راجع به زندگي در اين جا مي نوشتم. اما متأسفانه شرايطي برام به وجود اومد كه بلاگ هام رو حذف كردم. در هر صورت براي همراهي با تو دوست نازنين و عزيزم هم كه شده حاضرم يك بار ديگه وبلاگ بزنم و باهاتون همراه بشم. تبسم جون لحن گرم و صميميت خيلي بهم انرژي مي ده و ممنونم از تمام محبت هات.
هستي نازنينم هم كه هميشه مثل دكتر ساراي عزيزم برام يك نمونه ي موفقه. شما دو تا دوست نازنينم چنان قدرتي در واژه هاتون مي ريزين كه آدم پر از انرژي مثبت مي شه.
خدا رو شكر به خاطر داشتن دوستان خوبي چون شما.
امروز برنامه ي آب درماني رو شروع كردم و خوب جز 16 ليوان آب چيزي قرار نيست بخورم. برنامه هاي پياده رويم هم سبك تر هست كه يك هو به بدن زياد فشار وارد نشه. بعد از اتمام مدت 40 روز به ياري خدا طبق برنامه ورزش و رژيم اصوليم شروع مي شه. دعا كنين بتونم طاقت بيارم. اگر نتيجه برام خوب بود ريز كار رو براي همه تون مي نويسم.
شاد و سلامت باشين...

