07/30/2011 07:09
روز هشتم - 90/5/8
فقط 42 روز مانده به مهمانی تولد
سلام به دوستان صبح روز شنبه اتون بخیر امیدوارم هفته خوبی رو پیش رو داشته باشید خوب یک هفته از رژیم من گذشت وبا وجود گلی خانم نمی تونم بگم کاهش داشتم یا نه ولی نکته خوبی که احساس می کنم اینکه رو خوردنم تا حدی کنترل پیدا کردم واین خودش یک قدم بزرگه
ناشتا:دو لیوان آب
صبحانه:نان لواش +کمی پنیر +عسل+چای 150 کالری
میان وعده:چای+یک عدد شیرینی مجددا به مناسبت عقد یکی دیگه از همکاران
نهار: 4 قاشق برنج+یک سیخ کوبیده کم چرب خانگی+سالاد 400 کالری
میان وعده:چای +یک عدد شکلات کوچک فرمند 50 کالری
شام
کل کالری
ورزش:یک ساعت ایروبیک 400 کالری سوزانده شده
07/28/2011 09:58
روز ششم - پنجشنبه 90/5/6
فقط 43 روز مانده به مهمانی تولد
سلام به دوست جونا امیدوارم هفته خوبی رو تا اینجا گذرونده باشید و آخر هفته خوبی رو هم پیش رو داشته باشید خوب ما امشب عروسی دعوتیم ولی زیاد حس و حالش نیست ، نمی دونم چرا سرم هم از صبح درد می کنه
ناشتا: دو لیوان آب
صبحانه 7 صبح: نان لواش+ کوچولو پنیر + کمتر از دو قاشق مربا خوری عسل 150 کالری
میا ن وعده 10 صبح:چای +یک حبه قند 10 کالری
نهار:5 قاشق برنج+کمی مرغ+ماست وکدو 500 کالری
میان وعده:چای +یک حبه قند 10 کالری
شام: در حد 4 قاشق باقالی پلو+3 تکه جوجه کباب+دوغ 350
کل کالری:1200
پی نوشت:چون شاید چیزی یادم نمی یامد کالری رو روند کردم 1200 زدم
07/25/2011 07:01
حرفهای دوستانه
سلام و صبح بخیر به دوستای عزیزم خیلی خیلی خوشحالم که اکسترا دوباره رونق قبلش رو گرفته و دوباره هممون جمعیم
می خواهم یک چیزی رو بگم یادتون هست آن اوایل من یک روز بسی بسیار خوشحال بودم و اعلام کردم که خبر بارداری دوست صمیمی و عزیزم رو شنیدم خوب زیاد نگران نباشید خواستم بگم چهارشنبه به سلامتی بی حرف پیش پسملی نانازو خوردنیش به دنیا می آد ... ولی نکته مهم قضیه برای من و کلا ما دوستان قدیمی اکسترای اینه که الان 9 ماهه که یک جورایی داریم درجا می زنیم بچه ها بیاین واقعا به خودمون بیایم و ایندفعه یک کاری کنیم کارستون در مورد خودم میگم اگه تو این 9 ماه یعنی 270 روز یعنی چیزی حدود 38 هفته مثل بچه آدم به هدفم پایبند بود به کجا ها که نرسیده بودم میدونید بیشتر ماها برای لاغر شدن عجله داریم و می خواهیم یک شبه ره صد ساله بریم اینجوری که اولش تخت گاز میریم و بعد موتور میسوزونیم می شه قضیه من که 9 ماه رو به آسونی از دست دادم اگه من هر ماه فقط و فقط 2 کیلو آره 2 کیلو ناقابل کم میکردم الان 18 کیلو کم کرده بودم و به 52 رسیده بودم آنهم آهسته و پیوسته و بدون فشار الکی
همه این ها بر میگرده به برنامه ریزیهای غلط و این شل کن و سفت کن های که ما در می آریم ببخشید اگه خیلی رک حرف زدم و یا جمع بستم ولی بیاین کمی فکر بیشتر و دقیقتر رو این مسئله فکر کنیم
همه تون رو دوست دارم هزار تا
07/24/2011 07:08
شرط و شروط برای آغازی دوباره
سلام به دوستای عزیزم
این مدت خیلی بد قول شده بودم و کم کار ولی دیگه واقعا آمدم آنهم با انگیزهای بالا من می دونم که می تونم پس نا امیدی رو از خودم دور میکنم و پشتکارم رو چند برابر
می خواهم تا اول مهر از هر چی اضافه وزنه خلاصی پیدا کنم پس تو این 62 روز هیچ عذری پذیرفته نیست در ضمن این تو بمیری هم ار آن تو بمیری ها نیست
خوب از دیروز که اول مرداد بود آغاز شده و 61 روز دیگه ادامه داره در این 9 هفته اگه خدا بخواهد بی حرف پیش می خواهم 10 کیلو کم کنم یعنی دارم با وزن 68 شروع میکنم و می خواهم به 58 برسم نگید نمیشه که من می گم خواستن توانستنه من تمام تلاشم رو می کنم پس حتما نتیجه اش رو هم میگیرم البته نا گفته نباشه که من یک هدف برای ایجاد انگیزه برای خودم گذاشتم که آنهم روز 17 شهریور هست که می خواهم به مناسبت تولدم یعنی 20 شهریور مهمانی بگیرم پس چون من عاشق شمارش معکوس هم هستم 17 شهریور رو هدف می ذارم ولی رژیم تا اول مهر ادامه اداره چه بسا لازم باشه تا بعد از آنهم ادامه پیدا کنه
خوب این برنامه منه در نظر دارم که
1- کالری دریافتی روزانه ام 1000 کالری باشه تا 1200 هم مجاز است ولی بالاتر از آن وارد محدوده قرمز میشم
2- بعد از ساعت 8 شب خورد و خوراک تعطیله در صورت گشنگی فقط محدود میشه به یک لیوان شیر کم چرب و یا یک وعده میوه
3- کاملا برنج و نان رو حذف نمی کنم بخصوص در این روز های اول رژیم ولی درمقدارخوردنشون حتما رعایت می کنم و به مرور هم وقتی معده ام جمع شد و بدنم عادت کرد کمتر و کمتر میکنم
4- می خواهم واقعا تا جای که بشه به شیرینی، بستنی، شکلات، کیک، فند و شکر، فست فود، سس های پر چرب، غذاهای سرخ شده و سوسیس و کالباس نه بگم که خوب باید حسابی رو ارادم کار کنم باید دست از حریص بودن بر دارم
5- دلم می خواهد گشنگی واقعی رو از گشنگی کاذب بدرستی تشخیص بدم و الکی غذا نخورم
6- دلم می خواهد به سالم خوری روی بیارم
خلاصه دوست جونا تمام ان موارد استثنا هم داره قرار نیست خودم رو زجر کش کنم ولی باز هم می گم خواستن توانستن است اگر بخواهم می دونم که می شه شاید از همین امروز که روز دومم هست نتونم به تمام موارد نه بگم ولی می تونم تو خوردنشون زیاده روی نکنم ومطمئنا تو روز 21 رژیم باید دیگه نه گفتن رو بلد باشم
همه اینها رو نوشتم که خودم یادم باشه قراره چکار کنم
07/20/2011 08:38
سلام
سلام به دوست جونیام
میدونم قرار بود از دوشنبه فعالیتم رو شروع کنم ولی خوب کلی کار و مشغله و کلی بی حوصلگی ولی از شنبه به طور جدی و فعال در خدمتون هستم این مدت ورزشم سر جاش بوده و کلاس ایروبیکم رو هم رفتم و واقعا هم لذت بردم از کلاسم ولی خیلی خیلی دختر بدی بودم تخت گاز پر خوری کردم و آنهم همش هله هوله خیلی بد عادت شدم خیلی خیلی بی نظم غذا می خورم دیر وقت برنج می خورم و کلی هم بستنی و شکلات بر بدن زدم کلا افتادم رو دور خوردن عصبی طوریکه از ساعت 7 عصر تازه خوردنم شروع می شه و تا آخر شب ادامه داره طوریکه همش تو این فکرم که چی بخورم از خوردنم هم لذت نمی برم فقط انگاری معتاد این شدم که دهنم بجنبه از دست خودم خیلی خیلی اعصابم خورده از 25 خرداد که به 65 رسیده بودم حتی 64.800 رو هم دیدم دوباره 68 شدم یعنی توی 35 روز 3 کیلو چاق شدم
به قول مربی ورزشم آخه چرا یادتون میره که چقدر برای کم کردن یک کیلو ار این اضافه وزن ها چقدر زحمت کشیدن پس چرا به راحتی زحماتتون رو هدر میدین؟؟؟!!!! من که به نوبه خودم کلی پشیمون و نادم هستم این سه روز رو هم کلی حواسم هست ولی به امید خدا از شنبه اول مرداد یه صورت رسمی و اکتیو فعالیتم رو شروع می کنم
هدف این دوره رو هم تولد خودم یعنی 20 شهریور گذاشتم و تصمیم دارم برای انگیزه بیشتر به امید خدا بی حرف پیش 17 شهریور رو که پنجشنبه است مهمونی بگیرم و تا آن موقعه که 7 هفته و یا دقیقتر بگم 48 روز هست می خواهم 8 کیلو کم کنم و به 60 برسم شاید خیلی هاتون بگید 8 کیلو نمی شه ولی من تمام تلاشم رو میکنم الته این رژیم کماکان بعد از این تاریخ هم ادامه پیدا خواهد کرد
دیگه خسته شدم مرگ یکبار شیون یکبار