10/10/2007 06:36
I am back
سلام به همه همراهان خوبم
من دوباره با كلي انرژي مثبت برگشتم. البته حدود 3 هفته پيش اصلا حس و حالم اين نبود واقعا وضعيت بدي داشتم چون نه تنهاروز به روز بلكه به جرات هرثانيه به ثانيه وزنم داشت بالا ميرفت.
2 سالگي پسرك بود كه توسط پرستارش هميشه انجام ميشهcheck up خوب يادم مياد اونروز رو
ادم مياد خانم پرستار بهم گفته كه تو هم و ناراحت به نظر ميام. گفتن همين حرفش باعث شد كه گوله اشكام سرازير بشه و بهش گفتم كه اين چاقي لعنتي داره تمام زندگيمو بهم ميزنه و كنترلش ازدستم خارج شده وفكر ميكنم آخر دنيا رسيده. بيچاره خيلي اونروز باهام وقت گذاشت و همچنين گفت برام از دكتر تغذيه يه وقتي ميگيره.منم تو دلم خنديدم گفتم چه فايده داره خودم ميدونستم كه تو زندگيم بيشتر از 100 تا دكتر تغذيه رفتم ولي هيچوقت به دستور هيچكدوم بيشتر از 2 هفته عمل نكردم
... ادامه دارد
08/30/2007 15:17
روز 10
صبحانه
يك عدد نان جو واسا با كمي پنير فيلادلفياي رژيم و 3 عدد گردو و2 عدد خرما به همراه يك ليوان چاي
ناهار
دو عدد رون كامل مرغ گريل و يك هشتم هندونه كوچك
08/29/2007 15:09
روز 9
امروز پسر كوچولوم رو برديم مهد كودك . از اول صبح كه بلند شده بود مثل هميشه شاد نبود يعني اونم فهميده بود كه امروز با همه روزا يه فرقي داره ؟ به خدا فهميده بود. رفتيم گذاشتيمش و معلمش هم خيلي مهربون باهاش شروع كرد حرف زدن ولي پسرم كه فرانسه نميدونه خلاصه همش دلم شور ميزنه اگه يه چيزي بخواد اونا چه جوري بفهمن به هر حال بدون خداحافظي وقتي مشغول لگو ها شد فلنگو بستيم و با شوهري رفتيم تو يك كافه بيسترو تو هواي آزاد صبحونه بخوريم. ولي خوب تمام مدت داشتم به پسرم فكر ميكردم . بعد از 3 ساعت كه رفتم دنبالش معلمه گفت از گريه خودشو كشته و نه به اسنكش و نه حتي به ناهارش لب زده, خودشم طفلكي از زور گريه رو ميز خوابش برده بود و وقتي ما رو ديد بغضش شكست و حالا گره بكن اونم چه جوري
اي بابا مثلا اومده بودم بنويسم چي چي خوردم
صبحانه
يه ساندويچ گنده املت تخم مرغ و سبزيجات با دو عدد نون تست جو
ناهار
دو عدد بيخ رون مرغ گريل و يك چهارم هندونه با 2 قاشق غذاي اضافه پسري
ميان وعده
7 عدد انگور و يك كاسه آش رشته بد مزه
شام
5 قاشق برنج با 5 تاشامي خورشت ترشي شامي و كمي سيب زميني پخته
08/29/2007 11:48
روز 8
وقتي رفتم رو وزنه واقعا شوكه شدم يعني من توي يك هفته پيش كه كلي مواظب بودم فقط 300 گرم كم كردم. نميدونم بخاطر اينه كه دارم پريود ميشم يا استرس گذاشتن پسرك براي اولين بار تو زندگيش در مهد كودك خلاصه كه كلي تو ذوقم خورد. اصلا خجالت ميكشم برم لوگ گروپ رو آپ كنم
صبحانه
با كمي پنير فيلادلفياي رژيمي Whole 12 Grains يك عدد نون
با يك ليوان چاي و دو عدد خرما
خوردن مابقي تخم مرغ پسرك كه توش هم بگي نگي كره داشت
ميان وعده
10 عددانگور و يك عدد هلو
ناهار
سه چهارم يك رون مرغ و يك كفگير و نيم برنج دودي با ماهي گريل سلمون و يك كاسه سالاد سبز
شام
يك بشقاب پر گوشت كوبيده با يك عالمه نون و يه عالمه سالاد
و بعدش هم يك كفه دست نون با پنير فيلادلفيا
نصف بستني چوبي پسرك
خيلي پر خوري كردم و همش هم نتيجه اين بود كه انتظار داشتم بيشتر وزن كم ميكردم .
.
08/27/2007 21:10
7 روز
صبحانه
با كمي پنير فيلادلفياي رژيمي Whole 12 Grains يك عدد نون
با يك ليوان چاي و دو عدد خرما
ميان وعده
يك عدد هلو و نصف موز
ناهار
5 قاشق برنج آبكش شده با 6 قاشق خورشت قيمه و يك كاسه سالاد سب
ميان وعده
نصف موز
شام
دو قاشق قيمه پلو و يك قاشق زرشك پلو
08/26/2007 17:09
روز 6
صبحانه
با كمي پنير فيلادلفياي رژيمي Whole 12 Grains يك عدد نون
با يك ليوان چاي و دو عدد خرما
ناهار
دو عدد رون كامل مرغ گريل با دو قاشق برنج و يك عدد هلو زعفراني
ميان وعده
12 عدد انگور بي دونه قرمز
شام
يك كف دست نان سفيد ساندويچي با پنير فيلادلفيا لايت و دو عدد خرما و يك ليوان چاي البته بعدش دو قاشق ماكروني غذاي پسرك و دو قاشق هم زرشك پلو غذاي شوهري رو خوردم . بابا اي ول از خدا رو شكر قضيه به همين 4 قاشق ختم شد وگرنه براي من قبلنا همين 4 قاشق حكم ناخنك را داشت
08/26/2007 09:08
روز 5
صبحانه
با كمي پنير فيلادلفياي رژيمي Whole 12 Grainsيك عدد نون
ناهار
نصف كف دست ماهي سلمون گريل شده با يك كفه دست نان جو
سبزيجات پخته و يك كاسه سالادي شيرازي
ميان وعده
3 عدد نارنگي كوچك
شام
يك چهارم هندونه متوسط و 4 قاشق برنج كته و 6 قاشق مايع ماكاراني ,گوشت چرخ كرده با فلفل سبز
08/24/2007 10:24
روز 4
صبحانه
يك عدد نان جو واسا با با كمي پنير چدار و1 عدد خرما به همراه يك ليوان چاي
ميان وعده
يك عدد موز متوسط
ناهار
به اندزه يك كوبيده كباب ديگي با 3 قاشق برنج و گوجه فرنگي پخته و يك ظرف سالاد سبز
عصرانه
يك عدد سيب و يك ليوان چاي و خرما
براي شام قرار بود كه فقط يك چهارم يك هنوانه متوسط بخورم ولي متاسفانه چون شوهري فيلم گرفته بود كه ببينيم تا ساعت 1.5 نصف شب بيدار بودم و نتيجه اش خوردن يك كفه دست كوكوي سيب زميني با يك نون تست بود.
فكر كنم يه چاي با خرما و گردو هم خوردم.
آها راستي يك كاسه سالاد شيرازي هم خوردم.
نتيجه اخلاقي اينه كه بهتره آدم شبها زودتر بخواب
فعاليت بدني
40 دقيقه شناي غورباغه معادل 50 طول استخر
08/23/2007 20:52
روز 3
نميدونم كه اسم اين وعده رو چي چي بايد بزارم در هر صورت ساعت 4 صبح از زور گشنگي بيدار شدم و تا بيام به خودم بجونبم تو خواب و بيداري يه موز رو بلعيده بودم. امروز هم در كل همش حالت گرسنگي داشتم يه جورايي غيرعادي ولي خدا روشكر هر چي بود روز هم تموم شد.
صبحانه
يك عدد تخم مرغ پخته با نون جو واسا چاي و 1 عدد خرما
ميان وعده
يك عدد هلو
ناهار
دو عدد بيخ رون , اينقده از اين اسم را براي اين تكه بالاي رون خوشم مياد توسفر اخيرم به
ايران ياد گرفتم , با سبزيجات آبپز و 1 عدد سيب زميني پخته
شام
يك عدد نان جو واسا با با كمي پنير چدار
نصف يك قاچ پيتزا با يك عدد شليل و يك عدد نارنگي
08/22/2007 09:55
روز 2
صبحانه
يك عدد نان جو واسا با با كمي پنير چدار و دو عدد خرما به همراه يك ليوان چاي
اسنك
يك عدد هلوي زعفراني
ناهار
5 قاشق برنج با خوراك گوشت چرخ كرده و سبزيجات و دو قاشق ماست
عصرانه
8 عدد بادوم هندي و يك گاز موز
شام
سالاد سبز با سس روغن زيتون و آبليم