chaghalooie ke erade darad

I WAS a fat lady.

My Profile

  • Name: soly
  • City: Tabriz
  • Region: Azarbayjan-e Bakhtari
  • Country: Iran

My Weight Loss

Height: 163.0cm
Start weight: 96.00kg
Current weight: 90.50kg
Goal weight: 89.00kg
Lost to date: 5.50kg
Remaining: 1.50kg

My Calendar

9
February '12
< February >
S M T W T F S
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      

My Photos

Before After

دوری سخته

سلام

با خوشحالی عرض میکنم که بنده تا 5 روز مسافرت تشریف دارم.اگه میتینگ واینا نبودم فکر نکنید قهر کردم یا تعطیل کردم ویا خلاصه... چجوری بگم ما به اتفاق خانواده خواهرم اینا داریم میریم شمال دلتون بسوووووووووزه!

ببخشید از فرط هیجان بود وگرنه واقعا از اینکه چند روزی با انارستان نمیتونم ارتباط داشته باشم یه جورایی تو خودمم.داشتم فکر میکردم کاش فردا رو میتونستم  وزنم رو اپ کنم.ولی توی راهیم و بعدشم که...نمیشه.

اصلا من از بچه گی عاشق طبیعت قشنگ شمال و دریای زیباشم. اصلا بعد از یه عالمه سبزی و قشنگی توی راه بوی دریا که به مشام میرسه انگار شمیم یه دنیای دیگهس.پر از تفریح و دلخوشی و فارغ از همه گرفتاریها و فکر وخیالها.

قول میدم دختر خوبی باشم و کالریهامو بشمرم وفعالیت داشته باشم و در تمام اوقات مغزم کار کنه ودچار آلزایمر نشم!اه کاش میشد ترد میلم با خودم ببرم.(میبینید اند ندید پدیدگی رو) خوب امیدوارم به همتون در همه جا خوش بگذره.خدافظ

زندگی شیرین میشود

خوب ابتدا به حضور انورتان برسونم که اون 1 کیلو دوباره برگشت سر جاش.اونقده خوشحال شدم که حد نداشت.بعد هم که با این تردمیلی که تازه خریدم حسابی ندید پدید بازی در میارم.تا 5 دقیقه فرصت گیر میارم زودی میپرم روش و تا عرقم درنیاد ولش نمیکنم.راستی یه سوال شیب دادن به تردمیل روی عضله های باسن تاثیری داره؟چون وقتی شیب میدم عضله های اون قسمت  تحریک میشن و حس میکنم یه اتفاقایی میافته.

راستی با وجودیکه چند کیلو بیشتر لاغر نشدم ولی یکی از مانتوهای زمان 85 کیلوییم اندازهم شد.دیروز مثل دیوونه ها بعداز پوشیدنش هی واسه خودم میرقصیدم.

خلاصه همه چیز بر وفق مراده.الان حساب کالریها اومده دستم و خیلی راحت تر از قبل خودمو در برابر شیرینی جات که نقطه ضعفمه کنترل میکنم.فقط آب نمیدونم چرا نمیتونم زیاد بخورم.

از همه به خاطر همه چیز ممنونم.قربان همه:سولماز

راستی....

راستی یه سوال؟

من چند روزیه برنامه ورزشیم رو که 20 دقیقه آیروبیک با سی دی و پیاده روی در حیاط بود رو تبدیل به پیاده روی با ترد میل کردم این میتونه تاثیری توی  چاق شدنم داشته باشه؟

سولی مبهوت میشود!!!

سلام

نمیدونم چرا ولی چند روزه که  وزنم 1 کیلو رفته بالا.البته 4 روزی دور از خونه و مهمون بودم .هرچند اونجا سعی میکردم پیاده روی و رژیمم رو حفظ کنم ولی نمیدونم چی شده !!! حالا شاید غذاهاشون چرب بوده و من میزانم به هم خورده یا نمیدونم خلاصه یه جای کارم میلنگه .راستش یه خورده اعصابم به هم ریخته و به بلاگ هم نیتونم سر بزنم.یعنی چیکار کنم؟وزنمو دوباره ببرم بالا تو جدول؟یکی دو روزه عین مصیبت دیده ها که نمیخوان باور کنن روزی 10 بار در نقاط مختلف خونه میرم روی وزنه که شاید درست نشون بده ولی ...خبری نیست.البته سرما هم خوردم یعنی میتونه توی اضافه وزن تاثیر داشته باشه؟پریودمم تازه تموم شده .اصلا نمیدونم چرا. ولی خوب سعی میکنم دوباره شروع کنم.

راستی دکتر سارا جون با خودم قهر کرده بودم .فقط احوالپرسی پرمهر تو  راغبم  کرد برای نوشتن.

از خدا ممنونم بخاطر شماها..

چهارشنبه

ناشتا:2لیوان آب

صبحانه:2 کف دست نان با 20 گرم پنیر چای 1 عدد خرما

میانوعده:1 عدد سیب  و 2 عدد بیسکویت ساقه طلایی چای 1 عدد خرما

ناهار:2 لیوان آب 1 لیوان ماکارونی مقداری کاهو

عصرانه:2 کف دست نان 10 گرم پنیر 2 قاشق غذاخوری بستنی و کاهو

شام: اعدد سیب 1 عدد پرتقال 1 عدد کیوی 2 لیوان آب

ورزش:دو ساعت پیاده روی آهسته

 

برنامه غذایی

سلام

تصمیم گرفتم برنامه غذاییم رو وارد کنم حالا که هیشکی  نمیگه از کجا شروع کنم خودم شروع میکنم ببینم چی میشه...

سه شنبه 31 اردیبهشت ماه:

ناشتا:دو لیوان آب

صبحانه:3 کف دست نان = 225 پنیر 20 گرم = 40 خرما=20

  میانوعده:سیب 1 عدد بیسکویت ساقه طلایی 3عدد خرما 2عدد= 40

ناهار:دولیوان آب یک لیوان مکارونی دو قاشق غذا خوری بستنی یک قاچ بزرگ هندوانه

عصرانه:1 عدد خرما 3 کف دست نان سنگک 10 گرم پنیر یک بشقاب سبزی خوردن

شام میوه سیب 1 عدد پرتقال 1 عدد کیوی 1 عدد شیر یک لیوان:

 

چرا گاهی مغزمان کار نمیکند؟

این مشکل همیشه من بوده.یه میز رنگین که میبینم دچار آلزایمر میشم.اصلا تمام غصه ها و تلاشها و ورزشها و مصایب چاقی که میتونم براش مثنوی هفتاد من بنویسم چنان از مغزم پرش میکنن که خودم تا چند روز توی شوک هستم.جمعه یه جایی دعوت بودیم که یه عالمه از غذاهای مورد علاقه بنده وجودداشت .

اولش عقلم سر جاش بود وبا کلی مقاومت ففقط به مقدار نیازم کشیدم.ولی دفعه های بعد که بخاطر بچه ها رفتم سراغ غذاها با هر تعریف واصرار میزبان ناخونکی به هر کدومشون زدم.و.. خلاصه خدا رحم کرد که یکی کارم داشت و سر میز رو ترک کردم وگرنه احتمالا برای گربه ها هم چیزی نمیذاشتم بمونه.

امروز همش توی این فکرم که چرا؟واقعا چرا اینقدر بی جنبگی؟کی من باید واقعا مثل یه آدم پخته عمل کنم؟

توی خونه رژیم رو حفظ کردن مهم نیست که.باید یه کاری بکنم که بره توی خونم این کم خوری.چجوری؟؟؟؟

امروز حسابی وجدان درد دارم بهتره سرتون رو درد نیارم. 

پنجشنبه 26 اردیبهشت

یه چیزی رو تازه کشف کردم واون اینه که فعالیت بدنی عجیب روی کاهش وزنم تاثیر میذاره.تازگیها  با سی دی آیروبیک بیاچه  خیلی خوب ورزش میکنم.اگر سی دی خوب دیگه ای سراغ دارید راهنمایی کنید لطفا.

اصلا من همیشه با فعالیت مشکل داشتم چون  مطالعه رو دوست داشتم که نشستنی بود و بعد هم که رشته م کامپیوتر بود وهمش پشت میز .جدا از اینا کلا اهل ورجه وورجه نیستم و اگه کسی کاریم نداشته باشه میتونم یه روز هم بشینم سرجام.میبینید واقعا فاجعه است.. خوب حالا مهم اینه که تصمیم گرفتم این عادت رو بذارم کنار.متاسفانه بدلیل وجود دو فرزند کوچولو امکان پیاده روی و باشگاه و اینجور چیزها نیست.

میخواستم بپرسم بنظرتون استفاده از وسایل ورزشی مفیده؟با توجه به اینکه چاقی من عمدتا در نوحی ران وباسنه  دوچرخه ثابت خوب هست یا تردمیل؟

اصلا مساله مهم من عوض کردن لایف استایله ودنبال چیزهایی هستم که راحت تر و سریعتر انجامش بدم. .

در ضمن هدفم فقط شش کیلو کم کردن نیست خیلی بیشتر از ایناست .ولی چون اینطوری برام راحت تر میشه تقسیم کردم به چند مرحله.

از همه ممنونم. 

زندگی شیرین میشود

امروز خوشحالم چون صبح که رفتم روی وزنه دیدم شدم 94 .

مدتها بود از اضافه وزنم رنج میبردم.البته بعد از زایمان دوم اینطوری شدم.اوایل هم خیلی عجله داشتم که سریع بیام پایین .یه مدت هم یه تلاشهایی کردم ولی متاسفانه زود ناامید میشدم و زود هم اون چند کیلویی که کم کرده بودم برمیگشت.ایندفعه با عزمی راسخ و به پشتوانه تپلای مجموع در انارستان همینجور دارم میرم جلو... دیروز برای شام گرسنه م نبود هیچی نخوردم جز میوه. تاز ه ورزش هم کردم. 

تولد یک انگیزه

سلام

سلام ویژه به انارستانی های عزیز که مثل آهنربا همه تپلها رو جمع میکنن.

از اونجایی که اولین قدم قبول چاق بودن هست اسم بلاگم رو چاقالو گذاشتم تا هیچوقت یادم نره برای چی اینجام.

اینم بگم من از اون تپلایی بودم که حالا حالاها راضی به قبول وجودداشتن راهی بوسیله خود آدم و به این راحتی لاغر شدن  نمیشدم.

آشنایی با سایت انار خانوم رو یک هدیه معنوی ،شانس  یا هر چی که اسمشو میذارین تلقی میکنم.

همین که دست به موس شدم و یا علی گفتم یعنی شروع کردم دیگه... تنهام نذارین.

Tracker