شام آزاد
چهارشنبه شب حدود 1 ساعت و نيم بسكتبال بازي كردم .خيلي خوب بود .الان همش دارم خدا خدا مي كنم كه دوباره چهار شنبه بشه و بريم بازي..
ديروز دختر خوبي نبودم. نه اين كه زياد خورده باشم ها نه .بي نظم غذا خوردم .صبح 4 تا ديجستيو خوردم با پنير و ا ليوان شير. مشغول تميز كاري خونه بودم به خاطر همين غذا درست نكردم يه مقدار ميوه خورديم و بعد رفتم خونه مامان بزرگم اون جا هم رو م نشد بگم كه نهار نخورديم .همسر گرامي هم گرسنه بود يه نصفه موز خوردم با 10 تا دونه بادوم هندي. ساعتهاي حدود 9 ديدم خيلي گرسنم همسر دلش مرغ سوخاري مي خواست رفتيم كابوكي و من 2 تيكه مرغ سوخاري خوردم با سيب زميني و يه سالاد كلم احساس سيري و پري نداشتم البته از روزي كه رژيم شروع كردم از هميشه سير تر بودم.
جالب كه عذاب وجدان هم نداشتم توي رژيم هاي قبلي هم كه گرفتم هميشه يه شب شام آزاد دارن. عوضش امروز رعايت كردم اساسي.
صبحانه 1 ليوان شير خوردم با 2 تا دونه ساقه طلايي.ناهار نصفه كنسرو عدسي خوردم ا پر كالباس. 20گرم نون.
از خودم خيلي راضيم چ.ن اين همكاراي محترم من امروز شيريني دانماركي خوردن و خودشون رو كشتن كه من بخورم اما نخوردم .
خبر بد اين كه پريود نشدم هنوز مي ترسم. ..

