Soli's diet

This weblog is made in order to encourge me loos my extra weight

My Profile

  • Name: solmaz
  • City: Tehran
  • Region: Hormozgan
  • Country: Iran

My Weight Loss

Height: 170.0cm
Start weight: 81.00kg
Current weight: 79.00kg
Goal weight: 60.00kg
Lost to date: 2.00kg
Remaining: 19.00kg

My Calendar

4
July '09
< July >
S M T W T F S
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

My Photos

Before After

75 کیلو

 خب بچه ها سلام. فقط اومدم بگم امروز که 8 ماه ازرژیمم می گذره 75 کیلو هستم و 9 کیلو کم کردم. خیلی بهتر از قبل شدم اما هنوز رضایت بخش نیست ببخشید که دیر به دیر میام قول میدم دفعه بعد که میام 70 کیلو باشم.

 

 

ورزش مي كنيم

مرسي بابت كامنت ها تون بچه ها كلي انرژي بهم دادين .

 

ديروز به اين نتيجه رسيدم كه دارم رژيم رو شل مي گيرم .بنابراين دوباره خودم رو ملزم كردم كه رژيم رو مو به مو اجرا كنم . واقعا اين ناخونك زدن ها و حالا اين نصفه شكلات اشكال نداره ها رژيم رو داغون مي كنه.

 

خلاصه كه در راستاي وفاداري به قول و قرار هاي كه با خودم گذاشتم امروز كه همكارام دو بسته پفك خوردن من حتي يه دونه نخوردم. ( تشويقم كنيد لطفا)

 

 صبح كه از خواب بيدار شدم يك ليوان آب خوردم و يك دونه قرص مولتي ويتامين.

نهارهم يه دونه كباب كوبيده خوردم به اضافه سالاد ( نون و برنج نخوردم ، بازهم تشويقم كنيد)

 

اين بود كالري دريافتي امروزما.

 

اما بگم از كارهايي كه مي خوام بكنم : امروز نيم ساعت رو الپتيكال ورزش مي كنم و قول قول ميدم كه فقط ميوه بخورم .

 

ديشب بابام مي گفت كه خيلي لاغر شدم مي گفت يه دفعه برگشتم تو رو ديدم خيلي تعجب كردم

تصورش فرق مي كرده .كلي تشويق شدم براي ادامه اين راه .

 

قول مي دم به خودم و به همه مقدسات دنيا قسم مي خورم كه تا تابستون به 65 كيلو برسم.

 

خيلي قابل دسترسه .اين همه آدم 6 ماهه 20كيلو كم مي كنن يعني ما نمي تونيم

تازه از 79 تا 65 فقط 14 كيلو.

 

  ما مي توانيم مگه نه ؟

 

 

5 كيلو

5 كيلو كم كردم .همكارام مي گن لاغر شدي مامان و بابام تشويقم مي كنن همسرم مي گه دوباره داري ميشي سولي خوشگل خودم .اما هنوز از خودم ناراضيم ، هنوز از كسي كه تو آينه ميبينم خيلي چاق من نيستم  هنوز نميتونم لباسهاي نازنينم روكه بسته بندي كردم وگذاشتم تو چمدون بپوشم . الان 79 كيلوام واين يعني هنوز 19 كيلو اضافه وزن ( براي رسيدن به وزن خيلي خيلي دلخواه و مانكن شدن قدم 170 سانتيمتر) . در بدترين شرايط من از 76 بالاتر نرفته بودم  .همش فكر مي كنم چي شد كه شدم 84 كيلو

 

به قيافه خودم كه تو آينه نگاه مي كنم فكر مي كنم چقدر غريبه است برام براي عروسيم 68 كيلو بودم و فكر مي كردم چاقم حالا 79 كيلو ام و 84 كيلو هم بوده ام .چرا اين بلا رو سر خودم و اندام نازنينم آوردم . چرا يادم رفت تپل بودن خيلي بهتر از چاقيه آخه چرا؟

 حالا كه عكس ها و فيلمهاي عروسي رو مي بينم مي خوام خودكشي كنم .واقعا خوب بودم ( از آلوچه بپرسيد)

 

به اين نتيجه رسيدم كه آدم بايد در همه شرايطي خودش رو دوست داشته باشه وقتي 68 كيلو بودم اندامم رو دوست نداشتم خيلي از لباس ها رو نمي پوشيدم اعتماد به نفس نداشتم .حالا فكر مي كنم اگر به اون وزن برسم ديگه اشتباههاي قبل رو نمي كنم .لباسهايي رو مي پوشم كه دوست دارم سايز 40 اصلا سايز بدي نيست ( با توجه به استخوان بندي درشتم ) .

 

اما واقعا مصمم كه تمومش كنم تمومش كنم و ديگه هيچ وقت دغدغه وزن نداشته باشم . هميشه و همه حال دارم به چاقي و لاغري فكر مي كنم و هر لقمه اي كه مي خورم باور كنيد هر لقمه رو با عذاب وجدان مي خورم . ميخوام تا قبل از 27 سالگي به اون چه مي خوام برسم.

 

تا حدودي تونستم لايف استايلم رو تغيير بدم  خيلي بهتر غذا مي خورم ولي هنوز نتوستم بر تنبليم غلبه كنم و بلند شم برم پياده روي يا اين كه روي اين الپتيكال كذايي راه برم. خدايا آخه چرا من رو انقدر تنبل آفريدي ؟

 

 انار خانوم  بيا يه كم به من انرژي بده.

 

پ.ن : من ستاره 10 پوندي مي خوام الان كه داشتم وزن شروع و وزن الانم رو به پوند تبديل مي كردم ديدم كه 11 پوند كم كردم .خوشحال شدم به پوند كه ميشه بيشتر حال مي كني .

 

 

 

مسافرت و تقلب

سلام من اينجام . 3 كيلو ونيم كم كردم فقط.

هيچكس مي دونه من چرا پريود نمي شم. .حامله نيستم مطمئنم .3 تا بيبي چك منفي بود.حوصله ندارم برم آزمايش بدم اون هم منفي باشه.نمي دونم چرا هورمون هام انقدر بهم ريختن.

اصلا دلم نمي خواد بگم رژيم رو رعايت مي كنم از خودم راضي نيستم . ديروز عين يك گاو زخمي خوردم.افتضاح بود..اين چند روز تعطيلي رو رفتم شيراز. واقعا دختر خوبي بودم فكرش رو بكنيدخانه مادر شوهر با اون دست پخت بي نظير من گرسنه از سر سفره پا مي شدم .

تهران كه رسيدم داشتم به خودم مي گفتم كه از امروز بيشتر رعايت مي كنم كه خواهرم زنگ زد گفت مامان بزرگم خورده زمين و دستش شكسته و بايد عمل شه.فكر مي كنم به خاطر استرسي كه بهم وارد شد افتادم به جون غذا .براي نهار كلي برنج خوردم .بعد پفك خوردم بعد شكلات بعد يه عالم ميوه واي اصلا افتضاح بود.

بعد به خودم اومدم گفتم همين الان بايد قطع كني اين پر خوري احمقانه رو. و ديگه هيچي نخوردم.

امروز هم از صبح 2 ليوان شير خوردم 2 تاديجستيو 

نهار 5 قاشق برنج خوردم با يه رون مرغ

جرزني وحشتناكي كه كردم خوردن يه تارت آلبالو بود .قول مي دم به خودم قول مي دم كه ديگه چيزي نخورم تا شب. چون اثرات پر خوري ديشب هنوز هست

يه چيز خوب بگم و برم شيراز كه بوديم رفتم مهموني.بعد از مدتها از عكسام راضيم ..صورتم كوچيك شده

يه جا خوندم كه براي به وجود آوردن تغييرات بايد خود فعليتون رو دوست داشته باشيد اين باعث ميشه كه زودتر به هدفتون برسيد.پس با اندام الانتون مهربون باشد و دوسش داشته باشد كه سريعتر لاغر شيد

فعلا باي  

شام آزاد

چهارشنبه شب حدود 1 ساعت و نيم بسكتبال بازي كردم .خيلي خوب بود .الان همش دارم خدا خدا مي كنم كه دوباره چهار شنبه بشه و بريم بازي..

ديروز دختر خوبي نبودم. نه اين كه زياد خورده باشم ها نه .بي نظم غذا خوردم .صبح 4 تا ديجستيو خوردم با پنير و ا ليوان شير. مشغول تميز كاري خونه بودم به خاطر همين غذا درست نكردم يه مقدار ميوه خورديم و بعد رفتم خونه مامان بزرگم اون جا هم رو م نشد بگم كه نهار نخورديم .همسر گرامي هم گرسنه بود يه نصفه موز خوردم با 10 تا دونه بادوم هندي. ساعتهاي حدود 9 ديدم خيلي گرسنم همسر دلش مرغ سوخاري مي خواست رفتيم كابوكي و من 2 تيكه مرغ سوخاري خوردم با سيب زميني و يه سالاد كلم احساس سيري و پري نداشتم البته از روزي كه رژيم شروع كردم از هميشه سير تر بودم.

    جالب كه عذاب وجدان هم نداشتم توي رژيم هاي قبلي هم كه گرفتم هميشه يه شب شام آزاد دارن. عوضش امروز رعايت كردم اساسي.

صبحانه 1 ليوان شير خوردم با 2 تا دونه ساقه طلايي.ناهار نصفه كنسرو عدسي خوردم ا پر كالباس. 20گرم نون.

 از خودم خيلي راضيم چ.ن اين همكاراي محترم من امروز شيريني دانماركي خوردن و خودشون رو كشتن كه من بخورم اما نخوردم .

خبر بد اين كه پريود نشدم هنوز مي ترسم. ..  

ورزش

خوب چيزهايي كه امروز خوردم تا حالا:

 

1 ليوان شير ا عدد بيكوئيت ساقه طلايي پنير ( قدري كه روي بيسكوئيت رو پوشونده بود)

 

اعدد سيب 1 كيوي 1 خرمالو

 

6 قاشق برنج و خورشت ترشي لبو 3 قاشق ماست

 

مي خوام خودمو بكشم  چون 1 تيكه شيريني دانماركي خوردم .اندازش بزرگ نبود شايد مثلا 6 x7. ولي عذاب  وجدان آور.

 

جونم براتون بگه كه ديشب به مدت 1 ساعت و نيم شنا كردم .خوب معلومه كه همش شنا نبود نمي دونم ورجه وورجه هاي تو آب و ملق زدن و تلاش براي بالانس زدن چقدر كالري مصرف مي كنه . اما در مجموع من خيلي راضيم.

 

امروز تو شركت همكارام گفتن كه خيلي جمع و جور شدم .انگيزم بشتر شد. شب ميرم و 1 ساعت و نيم  بسكت بال بازي مي كنم.

 

حال و روزم خيلي خوبه .امروز آلوچه مي گفت تابستون انقدر ماه شديم كه بيكيني مي پوشيم مي ريم يه عالمه آفتاب مي گيريم و برنز مي كنيم  و در نهايت  خوشتيپ و جيگر و بلا مي شيم  . ذوقيدم خيلي خيلي خيلي.

 

 ديروز وبلاگ رقي رو ديدم و به خودم گفتم اين همه ادم تونستن چرا من نتونم؟ .پس پيش به سوي سايز 38 و وزن 60 كيلو.

 

باي

 

 

3 كيلو

من تقريبا 3 كيلو كم كردم.ميگم تقريبا چون 3 كيلو فقط مال صبح هاست و در طول روز به نيم كيلو مياد رو وزنم.

.از خودم راضيم .احساس گرسنگي بهم دست مي ده در طول روز يعني رسما ضعف مي كنم اون موقع است كه از خودم راضي ميشم و ميفهمم كه غذايي كه خوردم زياد نبوده.ديشب در يك مراسم تولد چند تا عكس گرفتم .بهتر از عكسهاي 1 ماه پيشم هستند .ولي من  همچنان با قيافه تو عكسها مشكل دارم .ناشناخته است برام .خيلي چاق.تصميم گرفتم زياد عكس بگيرم .تاثيرش خيلي خوبه تا مي خواي به ناخونك زدن فكر كني جلوت رو مي گيره.

26 آذر كه بشه درست 1 ماهه كه رژيم دارم.3 كيلو توي ماه خيلي خوبه نه؟

داشتم فكر مي كردم كه رژيم هايي كه از دكتر روشن دل گرفته بودم در بيارم و دوباره شروع كنم از رو اونا رژيم رو مو به مو اجرا كنم .نمي دونم خوبيش اين كه مطمئن هستم از تمام گروههاي غذايي به بدنم مي رسه.

 آهسته و پيوسته به پيش مي رويم باشد كه ان شاء الله به وزن دلخواه برسيم.

پريود لعنتي

دارم پريود ميشم وبه طرز وحشتناکي دلم ميخواد دهنم بجنبه.صبح آقاي همسري رفت و 1 عدد نان سنگگ تازه گرفت .املت قارچ هم آماده کرد .بذار ببينم چه چيزهايي از اول صبح خوردم :

فکر مي کنم تمام کالري امروز رو خورده باشم خوب تا فردا ديگه خبري از غذا نيست. شب هم مي رم راه مي

1-يک کف دست نون املت پنير 2 ليوان شير

2-يک خرما ارده اصلا هم دوست نداشتم به اصرار همسر تست کردم

3-هويج سيب پرتغال

4-5 قاشق عدس پلو سالد (کلم هويج بروکلي(

واي چقدر آت و اشغال خوردم  بيخود نيست معدم درد مي کنه

اما خوب از الان تا فردا صبح بهش استراحت مي دم.

ما مي توانيم .

مداومت

اين ها رو اينجا مي نويسم که يادم نره چاقي چه بلاهليي داره سرم مياره ومن بايد از شر اين اضافه وزن لعنتي هرچه زودتر خلاص شم مي نويسم که يادم بمونه که بايد تو اين رپيم مداومت داشته باشم و سعي کنم لايف استايلم رو عوض کنم.

1-دارم زانو درد مي گيرم

2 ازپله که بالا ميرم به نفس زدن مي افتم در حاليکه تازه 26 سالم

3-هيچ مهموني و عروسيي رو با رغبت نميرم چون از لباس و وضعييتم راضي نيستم

4 يک سال و نيمه که عکس درست و حسابي نگرفتم .از هيچ عکس دو نفره اي که داريم راضي نيستم  از خودم تو عکسا بدم مياد.

 

   من خودم وسلامتي روح وجسمم رو دوست دارم وحتما به رپيمم ادامه ميدم  من مزه تمام غذاهرو چشيدم و مي دونم که خوردن بيش از اندازه اونها غير از اين که به وزنم اضافه کنه و زيبايي رو از من بگيره .هيچ کار ديگه اي نمي کنه

خوب چيزايي که امروز خوردم:

 

را لقمه کوچک نون وپنير

ناهار خراک مرغ:نصفه سينه مرغ هويج وسيب زميني آب پز

 گرم نون بربري

يه ناخونک به توت فرنگيهاي کيک تولد همکارم

شير کاکائو يه شيريني خيلي کوچک کم شيرين

شام مقادير فراواني کلم 2 تکه گوشت قاقلي نصف سيب زميني آب پز

 

 

 

 

سلام

سلام ،

 

من دوباره برگشتم . صبر كردم 2 هفته از شروع رژيمم بگذره تا دوباره شرمنده خودم  وشما ها نباشم . يادتون هي مي گفتم ترازو مي خوام ترازو مي خوام خوب من ترازو مي خواستم ديگه انقدر خودم رو وزن نكردم و انقدر به خوردن ادامه دادم كه وقتي توي خرداد رفتم رو ترازو 83 كيلو بودم .دلم مي خواست بميرم 2 شب نخوابيدم باورم نمي شد انقدي شده باشم. ترازو خريدم و خوشبختانه وزنم ديگه بالاتر نرفت.نمي دونيد چقدر عذاب آور كه پالتوهاي سال قبلتون رو بپوشيد و ببينيد كه ديگه اندازتون نيست .نميدونم چم شده بود كه نمي تونستم رژيم بگيرم البته مي دونم ها خيلي دلمشغولي داشتم و به شد ت عصبي و ناراحت بودم مهم نيست كم كم كه اثرات اون جريانات گذشت و من هم هزا بار براي مهموني هاي مختلف لباس پوشيدم و شكم گنده وحشتناكم رو تو آيينه ديدم و به اين نتيجه رسيدم كه خوب پس كي مي خواي شروع كني و اين شد كه بعد از يه جشن تولد شروع كردم .2 هفته است كه رژيم دارم و حدود 2 كيلو كم كردم .فرق اين بار با دفعه هاي قبل در اين كه اصلا دلم نمي خواد سريع به نتجه برسم . رژيم خوب و منطقي رو شروع كردم كه از همه گروههاي غذايي توش هست به يمن آشنايي با آلوچه خانوم و خواهر محترمشون يه عالمه چيز راجع به رژيم درست و اصولي ميدونم و به زنم به تخته خيلي مصصمم درسته كه روند كاهش وزنم يه مقدار كند اما اصلا

 

نا اميد نيستم مطمئنم كه روز به روز بهتر از چيزي كه ديروز بودم ميشم و اين خودش يه پيروزي بزرگه. انقدر خودم رو در سايز 38 مجسم كردم كه وقتي مي خوام برم لباس بخرم نزديكه به فروشنده بگم سايز 38 مي خوام .

 

 

 جونم براتون بگه كه خودم رو محدود به رژيم دكترهايي كه مي گن ناهار و شام چي بخور و محدودت مي كنن به چند نوع غذاي خاص نكردم وهر چيزي كه سر سفره باشه مي خورم اما كم نون و برنج رو تا حد زيادي كم كردم اما اين طور نيست كه اصلا نخورم .اگر خودم غذا درست كنم كه معمولا خوراك مرغ ويا گوشته به اضافه سبزيجات و چه غذاهاي خوشمزه ايي هم مي شه.ديگه انقدر احمق نيستم كه نهار نخورم و بعد شب كه مي رسم خونه عين يه خرس گرسنه بيافتم بجون هرچي خوردني تو يخچال .نهار مي خورم وسعي مي كنم براي شام غذاي سبك و مختصري قبل از ساعت 7 بخورم . شير كه يه ركن اساسي تو اين رژيم از وقتي فهميدم كه كلسيم چه نقشي در سوخت و ساز بدن داره غير ممكنه كه شير رو از غذاي روزانم حذف كنم . يه اشكال بزرگه رژيمم تا حالا نبود ورزش و فعاليت بدني بوده كه خوب اون رو هم از امروز برطرف مي كنم عصرها مي رم پياده روي و چهارشنبه ها هم  2 ساعت بسكتبال بازي مي كنم  .

 

 

خوب چيزايي كه امروز خوردم :

 

 

چند جرعه شير

 

ا ليوان چاي و 2 عدد بيسكوييت ساقه طلايي

 

براي نهار هم سوپ جو دارم

 

 

راستس انار جون مي خوام كه لوگ وزن هم داشته باشم.

 

 

فعلا خدا حافظ

 

Tracker