Dorost khordan nakhodran nist

ايمان دارم تا عيد 59كيلو در سلامت كا

My Profile

  • Name: هستي
  • City: Tehran
  • Region: Hormozgan
  • Country: Iran

My Weight Loss

Height: 157.0cm
Start weight: 77.00kg
Current weight: 62.00kg
Goal weight: 45.00kg
Lost to date: 15.00kg
Remaining: 17.00kg

My Calendar

9
February '12
< February >
S M T W T F S
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      

My Photos

Before After

زندگي زيباست

 

خدارو شكر ميكنم كه امشب حالم بهترشده.ميگن آدمها تو سختي اطرافيانشونو ميشناسن واقعآ حقيقت داره.خوشحالم كه دوروبرم پره از آدمهاي دلسوز و با مرام كه شب و روز فكر و ذكرشون حل كردن مشكلات منه و دنبال كارهاي من دويدنه.

واقعآ تو اين دوره زمونه ازين دوستها كم پيدا ميشه.

تموم خونه ما پر شده از سبدهاي زيباي گل.همه ميدونن رژيمم برام گل ميارن .اصولآ گل خيلي بهتر از شيريني و شكلاته چون روح آدم رو تازه ميكنه و صفا ميده.

.دوستانم هركدوم دنبال يه كارين.يكي بيمه .يكي كارهاي بانكيم .يكي امورات مربوط به كارم و ...

يكي از دوستان گلم هم شده مسئول پخت غذاهاي رژيمي چون نميشه از مادر انتظار داشت با اين حال و احوالاتش برام جدا غذا بپزه.طفلي اين  دوستم از صبح تا شب يا دنبال پرونده هاشه يا دفترشه و شب كه ميشه از شرق تهرون مياد غرب كه غذامو بهم برسونه.اسمم گذاشته كلاغ چون با يه پا ورجه وورجه ميكنم.خلاصه اينكه كلي منو ميخندونن تا مشكلاتم يادم بره و به چيزي غير از استراحت فكر نكنم.

خدا گرزحكمت ببندد دري

زرحمت گشايد در ديگري

داشتم امروزفكر ميكردم خوشبختي در ذهن انسانهاست.

من امروز خودم رو دختر خوشبختي ديدم كه گرچه شرايطم كمي نامساعد شده اما خيلي چيزهارو هنوز دارم كه ميشه براشون سپاسگزار بود و قبلآ نميديدمشون.

من خدارو دوست دارم و ميدونم تنهام نذاشته و نميذاره  چون بوي شب بورودراطرافم حس ميكنم.من او را اكنون لمس ميكنم كه به ياريم اومده تا آروم باشم.آرامش الانم رو مطمئنم از اوست.

گرچه ماشينمو از دست دادم و سرنوشتش معلوم نيست كه بيمه خسارت روميده يا نه و اينكه پايم درحد شكستن به سختي ضرب ديد و خونه نشينم كرد اماناراحت نيستم.

چون اينها نشونه است.

نشونه بارز اينكه  جايي بايد ميرفتم كه  شايد سرنوشتم رو عوض ميكرد و خدا خونه نشينم كرد تاهمچنان آرامشم باقي باشه.خدايا براي اين آرامشم سپاسگزارتم و ميدونم بد برام نميخواي چون بهت ايمان كامل دارم.

گاهي لازمه براي بد خوشحال شد چون  شايد تقديري بدترقرار بوده برامون رقم بخوره .

خداياتو آرامش مني و من آرامشم رو فقط و فقط از تو ميخوام.

زندگي زيباست وفاصله بين آن با مرگ دمي بيش نيست.چه اين يك دم راخوش باشيم و چه ناراحت بالاخره به انتها خواهد رسيد پس چه خوب است كه همراه لبخندي زيبازندگي رو زيباتر ببينيم.

تصميمات من

با اتفاقاتي كه برام افتاد بهتر ديدم حذف ترم كنم.بادانشگاه هم صحبت كردم و موافقتشونوگرفتم..

پاي راستمم ديروز ضرب ديده چون از چندين پله افتادم و طوري ضرب ديد كه تا دوهفته نبايد روزمين بذارمش و تا يه ماه بايد تو آتل بمونه.

كارهام همه تو هم گير كرده.

بايد تصميمات بزرگي براي زندگيم بگيرم كه بايد چي كار بكنم و چي كار نكنم.

فقط تنها تصميمي كه تو اين مدت راسخانه گرفتم اينه كه اصلآ بعد منفي قضيه رو نبينم.

فقط مثبت فكر كنم و مثبت.

چون ميدونم اينها هم خواهد گذشت و دو سال ديگه وقتي برميگردم به گذشته بهش خواهم خنديد.

سعي ميكنم به قول ديانا طوري رفتار كنم كه كمترين آسيب روازين قضايا ببينم.

تموم فكرم اينه كه اينها اتفاق بوده .كاريم كه از دستم برنميادپس سعي ميكنم باهاشون كنار بيام و در پرس و جوي علتش و چرا اين اتفاقات افتادن نرم.

همه چيز درمون داره الا مرگ.

خوشحالم كه زنده ام و خدارو شكرميكنم بخاطرتموم چيزهايي كه دارم.

يه كم كه اوضاعم بهتر شد ميام و پستهاي رژيمي ميذارم.

ممنونم از همگي شما دوستهاي گلم كه تنهام نذاشتين.)

مخصوصآ تبسم عزيزودكتر ساراي مهربونم و  نارسيس جون و دياناي گلم و لي لي عزيزو  آرام جون و يه دوست عزيزو سايرمهربونهايي كه چه تو خونه ابريشمين و جدولم و ...به يادم بودن و اسمشونو الان به خاطر ندارم. )

داستان

گفته بودم كه اين پست پاك ميشه.
امابخاطر كامنتهاي قشنگ دوستهاي گلم فقط متن پست پاك شد.
شاد باشيد.

راه های تقویت انگیزه ی لاغر شدن

راه‌كارهایی برای شروع تغذیه صحیح:

كسب آموزش لازم  و مشاوره با متخصص تغذیه و شناخت گروه‌های غذایی:

در واقع با یك مشاوره صحیح، فرد شناخت خوب و درستی نسبت به گروه‌های غذایی پیدا می‌كند و این امر باعث می شود جلوی بسیاری از اشتباهات غذایی گرفته شود. شخص می‌آموزد كه مثلاً وقتی پنیر می‌خورد گروه گوشت را مصرف كرده، یا وقتی گردو می‌خورد سهم چربی را استفاده كرده است. تنها با كسب آموزش و مشاوره صحیح می‌توان به این اطلاعات دست یافت.

تفكر درباره تغییرات كاربردی مثبت:

وقتی شناخت گروه‌های غذایی پیش می‌آید فرد یاد می‌گیرد چه گروه‌هایی باعث چاقی و اضافه وزن می‌شوند؛ مثل چربی‌ها و قندها. پس با شناخت خوب و كافی می‌تواند درست تصمیم گیری كند و آگاهانه تغییرات لازم را انجام دهد.

آغاز تدریجی:

انجام تغییرات باید آهسته و تدریجی باشد، نباید منتظر یك اتفاق غیر منتظره در برنامه غذایی باشیم. یك باره تغییر دادن عادت‌ها مشكل است. ولی اگر این تغییرات به آهستگی و به تدریج باشد امكان پذیر می‌شود، مثلاً تصمیم بگیریم ابتدا با تصحیح وعده‌های صبحانه شروع كنیم یا تصمیم بگیریم ابتدا هفته‌ای نیم كیلو وزنمان را كم كنیم و انتظار هفته‌ای 10 كیلو كاهش وزن نداشته باشیم.

آگاهی از گزینه‌های مطلوب تركیبات غذایی:

با شناخت كافی كه به كمك شركت در دوره‌های آموزشی و یا یك مشاوره كسب می‌شود، شخص گزینه‌های بهتر و مطلوب‌تر را به راحتی بر می‌گزیند، مثلاً از بین كربوهیدرات‌ها، كربوهیدارت‌های دیر جذب را انتخاب كند و از بین چربی‌ها، روغن های مایع و غیر اشباع را انتخاب كند.

تقویت انگیزه:

• عدم استفاده از برنامه غذایی پیچیده:

بعضی‌ از افرادی كه آگاهی خوب غذایی ندارند، مدام منتظر یك برنامه غذایی پیچیده و خاص هستند، در صورتی كه با توجه به توضیحات داده شده شخص مطلع به راحتی سهم خود را از گروه‌های غذایی یاد می‌گیرد و به این ترتیب به راحتی می‌تواند نسبت به تنظیم برنامه غذایی خود درست تصمیم‌گیری كند.

• در نظر گرفتن اهداف كوتاه مدت:

پس از كاهش تدریجی وزن، در نظر گرفتن اهداف كوتاه مدت می‌تواند برای تغذیه صحیح شروعی تدریجی باشد مثل، كاهش وزن تدریجی یا انجام تغییرات كوچك در وعده‌های روزانه.

• یادداشت كردن تغییرات:

این كار را برای افرادی كه می‌خواهند قند خونشان را هم كنترل كنند، توصیه می‌كنیم. چرا كه یادداشت كردن تغییرات مثبت و مرور آن‌ها به شخص انرژی مجدد می‌دهد و باعث تشویق او به ادامه راه می‌شود. این مسئله برای افرادی كه قصد كاهش وزن دارند نیز كمك خوبی است.

• تشویق كردن خود:

با مرور یادداشت‌ها، تشویق هم نیاز است. البته به شرطی كه این تشویق روی آوردن مجدد به خوراكی‌های نباشد!

•پیدا كردن رقیب و یا الگوی مقایسه در این راه:

این مسئله در ایجاد انگیزه برای شخص بسیار نتیجه بخش است.

بنابراین با توجه به مطالب گفته شده امید است انگیزه‌های كوچكی برای افراد ایجاد شده باشد.

خانم مهندس مریم رجب

منبع: فصلنامه پیام دیابت- انجمن دیابت

----------------

پي نوشت:

امروز از همون دكتر تغذيه كه قبلآ صبحتشو كرده بودم دو تا ايميل برام اومد شامل چندين مقاله خوب در زمينه كاهش وزن و تغذيه.سعي ميكنم در اسرع وقت خورد خورد و كم كمك براتون بذارمشون

اثردراستمرار است

امروز بعداز برخواستن از خواب اولين كاري كه كردم انجام برنامه ورزشي ام بود.

سپس يه ليوان شير و يه قهوه غليظ (اين قهوهه صبحها منو خيلي سرحال ميكنه و به وضوح اثراتش رو در لاغر شدنم ديده ام اما اكثرآ شير رو شبها ميخورم به دو دليل.يكيش اينكه با قهوه جذب نميشه و دوم اينكه شبها جذب كلسيم در بدن بهتره.اما امروز همزمان شد.پس مجبورم يه ليوان شير هم قبل از خواب بخورم)و يه ليوان آب جوش به سبك آب خوردن زمسنونيه ديانايي.

طبق معمول اومدم انارستان.طبق معمول سه شنبه ها جدول كاغذيمو كه 54 برگ كپي شده است يه دونه اشو برداشتم براي اين هفته.نميدونم چطوري شد كه از وبلاگ " بهار" سردرآوردم.شعار بالاي صفحه اش اين بود:

"اثر در استمرار است".

يه نگاهي به جدولم انداختم .اون شعار رو بالاي كاغذجدول نوشتم.داشتم فكر ميكردم اين كاغذ هنوز سفيده.هنوز انتخابهاي زيادي دارم كه ميتونم تا آخر هفته نتيجه رو براي خودم عالي يا تآسف برانگيز كنم.

اعتراف ميكنم اين يكي دو هفته اخير ميزان كالري مصرفي ام خيلي بالا رفت.يه جورايي جو زده شدم.يه جورايي گند زدم.هرجارفتم همه تعريف ميكردن از قيافه ام .ازهيكلم.انگار سالها بود كه همين ميزان وزن داشته ام.دوستان قديمي هم همش به به و چه چه ميكردن و ميگفتن درسراسر زندگي رژيميت كه همش يويووار هي كم و زياد ميشدي هيچ گاه به اين اندازه لاغر نبوده ايي.همين تعاريف كافي بود كه منه بي ظرفيت اختيار رژيممو از كف بدم.همين شد كه اين دو هفته اخير هرچي خواستم خوردم و همه چيزاز شام يك تولد شروع شد و مني كه اصلآ اشتهايي براي غذا خوردن نداشتم و طعم برنج و كره و ... رو از ياد برده بودم چنان اشتهام باز شد كه يه فيل درسته رو ميتونستم بخورم.

ميخوام بيشتر روي رفتارهام كنترل داشته باشم كه با دو تا به به و چه چه از خود بيخود نشم كه الانم با گفتن چقدر پف كردي يهويي بخوره تو ذوق بچه.

تصميمم درحين درس خوندنم بر اينه كه دركنار انجام برنامه جاده ابريشم بيشتر راه برم.غذاي رژيميموازقبل بپزم كه يهويي مقهوربو وطعم دوست داشتني چند لحظه ايي نشم.

براي اراده تازه بيدار شده ام دعا ميكنم موفق بشه وكارنامه آخر هفته امو هرچند نميتونم تو وبلاگهام بذارم اما درون كاغذ درخشان بشه.به گذشته فكر نميكنم و نگاهم رو به جلوست و خوشحالم كه زودترازخواب غفلت بيدارشدم.ديگه تو نوشتن ريز خوراكيهام تنبلي نميكنم كه عامل سوختن رژيم همين ننوشتنه .حداقل اينجوري اگه زيادم بخوريم شرمنده ميشيم.

خدايا كمكم كن تا به تعهداتي كه براي سال جديد وتاريخ 22/2/88دارم پايبند باشم.

اين جمله هم امروز تو وبلاگ "خوش هيكل بالقوه" ديدم و خوشم اومد.پس پايان پستم رو با اين جمله خاتمه ميدم:

"خوش هیکل باشید. این یک دستور است"

تجربه ايي تلخ اما شيرين

 

سلام دوستان گلم

من شايد يكي دو هفته كم رنگ تر بشم و دليلشم بخاطرشروع امتحانات پايان ترممه كه هنوز هيچي ازش نخوندم.

خيلي دلشوره اشو دارم و از امشب تا 15 بهمن مرخصي گرفتم تا به امورات دانشگاهيم برسم.

ديشب دوستي شام دعوتمون كرده بود و چون نقل مكان كرده بود به خونه ايي جديد ميخواست ماهم بريم زودتر اونجارو ببينيم و نظرمونو بگيم.

ما داشتيم راه خودمونو ميرفتيم كه يهوديديم يه چيزي گرومپي خورد به گلگيرپشت  سمت راست ماشينمون.اگه يه متر نرفته بودم سمت چپ كل دوتا درسمت راست ميرفت.

علت تصادف با ما يه پسربودبا 206 كه يه پرايدي باعث انحرافش شده بود.طفلي پسره از سمت چپش زده بود به ماشين من و له شده بود وكل سمت راستش رو اون پرايده داغون كرده بود.

خواهرم سريع زنگ زد افسر بياد.

اونها هم گفتن اگه ترافيك ايجاد كنين جريمه ميشين بايد سه تا ماشين جابجا شه.محل تصادف هم چهار راه بود.ما رفتيم اون ور چهار راه .خلاصه اينكه تا اون دوتا ماشين ديگه بخوان بيان پرايديه كه عامل اصلي و مقصر بود فرار كرد.پسر 206يه هم كه فكر فرارشو نميكرد شماره اشو برنداشته بود.ما مونديم و اون 206 بيچاره كه بايد خسارت ماشين مارو ميداد و ماشين خودشو.

خلاصه اينكه ديديم اون يارو بدجوري نامردي كرد ماهم طرفمونو بخشيديم.طفلي پسره اصلآ باورش نميشدو كم مونده بود گريه كنه.هرچند حول و حوش 200 تومن بايد ازجيبمون بديم اماقدرت اون ببخشش اونقدر زياد بود كه نميدونين با اينكه براي اولين بار تو اين 13 سالي كه پشت رل ميشنم و تصادف  نداشته ام اين حادثه رخ داد تا آخرين لحظه ايي كه رفتم خوابيدم شاد بودم.همش دوستم ميپرسيد تو مگه تصادف نكردي؟ پس چرا اين همه خوشحالي؟

نميدونم اين بخشش چه حس خاصيه كه با اينكه بي دليل هم متضرر ميشي اما يه آرامش خاص به آدم دست ميده كه با به دست آوردن دهها برابر اون مبلغ تجربه اش نخواهي كرد.

چه  خوب بود همه ما مردم ايران ياد بگيريم كمي تو اين حوادث  يا در ساير امورزندگي همديگه رو ببخشيم.اميدوارم هيچ گاه ديگه برام تكرار نشه وبراي هيچ كسي هم اتفاق نيفته  وليكن  اين بخششش براي من تجربه ايي دلنشين و آموزنده  بود.

گريپ فروت. اين تلخ پرخاصيت

 

معمولا به خاطر وجود رگه هایی از تلخی ، کمتر طرفدار دارد . اما اگر از خواص اعجاب انگیزش از جمله کاهش چربی خون ، کاهش بروز برخی سرطان ها ، کمک به هضم غذا و … آگاهی داشتیم ، شاید کمی بیشتر تحویلش می گرفتیم .

گريپ فروت، ميوه ي مفيدي براي متعادل ساختن وزن بدن شمرده مي شود؛ و مقدار زياد فيبر گياهي اش، گرسنگي را فرو مي نشاند. در گذشته، بسياري از مردم، از خوردن گريپ فروت بدون شكر، به خاطره عصاره ي تلخ و ترش آن، خودداري مي كرده اند، ولي به طور معمول با آميختن آب گريپ فروت سرخ يا صورتي با سفيد، مزه ي شيرين حاصل مي شود.

اگر آب پرتقال يا گريپ فروت را با هم در آميزيم، نوشابه ي نيروبخشي پديد مي آيد كه نياز به شيرين كردن ندارد.

چنان چه مي خواهيد از وزن تان بكاهيد، روزانه پيش ازهر خوراكي، آن را بخوريد تا جلوي پرخوري تان را بگيرد، در ضمن ميان وعده ي ايده آلي به شمار مي رود.

جالب اين كه گريپ فروت سرشار از پكتين (فيبر محلول)‌ است كه به كاهش كلسترول خون كمك مي كند. وانگهي، پژوهش هاي اخير حاكي از آن است كه ميوه ي مورد بحث، داراي مواد ديگري است كه از بروز بيماري ها پيشگيري مي كند.

به عنوان مثال، گريپ فروت هاي سرخ و صورتي، سرشار از ليكوپن هستند و اين ماده، يك ماده ي آنتي اکسيدان است كه به نظر مي آيد خطر بزرگ شدن پروستات را کاهش مي دهد. محققان هنوز مكانيسم عملكرد ليكوپن را نشان نداده اند، ليكن بررسي ۶ ساله ي دانشگاه هاروارد كه توسط ۴۸ هزار پزشك و ساير كارشناسان بهداشت صورت گرفت، حكايت از آن داشته است كه مصرف ۱۰ وعده مواد غذايي سرشار از ليكوپن در هفته، سبب كاهش ۵۰ درصد سرطان پروستات مي شود.

از ديگر مواد گياهي موجود در گريپ فروت، مي توان از اسيدفنوليك نام برد كه مانع تشكيل نيتروزامين(مواد سرطان زا) باليمونديدترپن و مونوترپن مي شود. مواد مذكور موجب توليد آنزيم هايي مي شوند كه در جلوگيري از پيدايش سرطان اثر دارند و نيز بيوفلاوونوييد كه از عملكرد هورمون هايي كه باعث رشد غده (تومور) مي شود، جلوگيري مي كند.

- سرشار از ويتامين C و پتاسيم است.

- منبعي غني از فولات، آهن، كلسيم و ساير مواد معدني مي باشد.

- انواع سرخ و صورتي آن سرشار از بتاكاروتن است كه بدن آن را به ويتامين A تبديل مي سازد.

- فيبر گياهي اش فراوان، ولي مقدار كالري اش جزئي است.

- داراي بيوفلاوونوئيد و شماري ديگر از مواد گياهي است كه از انسان در مقابل بروز سرطان و بيماري هاي قلبي مراقبت مي كنند.

- امكان دارد در افراد حساس به مركبات، واكنش حساسيت زا ايجاد كند. گريپ فروت، ميوه اي توپر، خوش طعم و مغذي است.

نصف گريپ فروت، افزون بر ۵۰ درصد مقدار مجاز خوراكي توصيه شده ي (RDA) ويتامين C را در بردارد. هم چنين ۳۲۵ گرم پتاسيم، ۲۵ ميكروگرم فولات، ۴۰ ميلي گرم كلسيم و ۱ ميلي گرم آهن دارد. يك فنجان گريپ فروت شيرين نشده( بدون شكر) مقدار ۹۵ ميلي گرم ويتامين C و بيش از ۱۵۰ درصد مقدار مجاز خوراكي توصيه شده (RDA) دارد. هم چنين بسياري از ساير مواد مغذي در چنين ميوه ي تازه اي جاي گرفته است.

به موجب برنامه هاي رژيم غذايي كه طي سال ها از سوي سازمان نظارت بر مواد غذايي و دارويي آمريكا(FDA) تنظيم يافته، معلوم شده است كه گريپ فروت از قدرت بي نظيري براي سوزاندن و از بين بردن چربي ها برخوردار است.

گروهي از مبتلايان به روماتيسم مفصلي، لوپوس و شماري ديگر از مبتلايان به اختلالات التهابي دريافته اند كه مصرف هر روزه ي گريپ فروت نشانه هاي مرضي شان را کاهش مي دهد. تصور مي رود كه اين ويژگي از مواد شيميايي گياهي كه مانع ايجاد پروستاگلاندين يعني ماده ي التهاب زاست، ناشي مي شود.

افرادي كه به مركبات حساسيت دارند، احتمالا در برابر گريپ فروت نيز از خود حساسيت نشان مي دهند. اين حالت ممكن است به خاطر خود ميوه يا روغن موجود در پوست آن باشد.

ساير خواص غذايي و درماني گريپ فروت

۱ـ ميوه ي گريپ فروت، اشتها را تقويت مي كند.

۲ـ گريپ فروت، عمل هضم را آسان مي كند و ترشح شيره ي معدي و كيسه ي صفرا را سرعت مي بخشد.

۳ـ گريپ فروت داراي ويتامين C و بيوفلاوونوئيد است. اين ها در حفظ سلامت قلب و عروق بدن مؤثرند.

۴ـ گريپ فروت به توليد قند و مواد حياتي مورد نياز بدن كمك مي كند.

۵ـ گل هاي گريپ فروت، خاصيت ضد تشنج و لرز را دارد و دم كرده ي آن را موقع تشنج، زكام و تب مي نوشند.

۶ـ اگر گريپ فروت را صبح ناشتا بخورند، خواص ادرارآور آن زياد مي شود و سموم را از بدن خارج مي كند.

۷ـ گريپ فروت، خون را تصفيه مي كند و كليه و كبد را پاك مي سازد.

۸ـ گريپ فروت، ضد خونريزي بواسير است.

۹ـ گريپ فروت، ميوه اي خنك است و عطش را رفع مي كند.

۱۰ـ گريپ فروت، اختلالات مفصلي را درمان مي كند.

۱۱ـ گريپ فروت، براي كساني كه موهاي سرشان مي شكند، تجويز مي شود.

۱۲ـ گريپ فروت، براي كساني كه عفونت هاي ريوي و تب خيز دارند مفيد است.

۱

منبع: پزشكان بدون مرز
------

نوسان زياد وزن من

 

با توضيحاتي كه تعدادي از دوستان دادن ديروز سوپ پختم و موفق شدم يه كاسه ازش بخورم.جالبه كه خيلي هم بهم چسبيد.نميدونم شايد بعلت پايان يافتن درگيريهاي ذهني ام بوده و يا شايد چيز ديگه ايي.

خلاصه هرچه بوده كم كم داره خدارو شكر تموم ميشه.

يه نكته ايي كه من تو اين چند مدت بي اشتهايي متوجه شدم اين بوده كه با كم خوري نه تنها وزن كاهش پيدا نميكنه بلكه حتي ميتونه افزايش هم پيدا كنه و در حالت خوش شانسي استپ ميكنه.

من تو اين مدت ورزشم همون بوده- مايعاتم همون و ... هم همون.

تنها تغيير در ميزان دريافت غذام بوده.

يه سوالي هم كه تو اين روزها ذهن منو درگير خودش كرده اختلاف فاحش وزني تو دوره بسيار كوتاه بوده.

به طور مثال من امروز ميرم رو ترازو61كيلو هستم.فرداهمون ساعت و تو همون شرايط و روي همون ترازو 64 كيلو هستم. دوباره پس فرداش ميرم رو تراز 60 كيلو هستم و ....

اين همه اختلاف از كجا مياد؟؟؟

مگه امكان داره در عرض 24 ساعت آدم اين هوا كم و زياد كنه؟؟؟

مگه نبايد براي هر يه كيلو كاهش چربي 7700كالري سوزونده بشه و يا براي اضافه كردن يه كيلو چربي هم 7700 تا اضافه بر كالري پايه دريافت بشه؟

چطور ممكنه من درون تايم اندك اين همه كاهش و افزايش كالري داشته باشم؟؟؟

ترازومم درسته چون وزنم با دو ترازو چك شده.

اين مشگل تو همين دوره كم اشتهاييم پيدا شده.قبلآ ترازو ازين موش و گربه بازيها بلد نبود بازي كنه.

ريشه بي اشتهايي من كجاست؟

يكي ميتونه بگه من چرا اشتهام كور شده؟
طوري كه هر دوروز يه وعده غذا ميخورم.
هرچي سعي ميكنم غذاهاي سالم و حتي گاهآ ناسالم براي بالا بردن كالري جهت جلوگيري از رفتن بدن به قحطي بخورم هيچ ميلي درخودم احساس نميكنم.
طوري كه متوسل شدم به پفك اما مني كه حتي 100 گرمشو تو يه چشم برهم زدن ميبلعيدم دو سه تا دونه بيشتر نتونستم بخورم.
اين يكي دو هفته اخير اين شكلي شدم كه يا گشنم نميشد اصلآ و يا اگه گشنم ميشد و يه كم غذام دير ميشد ديگه از گشنگي اشباع ميشدم و همون يه نمه اشتهام كوركور ميشد.
من الان هيچ نوع بيماري ايي  اعم از سرماخوردگي و ... خداروشكر ندارم.و تا كنون درتموم طول مدت زندگيم اين مدت و اين همه بي اشتهايي در من سابقه نداشته.
خيلي نگرون استاپ وزنم هستم.
گاهي ميشه تو طول روز فقط به زور ميتونم يه ليوان شير تو حلقم فرو كنم.
كه اونم با هزار زور و َاخ و پوف ميخورمش و بعدش تا ساعتها بلكه تا روز بعدهم احساس تركيدن دارم.
اين روزها آخرين چيزي كه به ذهنم ميرسه اينه كه چيزي نخوردم.
به نوعي غذا از زندگي من حذف شده.همين غذايي كه تموم ذهن منو يه عمر درگير خودش كرده بود كه يا درحال خوردن بودم و يا درفكر چي خوردن تو وعده بعدي.
بي اشتهاييم درد بديه ها .بيچاره اين لاغرها چي ميكشن؟؟
حتي تلاش كردم با نون خامه ايي و لطيفه كه يه زموني عشقم بودن كمبود كالريمو جبران كنم اما تا يه كم خامه همراه يه سانت شيريني رفت تو دهنم انگاري كف روي جوب رو داشتم ميخوردم.نه تنها لذت نداشت كه حتي احساس تنفر بهم دست داد.يهو به خودم اومدم و ديدم كه دارم با يه قاشق چاي خوري تموم خامه ها رو جدا ميكنم.اين از مرحله اولش.سانت بعدي رو كه تو دهنم گذاشتم به نظرم اومد اون شيريني مورد علاقه من طعمي نداره جز يه تيكه اسفنج يا حتي مثل پارچه ايي  شيرين.
حتي نتونستم به اندازه دو سه سانت ازش بخورم.
هيچ تفاوتي در شرايط زندگي و جسم من بوجود نيومده.
قبلآ ديده بودم كه چند روز بيمار شدم و معده ام چيزي رو نگه نميداشت اما بي اشتها نبودم.
اينبار اما از خوراكيها متنفر شدم.
دورو برم پراز خوراكيهاي جورواجوربوده اين چند روز و من اصلآ تمايلي حتي در ناخنك زدن نداشته ام.
تموم ذهن من الان درگير استاپ وزني شده كه حتي متوسل به خوراكيهاي كالري توخالي هم شدم.شما پيشنهادتون چيه؟؟
از شنبه هفته پيش درگير تهيه لوازم مسروقه ماشينم بودم تا امروز عصر كه از نمايندگي تحويلش گرفتم.
و اما از خودم بگم.كه
براي زاپاسش و تموم چهار تا چرخهاش پيچ رمزدار گذاشتم اميدوارم اينبار ديگه از دست دزدها درامون باشه.فقط براي يه تيكه از لوازمش سه روز وقتم تو اكثر نمايندگيهاي تهرون تلف شد.
آخرشم پيداش نكردم.كلي وقت ازم تلف شد و كلي براش دوباره هزينه كردم.
ممنونم از تموم دوستهاي گلم كه نگرونم بودن.
دياناي گلم-شونه بسرعزيزم-كيك فنجوني جون-لي لي مهربونم خيلي سعي كردم براتون تو وبلاگتون كامنت بذارم اما نميدونم چرا اين بلاگفا با ما سر ناسازگاري داره.
تموم كامنتهايي كه براتون نوشتم اما ارسال نشد رو سيو كردم و در اسرع وقت براتون سند ميكنم.
دوستتون دارم.

به راستي يلدا زيباست...

 

دوستان من..!
خوش باشين دركنار دوستان و خونواده و دركنار حافظ عزيز.
ميگن امشب حافظ خيلي خوب جواب ميده.
هر سوالي دارين امشب ازش بپرسين.
به يمن اين شب قشنگ تموم غمها رو ميبوسيم و ميذاريم پشت زمستون.
زمستون خوبي و لحظه هاي خوبي رو براتون آرزو ميكنم.
چقدر يلدارو دوست دارم و چقدرهرسال دقيقآ نزديك اين شب اتفاقات بد برام ميفته .و چقدر بعدش بخاطر يلداي عزيز فراموشم ميشه.
درضمن امشب سالگردازدواج  پدرومادر عزيزمه .
اين همه حادثه خوب دليل بزرگيه براي ذوب شدن ناراحتي ها .
همين الان كه براتون اينها رو مينويسم فكر نكنين خيلي شادم. با بدني خسته كه از صبح دنبال كارهاي پست قبلي بوده و بيش از يه روز هيچي نخورده و بيش از يه ساعت هيچي نخوابيده و تبش 38 درجه است ميخوام شاد باشم.
هيچ چيزي ارزش اينو نداره كه امشبم خراب بشه.تموم اينها و خستگي هاي من فداي يه تار موي پدر و مادرم و يه ثانيه لبخند عزيزانم
دياناي گلم و پريساي عزيم و آرتميس مهربونم ممنونم از دلداريتون.
تموميه انرژي مثبتتون دريافت شد.نتيجه اش همين پست جديدمه كه ميبينين.
ممنونم از همگيتون.اميدوارم هيچ گاه در زندگي روي غم رو نبينيد
و يلدا مبارك 

Tracker