Dorost khordan nakhodran nist

ايمان دارم تا عيد 59كيلو در سلامت كا

My Profile

  • Name: هستي
  • City: Tehran
  • Region: Hormozgan
  • Country: Iran

My Weight Loss

Height: 157.0cm
Start weight: 77.00kg
Current weight: 62.00kg
Goal weight: 45.00kg
Lost to date: 15.00kg
Remaining: 17.00kg

My Calendar

10
February '12
< February >
S M T W T F S
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      

My Photos

Before After

تاثير گوشتهاي فرآوري شده بر روده

 

مصرف گوشت های فراوری شده، مانند سوسیس و كالباس،

خطر سرطان روده را افزایش می دهد.


 بنیاد جهانی تحقیقات سرطان اعلام كرد:

مصرف روزانه ۱۵۰ گرم گوشت فرآوری شده مانند سوسیس و كالباس، خطر ابتلا به سرطان

روده را 63

 درصد افزایش می دهد.

گرم گوشت فرآوری شده معادل دو عدد سوسیس یا سه برش كالباس است.150

به گفته محققان مصرف این گونه غذاها كه جزو غذاهای  پركالری نیز محسوب می

شوند،سبب چاقی نیز می شود، كه یكی از عوامل خطر ابتلا به سرطان است

منبع:پزكان بدون مرز

-

روز نوشت:

من اومدم خبر بدم

سه روزه كه فعاليتم شروع شده و درين سه روز سعي كردم بيشتر از آجيلهاي مفيدي مثل بادوم و گردو و سوپ سبزيجات و سالاد مفصل  بخورم.دركل سالم خوري داشته ام.

روز اوا 1369كالري از1715 تا دريافتي داشتم و روزهاي دوم و سوم حدود 1500 تا.

كالري سوزونده شده امم هر روز 300 تا بوده.

امروز رفتم رو ترازو فكرمي كنين چند كيلو كم شدم؟؟

2.7 كيلو.

جريان چيه؟؟همون پف و باده است؟؟؟

بالاخره بايد خوشحال باشم يا نباشم؟؟

عجب بدن عجيبي دارم من...!

خدا كنه همين جوري تموم وزنهايي كه تو يه مدت كوتاه ناجوون مردونه زياد شد كم كنم.

يه چيز ديگه هم اينكه من بالاخره مشگلم با ترازو حل شد.

تصميمم اينه كه هفته ايي يه بار در روز خاصي برم رو ترازوي ديجيتالي و اون ملاك عملكرد هفتگيمه.

اما ازونجايي كه طبق آخرين توصيه هاي پزشك تغيه ام كه ازم درخواست كرده بود ترازو رو از خودم جدا نكنم و هر روز كالري نگهداري وزنمو براساس وزن همون روزم اول صبح قرار بدم(يا حتي شب قبلش)

يه نيمچه وزن  گيري ميكنم تا كالريم بيشتر ازحد مجاز روزم نشه.ولي تمركزم روي همون وزن هفتگيه و همونو اعلام مي كنم.اصلا ديگه اون عقربه ايي رو كه دو كيلو هم كمتر نشونم ميده فراموش كرده ام و داره واسه خوش خاك ميخوره.

ديشب هم تو مهموني 4 ساعت رقصيدم و مفيد تغذيه كردم فقط تنها خطام يه قاشق ژله بوده و يه برش كوچيك كيك خامه ايي.

اما ازبس خوراكيهاي خوشمزه اونجا بود اگه قبلش تو خونه با غذاي رژيمي خودمو سير نميكردم فكر كنم ميز خوراكيها رو درو ميكردم.

ارزش یادداشت روزانه در کاهش وزن

نگه داشتن یادداشت روزانه غذا، ابزاری قدرتمند برای کمک به افراد برای کاهش وزن است.

منظور از یادداشت روزانه غذا، یعنی نوشتن مشروح آنچه خورده‌اید و نوشیده‌اید و میزان کالری این مواد در یک دفتر.

به گزارش خبرگزاری رویترز، بررسی پژوهشگران آمریکایی بر روی 1685 مرد و زن میانسال در طول شش ماه نشان داد، آنهایی که تقریبا هر روز چنین یادداشت روزانه‌ای می نوشتند، تقریبا دو برابر افرادی که این کار را نمی‌کردند، وزن کم کردند.

این یافته‌ها تاییدکننده پژوهش‌های قبلی است که ارزش نگه داشتن یادداشت روزانه را در کمک به کاهش وزن یادآور شده بودند.

ویکتور استیونس از مرکز پژوهش بهداشتی کیزر پرمننت در پورتلند در این باره می‌گوید: "برای افرادی که قصد کم‌کردن وزن دارند، نوشتن هر چیزی که می‌خورند، تکنیک بسیار قدرتمندی برای کاهش وزن است."

استیونس که سرپرست این تحقیق بوده است می‌‌‌افزاید:‌"این شیوه به افراد کمک می‌کند تا دریابند که کالری‌های اضافی دریافتی‌شان از کجا می‌آید، و بعد طرح‌های اختصاصی تری برای پرداختن به این وضعیت به کار ببندند."

به گفته استیونس این تکنیک به افرادی که رژیم می‌گیرند، نیز کمک می‌کند که حساب چیزهایی را که می‌خورند، در دست داشته باشند.

دکتر کیت بچمن کارشناس دیگر مرکز کیزر پرمننت در این باره می‌گوید: "برای نگه داشتن یادداشت روزانه ی غذا نیاز به فرم مشخصی نیست. تنها کافی است که روی یک برگه چیزهایی را که می‌خورید بنویسید."

منبع:روزنامه همشهری

---------------------------- 

(اينم از طريق ايميلم به دستم  رسيد. من معتقدم اصولآ نوشتن در هر كاري ابزار قدرتمنديه.انگارتموم استرس ها و اضطرابهامونو در مواقع بحران ميگيره.حالا يادداشت كالري رو كه مادايم داريم انجام مي ديم.اما چه خوبه شب هنگام جايي يادداشت كنيم صبح چه خواهيم كرد تا هم كمتر وقتمون تلف شه و هم بازده امون بره بالا.اين روش تو مواقع دودلي و شك هم خوب جواب ميده..يه زمونهايي ميشه كه ديگه واقعآ از انتخاب سردرگم  ميشم و ميرم سراغ قلم و كاغذ به تعداد انتخابها سطر تعيين ميكنم و دو ستون رو هم اختصاص ميدم به خوب و بدشون و صادقانه و بدون تكرارآنچه به مغزم فشار مياره رو يادداشت ميكنم.اين روش به نوعي در اختيار داشتن ديدي از بالا هم هست چون با مشخص شدن خوب و بده و تعدادشون آن چه كه برامون سخت مينمود انجام ميشه.يعني شما هم خودتونيد و هم يكي ديگه كه از بيرون گود و از بالابدون استرستون بهتون با سرعت پاسخ ميده و فرق اساسيش با انسانهاي حتي نزديك به خودمون اينه كه همه چيزمونوشفاف ميدونه.

خلاصه اين كه اين قلم و كاغذ دوستهاي خوبي هستن.چه خوبه باهاشون مانوس شيم و نتيجه دگرگون شدن زندگيمونو ببينيم.يك نمونه اش همين كاهش وزنه كه نوشتن و ننوشتن چه تاثيري ميذاره روي اون)

--------------------

روز نوشت:

امروزم نشسته برروي صندلي 59 دقيقه رقصيدم.كلي فعاليت نشسته سنگين داشتم امروز حسابي رفتم تو مود كالري سوزوندن و مقدمات جشن براي اخراج چربيهاي سواستفاده گر كه با ديدن يه گچ كوچولو برو ببين چه سوروساتي گرفته بودن واسه خودشون رو به اجرا گذاشتيم.اميدوارم زور من به زور اونها بچربه و اين وسط من پيروز باشم.

اومدم اينجا بگم كه تا عيد تصميمم اينه كه زير 60 باشم و از سال جديد كليه انرژيمو معطوف كنم به دهه 50.چون اين شصته خيلي انرژي ازم گرفت و زمونشم زياد شد.چون وسطهاش هي كنكورم پيش اومد و ساير جرياناتي كه همه اتون مطلعيد.

ولي اينبار قراردادم در يك صورت فقط فسخ خواهد شد و اونم روزي خواهد بود كه من ديگه نفس نكشم.

دركنار دوستان گلي چون شما دارم تلاش ميكنم و اميدوارم بهترين نتيجه رو بگيرم ازش.

امروز يه جمله شنيدم كه خوشم اومد ازش.و اون جمله اين بود:

"انسان  بزرگ برخود سخت ميگرد و انسان  كوچك بر ديگرون"

راهنمای پیشگیری از مسمومیت های غذایی

ميکروارگانيزم‌هاي موجود در غذا تکثير يافته يا سم توليد مي‌کنند و باعث بروز مسموميت مي‌شوند

. شايع‌ترين اين نوع مسموميت‌ها، مسموميت غذايي باکتريايي است که علائم آن دل درد و اسهال و گاهي تب و استفراغ است

اين نوع مسموميت يك تا ۴۸ ساعت بعد از خوردن غذاي آلوده شروع مي‌شود، و در اثرخوردن غذا، آب يا شير آلوده بروز مي‌کند. روش‌هاي نامناسب تهيه و مصرف غذا، به آلوده‌سازي، بقا و رشد باکتري‌هاي مسموميت‌زا کمک مي‌کنند. از جمله موارد خطا در تهيه و توزيع غذا عبارت‌انداز: تهيه غذاي زيادتر از مقدار مورد نياز، نگهداري غذا در دماي اتاق، سرد كردن نامناسب و آهسته غذا، نبود پخت کامل وکافي غذا و دوباره گرم کردن ناکافي آن، دماي نامناسب فريزر و يخچال، انتقال آلودگي از غذاي خام به پخته و انتقال آلودگي از محيط آشپزخانه به غذا .

۱)راههاي جلوگيري از مسموميت غذايي

۱) تميز نگه داشتن محيط آشپزخانه؛

* کف آشپزخانه بايد همواره تميز و خشک نگه داشته شود.

سطح مرطوب باعث تحريک رشد قارچ،کپک و باکتريهاي عفونت زا مي‌شود.

* همه زباله‌ها بايد در محيطي دور از محل نگهداري و آماده سازي غذا و در کيسه‌هاي زباله گذاشته شوند.

* براي تميز و ضدعفوني نكردن محيط آشپزخانه بايد در نظر گرفت که اگر مورد آلودگي محلول در آب باشد، مثل نمک و شکر، با شست‌وشو از بين مي‌رود. در صورت غير محلول بودن آن اگر ماده آلي باشد مثل ماده پروتئيني يا چربي، با محلول قليايي پاک مي‌شود و اگر غير آلي باشد مثل مواد معدني که به شکل رسوب کف آشپزخانه درمي‌آيد، با محلول‌هاي اسيدي از بين مي‌رود.

۲) رعايت نکات مناسب در نگه‌داري مواد غذايي؛

* هميشه بايد به تاريخ توليد و انقضاي مواد خريداري شده و مشخصات بهداشتي آن دقت کرد.

* مواد غذايي خشک و کنسروها بايد در جاي خشک که داراي تهويه مناسب است، نگهداري شوند.

* مواد غذايي منجمد بايد در دماي زير ۱۸ درجه سانتي‌گراد نگهداري شوند. در صورت خارج شدن از انجماد، از دوباره منجمد کردن بايد خودداري شود.

* دماي فريزر بايد ۲۲ تا ۱۸ درجه زيرصفر باشد. دماي يخچال ۰تا۵ درجه سانتيگراد بايد باشد.

* غذاي پخته نبايد در دماي اتاق نگهداري شود.

دماي مطلوب براي رشد باکتري‌هاي بيماري‌زا

سي و هفت درجه سانتي گراداست.

* به‌طور کلي غذاي پخته شده يا بايد در دماي بالا (بيشتر از ۶۰ درجه سانتيگراد) و يا در دماي پايين (کمتر از ۱۰ درجه سانتي‌گراد) قرار داده شود. اين نکته به خصوص در مورد غذايي که قرار است بيشتر از ۵ ـ ۴ ساعت بماند، بايد مورد توجه قرار گيرد.

* غذاي نوزادان ترجيحاً به هيچ‌وجه نبايد نگه داشته شود و بلافاصله بايد مصرف شود.

* اگر غذاي پخته شده در حجم زياد در يخچال گذاشته شود مرکز آن نمي‌تواند سريعاً سرد شود و وقتي دماي قسمت مرکزي غذا به مدت زياد در دماي بيشتر از

 ده درجه سانتي گرادبماند،

 ميکروب‌ها فرصت رشد و تکثير مي‌يابند و با توليد سم بيماري‌زا مي‌‌شوند.

* مواد غذايي خام و پخته، بايد جدا نگهداري شوند. مواد غذايي خام را در طبقه زيرين يخچال و مواد پخته را در طبقه بالا نگه‌داري کنيد تا آلودگي مواد خام به پخته‌ها سرايت نکند.

۳) به کارگيري روشهاي مناسب آماده سازي و پخت غذا؛

* مثالهايي از غذاهايي که احتمال عفونت‌زايي با آنها زياد است، عبارت‌انداز: گوشت و مرغ پخته، غذاهاي پخته حاوي گوشت و مرغ مثل سوپ و شامي، شير و تخم مرغ و غذاهايي نيم پخته حاوي اين دو، ماهي و برنج پخته.

* گوشت، ماهي و مرغ فريز شده، قبل از پخت بايد کاملاً از انجماد خارج شوند.

* هميشه از تخته هاي جداگانه براي آماده سازي گوشت و ساير مواد خام مثل سبزيجات استفاده کنيد. تخته اي که براي خرد کردن گوشت مورد استفاده قرار مي‌گيرد، بايد به طور کامل شست و شو و ضد عفوني شود.

* بعد از دست زدن به گوشت و تخم مرغ خام دست‌هاي خود را بشوييد.

* براي شستن سبزي بعد از پاک کردن و شست‌وشوي ابتدايي، آن را در ۵ ليتر آب بريزيد و نصف قاشق چايخوري (۵ قطره) مايع ظرفشويي به آن اضافه کنيد و هم بزنيد. بعد از ۵ دقيقه سبزي را از روي آب جدا کنيد و با آب سالم بشوييد. بعد براي ضد عفوني کردن آن، نصف قاشق چايخوري پودر پرکلرين در ۵ ليتر آب بريزيد و سبزي را ۵ دقيقه در آن بگذاريد و دوباره با آب سالم بشوئيد.

* پخت غذا بايد کامل وکافي صورت پذيرد؛ به خصوص در مورد گوشت، مرغ و شير غير پاستوريزه که اغلب، آلوده به ميکروب‌هاي بيماريزا هستند.اگر همه قسمتهاي غذا در طي پخت حداقل به دماي ۷ درجه سانتي‌گراد برسد، ميکروب‌هاي بيماري‌زا از بين مي‌روند.

* سرد كردن غذا بايد به طور مناسب صورت گيرد. غذا بايد تادماي زير ۵ درجه در کمتر از ۹۰دقيقه سرد شود.

* غذا نبايد زيادتر از مقدار مورد نياز تهيه شود.

* براي دوباره گرم کردن غذا حداقل دماي آن به خصوص در قسمت وسط، بايد به ۷ درجه سانتي‌گراد دست کم به مدت دو

 دقيقه برسد

* هرگز باقيمانده غذايي را که دريخچال گذاشته‌ايد، بيشتر از يک بار گرم نکنيد، اگر غذاي دوباره گرم شده اضافه آمد، آن را دور بريزيد.

* آبي که براي تهيه و آماده سازي مواد غذايي و تهيه يخ استفاده مي‌شود، بايد به همان اندازه آب آشاميدني سالم و مطمئن باشد. اگر نمي‌توان به آب مطمئن بود، بايد آن را جوشاند. جوشاندن، بهترين راه براي از بين بردن باکتري‌هاست. آب پس از جوشيدن، بايد به مدت يك دقيقه به شدت قل بخورد و سپس در دماي اتاق سرد شود.

* اگر شير، پاستوريزه نبود، مقداري آب به آن اضافه کنيد و يک دقيقه بجوشانيد و بعد مصرف کنيد.

* پنير تازه را حداقل ۲ ماه در آب نمک نگهداري کنيد و بعد آن را مصرف کنيد.

* قبل از مصرف هر نوع کشک، کمي آب به آن اضافه کنيد و حداقل ۱۰ ـ ۵ دقيقه در حال بهم زدن بجوشانيد.

------------------

روزنوشت:

رقصيدن با يك پا تو مدت 56 دقيقه ديروز حسابي شارژم كرد.

درضمن ديروز كاملآ مطابق رژيمم رفتاركردم.تنها كوتاهيم نخوردن مولتي ويتامين بوده كه اونم يهويي شب  تو تخت يادم اومد و ديگه حسش نبود عصا بگيرم  زير بقلمو و تا آشپزخونه برم.

ولي قول ميدم درمورد اين يه موضوع حتمآ حواسموبيشترجمع كنم.

به سلامتي اين سايت ايران سونگ يا همون ايران ترانه هم درش تخته شد.

چرا؟؟ ما ايرونيها نبايد موسيقي گوش كنيم؟؟؟ برامون جيزه؟؟؟

اي بابا...

واقعآ كه...

ولي بريد اين يكي آهنگو كه ديشب آدرسشو سيو كرده بودم(انگاري حس ششم گفته بود سايتش بسته ميشه) گوش كنين و حالشو ببريد.به نظر من بهترين آهنگ ترانه اييه كه براي اولين بار احساس متفاوت و خاصي درمن بوجود بياره و من اين ترانه "به كي داري فكر ميكني" از"بابك جهانبخش" رو براي اولين بار تو كنسرتش و حدودهاي يه ماه پيش با اجراي زنده در سعد آباد شنيدم كه تآثير عميقي روم گذاشت.هرچند اجرالب خوني بود اما واقعآ كيف كردم و ازون به بعد تا كنون شده ريپيد جديدم.

لينكشم اينه.اگه مثل من تا الان گوش نكرده باشيدوصداي خواننده هاي نوظهورخسته اتون كرده باشه بهش گوش كنين شايد شما هم خوشتون بياد.من كه هرچي تكراري ميشنوم ازش سير نميشم.يه آهنگ بسيار معمولي ايي هست اما حس عميقي درمن ايجاد ميكنه.

http://www.backup-pms.com/g.htm?id=39092

 

داستان زندگي- طول عمر و لايف استايل پدربزرگ قهرمان من

ميل به بقا در هرانسان نرمال و طبيعي وجود داره.هيچ كسي نيست كه از يه روز بيشتر عمركردن ناراضي باشه و بدش بياد.براي همين گفتم شايدنوشته من براي شما هم جالب باشه.

اين يه داستان واقعيه از پدربزرگ خدابيامرزم(پدر مادرم) كه نزديك به صد سال عمركرد و اگه اتفاقي كه باعث مرگش شد نمي افتاد خيلي بيش ازينها انتظار ميرفت عمر كنه.(به علت همه گير شدن يك بيماري  و فقط يك كوتاهي)

پدربزرگم يه آدم همه چيز تموم بودبا ظاهري زيبا و بسيارخوش پوش وهمچنين روشنفكروهنرمندو دوست داشتني  صاحب چندين  جلد كتاب كه ارزش تاريخي دارن.

اين يه پيش زمينه كوچك بود ازاحوالات  ظاهريش كه بهتربشناسيدش.

و اما از نحوه زندگي و لايف استايل اين مرد بزرگ بگم كه با وجود نود و اندي سال به هيچ وجه من الوجوهي ورزشش ترك نمي شد حتي تو حالت بيماري يا مسافرت و هرچيزي كه فكرشو بكنيد.شام هميشه اختصاص داشته به شيرگرم و يك كف دست نون سنگك.اگه تو مهموني بوقلمون هم سرو ميشد ايشون فقط درخواست همون يه مقدار شيرشونو ميكردن .هيچ كسي از دوروبريهاش به ياد ندارن كه حتي تو يك مورد تغيير رويه داده باشه.هميشه پس از برخواستن از خواب حدود نيم ساعتي ميرفت ميدويد حتي اگه فلان بازيگرمعروف يا فلان تيمسار و فلان وزير خونه اش مي بود اجازه نميداداون آدم حتي مهم- مخل زندگي و برنامه اش بشه.خونواده من هيچ وقت شب جايي نمي موندولي يه بار اتفاق افتاد كه تويه زمستوني كه بسيار بسيار سرد بودوامكان برگشتمون به منزل نبودمن و مادر شب رو خونه پدربزرگ مونديم و خوابيديم.منم ازونجايي كه بسيار فضول تشريف دارم كله صبح پاشدم ببينم چي كار ميكنه.به چشم خودم شادي نشئات گرفته از سحرخيزيشو و نيم ساعت دويدنش رو دوراتاق ديدم.خود من اول صبحي سرگيجه گرفته بودم ولي بسيار لذت ميبردم از ديدن يه آدم مسني كه اين همه سرحاله و به نوعي از خودم كه جوون بودم و تكوني به خودم نميدادم شرمنده شدم.

يه خصلت خوب ديگه اش استفاده نكردن از سيگار و الكل بود.وهميشه زود ميخوابيد.

براي اين اسمشو گذاشتم قهرمان چون به معناي واقعي چيزي تو زندگيش نبودكه با اراده اش بهش نرسيده باشه.حتي يه پاپاسي هم از كسي به ارث نبرده بود وبدون بردن ذره ايي پول حروم به خونه  تموم ثروتش روحلال و خودش بازحمت خودش اندوخته بود و اين خيلي برام ارزشمند بود.تاروزي كه درمراسم تدفينش ازبلندگوبابت ساختن مدرسه ودرمونگاه و ...ازش تشكرنكرده بودن احدي از نزديكانش ازين ماجراهاي خيرخواهانه خبر نداشتن(بعده يه عمر تو داربودن  اميدوارم ازم راضي باشه با اين حجم انتشاررونت) بجزمسئول اون خيريه و هيآت همراهش  كه براي تشكرتومراسم شركت كرده بودن.همون موقع بود كه به بزرگي دل مهربونش پي بردم و افتخار ميكنم كه نوه چنين مردي بوده ام.خوش خلق بود.به همه احترام ميذاشت و همه دوستش داشتن.براي همه شخصيت غائل ميشد حتي اگه اون آدم يه بچه 2 ساله بود.چندروز پيش كه يادش افتاده بودم و داشتم زندگيشو تو ذهنم مرور ميكردم گفتم يه پست براتون ازش بنويسم شايد بدردتون بخوره.وقتي آدم يه چيزيو به چشمش ببينه خيلي اون موضوع براش ملموس تر وقابل هضم تر ميشه .بايد به چيزهايي كه دوروبرمون اتفاق ميفته دقيق تر بشيم و تجربه راهمون قرار بديم.اينكه هي ميگن ورزش خوبه شام خوردن زياد بده واقعآ اينها صحت داره چون به چشمم نتيجه اشو ديده ام.پدربزرگ من نزديك به صدسال عمركردو به مرگ طبيعي نمرد درحالي كه دوروبريهاش و خونواده اش درعنفوان جواني دنيارو بدرود گفتن.وتنها تفاوتش همين استمراردر لايف استايل صحيح بود.اونم نه براي يك مدت بلكه  براي يك عمر.

.كاش يك ذره ازون همه اراده به منم ميرسيد.ازونجايي كه بسيار بسيار خوش شانسم ازين همه خصلت خوبش تنها ازخونواده مادري ضعف چشمهامو به ارث بردم و ازخونواده پدري چاقي.والا هم برادرم و هم خواهرم بسياربسيارخوش هيكلن و چشمهاشونم خدارو شكر سالمه.اينكه اينقدرمنفورانه درموردضعف چشمم نوشتم علت داره و اونم برميگرده به يه بچه 12ساله كه عينك به چشم هرشب دعا ميكردديگه چيزي آويزون دماغش نباشه.البته الان چشمهاموليزيك كردم وبزنم به تخته نمره اش صفر شده.

پدربزرگ نميدونم ازكجا به اين نتيجه رسيده بود(كه من بعدها ازمنابع موثق شنيدم) اما همش ميگفت غذادر صبح طلاست و نهارنقره وشب برنز. اعتقادش اين بود كه درحال بغض يا عصبانيت چيزي خورده نشه و درغذاش ازنمك خيلي خيلي كم استفاده ميكرد .هميشه هم داخل غذاهاش كمي بايدسيرو پيازمي بود.بيشتر به صبحوونه اهميت ميدادو هميشه هيكلش ميزون بودو ورزيده.وهمچنين شناگرماهري بوده .خيلي هم انسان آروم و با آرامشي بود.بدترين مشگل روحين خواب فراموش ميكرد چون رخت خواب رو محل آرامش جسم و روح مي ديد و نه تفكروذهنيات مغشوش.

اين پست تقديم به اين مرد بزرگ مهربون

روحش شاد

راهي كه دوباره مي پيمايمش

ديروز خواهرم يك ميليون تا مواد غذايي رژيمي براي من خريده بود.اين باعث تعجب من شد چون كمتر ميبينم كه خواهري بخوادبراي خونه خريد ميوه ايي و سبزيجاتي كنه.چون اصلآ وقتشو نداره.امادرحين كارش سريع خودشو رسونده بود خونه تا اينها رو به من برسونه .بعدشم كه با دهان بازازديدن اون همه خرت وپرت كه براي چندين ماه رژيمم كافيه   پرسيدم اينا چيه؟ گفت : "شروع كن ديگه رژيمتو ول نكن. خودتو تو آيينه نديدي زشت شدي؟؟نمي بيني عين خرس شدي؟؟"بايد بگم يكي از مشوقهاي اصلي من همين خواهرمه كه وقتهايي كه لاغر ميشم كلي ازم تعريف ميكنه وبه به وچه چه ميگه و وقتهاييم كه وا ميدم بازم خودشه كه شروع ميكنه به مسخره كردن و دعواكردنم.

خلاصه كه بعد ازچند مدت بازرسي فني تو آيينه  كلي شرمنده شديم.و تصميم گرفتيم از فرداكه شنبه است دست به كار شيم.با اين وضع پاي چلاق (نكنه بر وزن الاغ بوده باشه؟) كه قراره تا دوهفته ديگه تو گچ باشه و هي بشينم بخورم و ورزش نكنم و بخوابم ديگه ميشم خود گودزيلا.فردا شروع ميكنم با وزن 66كيلويي كه اين ترازو نشون ميده.تصميمم هنوز به همون يه پا رقصينه.فعلا كار ديگه ايي به ذهنم نميرسه كه بتونم انجام بدم و به پام فشار نياد.

خدارو شكر درد پام خيلي خيلي كمتر شده و بهتره بگم كه اصلآ درد نداره.فقط گاهي كه زياد سرپا مي ايستم درد ميگره.تا الانم منتظر بودم بهتر شه تا رژيمو از سر بگيرم.پس الان ديگه بهونه ايي نيست وفرصت خوبيه.

برنامه رژيمم همون برنامه قبلي خواهد بود .فقط با اين تفاوت كه بايد از وزن 66 برنامه رو دنبال كنم.

تصميم ديگه ام براي اين دو هفته ايي كه خونه ام اينه كه اگه خدا بخواد چند تا نرم افزارجديد مربوط به سازه رو ياد بگيرم تا ازين وقتهاي مرده بهترين استفاده رو بكنم.كلاس زبانم بعد از آزاد شدن پام ادامه ميدم كه به گمونم بيفته واسه يه ماه ديگه كه شروع ترم جديدشونه.

امشب دوباره براي يه شروع ديگه با خودم و خدا عهد ميبندم و اميدوارم كه ديگه مشگلي پيش نياد كه مجبور به ترك رژيم بشم.تنها كار مثبتم تو اين دوره دو هفته ايي خوردن غذاهاي رژيمي بوده كه هيچ فايده ايي نداشته چون ازون ورشم هي غذاهاي غير رژيميم باهاش ميخوردم .يعني يه جورايي دوبل ميخوردم كه اين يعني گشادي معده.بايد سعي كنم در درجه اول هدفم تو رژيمم تنگ كردن معده ام باشه .اولين گامم پخت سوپ سبزيجات و يا سبزيجات بيشترتو غذاهاي رژيميمه تا اول دوباره به غذاهاي رژيمي خالص در طول روز عادت كنم و سپس در هر دوره زموني معين از مقدار سبزيجاتم كم كنم تا كم كم معده ام كوچيك بشه.

چون درد خانمان سوز تموم چاقهاي دنيا تو همين معده گشاده.فرقي نميكنه با آب و سوپ رژيمي گشاد بشه يا بااغذيه چرب و چيل و پركالري.وقتي كه حجم معده كم بشه حتي با دريافت غذاهاي نوع دوم هم وزن به ميزان خيلي زيادي افزايش پيدا نميكنه و لازم نيست آدم هميشه احساس گرسنگي رو با خودش داشته باشه.

چون با همون مقدار كم هم سير ميشيم و از غذا لذت ميبريم.

فقط كافيه كم كم و تدريجي از مقدار غذا بصورت نامحسوس كم بشه تا به مقدار دلخواه برسيم.اول هر كاري سخته اما به مرور عادت ميشه.

دوباره از فردا نوشتن ريزخوراكيهام شروع خواهد شد.كه درين نوشتنها جادويي است بس شگرف كه رازقدرت انسانهاي موفق درهمين كاغذ و قلمه.

نوشتن نظم هم مياره و استمرار و پايبندي هم مساوي است با رسيدن به وزن هدف.يعني ميشه اون روز براي من هم برسه و جشن بگيرم؟؟

خدايا چقدر دلم ميخواد وزن دهه 50 رو ببينم حتي اگه اون وزن 59 باشه .قبل ازين اتفاقها خيلي بهش نزديك شده بودم.و در دو قدمي من بود درست همون زموني كه وزنم 60 كيلو بود.اما حالا اشكالي نداره دوباره هدفم رو همون 59 فعلآ قرار ميدم تا ببينيم بعدآ چي ميشه و چه عددي هدفم خواهد بود.

سخت ترين چيز ممكن براي آدم همين راه رفته رو دوباره رفتنه.يه جورايي مثل حس تجديد شدن يه شاگردمدرسه اييه .به نظرم اصلآ لذت نداره عددي رو كه قبلآ روي ترازو ديدي با تلاش مجددت دوباره ببينيش.ولي چاره ايي نيست بايد دنبال انگيزه هاي نو بگردم.ديگه عددنزولي  ترازو ارضام نميكنه.امشب بيشتر بهش فكر خواهم كردتامحكم تر از صبح فردا شروع كنم.يه تعدادي لباس كه سوغاتي بوده و يا خودم خريده ام و حسرت پوشيدنشون به دلم مونده بيرون گذاشتم كه  بيشتر وارسيشون كنم تا دلم بيشتربخوادشون تا بشه انگيزه قدرتمند راه رفته ايي كه بايددوباره ازهمون مسير بقيه راهمو بپيمايم.

غذاهايي كه عليه چربي اضافه ميجنگند2

آب همراه با لیمو

محققان با آزمایش روی 240 زن در کالیفرنیا دریافتند: افرادی که به جای نوشیدنی‌های قندی از آب استفاده می‌کردند، در حدود 2 کیلو در سال کاهش وزن داشتند. همچنین افرادی که روزانه 4 فنجان آب نوشیده بودند، یک کیلو وزن دیگر هم از دست دادند. علاوه بر اینها، اسید فسفر یک موجود در نوشیدنی‌های گازدار و الکلی باعث پوکی استخوان می‌شود- با تغییر توازن اسیدی در خون.

دانه بزرک

دانه بزرک غنی از فیبر و چربی‌های سالم می‌باشد، که اینها کمک به ثبات قند خون می‌کنند. بعضی محققان گفته‌اند که بزرک علائم تغییرات هورمونی را فرو می‌نشاند، به خاطر استروژن گیاهی موجود در آن، هضم دانه‌های زمینی آن آسان می‌باشد. لذا می‌توان آنها را روی سالاد و سوپ‌ها بپاشید، یا به جای روغن ذرت، کانولا یا دیگر روغن‌ها از این دانه استفاده کنید.

 گردو

به جای چیبس از گردو استفاده کنید. گردو سرشار از اسیدهای چرب امگا 3 می‌باشد، از این رو دیرتر گرسنه می‌شوید. محققان استرالیایی با آزمایش روی افرادی که دیابت داشتند و رژیم کم چربی را دنبال می‌کردند، متوجه شدند: آن افرادی که روزانه 7 تا 8 گردو می‌خوردند وزن بیشتری کم کردند. همچنین سطح انسولین خون آنها کاهش یافت.

سس تند

ادویه‌های مطبوع را فراموش کنید. اگر تمایل دارید چربی بیشتری بسوزانید، غذای خود را تند کنید. محققان استرالیایی با آزمایش روی 36 مرد و زن دریافتند، استفاده از غذاهای تند و چاشنی‌دار سبب کاهش سطح انسولین- هورمونی که ذخیره چربی بدن را به کار می‌اندازد- در حدود 32 درصد می‌شود. یک تئوری: کپسیسن، ماده شیمیایی که عامل تندی فلفل می‌باشد، توانایی بدن را برای شفاف کردن انسولین خون، بهبود می‌بخشد، لذا بدن نسبت به وقتی که فلفل استفاده نمی‌کند چربی بیشتری می‌سوزاند.

دارچین

به جای شکر، به بلغور جودوسر یا قهوه، دارچین اضافه کنید (هر قاشق چای خوری شکر، 16کیلو کالری دارد)، با این کار می‌توانید از وزن خود سالی یک کیلو و نیم بکاهید. دارچین همچنین برای حفاظت از قلب مفید می‌باشد. محققان پاکستانی دریافته‌اند که مصرف روزانه 2/1 قاشق سوپ خوری دارچین می‌تواند کلسترول خون را 18 درصد و تری گلسیرید را 30 درصد کاهش دهد.

ماهی سالمون (آزاد)

تنها 100 گرم از کنسرو این ماهی می‌تواند نیاز روزانه ویتامین D و 181 میلی گرم کلسیم را تامین کند. هر چه سن بالاتر می‌رود نیاز به این دو بیشتر می‌شود. محققان در یکی از شهرهای جنوب غربی آلمان با آزمایش روی 36000 زن 50 تا 79 ساله دریافتند که، آن دسته از خانم‌هایی که مکمل‌های ویتامین D و کلسیم را مصرف می‌کردند، بعد از یائسگی کمتر اضافه وزن پیدا کردند. همچنین بعضی تحقیقات حاکی است، بدون ویتامین D کافی هورمون لپیتن نمی‌تواند فعالیت خود را درست انجام دهد. دیگر ماهی‌های چرب شامل تن ماهی، ساردین و ماکرل می‌باشند.

(اين مقاله هم از همون ايميلهاست)

-------------

پي نوشت:

ديروزكاري پيش اومد و نشد برم دكتر.امروزم نميشه چون بايد يه سري ديگه از كارهاي اداري رو با اين پاي چلاقم  با دوتا عصاي زير بقل انجام بدم  كه لازمه حتمآ خودم حضور داشته باشم و احتمالاوقت پزشكم ميفته واسه فردا.گمون نكنم امروز رو برسم برم پامونشون بدم ببينم چشه.

ديروز سعي كردم اصلآ مسكن نخورم.نخوردم اما تموم مدت داشتم از درد گريه ميكردم.

آدم تا مريض نباشه و درد نداشته باشه حال اون بيچاره هايي كه روي تخت بيمارستان خوابيدن يا اون كسايي كه مجبورن يه عمرروي ويلچر و يا با وسايل كمكي و به سختي و با كمك يكي ديگه راه برن و زندگي كنن رو نميفهمه.دارم واسه آزاد شدن پام روزشماري ميكنم.

درسته كه همه دارن تلاش ميكنن خوشحالم كنن و كارهامو انجام بدن.اماهميشه كه آدم نميتونه كارهاشوبسپره به بقيه كه از كارخودشون بزنن و بيفتن دنبال كارهاي من. اون حس شرمندگيش خيلي زياده.يه جورايي انگاري آدم مديون ميشه حالا اون احساس ضعفي كه براي آدم پيش مياد كه توانايي انجام كارهاي شخصيشو نداره به كنار.طفلي اون كساني كه اين حال براشون ابدي شده كه ديگه به همين روز خلاصي ايي كه من فكر ميكنم نميتونن فكر كنن. خدايا سپاس بخاطر سلامتيم.براي همين از ديروزتصميم گرفتم ديگه تا جايي كه ممكنه خودم كارهامو انجام بدم.براي رفت و آمدم سعي ميكنم بيشتر از آژانس استفاده كنم تا كمتر براي كسي مزاحمت به وجود بيارم.يكي دوبار اولش سخته اما مطمئنم به زودي عادت خواهم كرد.

امروز بعده بلند شدن از خواب و درحين مسواك زدن خدارو بخاطر تموم چيزهايي كه بهم داده شكركردم و توكل كردم به خدا.

اين كار هر روزمه اما امروز تاكيدم و توجه ام بهش بيشتر بوده وهرچندديروز اوضاع روحي ام ودردم منو تا مرز متلاشي شدن از درون كشوند اما الان احساس توانايي و قدرت بيشتري ميكنم.

خدا ميگه يك قدم سمت من بيا تا من هزار قدم بيام سمتت.

ميدونم تموم مشكلات ريزو درشتم روخودخودش حل ميكنه.و كافي فقط بهش ايمان داشته باشم وكارهاموبسپرم دست خودش و تنها زمزمه كنم"اين نيز ميگذرد".

كسي كه با خدا معامله كنه هيچ وقت ضرر نخواهد كرد.

داروي لاغري شگفت آوري به نام ماست...!

ماست چربی های بدن را در افراد چاق می سوزاند

و استفاده از آن برای کاهش وزرن ضروری است .

به گزارش ایسنا متاسفانه افراد برای کاهش وزن خود معمولاً لبنیات را از رژیم غذایی روزانه حذف می کنند این در حالی است که ماست توانایی بدن را برای سوزاندن چربی تقویت می کند .

ماست چربی های اضافه بدن را می سوزاند و عضلات بدن را در وضعیت مناسبی حفظ می کند افرادی که در رژیم غذایی خود ماست کم چربی را می گنجانند بیشتر از افرادی که دریافت کالری خود را کم می کنند کاهش وزن دارند .

دکتر علوی گفت : افراد به چند دلیل لبنیات را از دستور غذایی خود حذف می کنند این افراد یا به دلیل حساسیت های غذایی خود ماست یا شیر را در رژیم غذایی خود قرار نمی دهد و یا اینکه این مواد به مزاق انها خوش نمی آید که در غیر این صورت باید حتماً از جایگزینهای مناسب که طعم دهنده نیز می باشند استفاده کنند .

دکتر علوی افزود : شیر و ماست از جمله مواد لبنی می باشد که سرشار از مواد مغزی هستند افراد بهتراست از این مواد استفاده کنند در غیر این صورت بهتر است از از مواد جایگزین مانند کشک استفاده کنند .

بعضی از افراد از قرص جوشان بعنوان جایگزین استفاده می کنند که استفاده از قرص ها و مواد شیمیایی نمی تواند جایگزین مناسبی در رژیم غذایی می باشد و باعث ایجاد مشکلات هایپر کلسیمی می شود .

وی در ادامه عنوان کرد : شیر از جمله لبنیاتی است که کالری بدن را در اندازه مورد نیاز تامین می کند و استفاه از ان برای تامین کالری بدن ضروری است .

دکتر علوی گفت : حذف شیر از رژیم غذایی برای افرادی که به منظور لاغری رژیم می گیرند مناسب نیست شیر باعث چاقی نمی شود و پیشنهاد می شود افرا روزانه یک لیوان شیر جهت تامین اسید های چرب بدن استفاده کنند علاوه بر این شیر مواد مغزی دیگری نیز دارد که در صورتیکه تامین نشود پوکی استخوان را به همراه خواهد داشت

--------------------

پي نوشت:

درد پام خيلي زياد شده طوري كه مدام دارم مسكن ميخورم و جالبه كه با وجود خوردن اين همه مسكن بازم دردداره.فردا قراره برم يه دكترديگه ببينم چي ميشه شايد قبليه آتل رو بد بسته باشه.تموم روي پام كبودشده و بادش تبديل به گوشت سياه شده.خداكنه زودتراين دردها تموم شه و خوب شم.نميشه اصلآ كاري كرد.ازجام كه نميتونم تكون بخورم و چون جلوي پام نوك انگشتهام بازه كسي نميبرتم بيرون ميگن سرمازده ميشه و دردش بدتر ميشه.خلاصه تو خونه زندوني شديم رفت.من هميشه مرغ خونگي بودم و دو ماهم كه بيرون كاري نداشته باشم از در خونه در نميام ولي وقتي اينجوري اجباري باشه. همش دلم ميخواد زودتر بزنم بيرون.حالا عين بچه هادارم براي فردا ذوق ميكنم كه بالاخره يه هوايي قراره به كله ام بخوره.دلم براي يه پياده روي حسابي لك زده.اينقدر عقده ايي شده ام كه فكر كنم موقعي  پام خوب شه و ولم كنن از همينجاپياده روي رو شروع كنم تا سر از خليج فارس و امارات و اينها درآرم.ازين مانع مزخرف  متنفرم.

لعنت به اين گچ كذايي كه منواز ني ني موچم(گام شمارم) جدا كرد.هي زندگي...

چه روزگاري داشتيم باهم.الان عددش به زور سه رقمي ميشه..

حفظ عادات مربوط به تناسب اندام

ورزش كردن مى‌تواند به عنوان يكى از كارهاى عادى و روزمره شما محسوب شود يا كارى باشد كه به نظر شما سخت و طاقت فرسا است، اما ما به شما پيشنهاد مى‌كنيم كه سعى كنيد با قرار دادن فرصتى براى ورزش آن را در برنامه روزمره خود بگنجانيد.

ميزان ورزش خود را تعيين كنيد و ورزشى آرام و سبك را انتخاب كنيد.

دو ساعت دويدن يا شركت در كلاس هاى ايروبيك در روز اول باعث تناسب اندام شما نمى‌شود. حتى اگر اين ورزش تند و فعاليت هاى شديد باعث آسيب ديدگى شما نشود، باعث خستگى، جراحت و گاهى اوقات تنفر شما از ورزش مى‌شود. ورزش هاى راحت را انتخاب كنيد.

اگر مى توانيد مسافت منزل تا محل كار خود را پياده طى كنيدو اين پياده روى آرام تنها نيم ساعت وقت شما را مى‌گيرد، بهتر است اين راه را انتخاب كنيد تا اين كه هر روز مجبور باشيد در كلاس هاى ورزشى شركت كنيد؛ قبل از اين كه در كلاس ها و باشگاه هاى ورزشى شركت كنيد در مورد آن و زمان مورد نياز خود كاملاً فكر كنيد اگر مى‌توانيد آن ورزش ها را در منزل انجام دهيد، سعى كنيد با انجام حركات ورزشى و نرمشى در منزل در زمان و پول خود صرفه جويى كنيد.

ورزش را در برنامه روزانه خود و اولويت قرار دهيد

نداشتن وقت براى ورزش كردن فقط يك بهانه است تحقيقات و بررسى ها نشان مى‌دهد افراد ورزشكار و افرادى كه ورزش نمی‌كنند هر دو به يك اندازه اوقات فراغت دارند يعنى حدود ۲۴ ساعت در هفته. سعى كنيد اوقات مشغول بودن خود را با ميزان بيشتر ورزش افزايش دهيد نه با فرار از آن.

به آن چيزى كه به دست مى آوريد توجه كنيد

نمى‌توانيد مزاياى بدست آمده از ورزش را براى مدت طولانى ذخيره كنيد. البته يك يا دو روز ورزش نكردن مشكلى ايجاد نمى‌كند، اما متوقف كردن آن به مدت طولانى مى‌تواند شما را درست سر جاى اولتان قرار دهد. حتماً ورزشكاران حرفه اى نيز اگر براى چند هفته ورزش نكنند مقدارى از تناسب اندام خود را از دست مى‌دهند.

يك درجه تناسب اندام راحت و مناسب پيدا كنيد

لازم نيست براى رسيدن به اهداف تناسب اندام ايده آل خود مدت زمان يا نوع ورزش خود را تغيير دهيد و بر شدت آن بيفزاييد، گاهى رسيدن به آن تناسب اندام خيلى كمتر از آن چيزى كه شما تصور مى‌كنيد احتياج به تحرك و فعاليت دارد. در حقيقت افزايش زمان ورزش و نوع تحرك گاهى مى‌تواند باعث آسيب رسيدن به بدن شما شود.

عقب گردهاى موقتى را بپذيريد(قابل توجه خودم)

يك بيمارى، يا يك آسيب ديدگى جزيى ممكن است براى مدتى باعث توقف برنامه ورزشى شما شود و چنانچه چند روز از برنامه ورزشى خود را از دست داديد بلافاصله پس از بهبود رژيم غذايى مناسبى را انتخاب كنيد و از همانجايى كه برنامه خود را متوقف كرديد، دوباره آغاز كنيد. شايد مجبور باشيد چند روز اول را كمى سخت تر كار كنيد اما با اندازه گيرى وزن خود دوباره به برنامه قبلى خود بازگرديد.

باورزش فرصت هاى سلامتى براى خود ايجاد كنيد

افراد سيگارى و افرادى كه دچار اضافه وزن هستند، بيشتر از بقيه افراد تمايل به ترك ورزش دارند. ولى اجازه دهيد تا ورزش باعث ترك سيگار و ترك خوردن غذاى ناسالم و پركالرى در شما شود.

در مسابقات شركت كنيد

در رقابت هاى شنا، تنيس، گلف شركت كنيد، زيرا شركت در مسابقات باعث مى‌شود تا همواره به رژيم غذايى و تناسب اندام خود دقت كنيد و توجه داشته باشيد.

به خود جايزه دهيد

رسيدن به تناسب اندام و ثابت باقى ماندن كار بزرگ و پرزحمتى است. بنابراين براى تشويق خود، براى خود لباس هاى نو بخريد يا مسافرتى تفريحى ترتيب دهيد.

-

پي نوشت:

اينم بخشي ازايميلهاي رسيده بود.

دوجلسه غيبت در كلاس زبان باعث شد 70 تومن سوخت بشه براي 8 جلسه ايي كه دو جلسه اشو رفتم.ميگن نه حق امتحان دادن دارم و نه پولمو برميگردونن.براي ترم بعدم 20 تومن براي  تعيين سطح دوباره بايد بدم.خوب چه ميشه كردقانونه ديگه.فقط نميدونم براي موارد اينچنيني كه دست خود آدم نيست و در حاليكه من حذف ترم كردم چطوري بايد با پاي گچ گرفته سر كلاس زبان حاضر ميشدم؟

درمورد اوضاعم تو انارستان هم  توضيح دادم كه قيافه ام چطوري شده.صورتم پف كرده وروند صعودي وزن رو دارم طي ميكنم.

منتظرم كمي از درد پام كمتر شه تا حداقل رقص ثابت بدون فشار به پام  رو شروع كنم .

يه ماه بايد اين وضع روتحمل كنم و ترسم ازينه كه ازون چيزي كه ابتداي انارستان بودم وزنم فراتر بره.با اين شكلي كه دارم طي ميكنم خيلي اين تصورم دوراز ذهن نيست.

كالري هر روزم فراتر از 2000نرفته و هرچه محاسبه ميكنم رابطه 6 كيلو اضافه وزن رو با فرمول (هر كيلوچربي مساوي 7700 كالري) پيدا نميكنم.

با تموم اين دردها وعلايم چاقي تو ظاهرم ووزنم بازم همين كه نفس ميكشم و زنده ام خدارو سپاس ميگم.

همين كه كم كم به وزنم داره اضافه ميشه نشونه خوبيه .آره نشونه حيات منه.نشونه اين كه حق زندگي دارم و ميتونستم نداشته باشم و بخاطر تموم اينها خدارو شاكرم و روحيه ام عاليه.

شايد بهم بخندين كه با اين اوضاع چرا خوشحالم؟

عرضم به حضورتون كه وقتي عكسهاي ماشين مچاله شده امو ميبينم كه ميتونسته بجاي اون آدم كه خدا زنده نگه اش داشت من باشم. و كروكي محل تصادف رو كه بدون گارد ريل ارتفاعي درحد "هزارچم تو جاده چالوس " داشته و ميتونسته آرامگاه من باشه .پس به نظر شما نبايد بابت تموم چيزهايي كه خدابهم دوباره داده شكرگزارش باشم؟؟

هرروزكه به آيينه نگاه ميكنم هرچند خسته و پف آلودو چاق اما آنچه درآن ميبينم زيبايي و لذت دوباره بودنه و تولدي دوباره .

شايد اون ماشيني كه الان چيزي ازش نمونده و متعلق به من بوده سرنوشتم رو براي هميشه طور ديگري رقم ميزد.

وقتي به آيينه مينگرم خدارو دروجودم ميبينم واز دريچه چشمانم بزرگي اين كاينات رووراي زمين  وهمون حس غريبي كه يك اتفاق كوچك ممكن بود ببرتمون به همون ديارغريب آشنايي كه روزي براي اين زندگي دنيوي بين اون همه انتخابمون كردن.پس من خوشحالم بخاطروجود خداي بزرگي كه اين همه به من لطف كرد.با اتفاقات اخيري كه براي ماشينم افتادو باكابوس  واضح و شفافي كه براي خودم ديدم  به اين نتيجه رسيدم كه بايد يه بلايي سرخودم ميومد كه اون خانوم باعث شد براي هميشه اون عامل نابود بشه تا من امروز دوباره باشم.ا. من بعد ازون حادثه بارها و بارهارفتم درون ماشين مچاله شده ام به سختي لاي اون همه خورده  شيشه نشستم و به ترس و وحشت اون آدم دراون لحظه حادثه اشك ريختم.من اين حس بخشش رو ازين جا بدست آوردم. فرداي اون روز بود كه حادثه پام اتفاق افتاد تا خدابه من بگه كه طرف حساب اون تصادف من بوده ام.درحاليكه درمدت يك ربعي كه قبل از مراجعه به بيمه خوابيده بودم كابوس وحشتناكي ديدم و ازونجايي كه حس ششم قوي ايي دارم تموم حقايق اتفاقات اخيرروبه چشم ديدم.براي همينه كه اين همه شاكر پروردگارمهربونم هستم كه حيات دوباره ايي به دخترش داده كه اميدوارم لايق اين همه  سخاوت باشم.گاهي انسان به داشته هاش واقف نيست و خوشبختي رو دركرات ديگه جستجو ميكنه و حال اينكه يه تلنگركوچولوي اين مدلي براش لازمه تا بفهمه خوشبختي دقيقآزير پاهاشه .درست دردسترشه و نميبينتش.

ميدونم كه تموم اتفاقات اين دنيا ازحال نيك به بد و از بد به نيك متغييرن.

من منتظر اتفاقات خوب زندگيم بعده اين اتفاقات بد هستم و مطمئنم پشت هر اتفاق بدي اتفاق خوبي هست.

و ايمان دارم كه خوبي هيچ كجاي اين دنيا گم نخواهد شد و يه جايي بالاخره باعث نجات آدم ميشه و دست آدمو ميگيره.

تو خوبي ميكن و در دجله انداز

كه ايزد در بيابانت دهد باز

دوستان گلم براي تموم ابراز همدرديهاتون ازتون متشكرم و به داشتن دوستان خوبي چون شما افتخار ميكنم.

بگذارعشق خاصيت تو باشد

از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟
 
خدا جواب داد

گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،با اعتماد زمان حال ات را بگذران و


 
بدون ترس براي آينده آماده شو.ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .

شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.

زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ اینه که مهم باشی! حتی برای یک نفر

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام. توان شروع به دویدن کنی .
 
كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی

 
موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن

فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست

------------------

پي نوشت: متن بالا برگرفته از ايميلي بود از جانب يكي از دوستان.

انار عزيزم:

امروز كه داشتم ايميلهامو چك ميكردم متوجه شدم تو پست" تصميمات من" يعني چند پست پايين تر يك كامنت ازت داشتم كه نديدمش.

شرمنده.متن پستي كه نگرونت كرده بود رو برات ميل ميكنم.اينجا حذفش كردم تا دوباره به يادش نيفتم.

-

امروز پام كمي درد گرفته بودچون تو خواب كوبونده بودمش به ديوارو يكي ديگه از دوستان هم ديروز كه براي آوردن غذاي رژيمي و عيادتم اومده بود حين روبوسي پامو نديد و با بوتهاش رفت روي انگشتهام.شانس آوردم چند سانت بالاترش پاشو نذاشت كه ديگه فكر كنم از شدت درد غش ميكردم.چند عدد مسكن خوردم و كمي دردم كمتر شده.

كلاسهاي زبانم رو هم نميتونستم برم.نميدونم با دو جلسه غيبت از 8 جلسه ترم اش كه حتي يكي هم نميتونستم غيبت كنم ميتونم ادامه بدم و قبول ميكنن براي ادامه برم يا نه.چون فكر نميكنم هفته بعدشم بشه برم.با اين اوضاعي كه پام داره بايد ببينم ورمش و دردش تا كي خوب ميشه.چون جوراب كه نميشه روي گچ پوشيد.جلوي پام يعني نوك انگشتهام بيرون ميمونه و تو اين سرما بدترميشم.

ازديروز همش احساس ميكردم صورتم پف كرده و دارم چاق ميشم.چون  وقتي از زور مسكنها 20ساعت رو خواب باشي و همش بخوري و فعاليتيم نداشتي باشي ميشه همين ديگه.

نهايت فعاليت من معطوف ميشه به مسير تخت تا دستشويي و دستشويي به تخت.اگه همينجوري پيش برم با سرعتي صرصام آوركل وزني كه كم كرده بودم تو اين مدت برميگردونم و بعده يه ماه بايد از اول شروع كنم.

با اينكه سعي ميكنم غذاهام رژيمي باشه اما يادداشت نميكنم و هي از دستم در ميره كه چي خوردم وهمش دلم ميخواد از بيكاري غذا بخورم.

يعني كار من شده يه نوبت خوردن غذاي رژيمي و چند نوبت هم غذاهاي غير رژيمي مثل فسنجون و قرمه سبزي و لوبيا پلو و....

با اين پام روترازو هم كه نميتونم برم.اين نرفتنها هم مزيد برعلت شده كه استرس بالارفتن وزن رو نداشته باشم و به نوعي بي خيال شدم.

خوبي رو ترازو رفتن اين بود كه با هشدار ترازو حداقل به خودم ميومدم و برنامه امو اصلاح ميكردم اما الان آخرين عددي كه يادمه همون 60 هست و فكر ميكنم هميشه هم ابدي خواهد بود.

بايد سعي كنم از هفته آينده برنامه دقيق تري رو اجرا كنم و حداقل براي بالاتنه ام فعاليت داشته باشم.اينه كه ميگن فعاليت ورزشي سنگين نداشته باشين چون يهويي خدانكرده تو شرايط اينچنيني گير ميافتين و اين وزنه است كه هي ميره بالا.خوبه حالا من ورزش سنگين نداشتم تو برنامه ام والا وزنم ازغول بيابون هم بالاتر ميرفت.

كنترل اشتها و عوامل موثر برآن

 

از جمله عوامل مهمی که به ‌عنوان عامل ‌زمینه‌ ساز چاقی در کودکان و بزرگسالان مطرح است، دریافت زیاد غذا، به ‌ویژه غذاهای پرچرب و پرانرژی، بیش از نیاز فرد می ‌باشد. البته در این زمینه نقش میزان فعالیت بدنی، به خوبی بررسی و شناخته شده است.

از سویی دیگر، برخی کودکان تا 12 ماه اول زندگی اشتهای خوبی دارند، اما از 3- 1 سالگی اشتهایشان کمتر می ‌شود. کودکان برای صرف غذا، شوق و انگیزه ‌ی کمتری دارند و غذاهای مورد مصرف خانواده، به ویژه سبزی‌ ها را نمی ‌خورند. این موضوع موجب نگرانی یا عصبانیت والدین می شود.

اشتها در انسان، به طور طبیعی کنترل کننده‌ ی تقریبی میزان دریافت غذا می ‌باشد. طوری که فرد با اشتهای کافی شروع به خوردن کرده و با از بین رفتن اشتها یا سیر شدن، از غذا خوردن دست می‌ کشد.

سیستم کنترل کننده ‌ی اشتها، پیچیده است. اشتها، در اوایل عمر بسیار دقیق عمل می ‌کند؛ به ‌طوری که مقدار شیری که نوزاد می‌ نوشد، با نیاز واقعی او کاملاً تناسب دارد.

انسان موجودی اجتماعی است، در نتیجه رفتارهای اطرافیان (یعنی محرک‌ های محیط) می ‌تواند بر سیستم کنترل اشتهای وی خدشه وارد سازند. طوری که فرد سیر، ممکن است با تعارف زیاد اطرافیان مجدداً غذا بخورد یا فرد گرسنه ‌ای که در جلسه ی مهمی حضور دارد، به ناچار گرسنگی را تحمل نماید.

دیگر عوامل محیطی از جمله امکانات تهیه ‌ی غذا، در دسترس بودن آن، شکل ، بو، مزه‌ی غذا و همچنین فرهنگ غالب جامعه در مورد نحوه، نوع و مقدار غذای دریافتی، در کنترل مقدار دریافت غذا و اشتهای فرد نقش بسیار مهمی ایفا می‌ کنند.

علاوه بر تأثیر جامعه و محیط، عواملی چون ژنتیک، عوامل عصبی، مواد مغذی خاص و هورمون‌های ترشحی بدن در کنترل اشتها نقش مهم و اساسی دارند.

نقش ژن‌ها، مجزا از محیط ، در تعیین چگونگی مصرف غذا (به صورت مقدار و دفعات غذا خوردن) و همچنین در قد و وزن افراد (که بر غذا خوردن به طور ثانویه اثر دارد) حایز اهمیت می‌ باشد.

اخیراً (در سال 2004) مشخص شده که ژن‌ها در کنترل اشتها نیز نقش دارند. طبق این پژوهش، نقش‌ ژن‌ها در کنترل گرسنگی، میزانی از پُر شدن معده که گرسنگی را فرو بنشاند، انتخاب نوع و مقدار غذای دریافتی و برخورد با غذا در جمع کاملاً شناخته شده است.

میزان تأثیر یکی از دو عامل محیط و ژنتیک بر فرد، بسیار پیچیده بوده و از فردی به فرد دیگر متفاوت می‌ باشد.

 

نقش هورمون‌ها در کنترل اشتها

افراد چاق، به گروه‌های پُرخور و غیر پُرخور تقسیم می ‌شوند. نقش هورمون‌ها در تنظیم اشتها به خوبی مشخص شده است.

- لپتین ( LEPTIN ) از جمله مهم ترین هورمون ‌های ترشح شده در بدن می‌ باشد که بر هیپوتالاموس اثر کرده و اعلام سیری می ‌کند. ولی در صورت عدم پاسخ مناسب به این هورمون، فرد پُرخوری می‌ کند. بافت چربی بدن علاوه بر لپتین، هورمون‌هایآدیپونکتین ورزیستین را هم ترشح می‌ کند. این سه هورمون در اثر پیام‌ های ارسالی به مغز توسط بافت چربی، در ارتباط با حجم انرژی ذخیره شده ترشح می‌ شوند.

- انسولین، هورمونی است که از سلو‌ل‌ های بتای جزایر لانگرهانس لوزالمعده (پانکراس) ترشح می‌ شود و با کاهش قند خون سبب تولید علایم گرسنگی توسط هیپوتالاموس می‌ گردد.

- گرلین (GHRELIN) هورمون دیگری است که از معده ترشح می ‌شود و در گرسنگی نقش دارد و اگر میزان ترشح آن در بدن زیاد باشد و یا به خوبی عمل نکند، موجب پُرخوری می‌ گردد.

سه هورمون دیگری که در سیری و کاهش اشتها نقش دارند، عبارت هستند از:

کوله سیستوکنین، پپتید شبه گلوکاگون (GLUCAGON- LIKE PEPTIDE1 یا G L P-1) یا پپتید 36- 3 YY(که از معده ترشح می ‌شود).

 

نقش عوامل عصبی در کنترل اشتها

لازم به ذکر است که نقش عوامل عصبی که از طریق عصب واگ، سیستم گوارشی را تحت تأثیر قرار می ‌دهند، هم روشن شده است. دانشمندان در زمینه‌ ی کنترل سیستم عصبی، برای قسمت ‌های مختلفی از مغز نقشی قائل شده‌اند.

از میان انتقال دهنده‌ های امواج عصبی که بین سلو‌ل ‌های مغزی ترشح شده و عمل می ‌کنند، نقش نوروپپتید Y (پپتید وابسته به ژن آگوتی) و اورکسین (OREXIN) در تحریک اشتها، همچنین نقش ملانوکورتین‌ها و هورمون محرکه ی آلفاملانوکورتین در سیری تعیین شده‌اند.

هر چه حجم معده بزرگ تر شود، ارسال علایم عصبی سیری کاهش می ‌یابند. در نتیجه افراد دارای معده ‌ی بزرگ تر، بیشتر هم می‌ خورند.

پروتئین‌ها از مولکول ‌هایی به نام اسیدهای آمینه ساخته شده‌اند. برخی اسیدهای آمینه ی تشکیل دهنده ‌ی پروتئین‌ها، باید از طریق غذا دریافت شوند که به آنها اسیدهای آمینه ی ضروری گفته می ‌شود. کمبود حداقل یکی از اسیدهای آمینه ی ضروری ، موجب ایجاد چندین واکنش شیمیایی و فیزیکی در بدن می ‌شود و از آنجا که این اسیدهای آمینه با سوخت و ساز ملکول های چربی و کربوهیدرات‌ها هم در ارتباط هستند، به نظر می ‌رسد سیری کوتاه مدت را تحت تأثیر قرار می ‌دهند.

دریافت مقادیر بالای ویتامین D  (به ‌صورت دارویی)، علاوه بر ایجاد عوارضی برای بدن موجب بی ‌اشتهایی می ‌شود.

 سیگار،  عموماً موجب کاهش اشتها شده و ترک سیگار، اغلب تا مدت‌ها اشتهای فرد را افزایش می ‌دهد.

در حیواناتی که تابستان اشتهای زیادی دارند، ترشح لپتین افزایش می‌ یابد، ولی حساسیت نسبت به آن کم می ‌شود. در روزهای کوتاه زمستانی که حیوانات اشتهای کمی دارند، عکس این قضیه رخ می ‌دهد. بخشی از هیپوتالاموس که به لپتین واکنش نشان می ‌دهد، به کمک عواملی از قبیل نوروپپتید Y، ملانوکورتین و مسیرهای وابسته به کوکائین و آمفتامین‌‌ها، اشتها را کنترل می ‌کند.

دکتر احمدرضا درستی مطلق

(از سري ايميلهاي دريافتي متخصص تغذيه)

-------------

پي نوشت:

همچنان دارم به وضعيت جديدم عادت ميكنم و با آتل كنار ميام.

امشب شب آخريه كه بايد پاهام بالاي سه تا بالش باشه.ديگه ميتونم بدون پريدن روي يك پا راه برم.

خوبي آدمها اينه كه به هر وضعيتي عادت ميكنن.

خدارو شكرحالم روز به روز داره بهتر ميشه.

Tracker