هر وقت كه به وبلاگم ميومدم و صفحه اش باز ميشد اين حركات انيميشن در من ايجاد انگيزه براي تحرك داشتن ميكرد.امروز كه پست جديد نوشتم اين حركات ازين صفحه رفت و چون نميدونم چطوري تو اكستراپونت بايد لينك ثابت گذاشت يا يه پست رو ثابت نگه داشت مجبور شدم دوباره تو يه پست جديد بذارمش كه هيچ وقت فراموششون نكنم.
اشخاصي کهزماني لاغر بوده اند و اکنون چاق شده اند، کمتر اين سوال را مي پرسند. اين سوالبيشتر براي فرادي ايجاد مي شود که هميشه چاق بوده اند. اين افراد بعد از اينکه مدتيرژيم گرفتند يا ورزش کردند، نگاهي به خود مي کنند و مي بينند که فايده اي نداشتهاست. آنها در اين مدت لاغر نشده اند و با خود مي گويند چرا لاغر نمي شوم؟ همين سوالباعث مي شود تا فکر آنها به طرف جواب اشتباهي برود. آن جواب اشتباه اين است که حتماچاقي من ارثي است. در پي اين جواب، فکرهايي ديگري به ذهن او مي آيد. من هيچ چيز همکه نخورم، باز چاق مي شوم. چاقي من مربوط به غذا نيست، من به طور ارثي چاق مي شوم. من استعداد چاقي دارم و رژيم غذايي و ورزش برايم فايده اي ندارد و... اگر ميخواهيد جواب صحيح را پيدا کنيد و علت واقعي لاغر نشدن خود را بيابيد، چند دليل زيررا بخوانيد. سپس کمي با خود فکر کنيد و بار ديگر از خود بپرسيد چرا لاغر نمي شوم؟1- ممکن است شما در حال لاغر شدن هستيد ولي اشتباها فکر مي کنيد که لاغر نمي شويد. بهطور ظاهري به خود نگاه مي کنيد و متوجه لاغر شدن خود نمي شويد. بنابراين آيا مطمئنهستيد که با رژيم غذايي همراه با ورزش، وزن کم نکرده ايد؟ وزن خود را به طور دقيقبا ترازو بکشد و از اين طريق در مورد کم کردن وزن قضاوت کنيد. توجه کنيد که مقدارلباس، ترازو و زمان وزن کردن شما ثابت باشد. همچنين ممکن است مقدار چربي بدن شماکم شده است ولي به علت ورزش کردن عضلات شما بزرگتر شده است و وزن شما کم نشده حتيبيشتر شده است.
2- ممکن است فقط ورزش را شروع کرده ايد و غذاي شما بعد از شروعورزش، بيشتر شده است. در اين صورت هم انرژي دريافتي و هم انرژي مصرفي شما بيشتر شدهاست که باعث مي شود وزن شما ثابت بماند و کم نشود.
3- ممکن است ورزش باعث کم شدنفعاليتهاي ديگر شما شده باشد. شخصي را در نظر بگيريد که روزانه نيم ساعت پياده رويرا به برنامه خود اضافه کرده و در عوض يک ساعت به خواب خود اضافه نموده است. او بهخاطر اينکه صبح سرحال باشد، بازي با بچه ها، کمک در کارخانه و ... را کنار گذاشتهاست. اگر ميزان انرژي مصرفي را حساب کنيم، متوجه مي شويم که در مجموع از زماني کهورزش را شروع کرده انرژي مصرفي او به جاي آنکه بيشتر شود، کمتر شده است.
4- چيزيکه مهم است کم شدن انرژي غذاي شما مي باشد. ممکن است رژيم غذايي شما به شکلي است کهميزان مصرف غذاي شما را کم کرده ولي انرژي غذاي شما کمتر نشده است. به قسمت «چهغذاهايي مرا چاق مي کنند» مراجعه کنيد.
5- چنانچه رژيم غذايي شما، صحيح باشد وهيچ يک از مشکلات بالا وجود نداشته باشد باز هم ممکن است در مدت 10-14 روز هيچ وزنيکم نکنيد و حتي وزن شما کمي بالاتر رود. اين موضوع به علت جمع شدن آب در بدن است. مطمئن باشيد که حداکثر پس از دو هفته شروع به کاهش وزن مي کنيد. البته اگر در ايندو هفته وزن اضافه کرده باشيد، بعد از دو هفته شروع به کاهش وزن، از اين وزن جديدخود مي کنيد، بنابراين ممکن است پس از 15-20 روز که از شروع رژيم گذشته تازه به وزناول خود برسيد و سپس شروع به کم کردن وزن کنيد. مطمئن باسيد که اگر به شکل صحيحرژيم بگيريد و همراه با آن فعاليت خود را زياد کنيد، حتما وزن شما کم مي شود. هيچفردي نيست که با رژيم صحيح وزن کم نکرده باشد. اگر هم مي بينيد که افرادي يادانشمنداني رژيم را بي نتيجه مي دانند به اين علت است که مي گويند شخصي چاق پس ازمدتي رژيم غذايي را ترک مي کند نه اينکه با وجود رژيم غذايي چاقي باقي ميماند. چاقي در افراد خاص فعاليت بعضي افراد به علت معلوليت، بيماري و ... کمشده است و به همين دليل چاق شده اند. چنانچه فعاليت براي اين افراد ضرري نداشتهباشد، بايد تا حد امکان فعاليت خود را بيشتر کنند. معلوليت نبايد باعث بي تحرکي ايناشخاص شود. آنها بايد بدنبال راههايي باشند که با توجه به وضعيت خودشان، فعاليت خودرا بالا ببرند. اما اگر فعاليت براي آنها ضرر دارد و نمي توانند ميزان فعاليت خودرا بالا ببرند، براي کم کردن وزن مي بايد از رژيم غذايي به تنهايي استفاده کنند وبدانند که رژيم غذايي به تنهايي هم مي تواند وزن آنها را کم کند. گروهي ديگر ازافراد چاق در زمان حاملگي هستند. آنها بايد بدانند که زمان حاملگي موقع کم کردن وزننيست. کم کردن وزن را تا بعد از بدنيا آمدن نوزاد، با تاخير بيندازيد. افزايشوزن در بعضي بيماريها مثل ناراحتي کليه، مربوط به جمع شدن آب در بدن مي باشد. اينافزايش وزن، چاقي محسوب نمي شود و افزايش وزن آنها بوسيله رژيم غذايي، کاهش نمييابد.
چرا بعد از مدتي رژيم گرفتن، ديگر وزن کاهش نمي يابد؟
در بيشتر موارد، افراد چاقي که رژيم لاغري مي گيرند، بعد از مدتي متوجه مي شوندوزنشان ديگر کاهش نمي يابد . علتش اين است که بين انرژي که فرد از طريق مصرف غذادريافت مي کند و انرژي که در بدن مي سوزاند، به تدريج تعادل برقرار مي شود، يعنيفرد معادل همان انرژي که دريافت مي کند، مي سوزاند و نه بيشتر.
در رژيمهاي لاغري پس از مدتي توقف کاهش وزن ديده مي شود؛ که اين هم به دليل برقراري تعادلبين انرژي دريافتي و انرژي مصرفي است.
بدن براي زنده ماندن، اين تعادل رابرقرار مي کند که بدون آن بقاي نسل بشر به مخاطره مي افتاد؛ مثلاً اگر فرد برايمدتي، به علت قحطي، عدم دسترسي به غذا ، بيماري و... نتواند غذا مصرف کند و لاغرشود و کاهش وزن او همچنان ادامه داشته باشد، تصور کنيد که اين روند کاهش وزن چهپيامدهاي ناگواري براي او در پي خواهد داشت.
هنگامي که فردي يک رژيم لاغريرا شروع مي کند و دريافت روزانه انرژي خود را 500 کالري کاهش مي دهد - يعني به جاي 2000 کالري در روز که نياز واقعي اوست ، 1500 کالري مصرف مي کند- يک تعادل منفيانرژي در بدنش ايجاد مي شود و وزنش به تدريج کاهش مي يابد. براي جبران اين 500 کالري که کمتر مصرف شده، بدن از ذخاير انرژي خود استفاده مي کند.
بنابراين،سلول ها کربوهيدرات و پروتئين ها را براي توليد انرژي مصرف مي کنند. چربي هاي ذخيرهشده هم مورد استفاده قرار مي گيرند، ولي اغلب درصد کمي از انرژي توليدي را به خوداختصاص مي دهند.
بدن ما داراي مکانيسم هاي فيزيولوژيکي است که به سرعت تعادلانرژي را حفظ مي کند، يعني ديگر وزن بدن کاهش نمي يابد .
دلايل توقفکاهش وزن به شرح زير است :
1- متابوليسم (سوخت و ساز) بدن کاهش مي يابد:دراثر مصرف کم غذا و کمبود انرژي، پروتئين و کربوهيدرات هاي موجود در سلول ها استفادهمي شوند، در نتيجه مقدار توده عضلاني کم مي شود و متابوليسم بدن نيز کاهش مي يابد. در اين حالت، فرد براي حفظ وزن جديد به انرژي کمتري نياز دارد. به عبارت ديگر، بدنبه تدريج با مصرف کم انرژي سازگار مي شود.
2- بدن کالري کمتري ميسوزاند:هر چقدر فرد لاغرتر مي شود، بدن انرژي کمتري براي جابه جايي و حرکت ميسوزاند، در نتيجه مصرف کل انرژي در بدن کاهش مي يابد.
اگر در شروع رژيملاغري روزانه 500 کالري کمتر مصرف شود، وزن بدن به تدريج کم مي شود، ولي بعد ازمدتي روند کاهش وزن کند مي شود. در اين صورت بايد رژيم کم کالري تري نسبت به قبلاجرا کنيد. هميشه بدن به راحتي با دريافت کمتر کالري سازگار مي شود، زيرا براي حفظحيات بايد انرژي را ذخيره کند.
کاهش توده عضلاني و کاهش مصرف انرژي در بدنباعث مي شوند همان مقدار کم انرژي نيز در بدن ذخيره شود و تعادل انرژي برقرار شود وحتي روند کاهش وزن در اثر ورزش شديد را آهسته مي کند .
براي اينکه کاهش وزنمتوقف نشود، چه بايد کرد؟ با توجه به مطالب بالا مي توان گفت، کارشناسانتغذيه بايستي به آرامي مقدار کالري رژيم را کاهش دهند، در اين صورت مقدار کمي ازعضلات بدن کاهش مي يابد و متابوليسم بدن در طي رژيم همچنان بالا مي ماند.همچنين 10تا 15 تمرين ورزشي نخست بايستي سبک باشند تا براي مدت طولاني تر، سيستم انرژي بدنبتواند با هر نوع تغيير سازگار شود و چربي هاي بدن را بسوزاند.
اگر بخواهيمبا يک رژيم بسيار کم کالري در مدت زمان کوتاهي وزن خود را کاهش دهيم، در اين حالتبدن مجبور مي شود مقدار زيادي پروتئين را براي توليد انرژي بسوزاند، بخصوص وقتي کهذخاير گليکوژني بدن کم شده باشد. با مصرف پروتئين بدن و کاهش عضلات، متابوليسم بدنکم مي شود و بعد از مدتي وزن بدن ديگر کاهش نمي يابد. در اين وضعيت اگر فرد مثلسابق غذا بخورد، نسبت به قبل از رژيم، بيشتر چاق مي شود، زيرا تعادل مثبت انرژيبرقرار مي شود.
براي اينکه مقدار تحليل عضلات به حداقل برسد، ابتدا بايدمتابوليسم را افزايش داد و سپس دريافت کالري را به تدريج کم کرد تا انرژي به طورمؤثري بسوزد.
هـنگام کاهـش وزن، مقدار عضلات بدن رو به تحليـل مي رونـد کهدر نتـيجه ي آن، متابوليسم بـدن نيـز کم مي شود. براي اينکه مقدار تحليل عضلات بهحداقل برسد، ابتدا بايد متابوليسم را افزايش داد و سپس دريافت کالري را به تدريج کمکرد تا انرژي به طور مؤثري بسوزد. البته متابوليـسم بدن بـه طور خودکار افزايــش مييابد. زيرا هنگامي که در اثر رژيم لاغري، مقداري از عضلات خود را از دست مي دهيم،همچنان متابوليسم بالاست و ذخاير چربي بدن را براي تأمين انرژي ميسوزاند.
اگر در حال حاضر رژيم بسيار کم کالري داريد، هنوز دير نيست. شما ميتوانيد مقدار مصرف غذاي خود را مجدداً تنظيم کنيد تا متابوليسم بدنتان براي سوزاندنچربي هاي زائد افزايش يابد و از تحليل بيشتر عضلات جلوگيري کند.
بدن، خود را با پرخوري تطبيق مي دهد
به نظر ميرسد بدن به راحتي به تغييرات محيطي عادت مي كند كه اين كار براي حفظ بقاست. بسيارياز كارشناسان تغذيه نمي دانند كه بدن حتي به دريافت غير معمول غذا نيز عادت مي كندكه مي تواند به شكل پرخوري يا كم خوري باشد.
به عنوان مثال اگر غذاي كافيبراي خوردن در دسترس نباشد، متابوليسم بدن به تدريج كاهش مي يابد، در نتيجه برايرشد و نگهداري بدن به انرژي زيادي نياز نخواهيم داشت و مي توانيم با مقدار كمي غذازنده بمانيم.
در كشورهاي غربي، به علت دسترسي فراوان به غذا، پرخوري به صورتيك معضل سلامتي در آمده است. بعضي افراد با پرخوري بيش از حدّ، دچار چاقي مي شوند. البته بايد گفت كه اگر بدن به پرخوري عادت نمي كرد و خود را با آن تطبيق نمي داد،بيشتر افراد چاق، خيلي سنگين تر از وضع كنوني مي شدند.
چگونه بدن، خودرا با پرخوري تطبيق مي دهد؟ وقتي ما زياد غذا مي خوريم و وزن اضافه مي كنيم، بدنرا وادار به ايجاد تغييراتي مي كنيم. مي توان گفت اين تغييرات محصول فرعي افزايشوزن است كه شامل موارد زير است :
1- تمامي وزن اضافه شده به صورت چربي نيست،بلكه قسمتي از آن به شكل پروتئين ساخته شده در سلول هاست. در نتيجه بافت عضلاني بدنافزايش مي يابد. افزايش بافت عضلاني، متابوليسم بدن را افزايش مي دهد؛ در نتيجهكالري بيشتري مي سوزانيم.
2- بدني كه از نظر وزني سنگين تر است، نياز بهانرژي بيشتري براي حركت و جا به جايي دارد، يعني در هر حركتي، انرژي بيشتري ميسوزاند. فردي كه چاق شده است هنگام راه رفتن در منزل، خيابان يا محل كار، بالا وپايين رفتن از پله ها و انجام بسياري از كارهاي بدني، انرژي بيشتري نسبت به قبل ميسوزاند.
3- هنگامي كه مقدار زيادي غذا مي خوريم، نياز به انرژي بيشتري برايهضم و جذب مواد مغذي آن داريم. به اين معنا كه با بيشتر خوردن غذا، به علت اثرگرمازايي آن، انرژي بيشتري مي سوزانيم.
با توجه به سه مورد بالا مي توان گفتوقتي بدن انرژي بيشتري مي سوزاند، خيلي به وزن فرد اضافه نمي شود؛ يعني بدن در همانوزن اضافه شده ي قبلي باقي مي ماند.
چرا كالري هاي اضافي روي هم جمع نميشوند؟ افرادي كه وزنشان به تدريج و بعد از سال ها پُرخوري همچنان اضافه ميشود، مطمئناً هر روز كالري بيشتري نسبت به قبل دريافت مي كنند يا از فعاليت بدنيشان كم مي شود و يا اضافه شدن وزنشان به هر دو دليل است.
بعد از افزايش وزن،اگر مقدار كالري اضافي كه مصرف مي كنيد ثابت باشد، روند افزايش وزن شما كند مي شود. به عنوان مثال اگر نياز واقعي شما براي حفظ وزن مناسب 2000 كالري باشد و شما چندينسال 3000 كالري مصرف كنيد، مطمئناً وزنتان زياد مي شود. اما لازم است بدانيد كهبيشترين مقدار افزايش وزن در طي ماه هاي اول صورت مي گيرد و بعدها تقريباً متوقف ميشود. دليل توقف روند افزايش وزن اين است كه تغييرات فيزيولوژيكي در بدن، بين انرژيمصرفي و انرژي كه مي سوزد، تعادل برقرار مي كند و بدن شما براي حفظ وزن اضافه شده،روزانه به 3000 كالري نياز خواهد داشت.
بنابراين افرادي كه وزنشان به تدريجو بعد از سال ها پُرخوري همچنان اضافه مي شود، مطمئناً هر روز كالري بيشتري نسبت بهقبل دريافت مي كنند يا از فعاليت بدني شان كم مي شود و يا اضافه شدن وزنشان به هردو دليل است. به عبارت ديگر، هنگامي كه يك كيلوگرم به وزن بدن اضافه مي شود، برايافزايش وزن بيشتر، بايد غذاي بيشتري مصرف شود.
به عنوان مثال، نيم كيلوگرمچربي ذخيره شده در بدن داراي 3500 كالري است، بنابراين اگر روزانه 500 كالري كمترمصرف كنيد، هفته اي نيم كيلوگرم (3500= 500×7) از وزن بدنتان كاهش مييابد.
اما بعد از مدتي، روند كاهش وزن، آهسته و در نهايت متوقف مي شود. دراين هنگام وزنتان ديگر كم نمي شود، زيرا بين انرژي كه مي سوزانيد تعادل برقرار ميشود، در نتيجه دچار كمبود انرژي نمي شويد.
چگونه چربي هاي خود را كاهشدهيم؟ هرگز براي كاهش وزن، يك مرتبه غذاي خود را خيلي كم نكنيد، چون با اينعمل مقدار زيادي از عضلات خود را از دست مي دهيد.
حال كه فهميده ايم بدن مامي تواند خود را نسبت به تغييرات غذايي تطبيق دهد، براي كاهش وزن بايستي به طوردقيق برنامه غذايي خود را تنظيم كنيم.
به ياد داشته باشيد، هرگز براي كاهشوزن، يك مرتبه غذاي خود را خيلي كم نكنيد، زيرا در اين صورت غير از چربي ها، مقدارزيادي از عضلات شما كاسته مي شود. بلكه سعي كنيد به تدريج و به آرامي هر هفته مقداركمي از كالري مصرفي خود را كاهش دهيد. در اين صورت بدون اينكه توده عضلاني خود رااز دست بدهيد، بدن فرصت كافي براي سوزاندن چربي هاي ذخيره شده دارد؛ زيرا با حفظعضلات، متابوليسم بدن همچنان بالا مي ماند و مي توان براي چندين ماه بعد هم چربيهاي اضافي را سوزاند.
نكات مهم: هدف از ارائه اين اطلاعات و مطالب علمي،كمك به افراد سالم و بزرگسال براي كاهش وزن است و هيچ توصيه پزشكي را در برندارد.
همچنين اين مطالب براي خانم هاي باردار و شيرده و افراد زير 18 سالتنظيم نشده است.
اگر مبتلا به بيماري هستيد يا احتمال مي دهيد بعدها دچاربيماري شويد، قبل از شروع هر نوع رژيم غذايي و برنامه ورزشي براي لاغري، بايد باپزشك خود مشورت كنيد.
ضمناً توجه داشته باشيد كه هر نوع برنامه ورزشي يارژيم لاغري براي كاهش وزن، بايستي به آرامي شروع شود
روزانه خودم-امروز چهارشنبه:
دوستان تو رو خدا اين روزايي كه هوا گرمه استخر نرين.
اگه شما هم مثل من خونه اتون استخر نداره و يا نميتونين از استخر خصوصي استفاده كنين قيد استخر عمومي رو بزنين.
دوستي بهم زنگ زد و گزارش رفتن خودش و يكي ديگه از دوستاي مشتركمونو به دكتر زنان داد.يعني نيم ساعت بعده همون موقع كه از اب درومدن بدنشون در ناحيه تناسلي دچار خارش وحشتناك تحمل ناپذير شدن و هر دو سريعآ به دكتر مراجه كردن و دكتر براي هر دوشون از يك نسخه استفاده كرديعني هردوتا يك شكل بود. بعدآ كه پيگير ماجرا شدن ديدن كه كلر نداشتند و بجاي كلر تو آب از وايتكس استفاده كردن و مسوولين اون استخر تو ناحيه شرق تهرون اعلام كردن اكثر استخرها الان بجاي كلر از وايتكس استفاده ميكنن.من نميدونم وزارت بهداشت تو ايران چيكاره است؟فقط بلدن روزي 2000 بار برق رو قطع كنن و سلامتي مردم آخرين چيزيه كه بهش فكر ميشه.اينا مطالبي بود كه خودمو موظف دونستم به دوستاي خوبم بگم تا ديگه دچار همچين بيماريهايي نشن.
من خودم 2 سال پيش براي اينكه هزينه استخر رفتنم كم بشه و خودمو مجبور كنم چون پول دادم سه بار در هفته برم استخر و اين تنها ورزش محبوبمو جهت لاغري كه هدف قرار داده بودم انجام بدم.45 جلسه گرفتم و هنوز به چهارمي نرسيده بود كه خودم صحنه ايي تو استخر ديدم و چنان حالمو بهم زد كه تا الان كه دو سال ازون ماجرا ميگذره وقتي يادم مياد ميخوام بالا بيارم.موضوع ازين قرار بود كه يه خانمي كه حدودآ 25 ساله بود و جون خودش خيلي هاي كلاس جلوي چشاي من دماغ بچه اشو گرفت و انداخت تو همون آبي كه منم داشتم شنا ميكردم.خيلي جلوي خودمو گرفتم كه تو آب بالا نيارم.سريع درومدم و با حالتي متعجب و پر از تآسف شنا رو براي هميشه گذاشتم كنار.با خودم عهد كردم هيچ زمون ديگه ايي به اين استخرهاي عمومي نرم.اگه پاداد و استخري تميز گيرم اومد كه خصوصي بود حتمآ با كله ميرم و عقده اين چند سال شنا نكردنمو درميارم.تصميم دارم يه فكري به حال پاسيوي عريض و طويل بي استفاده سرپوشيده امون بكنم.شايد يه استخر بادي ازينايي كه ني ني ها توش شنا ميكنن بذارم اونجا و دلي سير شناي نشسته كنم يا بعبارتي حداقل توش بتونم بال بال بزنم.
هم اكنون حس و حال يك عدد مرغابي دور مونده از آب رو دارم كه چشمم مدام به دورو برمه بلكه يه كوچولو اب گير بيارم ولي از نوع تميزشو كه نيم ساعت شنا باعث نشه كلي درد و مرضم بگيريم.
بعضي وقتا ارزو دارم يه خونه ويلايي نقلي داشتم يا حداقل يه باغ كوچيك با يه درخت گيلاس و يه استخر يه كمي بزرگتر از يه بشكه .راستي بشكهه الان به ذهنم رسيد بد چيزيم نيستا.فقط ممكنه بعلت تنگي جا و خفگي به همون علت بي سرو صدا جان به جان آفرين تسليم كنيم.شماهم اگه چيز جالبي به ذهنتون ميرسه پيشنهاد بدين بدجوري استقبال ميشه.خودم تو دبي يه استخر خيلي كوچيك اما به عمق يك متر خريدم و كلي سنگين بود و دستم شكست تا آوردمش خونه. اما برادرزاده 5 ساله مودب اينقدر جيغ زد كه مجبور شدم هنوز باز نكرده تحويل خانم بدم كه اوامر پدرو مادر گرامي بعلت داشتن همين تك نوه كه كاش من جاش بودم اطاعت بشه .حالا هم بجاي بنده هر تابستون همراه با چند عد دوست بي ادب شون مشغول عشق و صفا هستن و هر بار كه گزارشش بهم ميرسه كلي دق ميكنم و حرص مي خورم.
خلاصه ختم كلام اينه كه تا زموني كه از سلامت آب كاملآ مطمئن نشديدسلامتيتونو به خطر نندازين.
زنها بدنشون بخصوص اعضاي زنونه اشون خيلي حساسه اما مردا اينطور نيستن حتي اگه خود وايتكس رو بريزن رو سرشون نهايتآ كچل ميشن و تازه بيشتر بيرون تحويلشون ميگيرن و يكي از علايم پولداري رو بدست ميارن و زن پسندتر ميشن.پس بيشتر مراقب سلامتيتون باشين
در مردان چاق، چربي زير پوست شكم بيشتر جمع مي شود. به اين نوع چاقي، نوع مركزي، بالاتنه، مردانه و يا چاقي سيبي شكل گفته ميشود.
يكي از دغدغههاي اكثر افرادي كه به دنبال روشهاي كاهش وزن هستند تصويري است كه اين افراد از بدن خود دارند و آن را با شكل بدني خود در ذهنشان ميسنجند. معمولا اين افراد خواستار كاهش وزن به خصوص در بعضي از نواحي بدن همچون شكم هستند. تصور آنان اين است كه ميتوان با لاغري موضعي بر چاقي موضعي فائق آمد. اما بايد ديد اين طرز تفكر درست است يا خير؟ اصولا منشا آن كجاست؟ آيا ريشههاي تجاري هم در شكل گيري آن نقش داشته است يا مسائل اجتماعي در آن موثر بوده است؟
امروزه مشخص شده است كه اهميت توزيع بافت چربي در بدن در پيش بيني ابتلا به ديابت و بيماريهاي قلبي عروقي اهميت بيشتري نسبت به ميزان چربي كل بدن دارد. بافت چربي توزيع يكنواختي در بدن ندارد. مهمترين محل ذخيره شدن چربي در بدن در ناحيه زير پوست است. در حالات چاقي و غير چاقي، تفاوتهاي ويژهاي در بافت چربي زيرپوستي زنان و مردان مشاهده ميشود. زناني كه چاق نيستند از بافت چربي زير پوستي بيشتري در ناحيه سريني - راني برخوردارند، در حالي كه در مرداني كه چاق نيستند چربي زيرپوستي به شكلي يكدست در تمام بدن توزيع شده است. در مردان چاق، چربي زير پوست شكم بيشتر جمع مي شود. به اين نوع چاقي، نوع مركزي، بالاتنه، مردانه و يا چاقي سيبي شكل گفته ميشود. در زنان، چربي بيشتري در نواحي پايين شكم و لگن و رانها جمع ميشود. به اين نوع چاقي، چاقي محيطي، زنانه يا گلابي شكل ميگويند. ارتباط بين جنسيت و چاقي ناحيهاي يا موضعي قطعي نيست. شماري از مردان به چاقي محيطي گرفتار ميشوند.
بعد از ناحيه زير پوست، چربي در احشاء، پشت صفاق، دور كليهها و در ناحيه چشمخانه جمع ميشود. ميزان سوخت و ساز اين چربيها بيش از شكم و ناحيه سريني و رانهاست. اين ترتيب اهميتي خاص از نظر سوختوسازي دارد. واقعيت اين است كه تنها چربي تجمع يافته در اعضاي داخلي بدن و احشاء مسير مستقيمي به كبد دارد. در فعاليت بدني هم چربي احشايي بيشتر از ساير قسمتها به عنوان سوخت مصرف ميشود. در وضعيتهاي خاص، اين ترتيب تغيير پيدا ميكند. به عنوان مثال، در زنان شيرده فعاليت سوخت و سازي چربي ناحيه سريني - راني بيشتر مي شود. پرسشي كه در اينجا مطرح ميشود اين است كه سازو كار چربي سوزي چيست و به عبارتي چربيها از چه راهي ميسوزند؟ پاسخ دادن به چنين پرسشي ميتواند بسياري از حقايق را براي ما روشن كند. تحقيقات نشان داده است كه هورمونهاي چربي سوز (يعني كاتكولامينها) در چربي احشايي فعالترند و فعاليت آنها در بافت چربي زير پوستي شكم، فعالتر از نواحي ديگر زير پوستي است. مواد و هورمونهايي كه اثرات ضدچربيسوزي دارند (مثل انسولين، پروستاگلاندينها و آدنوزين) اثر مهاري بيشتري بر فعاليت چربيسوزي در بافت زير جلدي نسبت به سلول هاي چربي احشايي دارند.
عوارض چاقي موضعي
چاقي بالاتنه ارتباط بيشتري با عوارض چاقي همچون ديابت، فشار خون بالا، ناراحتيهاي عروقي و بالا رفتن چربي خون دارد در حالي كه چاقي محيطي عوارض كمتري دارد. شاهد اين مدعا ظهور بيشتر ديابت، فشار خون بالا و ناراحتيهاي قلبي - عروقي در كساني است كه نسبت دور كمر به لگن در آنها بيشتر از همتايانشان است. همچنين مشخص شده است كه در مردان چاقي شكم و در زنان نسبت چينهاي پوستي كتف به پشت بازو با ناراحتي هاي قلبي - عروقي و ميزان مرگ و مير كلي ارتباط نزديكي دارد.
فعاليت بدن چربي سوز
دو راه براي كاهش انبار چربي در بدن وجود دارد يا بايد ورود آن را مانع شد كه چاره آن تغذيهاي است و بايد كالري دريافتي فرد را كم كرد. اما راه دوم آن است كه موتور سوخت و سازي بدن هرچه ميتواند بيشتر از چربيها به عنوان سوخت استفاده كند. چربيها به عنوان سوخت در بدن نقش برجستهاي دارند و در شرايط مشخصي بهعنوان سوخت اصلي بدن ميسوزند و در اين زمينه از قندها پيشي ميگيرند. مثلا در حال استراحت چربيها سوخت اصلي بدن هستند. اما متاسفانه در اين حالت بدن سوخت كمي مصرف ميكند و از اين رو در اين حالت به طور كلي خيلي چربي نميسوزد. يك حالت ديگر هم براي سوختن چربيها وجود دارد و آن شركت در فعاليتهاي بدني چربيسوز است. ورزشهاي چربيسوز ورزشهاي سختي نيستند و در واقع بسيار هم ملايم هستند. پيادهروي ، دويدن آرام، كوهپيمايي، شنا كردن و دوچرخهسواري نمونههاي اعلاي اين نوع فعاليتها هستند. در اين فعاليتها بايد شدت ملايمي را انتخاب كرد بهعنوان مثال، شدت در حين دويدن بايد طوري باشد كه فرد بتواند با دوست خود لااقل جملهاي را رد و بدل كند. در اين حالت موتور هوازي در بدن بيشتر از سوخت چربي استفاده ميكند. نكته مهم اين است كه چربي سوخته شده از يك موضع انتخاب نميشود و بايد انتظار داشت كه بعد از مدتي چاقي بهطور عمومي كاهش يابد. نتيجه تحقيقات نشان ميدهد كه امكان تقويت عضلات يك ناحيه وجود دارد اما نميتوان چربي آن را به طور انتخابي كاهش داد.
شکم انسان از عضلاتی قوی پوشيده شده که نگهدارنده اماء و احشاء است . ورزش نکردن ، انجام فعاليت های نشسته و مصرف کالری بيش از نياز ، موجب تجمع چربی در منطقه شکم می شود ؛ در اين صورت عضلات شکم ، سفتی و حالت اوليه خود را از دست داده و شکل ظاهری اندام افتاده شده و چربی ذخيره ای شکم به حالت گره دار احساس می شود . به علاوه ، تجمع چربی درمنطقه شکم به خصوص در خانمها خطر ابتلا به ديابت و عوارض عروقی را چند برابر می کند.
برای از بين بردن چربی های اضافی شکم چه کنيم؟
اين بافت چربی ، برای بدن يک انبار انرژی است و بدن مازاد نياز خود را در آن ذخيره کرده ، در مواقع نياز ، از آن برداشت می کند . پس بايد کاری کرد که بدن نيازمند انرژی بافت چربی شود. دريافت کالری کمتر و ورزش کردن ، راه رسيدن به اين مقصود است. البته اکنون با روشهای ديگری مثل جراحی نيز ، اين چربی ها را بر می دارند ولی اگر بتوانيم با ورزش ، که سلامت عمومی بدن را به دنبال دارد ، آن را از بين ببريم ، مسلما به جراحی نيازی نخواهد بود .
ادعا می شود که کمر بندهای شوک دهنده با وارد کردن جريان های الکتريکی به چربی شکم موجب تجزيه آنها و قوی شدن عضلات شکم می گردد . در صورتی که تنها جريانهايی با قدرت ايمپالسهای مغز ، موجب انقباض عضلات می شود و اگر چنين جريانی با اين کمربند وارد شکم شود موجب يک انقباض دردناک خواهد شد .البته استفاده از وسايل ورزشی که موجب انقباض عضلات شکم شود ، مفيد است ؛ اما ورزش کردن به تنهايی کافی نخواهد بود ، چرا که کالری اضافی باز هم در شکم يا باسن ذخيره می شود . پس بايد از خوردن شيرينی های خامه اي ، تنقلات چرب مثل چيپس ، غذاهای پر روغن و نان و برنج زياد از حد پرهيز کرد.
يک ورزش مفيد:
دراز و نشست از راحت ترين و مؤثرترين ورزش ها برای برطرف کردن چربی شکم است. با فشار زيادی که به عضلات شکم وارد می شد ، اين عضلات قوی شده و شکم به حالت اوليه باز می گردد . مدت ورزش چند روز يا چند هفته نيست بلکه بايد آنرا مداوم انجام داد . تمرينات ورزشی در صورتی که به درستی انجام نگيرند ، به کمر شما آسيب می رسانند.
طريقه درست انجام دراز نشست:
به پشت روی زمين نسبتاً نرمی بخوابيد. پاها را خم کنيد تا کف پايتان روی زمين قرار بگيرد ، دستانتان را به روی سينه قرار دهيد . ابتدا سر را بلند کرده و سپس شانه ها را به آرامی 30 تا 40 سانتی متر بالا بياوريد و دوباره بخوابيد . بلند شدن بيش از اين مقدار عضلات پای شما را به کار می گيرد. ده مرتبه پشت سر هم ، اين کار را انجام دهيد . چند ثانيه استراحت کنيد و ده مرتبه بعدی را انجام دهيد. در ابتدا لازم نيست زياد به خودتان فشار بياوريد ، زمانی که احساس کرديد ، عضلات شکم شما قوی تر شده اند جسم سنگينی را در هنگام دراز نشست در دست ، روی سينه بگيريد تا فشار بيشتری به عضلات شکم وارد شود.
ورزشهای تکميلی ديگری که می توانيد برای متناسب شدن شکم انجام دهيد در ذيل ارائه شده است :
چهار دست و پا روی زمين قرار بگيريد ، يک پای خود را مستقيماً بلند کرده و در هوا نگاه داريد ، از يک تا 5 بشماريد ، سپس به حالت اول برگرديد ، از يک تا 5 بشماريد حالا پای ديگرتان را به همين صورت حرکت دهيد و بشماريد . اين عمل را چند بار تکرار کنيد .
روی زمين بنشينيد کف دستها را در طرفين بدن ، روی زمين بگذاريد و زانوها را خم کنيد ، در اين حال با باسن خود جابجا شده به جلو برويد در حقيقت ، سر بخوريد . می توانيد با دستها مچ پاها را بگيريد .
به پشت روی زمين طاق باز بخوابيد ، دستها را باز کرده در طرف راست و چپ روی زمين دراز کنيد حالا زانوها را خم کنيد و همانطور که به هم چسبيده اند با هم اول به طرف راست زانوها را تا نزديک زمين بياوريد ، سپس به همين شکل به طرف چپ تا نزديکی زمين حرکت دهيد ، اين عمل را 10-15 بار تکرار کنيد .
بايستيد و دست ها را به طرف جلو دراز کنيد و در مقابل روی خود به لبه يک صندلی تکيه دهيد حالا به تدريج و خيلی آهسته زانوها را خم کنيد تا به صورت نشسته در آييد ، سپس به آهستگی بلند شده و بايستيد . اين عمل را 5 تا 10 بار تکرار کنيد .
به روی شکم ، روی زمين بخوابيد ، چانه خود را روی هرد و دست خود قرار دهيد در حاليکه پاها را کشيده و دراز نگاه داشته ايد ، يک پا را تا آنجا که می توانيد بالا بياوريد و در آن حالت نگهداريد ، از يک تا 5 بشماريد وسپس پا راپائين بياوريد – حالا اين عمل را با پای ديگرتان انجام دهيد .
چهار دست و پا روی زمين قراربگيريد ، يک پای خود را مستقيما بلند کرده درهوا نگاه داريد وازيک تا 5 بشماريد سپس به حال اول بازگرديد وازيک تا 5 بشماريد اکنون پای ديگرتان رابه همين صورت حرکت دهيد وبشماريد . اين عمل را چند بارتکرارکنيد.
دو روزه كه سرفه هام تموم شده و گلوم متورمه.حتي آب معمولي روهم به زور قورت ميدم.
كل ديروز رو استراحت كردم يعني بدنم مي طلبيد.يكشنبه 12 ظهر خوابيدم بعد از 20 ساعت بيخوابي.اصلآ يكشنبه نه تونستم چيزي بخورم و نه ورزشي انجام بدم.تا ساعت 6 صبح دوشنبه خوابيدم يعني 18 ساعت خواب.يه ركورد جديد بود اما الان حالم بهتر شده و احساس بهبودي ميكنم.مطمئنآ اگه به خودم فشار مي آوردم مدت بيشتري رو بايد براي خوب شدنم صرف ميكردم.خوشبختانه برنامه درسيم انعطاف پذيره و ميتونم امروز جبرانش كنم.
ممنون از تموم دوستاني كه بهم انرژي مثبت ميدن تا بهتردرسم رو بخونم:دكي سارا-ليلا-رخي-رقي و ...
در حاليكه مريض بودم به زورخودمو رسوندم داروخونه اما دريك حركت كاملآ انتحاري يك عدد لنز آبي زنگاري خريداري كرده و حالم بدون خوردن ذره ايي قرص كاملآ خوب شد.نه ديگه از سرفه خبري بود و نه گلوهه ميسوخت .تو راه برگشت به منزل بودم كه داشتم فكر آرايشگاه و ايناروبراي تطابق با لنز جديد ميكردم يهويي به خودم اومدم گفتم خجالت نميكشي؟
الان وقت درس خوندنه يا تغيير رنگ لنز و آرايش و اينا؟
خلاصه با كلي توپ و تشر به خود فقط تا مرحله خريد پيش رفتم حتي رنگش رو هم امتحان نكردم كه ببينم با عنبيه ام چه رنگي ميشه و گذاشتمش بقل همون سبز عسلي كه هنوزبازش نكردم و اونم داره خاك ميخوره
خلاصه خوشحالم كه فقط تا مرحله دور ريختن پول پيش رفتم و هنوز به مرحله دور ريختن وقتم نرسيدم.ميدونم تا فرداي امتحانم براي امتحان رنگش طاقت نميارم اما قول ميدم اگه قصوري ازم سربزنه فقط درهمين حد باشه و هوس نكنم بااين رنگ جيغ و خوشگل برم بيرون كه يه روزمم تلف شه.قول قول.يه قول زنونه زنونه.نميدونم چم شده از وقتي چشامو ليزيك كردم يه چهار پنج سالي بود كه طرف لنز نميرفتم اما تو اين هيروويريه وانفساي كنكور چرا دوباره ديوونه اش شدم خدا ميدونه و بس.خدا كنه ختم به خير بشه و به همين دو رنگ ختم بشه. امروز يه بنفش خوشگل ديدم كه خدانكرده فكركنم اون گزينه بعديم خواهد بود.امروز تازه فهميدم ازون سبزه 2 تا ديگه هم داشتم .عين همون رنگ و عين همون مارك.اما عجيب بود اصلآ يادم نبود..
الهي قربون اون مغز آكبندم برم كه با اين مغز تطيل بايد برم سر جلسه كنكور.
اگر از شكل بدن خود، به خصوص در ناحيه شكم ناراضي هستيد، بايد بدانيد كه تنها پرداختن به ورزشهايي كه بر روي يك ناحيه از بدن متمركز ميشود كافي نيست و فايده چنداني هم ندارد. بلكه اين ورزش براي تاثير واضح و آشكار بايد در كنار ورزشهايي براي تمام بدن انجام شود زيرا بدن نميتواند چربي را تنها در يك ناحيه از بين ببرد و شما نميتوانيد تنها با ورزش دادن يك نقطه از بدن خود و رها كردن باقي بدن به نتايج دلخواه دست يابيد.
به اين ترتيب اگر از داشتن شكمي بزرگ يا شل و افتاده رنج ميبريد، قبل از اينكه مخارج سنگيني براي خريد وسايل ورزش دراز و نشست و ابزارهاي مخصوص كوچك كننده شكم بپردازيد، كار تناسب اندام را با ساده ترين شكل ورزش كه رايگان هم هست، شروع كنيد :راه رفتن و دويدن!
البته فراموش نكنيد كه اين ورزشها كل بدن را تحت تاثير قرار ميدهند و بعدها براي شكم هم بايد حركات مخصوصي انجام دهيد. اگر شكم شما شلتر و برآمده تر از چيزي است كه ميخواهيد، به احتمال زياد در بدن شما نواحي ديگري هم وجود دارند كه بايد ورزيده و محكم شوند. براي دستيابي به شكمي صاف، تمام بدن شما بايد لاغرتر شود. دوباره بخوانيد: تمام بدن بايد لاغر شود!
كار را با انجام دادن ورزشهاي سريعي كه تعداد ضربان قلب را افزايش داده و سوخت و ساز بدن رابهبود ميبخشند آغاز كنيد.سه مرتبه پياده روي سريع در هفته راه حل مناسبي براي دستيابي به اين هدف است. اين كار نه تنها كالري ميسوزاند بلكه براي قلب هم بسيار مفيد است.
يك نكته مهم اينكه به ياد داشته باشيد انجام دادن تمرينهاي ورزشي و داشتن رژيم غذايي موجب نميشود كه در مدت بسيار كوتاهي لاغر شده يا شكمي صاف پيدا كنيد. همانطور كه شما يك شبه اين شكم را پيدا نكرده ايد، نميتوانيد آنرا يك شبه از بين ببريد. پس بردبار باشيد و به تمرين ادامه دهيد. اگر قصد داريد به منظور خاصي –ازدواج، شركت در مراسمي مهم و...- از وزن خود بكاهيد، براي به دست آوردن نتيجه مطلوب، لااقل سه تا شش ماه قبل از اين مراسم كار را شروع كنيد چون بدون شك يك هفته كافي نخواهد بود!
چند نكته:
خوردن و ورزش كردن: ورزش پرس شكم (تصوير يك تو انيميشنها يا هر تصوير از پرس شكم تو اون عكسهاي يكي از پستهاي پاييني من كه انيميشني هست.) همراه با رژيمي كم چربي، براي تناسب عضلات شكم بسيار خوب است. اما عده بسياري تصور ميكنند كه ميتوانند در طول روز هرچه ميخواهند بخورند و هنگام عصر 100 پرس شكم انجام داده و تمام غذاهاي چربي كه در طول روز مصرف كرده اند را بسوزانند. اگر شما مصرف چربي خود را كاهش ندهيد، هرچه ورزش كنيد فايده اي نخواهد داشت و شما نه تنها هيچ نتيجه مثبتي نخواهيد گرفت، بلكه ممكن است شكم بزرگتري هم پيدا كنيد. چرا؟ چون به اين ترتيب در حال شكل دهي و محكم كردن چربيهاي روي عضلات خود خواهيد بود.
لاغري موضعي: واقعيت اين است كه لاغري موضعي تقريبا وجود خارجي ندارد. شما نميتوانيد از بدن خود انتظار داشته باشيد كه در اثر غذا خوردن صحيح و انجام حركات ورزشي تنها در بعضي مواضع لاغر شود. بالا رفتن سوخت و ساز بدن، چربيهاي ذخيره شده در كل بدن را مصرف ميكند و اشخاصي كه تصور ميكنند با داشتن رژيم غذايي تنها صورتشان لاغر ميشود يا تنها كمرشان گود ميشود، بايد بدانند كه چربي در تمام بدن آنها رو به كاهش است، اما اين كاهش در بعضي مواضع سريعتر و در بعضي مواضع كه چربي بيشتري داشته و متراكم تر است، ديرتر آشكار ميشود. اما خبر وب اينكه شما ميتوانيد با انجام دادن حركات ورزشي صحيح اين سوختن چربي در مواضع مذكور را سرعت بخشيده و زودتر به تناسب اندام دست يابيد.
يك تمرين ساده براي افزايش سوخت و ساز بدن براي افزايش سريع متابوليسم كه به سوزاندن كالري بيشتر و عملكرد منظمتر منجر ميشودف تمرين ساده زير را انجام دهيد:
1. 30 ثانيه يك حركت ورزشي سريع –مانند دو درجا يا طناب زدن- انجام دهيد
2. يك دقيقه به انجام حركتي متوسط –مانند دوي آهسته يا قدم رو سريع حتي درجا- بپردازيد
3. اين مراحل را ده مرتبه تكرار كنيد (مجموعا حدود 15 دقيقه)
4. به مدت 3 تا 5 دقيقه با انجام حركات كششي آرام، بدن را خنك كنيد
به ياد داشته باشيد كه افزايش سوخت و ساز يا متابوليسم، كالريهاي اضافه در كل بدن را از بين ميبرد و در كنار رژيم غذايي صحيح تمام بدن، از جمله شكم را متناسب خواهد كرد.
ميبينيد كه كماكان با يروئيه تموم ميام و پستهاي جديدمينويسم.اما مطمئن باشيد كه تو وقتهاي استراحتم اين كارو ميكنم.گاهاتو طول روز تا 17 ساعت(بزنم به تخته)هم درس خوندم اين چند وقته.وقتهاييم كه ديگه مخ گرامي گيريپاژميكنه يه نيم ساعتي ميرم يه دوري مي زنم و دوباره برمي كردم.
اين تفريح ميتونه تو صف پمپ بنزين نيايش واستادن باشهتا از چراغ غرب همت به چراغ شرقش چرخيدن يا يه وقتاييم مثل الان بيام يه پست جديدبنويسم تا اگه مطلبي مفيد بوده برام شايد بدرد شماهم بخوره و بتونين ازش استفادهكنين.
هواي خنك عصري كه به صورتم ميخوره حالمو جامياره.
ديشب تب و لرز داشتم و زير پتوي پشمالو بودم و مريضشدم اما از رو نميرم و همچنان مريضانه با يه بشقاب ميوه و آجيل رژيمي(همون هويج وخيار و اينا)
تو تختم دراز كشيدم و مطلب جديد ياد ميگرفتم.هرچقدرهمكه از ديروز حالت خواب آلودگي داشتم و گلوم ميسوخت اما به خودم گفتم آدمهايي موفقميشن كه اگرهم فرصتي ندارند براي خودشون فرصت بسازند.يه روز مريضي يه روز يه چيزديگه نتيجه اش اين ميشه كه خيلي راحت فرصتهامونو از دست ميديم و از جاده موفقيت دورميشيم
هيچ چيزي نميتونه منو از هدفم دور كنه و به اميد خدابه هدفم خواهم رسيد..
اهدافمو كوچيك و كوچيكتر كردم .مثلآ كل كتاب رو نيگاهنميكنم كه انگيزه امو از دست بدم.تصورم اينه كه فردا امتحان دارم و بايد همون چندصفحه ايي رو كه براي خودم مشخص كردم رو بايد ازمون بدم.اينجوري تا چش رو هم بذارمكل كتابها و دور اولم تا پايان تير ماه به اميد خدا تموم ميشه.
خدايا كمكم كن به آنچه كه اراده كردم برسمبرسانيم.
خداياكمكم كن اكنوني كه حركت كرده ام به لطف وجودتحركتم بركت يابد
خدايا توكلم به توست و ميدانم اينبار هم مرا بي جوابنخواهي گذاشت.
چشمانم به سخاوت دستان مهربانتوست
ياريم كن كه جز تو كسي رو تو اين دنياي بزرگ ندارم كهچون تو ياريم كند
معبودم تو خود مرا افريدي و ميداني چگونه خوشحالخواهم شد پس همان گونه دخترت را خوشحال كن اي پدر اسمانيهمن...!! ميدونم كه هر شبي كه خوابم تو مياي و به سرم دست نوازش ميكشي و من هر شب چشمانمو به اين اميدحمايتت ميبندم...!!اينا نيايشهاي هر شب منه با نور بزرگ هموني كه هميشهكنارمه و هميشه وجودشو حس ميكنم.حس ميكنم كه با وجود اون هيچ وقت تنها نيستم ومطمئنم خيرمو ميخواد و دوستم داره كه اگر اينگونه نبود به من اين فرصت رو نميدادكه زندگي رو تجربه كنم
يه مطلب رژيميه ديگه هم مينويسم اميدوارم تو اين تابستوني بدردتون بخوره:
حفظ برنامه غذايي رژيمي ممكن است در روزهاي تابستان مشكل به نظر برسد به خصوص وقتي كه با بستني ها و شيريني ها يا غذاهاي اشتهابرانگيز روبرو ميَ شويد و رژيم خود را زير پا مي گذاريد.
اما متخصصان مايو كلينيك در آمريكا مي گويند چنين مواردي نبايد به شكست كلي برنامه رزيم گرفتن شما بدل شود. نشريه" ماخذ سلامتي زنان" مايو كلينيك در شماره اين ماه خود نكات زير را براي ادامه دادن رزيم غذايي پيشنهاد مي كند:
خودتان را ببخشاييد و به مسيرتان ادامه دهيد. قبول كنيد كه در اين راه با موانعي روبرو خواهيد شد. هيچكس كامل نيست. پس از يك ناپرهيزي خودتان را با اجتناب از غذاي مطلوبتان يا حذف وعده هاي غذايي تنبيه نكنيد. چنين به اصطلاح "راه حل هايي" با احتمال بيشتري اشتياق شما را به خوردن تشديد مي كند و به پرخوري بيشتر مي انجامد.
توجه تان را بر اصول رژيم غذايي يعني مصرف غذاهاي سالم و اندازه هاي حساب شده وعده غذايي متمركز كنيد. اگر شبي در خوردن يك شام سنگين زياده روي كرديد، سعي كنيد روز بعد غذاهاي كم كالري بخوريد. از تجربياتتان درس بگيريد. در مورد عواملي كه شما را به پرخوري برمي انگيزد تامل كنيد و شيوه هاي خلاقي را براي مقاومت در برابر وسوسه ها به كار گيريد.
اگر استرس عامل آغازگر پرخوريتان است، در چنين مواقعي به جاي آنكه يك بسته چيپس باز كنيد،به دوستي زنگ بزنيد. اگر مشكل به اندازه بزرگتر وعده غذايي كه در رستوران عرضه مي شود مربوط مي شود، در ابتداي صرف غذا يك جعبه بخواهيد و نصف غذا را براي ناهار فردايتان برداريد .اگر غذاهاي معيني وجود دارند كه در برابر آنها اختيار را از دست مي دهيد، راهي پيدا كنيد تا بتوانيد آنها در برنامه غذاخوردن تعيين شده تان تلفيق كنيد. اجتناب كامل از چنين غذاهايي تنها بر اشتياق شما به آنها خواهد افزود و در معرض دوره هاي پرخوري افراطي قرار مي گيريد.
راه هايي پيدا كنيد تا در "شرايطي امن" از خوردن "غذاي مسئله ساز" لذت ببريد؛ براي مثال اگر شيريني ها براي شما اغواكننده است،هنگامي كه در خانه تنها هستيد شيريني نپزيد. در عوض هنگامي كه به يك مهماني تولد مي رويد از خوردن تكه اي كيك لذت ببريد.
جشن گرفتن موفقيت هايتان حتي اگر بسيار كوچك باشد، مي تواند به شما در اجتناب از موانع كمك كند. هنگامي كه چندين هفته رژيمتان را به نحو صحيح رعايت كرديد به خودتان با چيزي به غير از غذا جايزه بدهيد.وقت گذاشتن براي توجه به موفقيتتان به شما كمك مي كند تا اعتماد به نفس لازم براي بازيابي خود پس از اشتباهات آينده داشته باشيد.
1- تفاوت بين احساس واقعي گرسنگي و احساس کاذب گرسنگي را بشناسيد.وقتي غذا يا خوراكي ديگري در دسترس شما قرار مي گيرد، به خود اجازه دهيد تا گرسنه شويد، چرا كه مقاومت و كنترل در برابر اشتها كار مشكلي براي شما محسوب مي شود.
2- سر ساعات معين غذا بخوريد تا متابوليسم بدنتان تنظيم شود.
اين مسئله كه سعي كنيد وعده هاي خود را منظم كنيد، نكته مهمي است. عادت کنيد بين وعده هاي غذايي چيزي نخوريد، زيرا گرسنگي واقعي شما زماني ايجاد مي شود كه بين وعده هاي تان هيچ چيز ديگري نخوريد. اما بيشتر اوقات چيزهاييهست كه بيشتر از خود غذاي اصلي، احساس و اشتهاي شما را براي خوردن، تحريك مي كند.
مواد غذايي را از دسترستان خارج کنيد. مثلا در بين وعده ها، روي ميزتان مواد خوراكي نگذاريد.
3- به غذا خوردن خود توجه داشته باشيد.
در هنگام غذا، حواستان را متمركز کنيد. بهتر است هنگام خوردن پشت يك ميز بنشينيد و از غذايتان لذت ببريد تا اينكه آن را داخل يك سيني قرار داده و روي زانوهايتان بگذاريد و مقابل تلويزيون مشغول غذا
شويد. اگر روي غذا خوردن خود تمركز نداشته باشيد، پيام سير شدن را براي مغز خود نمي فرستيد و بيش از حد مي خوريد و چاق مي شويد. بايد هنگام غذا خوردن، براي خود يادآوري كنيد كه سير شده ايد.
4- آهسته غذا بخوريد.
بعد از 15 دقيقه، مغز پيام سير شدن را به معده شما مي رساند و شما دست از غذا خوردن مي كشيد
. بنابراين اگر سريع غذا بخوريد، معده شما قبل از اينكه مغز از سير شدن اطلاعي پيدا كند، پُر مي شود. در آخر متوجه مي شويد كه زياد خورده ايد. پس چاق مي شويد.
بنابراين غذا را آهسته بخوريد و هر لقمه را با دقت و به طور كامل در دهانتان بجويد.
5- از وسوسه ها بپرهيزيد.
اگر فكر مي كنيد توانايي مقاومت در برابر خريدن و خوردن مواد غذايي را نداريد،
خودتان به سوپرماركت نرويد و خريد را به فرد ديگري محوّل کنيد.
مواد غذايي را از دسترستان خارج کنيد.
مثلا در بين وعده هاي غذايي، روي ميزتان مواد خوراكي نگذاريد.
اگر مي دانيد كه خوراكي ها را مي خوريد آنها را در يخچال، فريزر و يا جاهاي ديگري قرار دهيد.
بعد از 15 دقيقه، مغز پيام سير شدن را به معده شما مي رساند و شما دست از غذا خوردن مي كشيد.
بنابراين اگر سريع غذا بخوريد، معده شما قبل از اينكه مغز از سير شدن اطلاعي پيدا كند، پُر مي شود.
6- ياد بگيريد كه سلامتي خود را با شيوه ي صحيح غذا خوردن بدست آوريد.
اشتهايتان را كم كنيد.
همچنين مقدار غذاهاي خود را در هر وعده غذايي كم كنيد.
اگر در مورد انواع غذاها ولع و تمايل داريد، سعي كنيد آنها را ناديده بگيريد.
اگر غذا خوردنتان را تغيير دهيد، غذايتان بيشتر مي شود.
تعداد زيادي از مردم با ولع غذا مي خورند،
آنها به تمايلات گوناگون غذايي پاسخ مثبت مي دهند و هيچ توجهي به نيازهاي بدنشان ندارند.
بنابراين سلامت غذايي نداشته و چاق مي شوند.
7- با توجه و آگاهي برنامه غذاي خود را تغيير دهيد.
مطالعات نشان داده كساني كه از چگونگي تغيير عادات غذايي خود را آگاهي دارند
و وعده هاي غذايي شان را با دقت برمي گزينند، داراي تغذيه سالمي هستند.
در بررسي هايي كه بر روي شكل ابروها و رابطه آنها با شخصيت انسان انجام گرفته است، دانشمندان به ايننتيجه رسيده اند كه هر شكلي از ابرو با شخصيت صاحب آن رابطه دارد.
در اينجا به چند شكل از ابروها و رابطه آنها با شخصيت افراد اشاره مي شود:
۱- ابروهاي نرم و كم پشت نشانه ناپختگي و بي تجربگي است.
۲- ابروهاي پرپشت نشانه تحرك زياد و پرانرژي بودن است.
۳- ابروهاي بلند نشانه ثبات شخصيت و تلاش و كوشش فراوان است.
۴- ابروهاي كوتاه نشانه عدم استواري و خيالاتي بودن است.
۵- ابروهاي پيوسته نشانه حساس بودن است.
۶- ابروهاي دور از هم نشانه ضعف و انزوا طلبي و ناپختگي است.
۷- ابروهاي نزديك به چشمها نشانه اراده قوي و تمركز ذهن است.
۸- ابروهاي صاف نشانه شخصيت محكم و لجباز است.
۹- ابروهاي كماني نشانه نيرو و نشاط و گرمي است.
۱۰- ابروهايي كه انتهاي آنها به سمت بالاست نشانه جرأت و نشاط و شادماني است.
۱۱- ابروهايي كه انتهاي آن افتاده است نشانه پيچيدگي شخصيت و اضطراب است.
به طور كلي مي توان گفت:
ابروهاي پرپشت: نشانه فعاليت، ابروهاي بلند: نشانه اراده، ابروهاي بالا : نشانه جرأت و ابروهاي كماني: نشانه گرمي و اشتياق است
با اينكه امشب خيلي دپرسم.با اينكه يه بغض گنده قد يه طالبي زير گلومه و هر آن منتظر انفجارشم كه تا 2 ساعت بشينم گريه كنم.
بدبختي آدما خيلي ضجرم ميده.كاش اونقدري داشتم كه ديگه فقيري رو زمين نميموند.از ديشب دپرسم.ديشب از خونه خواهرم اومدم خونه.خيلي جلوي خودمو گرفتم كه اونجا چيزي نخورم.فقط چند تا برگه زرد آلو.
ديشب خواهري ماشينشو عوض كرده بود و يه خوشگلشو كه مدتها منتظرش بود خريد.اومد دنبالم تا ببرتم شام بهم بده.دم يه سفره خونه نگه داشت .پياده شديم اما نميدونم نتونستم پاموتوش بذارم.بهش گفتم ميشه يه خواهش بكنم؟مگه نميخواي شيرينيشو بدي؟بريم همين سوپري بقلش من شيرينيمو بردارم.قبول كرد و رفتم 2 تا شيشه روغن زيتون فرد اعلا با 2 بسته قارچ و ازين چيزاي رژيمي برداشتم.هم اون خوشحال شد و هم من
خوشحالم كه مغلوب اون غذاهاي خوشمزه نشدم.تا دم در اون سفره خونه كه قبلآ غذاهاشو و طعمشونو ميپرستيدم دائم داشتم تو ذهنم تصور ميكردم چه غذايي سفارش بدم بهتره.اما همينكه دم درش رسيديم تصميمم عوض شد.ميدونستم اگه برم تو شايد نتونم جلوي خودمو كه از صبح گشنم بود بگيرم.به دال عدسم فكر كردم كه تو خونه داره انتظار منو ميكشه.نميدونم چرا از وقتي به انارستان پيوستم اراده ايي پولادين پيدا كردم(بزنم به تخته).همه اينارو مديون انار و ديانام.همون اولي كه بهشون گفتم دلمه خيلي دوست دارم و دارم ميرم يه بشقاب ازش بخورم.مطمئنآ اگه دعوام ميكردن به اين مرحله ايي كه الان هستم نميرسيدم.الان چونئميدونم چيزي برام ممنوع نيست.چون ميدونم همه چيز هميشه در دسترسمه.حتي ديگه بزورم بهم حال نميده.
طبق عادت گذشته ها كه عصبي و ناراحت ميشدم فقط ميلومبوندم و شايد 5 بسته خانواده پفك رو ميخوردم حتي بزور نتونستم چند تا دونه اشو بخورم.برام خيلي عجيب بود .پفك همون پفك بود.منم همون آدم عاشقش.اما نميدونم چرا ديگه اون احساس قبلي رو نداشتم.نتونستم بخورمش .انگاري زهرماربود
الان چون درس ميخونم هدفم كم كردن نيست بلكه ثابت موندنه.وهمون 65 كيلو هستم
جريان دپ شدنمم برميگرده به ديشب.ازخونه خواهرم كه برگشتم اومدم تلوزيونو روشن كردم چون عادت دارم به اخبار گوش ميدم و چون نرسيده بودم ببينمش و گشنمم بود اجبارآ شامم و تلوزيون تلفيق شد.
داشت در شهر رو نشون ميداد و صحنه هاش اينقدر دلخراش بود كه يهويي شوري اشكهامو لابلاي لقمه هايي كه تو دهنم بود و از ديدن اون تصاوير نميدونستم چطوري قورتشون بدم رو حس كردم.يه كارگر بيچاره كه واسه يه لقمه نون برا زن و بچه اش نرفته بود گدايي و افتاده بود تو چاه زيرزمين يه خونه
و تموم بدنش خوني و لباساش پاره بود وقتي آتيش نشوني درش آورده بود و سرش رو پاش بود و داشت گريه ميكرد.
اينقدر اونا تكونم داد كه يهويي پشت به تلوزيون برگشتم سمت قبله و در حاليكه چشامو بسته بودم تا اونجايي كه ميتونستم دستامو بردم سمت آسمون تا خدا بگيرتشون.از ته ته دلم خالصانه واسه اون طفلي همينجوري كه اشكام مثل الان سرازير بود براش دعا كردم كه پيش زن و بچه اش شرمنده نشه.براش طلب توانگري كردم.از خدا خواستم حالا كه حركت كرده به زندگيش بركت بده.
از ديروز اون بغضه تو گلوم مونده.براي اينجور آدما دلم ريش ريش ميشه.طاقتم در مقابلشون كمه.دست خودم نيست.يه بارم تو فرحزاد جلوي چشاي متعجب مردم زدم زير گريه وقتي يه بچه رو ديدم.كاري از دستم غير از دعاكردن و طلب بركت براشون برنمياد.
چون خودم فقر رو دوست ندارم.حتي نميتونم تصورش كنم.هم براي خودم نميخوام و هم براي ديگرون
اصلآدلم براي گداها نميسوزه.دلم براي كسايي كه زحمت ميكشن اما درآمدشون كافي نيست كباب ميشه.بارها به خودم ثابت شده وقتي دستي رو گرفتم خدا 1000 برابرشو بهم داد.تموم زندگيمو مديون اين حسم هستم و واقعآ بهش اعتقاد دارم.
اميدوارم روزي برسه كه هيچ بچه معصومي كه نميدونه پول يعني چي و چرا بايدبا اين حسرتها بدنيا ميومد شبا خواب يه تيكه كيك رو نبينه
بگذريم
.....اميدوارم روز ي 14 ساعت بتونم درس بخونم.55 روز ديگه روز امتحان منه.شايد روز تغيير سرنوشتم.
خيلي چيزا رو اون روزبه خودم ثابت خواهم كرد
فقط خدا كنه بتونم دووم بيارم.بتونم ادامه بدم.خدا كنه اتفاقي نيوفته كه بخاطرش تموم زحماتم به باد بره
كنار درسم دلم نميخواد وزنم اضافه بشه.حتي اگر كم نشم مهمنيست.مهم اضافه نشدنه..
انارم كه تحويلمون نگرفت حتي جواب سوالي كه اول ميتينگ پرسيدمو بده.
ممنونم از تموم دوستاي خوب و مهربونم كه بهم سر ميزنين و بهم روحيه ميدين.
یه یه ساعتی میشه که از مهمونی خونه خواهرم برگشتم.زودی اومدم تا یه تجربه جدید و جالبو بهتون بگم.
خواهر گرامی دیروز رفتن 3 کیلو شیرینی خامه ایی طبق هوس بی وقتشون خریدن و چون 45 کیلو بیشتر وزن ندارن همشم بخوره چیزیش نمیشه.
نمیدونم چرا بجای همون شیرینی خشکهایی که همیشه میخرید این دفعه همش تر بود.از شانس بدم من تو تموم مواد چاق کننده فقط عاشق روغن مایع و خامه هستم و فقط یه نوع لطیفه و رولتش رو دوست دارم و به بقیه اصلآ نمیتونم نیگا کنم چه برسه بخوام بخورم.ازین بابت شانس آوردم که نه لب به چیپس میزنم نه شکلات دوست دارم و نه شیرینی خشک و ازین ات و اشغالا.فقط پفک که اونم بعده فهمیدن کالری بالاش با اینکه عاشقشم راستشو بخوایدتا میرم طرفش همش تو دلم دچار اشوب میشم که بجای چند تا دونه اش میشه خیلی چیزا خورد که همون کالری به بدنم برسه راستش تو خرج کردن کالری خسیس شدم حتی اگه پفک باشه واسه بدنم نمیصرفه.
ببینین چقدر جدیدآ اسکروچانه(همون کارتن که بچه بودیم پخش میکرد و همون اردکه که خسیس بود و سکه هاش روهم رو هم بود) حساب کتاب میکنم.
خلاصه رفتیم دم یخچال خواهر گرامی و یهویی بعد شاید 8 ماه با یه کوه از همونایی که دوست داشتم مواجه شدم.ازونجایی که چون آدمی هستم که تا یه کارو بهم میگن نکن و جیزه نمیدونم چرایهویی دلم میخواد فقط همون کارو انجام بدم.خواهرم گفت حیفه اینقدر خوب جم و جور شدی بخوای با اینا برگردونی.همین یه جمله کافی بود که من برخلاف همیشه که اگه پیش میومد یکی برمیداشتم 3 تا برداشتم.یه لطیفه و یه رولت و یه نون خامه ایی به اندازه کله گوسفند.
اولشم وسوسه شدم همون گندهه رو بخورم.رفتم خیلی شیک اخر شبی واسه خودم چای ریختم و تا اومدم یه سر سوزن گذاشتم دهنم یعنی همینی که لبم مزه اشو لمس کردنمیدونم چرا خواستم بالا بیارم.تا حالا سابقه نداشت.اینقدر توش خامه بود که فکر کنم 300 گرمو داشت.بدون کوچکترین تفکر .و تصمیم از قبل قبل از اینکه مغزم فرمون بده به خودم اومدم که دارم خامه های داخلشو درون سطل اشغال میچلونم.ازون همه فقط یه کمی نونشو خوردم.اما اصلآ احساس خوبی نداشتم.نه اینکه تنبیهی در کار باشه نه.چون امروزم خیلی خیلی کم کالری شد اگه همشم میخوردم بازم کالری اضافه حساب نمیشد.اما نمیدونم چرا اینجوری شدم.وجدان انارستانی؟یا شاید یه مدتیه که ازش نخوردم.هیچ وقت نمیتونستم ازش بگذرم.چه برسه به اینکه مرض داشته باشم از جعبه اش خونه خواهرم بردارم و بعد بندازمش سطل آشغال خونه خودمون.
حالا يه چند تايي عكس از "ابرو" بذارم كه بدون گريم و آرايشه همراه با "ابي"عزيزتو آنتاليا.
من كه خودم "ابرو"رو خيلي دوستش دارم .شمارو نميدونم.
و حالا براي رفع غبغب:
همه ميدانن كه براي خلاصي از چربي اضافه (در هر ناحيه از بدن كه باشد) بايد فعاليت چربيسوز بيشتري انجام شود.
آب كردن چربي اضافي زير چانه يا همان غبغب خودمان هم در اين مورد استثنا نيست. البته داشتن غبغب براي افرادي كه چاق هستند يا اضافه وزن دارند، امري طبيعي است، اما گاهي اين اتفاق ميافتد كه فرد با وجود طبيعي بودن وزن بدنش، با معضل غبغب دست به گريبان مي شود و البته نبايد فراموش كنيد كه وجود غبغب، تاثير زيادي بر چهره فرد دارد و اصولا باعث مي شود سن افراد، بيشتر به نظر برسد.
جراحي پلاستيك يكي از راههاي از بين بردن سريع غبغب است، اما يك راه درماني مفيد بدون درد و خون ريزي نيز براي از بين بردن اين مشكل زير چانهاي وجود دارد؛ ورزش دادن عضله اين ناحيه كه صد البته بهتر از عمل جراحي است!
براي كشيدن عضله اين ناحيه، چندين ورزش راحت وجود دارد كه به تعدادي از آنها در اين قسمت ميپردازيم:
1- كف دستها را براي 10 ثانيه به پيشانيتان فشار دهيد. اين فشار را در جهت عكس گردن و سر وارد كنيد. بايد حس كنيد كه گردن و چانهتان سفت شدهاند. اين حركت را، البته اين بار با قرار دادن دست در پشت سر، تكرار كنيد.
همين حركت را در دو طرف سر نيز تكرار كنيد. در اين حالت، دست خود را به شكل پياله كرده و آن را روي گوش خود قرار دهيد و ورزش مذكور را انجام بدهيد.
2- در ورزش ديگري كه براي رفع اين مشكل پيشنهاد ميكنيم، بايد به اين ترتيب عمل كنيد: چانهتان را بالا بگيريد و دهان خود را باز و بسته كنيد؛ انگار كه آدامس ميجويد. در اين ورزش، بايد حس كنيد كه عضلات آرواره تا گردن شما سخت شدهاند.
3- دهان خود را باز كنيد، خيلي آهسته سر خود را به عقب خم كنيد و در همين حال بمانيد. حالا لب پايين را تا روي لب بالاي خود حركت دهيد و اين حركت را چند بار انجام دهيد.
4- همانطور كه سرتان در حالت طبيعي قرار دارد(بدون خم كردن آن به هر جهتي)، سعي كنيد لب پايين خود را به بينيتان بزنيد! البته اين اتفاق تقريبا غير ممكن است، اما تلاش براي انجام چنين كاري، براي هدف شما مفيد خواهد بود.
4- بيرون آوردن زبان از دهان، آن هم به طور مداوم و پشت سر هم، عضلات دهان و صورت را تقويت ميكند و در از بين بردن غبغب نيز مؤثر خواهد بود.
من خودم يه يه ماهي ميشه تو نرمشهاي صبحم اينو قاطي كردم.خيلي موثر بوده.به شما هم اين تجربه دلنشين رو پيشنهاد ميكنم.چون عقيده دارم هيچ غبغبي قشنگ نيست و ادم شبيه "سگ آقاي پتي بل تو كارتون لوسيمي"ميشه.
با نرمش حتي ميشه فرم دماغهاي گوشتي رو هم عوض كرد كافيه يه ماه هر وقت دستتون آزاد بود رو نوكش از بيرون به طرف صورت بكشين تا نوك چاقش فرم بگيره.
تا يادم نرفته يه خبرخوشحال كننده به كسايي كه گوشتاشون شله بدم:
روند اب شدن گوشت اينه كه گوشت سفت زمون ميبره تا تبديل بهگوشت شل بشه و تازه ازون موقع است كه عملكرد لاغري و ناپديد شدن رخ ميده.اونچه هم كه باقي ميمونه همون پوسته و چون ديگه گوشت يا چربي بهش نيست چروك ميخوره.پس چه خوبه با ورزش همزمان گوشت و پوستمونو كاهش سطح بديم.
ديگه شايد نتونم بيام و منظم از بازه كالريهام و شمارش روزانه ام بنويسم اما مطمئن باشين همشونو داخل دفتر يادداشت ميكنم و پدر تموم خوراكيها رو درميارم و هيچي نميتونه از چنگم فرار كنه حتي يه ميوه كوچيك.
چيزي به امتحانم نمونده نمدونم چرا استرسم از حالا شروع شده.
اما وقتي تموم مدت شبانه روزو درس بخونم و از خودم راضي باشم حتمآ اون استرسه هم از بين ميره.
برام دعا كنين.
خالص خالص.
از ته دلتون
خيلي خيلي به اين دعاهاي خالصانه اتون احتياج دارم و پشتم بهتون گرمه.
تجربه تقويت حافظه حين درس خوندن توام با رژيم لاغري
بازم اكستراپوند ارور داد و مجبور شدم 2 تا پست بزنم.يكي براي تقويت حافظه وديگري عملكرد هفته قبلم.
سلام دوستاي خوبم
الان بعده 5 روزدر حاليكه آهنگ رخي رو دانلود كردم وريپيد رو زدم دارم پست جديدومينويسم.
همون موقع كه متينگ 73 شروع شد يه اتفاق غير منتظره برام افتاد كه 5 روز نتونستمخونه باشم.چه برسه بخوام بيام سربزنم.ويا پست جديد بنويسم
فقط ميتونم اينو بگم كه هر چند روزاي سختي رو گذروندم اما ميارزيد به اينكهتكليف خودمو زندگيمو مشخص كنم.
بچه ها من تازه فهميدم خداخيلي خيلي بهمون نزديكه.يه هفته پيش يه چيزي از خداخواستم نشونم بده كه هرچند غير ممكن به نظر ميومد اما اتفاق افتاد اونم بعده 2 روز.
و من به چشم خودم ديدم.و در واقع به چشم خودم خدارو داشتم ميديدم
اينو فهميدم اگه اهي از سينه ايي بلند بشه يه دنيا رو نابود ميكنه
همين جا قول ميدم و به شرافتم قسم ميخورم ديگه بهش فكر نكنم..
بگذريم.
تو اين مدت نه درس خوندم و نه تونستم واسه خودم غذاي رژيمي بپزم
اما سعي كردم رعايت كنم.
يه قول در مورد اين پست داده بودم و بااينكه درسام دير ميشه اما اومدم تا گزارشهفته قبلم رو بنويسم.
جهت افزايش حافظه:
طبق قولي كه به بهارك و دوستاي ديگه ام داده بودم پس از يك ماه و اندي ازمايش درمورد انواع غذاها و تآثيرشون در روند يادگيريم تصميم گرفتم بيام واونو براتون بنويسم.
تا شايد بدرد دوستاني كه مثل من رژيم و درسشون توامه بخوره.
اول از تحقيقاتي كه در زمينه موادي كه باعث افزايش حافظه ميشن ميگم.:
انچه درين بين خيلي مهم بود تآثير فراوان مواد فسفر دار براي تقويت حافظه بود.درزير من چند ماده رو بسته به درجه فسفرشون و ميزان كالريشون در 100 گرم براتون مينويسم تا بتونيد بسته به كالري اون ماده ببينيد كه آيا ارزش فسفر زياد رو داره يانه؟
ماده غذايي-ميزان فسفر در صد گرم-كالري در صد گرم
شير خشك/728/500 كالري
گردو/475/600 كالري
پسته شامي/390/550 كالري
لوبيا خشك/381/پخته110 كالري و خشك 340كالري
گوشت بوقلمون/320/260 كالري
پنير/315/210 كالري
عدس/292/پخته 106
گوشت گوساله/258/200 كالري
گوشت دل گاو/203/108كالري
گوشت جوجه/200/150 كالري
گوشت زبون گاو/187/130 كالري
ماكاروني خشك/165/يك ليوان پخته 150 كالري
برگه هلو/126/330 كالري
گوشت گاو/117/200 كالري
يك عدد تخم مرغ/105/70 كالري
شير گاو/93/68 كالري
گل كلم/72/10 كالري
پياز/44/38 كالري
كرفس/40 /13 كالري
بادنجون/37/17 كالري
هويج/37/40 كالري
شلغم/34/25 كالري
كلم خام/31/25 كالري
چغندر/31/45 كالري
گوجه فرنگي/27/15 كالري
توت فرنگي/27/35 كالري
هلو و ليمو و نخود/22/همشون 45 كالري
گوجه آلو/20/30 كالري
گلابي/16/55كالري
عسل/16/300 كالري
كدو/15/30 كالري
انگور/14/80 كالري
اناناس/17/45 كالري
تذكراول-چون شير خشك طبق جدول 500 كالري داشت رفتم از سوپري يه شير نستله لايتخريدم كه جلدش آبي رنگ بودو كم چرب.در هر 100 گرم شير خشك بدون چربي 360 كالري موجوده و يه قاشق چايخوريش كه معادل 5 گرمه ميشه 18 كالري كه ناچيز ميشه.
تذكر دوم-شنيدين ميگن حل جدول باعث افزايش حافظه ميشه؟
رفتم تعداد زيادي جدول باطله نصفه قيمت از روزنامه فروشي خريدم و هر صبح كه پاميشدم ا.ل داخل قهوه ام يه قاشق شير خشك ميريختم و بعد سايت انارستان بود و بعد صبحوونه و بعدش حل يه جدول و در آخر ميشستم سر درسم.البته اگه حسش بود 20 دقيقهنرمش و بدنسازي كار ميكردم قبل از صبحوونه.
اين حل جدول واقعا رو تقويت حافظه اثر گذاره.حتما امتحانش كنين.
در بين مواد غذايي بالا من من تجربه خودمو مينويسم:
اول اومدم چند كيسه فريزر برداشتم و دونه دونه گذاشتم رو ترازو و داخل هر كيسه 50 گرم گردو و 50 گرو مويز و 10 عدد بادوم ريختم.در نايلونها رو بستم تا نم نكشن وگذاشتمشون داخل يخچال.
اينجوري وقتم كمتر گرفته ميشد.
تا هر روز برم بالاسر ترازو و هم اينكه مقدار كالريها دستم ميومد و كم و زيادنميخوردم تا دلشوره نداشته باشم.
چون موقع درس خوندن حس ميكردم بايد همش دهنم بجنبه.يه كار ديگه هم كردم.
چون مقادير زيادي از همون آجيلا رو نميشد تو يه روز خورد براي جنبيدن دهنم اينكارو كردم:
صبح كه از خواب پا ميشدم 500 گرم خيار بدون پوست و 500 گرم هويج بدون پوست رو بهاندازه يه آجيل مثل يه فندق خورد ميكردم و هر كدوم رو تو يه كيسه فريزر جداگونه ميذاشتم.هر وقت داشتم درس ميخوندم يه كيسه رو ميذاشتم دو دستم . ميخوردم و هر وقتاز يكيشون خسته ميشدم ميرفتم سراغ اون يكي.در ضمن داخل يخچال برگ كاهوي شسته داشتمو هندونه كه هر وقت تمايل به چيزي پيدا ميكردم اونا رو هم ميخوردم.اينجوري هم موقعدرس خوندن دهنم ميجنبيد و هم كالري زيادي به بدنم نميرسيد و اگه واسه فردا اضافهميموند آخر شب كيسه هاي هر كدوم از خيار و هويج رو وزن ميكردم اينجوري معلوم ميشدتو طول روز چقدر هويج يا چقدر خيار خوردم.
مقدار آجيلاي رژيميم در 100 گرم و كالريشون به قرار زيره:
خيار بدون پوست:14
هويج:38
كاهو:17 و يه برگش 4
هندونه :23 كالري
حالا مقدار فسفري كه روزانه به بدنم ميرسونم:
اندازه/ماده غذايي/فسفر/كالري
يك قاشق چايخوري/شير خشك كم چرب لايت/145/20كالري
صد گرم عدس پخته/292/103 كالري
صد گرم/لوبيا پخته/381/110كالري
بيست گرم/پنير پاستوريزه/63/40 كالري
پنجاه گرم/گردو/238/310 كالري
صد گرم /گوشت گوساله يا جوجه/258 يا 200/200 كالري
پنجاه گرم مويز/200/150 كالري
صد گرم شير/68/68 كالري
دويست گرم پياز/88/76 كالري
دويست گرم سبزيجاتي مثل بادنجون يا كرفس و غيره/40/60 كالري
يك عدد/تخم مرغ اب پز/70 كالري
صد گرم گوجه فرنگي/27/15 كالري
اينا چيزايي بود كه سعي ميكنم روزانه همش ازشون استفاده كنم.
تذكر 3-از وقتي انار خانوم و دوستاي ديگه بهم گفتن پفك كالري بالا و در حد 540در 100 گرم داره سعي كردم واسش جايگزين داشته باشم.
براي اين كار هر وقت هوس چيپس يا پفك ميكردم ميرفتم از فريزر2 برگ نازك ازيننوناي برش خورده ميذاشتم داخل ماكروويو .هواسم بود كه نسوزه.برشته كه ميشد برش ميداشتم.تا جايي كه نون كاملآ خشك و ترد ميشد.بعدش بجاي چيپس ميخوردمش.نميدونينچقدر لذت بخش بود گاهي كه گرسنه هم بودم باهاش يه گوجه خام و يه خيارم ميخوردم .وكاملا سير ميشدم اينجوري بجاي 540 كالري 70 كالري به بدنم ميرسيد و كاملآ راضيبودم.
تذكر4-تو وبلاگ ديانا خوندم دال عدس باعث تقويت حافظه ميشه.
همه جا نداشتنش و فقط تونستم يه سوپري پيداش كنم.جاداره همين جا از دياناي مهربون كم پيدام تشكر كنم كه منو با دال عدس اين پديده ذهن اشنا كرد.اگه برين تو پست قبلي ميبينين از وقتي اين كوچولوي قرمز رو كشف كردم هر روز دارم ازش ميخورم و هنوزم ازش سير نشدم.هر چي بيشتر ميخورم بيشتر ازش خوشم مياد.خيلي شبيه لپه است كه من دوستش دارم.
دال عدس رو به طريقه زير پختم.البته تو سايت انار توضيح دادم اما بازم اينجاميذارم بلكه خودمم يادم نره.
اول يه پيازو تو قابلمه خورد كردم بعدش يه قاشق چايخوري روغن زيتون ريختم تاشيشه ايي بشه و تفت داده بشه و در اخر از 4 حبه سير تازه كهخوردشون كردم ريختم رو پيازا تا اونم تفت داده بشه.بعدش زردجوبه و نمك و فلفل قرمز روش ريختم.200 گرم دالعدس رو كه شسته و كمي خيسونده بودمش رو ريختم رو مواد تا اونم كمي تفت بخوره.
بعد روش ابليمو 3 قاشق غذاخوري و اب ريختم.2 ساعت يا 1 ساعت طول ميكشه تا هموناب زرد ازش توليد بشه و خوشمزه بشه. اين غذاي 2 وعده ام بود كه بدون نون يا برنج باهاش كاملآ سير ميشدم.
به روشپاكستانيها كه توضيحش تو وبلاگ دياناست هم پختم اما زياد بهم نچسبيد.اگه اول سير و پياز تفت ببينن خوشمزهتر ميشن..اي عقيده خود منه كه جفتشو پختم.هرگز نميتونم تصور كنم اين هنديها چطور اونو با برنج ميخورن يادم ميفته حالم بد ميشه.اميدوارم شما هم درست كنين و ببينينمزه اش چطوره؟
اين غذاي اسون و خوشمزه فقط و فقط 120 كالري در هر وعده داره.
اگه دوست داشين به پست پايينم يه نگاهي بندازين تا ببينين بازه كالري اين هفته ام چگونه بود.
تعداد ليوان نوشيدني:16آب 1چاي سبز 1قهوه 1ليوان گل گاو زبون
مولتي ويتامين:خوردم
ساعت بيداري:18:30
ساعت خواب:8
طول خواب:9 ساعت
كالري دريافتي:665 كالري
كالري سوخته:815 كالري
وزروز:65.5ن كيلو گرم
ددوشنبه 20 خرداد87:
ورزش:"30 پياده روي=51 كالري
صبحوونه:يك ليوان كافي ميكس لايت=20 كالري
ميون وعده صبح:-
نهار:100 گرم لوبيا پخته=-120 كالري
ميان وعده عصر:-
شام:يك كف دست نون=70 كالري 20 گرم لوبيا پخته=50 كالري
ميان وعده شب:يك كاسه سوپ قارچ=60 كالري
تعداد ليوان نوشيدني:4آب 1چاي سبز 1قهوه
مولتي ويتامين:خوردم
ساعت بيداري:17
ساعت خواب:1
طول مدت خواب:9ساعت
كالري دريافتي:320 كالري
تايج گزارش اين هفته:
وزن ايده آل هفته:65 كيلو گرم:
وزن شروع هفته:66 كيلو گرم
وزن پايان هفته:65 كيلو گرم ميزان كاهش هفته:يك كيلو گرم
ميزان اختلاف با ايده آل هفته:0 كيلو
مجموع كالري دريافتي هفته:6725 كالري
مجموع كالري سوخته هفته:1592 كالري
ميانگين كالري دريافتي هفته:961 كالري
ميانگين كالري سوخته هفته:227 كالري
كالري نگهداري وزن 65 كيلو=1720 كالري
كالري سوخته براي نيم كيلو=550 كالري
بي ام آي آخر هفته:26.37
ميزان درس خوندن:هيچ روزي تو هفته حتي يه ساعتم اين هفته نخوندم.واقعا جاي شرمداره كه مرخصي ام و هر كاري ميكنم جز درس خوندن.اين هفته حتي يه ساعتم نشد درس بخونم.اينو نوشتم تا تو هفته هاي ديگه باعث خجالتم بشه كه درس بخونم.البته 3 روزدرس رونخوندم و 4 روز تعطيلي داشتم و برنامه واسه درسم نداشتم.
اما براي كم كردن وزنم تو يه كيلو خيلي خوشحالم چون تا الان تونستم ستاره هاي 5و 10 و 15 و 10 درصدي رو بگيرم.
هورا بخاطر تموم تلاشام و تموم ستاره هام.
البته اين ستاره ها مربوطه به ميتينگ 72و 67 به گمونم.
اما من چون پنجشنبه ها واسه خودم برنامه ريختم يه هفته ديرتر پست ميزنم.
ميدونم خيليهاتون الان درس نميخونين اما براي هر كسي پيش مياد كه تو يه ازمونشركت كنه و چون بايد لايف استايلي دايمي داشته باشيم و نبايد رژيمو كامل ترك كنيم گفتم شايد بدردتون بخوره كه از تجربه هاي شخصي من تو اين زمينه استفاده كنين.اينانتايج تلاش يه ماه و نيممه كه به صورت يه پست نوشتم و تو طول مدتي كه دارم درسميخونم اگه مطلب جديدي رو تجربه كردم حتما ميام و همين پست رو ادامه ميدم.
شاد باشيد دوستاي گلم و واسه منم دعا كنين كه بتونم تو رشته جديدم پايدارتر و بااستقامت تر و كوشاتر باشم.منو هم از موج مثبت 11 شبي كه ميفرستين بي نصيب نكنين.11 شب منو هم به خاطر داشته باشين.
ممنونم از همگيه شما دوستاي خوبم كه اين همه روحيه منو در جهت مثبت هدايت كردين
نميدونم چرا يه ساعت درگير اين اكستراپونت شدم از بس بهم ارور داد.همه مطالبمو تو يه پست نگرفت .نميدونم اشكال كار كجاست و نميدونستم اكستراپونتم محدوديت كلمه داره.
به هر حال اگه ميخواين مطالبمو دنبال كنين لطف كنين اول پست قبلوبخونين بعد اين پستو.
با تشكرك ستاد دفتر وبلاگ هستياني
و اما ادامه مطلب پست قبل
غذاي محبوب من متشكل بود از 3 عدد گوجه كه با پوست ريز خوردشون ميكردم داخل ماهيتابه .سپس كمي اب روش ميريختم.تم. مدت حرارتش بالاي بالا بود.تا ابش تموم ميشد دوباره همونقدر قبلي اب ميريختم و مدام همش ميزدم.وقتي حس ميكردم گوجا نرم شدن و پختن(البته تا ابه به جوش ميومد در قابلمه رو ميذاشتم هربار)يه تخم مرغ رو روش تو قابلمه ميشكوندم و مدام همش ميزدم تا ته نگيره.نميدونين چقدر خوشمزه و لذيذ بود ميخواستم باهاش انگشتامو بخورم.اين غذاي محبوب 120 كالري بيشتر نداره كه 70 تاش مربوطه به همون تخم مرغ گرامي.
از همون اولي كه گوجه ها رو خورد ميكنين روش نمك بپاشين باعث ميشه زودتر اب بندازه و پخته شه.
يه اشتباه من يه روزي در مورد همين غذا كردم كه اصلا خوشمزه نشد و اون وز با اكراه خوردمش و اون اين بود كه وقتي هنوز آب گوجه كاملآ كشيده نشده بود تخم مرغه رو اضافه كردم.چشمتون روز بد نبينه نه تنها خوب نپخت بلكه نصفيش خام بود بوي ضخم تخم مرغ گرفت بود و حالم داشت بهم ميخورد.
گفتم اگه شما هم ميخواين اين غذايي رو كه تو يه ربع حاضر ميشه و خداي رژيمي هست رو امتحان كنين يه وقتي اشتباه منو تكرار نكنين.چون من هر روشي رو امتحان كردم تا ببينم كدومشون لذيذتره تا بعدش بدو بدو بيام پرده از راز لذيذي كه خودم تنهاي تنها كشفش كرده بودم بردارم.اميد.وارم شما هم ازين تجربه خوشتون بياد.اگه بازم چيز جالبي كشف كردم ميام ميگم.حالا پيش خودتون به ريشم نخندين كه چه كاشفيما.من قبلآ فكر ميكردم املت يه غذاييه كه بدون روغن محاله بشه درستش كرد.اما من درست كردم.نه يك بار بلكه چند بار و همشم لذيذ بود حتي بدون روغن.اين نتيجه شگفت بخاتطر اين بود كه اين تصور غلط رو از ذهنمون بيرون كنيم كه بدون روغن اشپزي ممكن نيست يا اگرم باشه لذتي در پي اون نيست.اين تجربه حداقل به خودم خلاف هر دو شو ثابت كرد.
در مورد كالري هام تشويقم نميكنين؟از 600 كالري در روز رسوندمش به بالاي هزار و جالب اينكه كمم كردم.پس مرحبا به خودم و افرين بر خودم.اينو از طرف شما به خودم گفتم كه اينهمه دختر خوبي بودم و حرفتونو گوش كردم.اون ادامسهاي شوگر فري رو كه تو ليستم ديدين همشو يه دفعه نخوردم.
رخي عزيز ازم خواسته گزارش درسامم بدم كه دارم چي كار ميكنم.چشم حتما.تا الان كه گند زدم اما از هفته ديگه گزارش اينكه چند ساعت خوندموميدم.رخي جون ممنون ازت كه بهم اين همه انگيزه ميدي واسه درسام.
پست بعدي من در زمينه تقويت حافظه و تجارب جالبي كه خودم به شخصه تو اين زمينه كشف كردم و دنبالش گشتم و امتحانش كردم و ميذارم.يه مقاله در موردش نوشتم كه سر فرصت ميام و تايپش ميكنم.الانم ساعت 5 صبحه و خواب بي خواب با يه دست شكسته شده از تايپ زياد تو اين پوست.
بازم بخاطر روده دراز اين روده درازم معذرت ميخوام.
عين اگهي بازرگاني كه تكه هايي از فيلمو نشون ميده منم تكه هايي از مقالم تو پست اينده رو نوتم.
از تموميه دوستاي خوبم كه به خونه اين حقير سرزدن و منو بخاطر پست انيميشنم مورد لطف خودشون قرار دادن كمال تشكر و سپاسگزاري رو دارم.بالاخص ديانا و "يه دوست"عزيز كه تو كامنتاشون تو سايت انار و يا تو پستاشون ازم ياد كردن.ممنون از همه تون.ليلي عزيز-ليلاي عزيز-بهارك عزيز-فندق عزيز-خانم گل عزيز-دكي سارا جون و ني ني و نونو –رخي عزي-زشانه بسر عزيز-البالوي عزيزو ساناز شنگول عزيز .ممنون بخاطر تموم كامنتاي قشنگتون كه هر كدومشون يه روحيه تازه داد بهم.
در تله تكست ايران تو قسمت پزشكي و تغذيه بخشهايي هست راجع به جدول جانشيني مواد غذايي.خودم وقتي به اين جداول مراجعه كردم ديدم روزانه تثبيت كالري اشتباه دارم.مثلآ فكر ميكردم يك قاشق غذاخوري روغن زيتون 120 كالري داره درحاليكه 45 كالري حساب ميشه چون كالريه تموم روغنهاي مايع يكي هست.ايجاد اين پست جديد انگيزه ايي بود تا فكر كنم شايد بدرد شما هم بخوره و بخواهين جايگزين داشته باشين.خيلي راحت ميتونين طبق جدول زيركه توسط گروهي از پزشكان تغذيه همكار با شبكه تله تكست ارائه شده مدل غذايي روزانتونو انتخاب و يا جايگزين كنين.
و اما همون جدول:
در هر گروه غذايي اين مواد جايگزين يكديگر مي گردند:
سبزيجات در هر سهم حاوي 25 كالري هستند.
هر سهم معادل:
2/1فنجان سبزيجات پخته(هويج و كلم بروكلي و كدو و ...)=1فنجان سبزيجات خام=2/1فنجان آب سبزيجات
شير در هر سهم حاوي 150 كالري است.
هر سهم معادل:
1 ليوان شير يا ماست=30 گرم پنير
گوشت بسيار كم چرب حاوي 35 كالري است.
هر سهم معادل:
30 گرم سينه مرغ بدون پوست=30 گرم ماهي كبابي يا آب پز=30 گرم تن ماهي بدون روغن=2 عدد سفيده تخم مرغ
ميوه ها در هر سهم حاوي 60 كالري هستد.
هر سهم معادل:
1 عدد ميوه متوسط 60 گرمي=1 فنجون انواع توت=3/1 ليوان اب ميوه بدون شكر=4 قاشق چايخوري مارمالاد يا مربا
گوشت معمولي در هر سهم حاوي 75 كالري است.
هر سهم معادل:
30 گرم گوشت گوساله يا گوسفند=1 عدد تخم مرغ كامل=2/1 ليوان حبوبات پخته=2/1 كف دست انواع كوكو يا كتلت=15 گرم پنير
غلات در هر سهم حاوي 70 كالري است.
هر سهم معادل:
30 گرم انواع نان( سفيد و سبوسدار و ...)=6 قاشق سر صاف برنج پخته شده=2/1 ليوان ماكاروني پخته شده=2/1 ليوان ذرت پخته شده=90 گرم سيب زميني پخته
ببخشيد كه جدول رو به اين صورت تايپ كردم اخه به نظرم اومد اينجوري قابل دركتر و بهتره و بيشتر بدرد ميخوره تا جدول وار.
حالا جدول زيرم برگفته از كتاب يه دكتر تغذيه است:
براي اطلاع از ميزان كالري غذاها در هر واحد بايد با مقدار و ميزان واحدهاي غذايي اشنا شويم و براي سهولت كار بايد ظرفيت يا گنجايش پيمانه هاي استانداردخانگي را به شرح زير بدانيم:
گنجايش يك قاشق چاي خوري استاندارد=5 گرم
گنجايش يك قاشق غذاخوري استاندارد=15 گرم
گنجايش يك قاشق مربا خوري استاندارد=10 گرم
گنجايش يك ليوان استاندارد=240 گرم
وزن يك واحديا يا سهم استاندارد سبزي يا ميوه يا اب ميوه=120 گرم
وز وزن يك واحدياسهم كوچك گوشت يا ماهي يا مرغ به صورت پخته=120 گرم
وزن يك واحديا يا سهم متوسط گوشت يا ماهي يا مرغ به صورت پخته=180 گرم
وزن يك واحديا يا سهم بزرگ گوشت يا ماهي يا مرغ به صورت پخته =240 گرم
وزن يك واحديا يا سهم نان خالص 75 كالري =30 گرم
وزن يك واحديا يا سهم شير بي چربي(يك ليوان) =240 گرم
وزن يك واحديا يا سهم شير خشك بدون چربي (يك سوم ليوان)=80 گرم
فهرست زير شما را درباره احتياجات روزانه راهنمايي ميكند:
كودكان:
4 ليوان شير-2 نوبت در روز از پروتئين(گوشت يا ماهي يا مرغ يا تخم مرغ)-2 نوبت در روز سبزيجات(سبز و زرد)-1 نوبت در روزازميوه(بالاخص مركبات)-4 نوبت در روز ازنان و غلات و حبوبات-2 قاشق غذاخوري كره يا مارگارين يا روغن مايع
جوانان و نوجوانان:
بيش از 4 ليوان شير-بيش از 4 نوبت پروتئين-2 نوبت در روز سبزي-2 نوبت در روز ميوه-بيش از 4 نوبت نان و غلات و حبوبات-4 قاشق غذاخوري چربي مفيد(البته قابل ذكره كه تموم گروهها مثل داخل پرانتزهاي گروه كودكان در بالاست كه حال نداشتم همشو دوباره تايپ كنم.خودتون از گروه كودكان متوجه ميشين)
بزرگسالان:
2 ليوان شير-1 نوبت كامل پروتئين-2نوبت در روز سبزي- 1 نوبت درروزميوه-4 نوبت در روز نون و غلات و حبوبات-3 قاشق غذاخوري كره يا مارگارين يا روغن مايع
سالمندان:
1 ليوان شير-1 نوبت پروتئين- 1 نوبت يا بيشتر سبزي زرد و سبز-1 نوبت يا بيشتر ميوه-2 نوبت در روز نون و غله و حبوب-1 قاشق غذاخوري چربي مفيد
البته اين سهمها و واحدها مربوطه به دوراني كه تو رژيم نيستيم و ميتونيم بجاش تو رژيممون جايگزيني داشته باشيم كه زياد به سيستم بدنمون لطمه نزنيم.
يادتونه كه تو بالا ذكر شد يك قاشق غذاخوري روغن مايع طبق جدول تله تكست ميشه 45 كالري؟يادتونه هر قاشق غذاخوري 15 گرمه؟
يادتونه طبق جداول كالري كه داريم هر 100 گرم از هر نوع روغني 900 كالريه؟
پس چطور يك قاشق غذاخوريش ميشه 45 كالري؟
تموم جداولي كه براتون گذاشتم از منابع بسيار بسيار موثقي بود.
يكي بياد تو رو خدا توجيه ام كنه.فقط انچه كه من مدتهاست كه در تلكه تكست ميديدم و فقط روغنش توجه امو جلب كرد ميزان كم كالريش بود.من هر روز بجاي 45 كالري كه يه اكيپ پزشك متخصص تغذيه گفتن ميشه 45 كالري 135 كالري حسابش ميكردم اين يعني يه چيزي حدود 3 برابر كالري واقعيش.الان همون 45 تا رو حساب ميكنم.
يادمه تو يه كتاب تغذيه كه اونم توسط دكتري متخصص نوشته شده بود اينگونه توضيح داده بود كه از اينكه كالري يك ماده در يك مقدار مشخص رو در جاهاي متفاوت مختلف ميبينيد ازين اختلاف ناچيز وحشت نكنيد.اين اختلافها به دليل روش اندازهگيريه و تعداي فاكتور ديگه كه من الان دقيقا يادم نيست.اما 3 برابر به نظز شما ناچيزه؟مطمئنآ نه.و خيلي دلم ميخواد علتشو بدونم.اگه شما تجربه ايي دارين .اگه به همين مطلب برخوردين.اگه از كسي شنيدين لطفا منو هم راهنمايي كنين چون جداول بالا يا همون مطالب بالا تمومآ توسط دكترهاي تغذيه ارائه شده.
و حالا كارنامه هفته پيش من:
از روز سه شنبه 7 خرداد 87 تا سه شنبه 14 خرداد 87:
سه شنبه 7 خرداد 87:
ورزش:"30 پياده روي
صبحانه:1 قهوه-نصف ليوان شير بي چربي- 1 قاشق چاي خوري عسل-1 كف دست نون جو-2 خرما- 1 چاي سبز-1 تخم مرغ اب پز=290 كالري
ميان وعده صبح: 25 عدد پسته=150 كالري 1زرد آلو=5 كالري
نهار: 3 موز باريك كه سه تايش شد اندازه يكي=100 كالري
ميزان اختلاف با ايده ال هفته:هنوز نيم كيلو عقبم و بايد كم كنم..تا به برنامه ريزي 15 هفته ام برسم.
مجموع كالري دريافتي هفته:7260 كالري
مجوع كالري سوخته هفته:3752كالري
ميانگين كالري دريافتي روزانه:1037 كالري
ميانگين كالري سوخته روزانه:536 كالري
كالري پايه واسه من:1100 كالري تا 1400كالري روزانه
برآورد خودم:از يك كيلويي كه كم كردم راضيم و مجموعآ شايسته دريافت ستاره 10 درصدي و 15 پوندي از انارم تا انگيزم بره بالاتر اما نميدونم چرا انار يادش رفته و ستاره هامو كه اين همه واسش زحمت كشيدم و نميده.
در اين هفته :من اولين روز خونه خواهرم مهمون بودمپنجشنبه هم همينطور.شنبه رفتم دبال يك دوست اونم با 2 تا از دوستاي ديگه اش بود و خلاص نشون به اون نشون كه تا پاسي از شب عين اين ولگردهاي نديد بديد داشتيم رستورانگردي و خيابونگردي ميكرديم اما من تو رستوران هنرمندا كه به اونا پيوستم داشتن ميلمبوندن اما من بجاي كيك چاي و خرما خورم.بعدش رفتيم رفتاري.اما من نه برنج سفارش دادم نه ر چيز چرب و چيل ديگه رو.تا اومدم تو عين اين دختراي خوب نشستم روي ميزمون و نرفتم سمت ميز سلف سرويسشون.چون ميدونستم اگه برم مغلوب سالادهاي رنگارنگشون ميشم.فقط سفارشم يه سوپ بود و نصف سيخ از كبابي كه سفارش داده بودمو خوردم با يه گوجه و يه ماست موسير.دوستاي دوستمو كه واسه اولين بار ميديدم با اينكه يكيشون از كپلي داشت ميمرد و عين جارو برقي همه چيو ميكشيد تو و دقيقآ كمتر از 5 دقيقه شامشو تموم كردهمش مسخره ام ميكرد و ميگفت بابا كالري چيه.بخور.بدنتو ضجر نده. كي گفته من چاقم (البته خودشو ميگفت كه دقيقا 4 برابر من بود)با اينكه وزنش 115 كيلو بود ميگفت من همش عضله ام.چربي اصلآ ندارم.واقعآ تو دلم بهش خنديدم و مغلوب مغز معيوبش نشدم.اخر شبي كه رفته بوديم "شيان" تصميم گرفتيم چايي بخوريم.من همش هواسم به اين بود كه چند تا خرما خورده بودم يكي از اونا به شوخي با حالتي كه با چرتكه حساب ميكنن گفت: خوب 2 تا خرما اينجا و يه ماست اونجا داشتي و ... ميكنه به عبارتي 2000 كالري كه يه دفعه هممون از شدت خنده منفجر شديم.خلاصه اون شب ختم به خير شد و من عين اون پينوكيوهه بود كه تو راه گربه نره و روباه مكارو ميديد وفريبشون ميخورد من فريب نخوردم و آخر شبي كه رسيدم خونه چنان به اين استقامتم ميباليدم كه كسي نبود بياد منو تو آسمونا جمم كنه.
من يه نكته مثبت ديگه تو اين هفته داشتم و اونم كشف يه غذاي رژيمي بسيار بسار خوشمزه و در عين حال بي هيچ روغني بود كه اگه به چارت غذاييم نگاه كنين اكثر روزا رو ازين كشفم بينهايت لذت بردم و همش در حال خوردن املت بودم .به عبارتي خودمو خفه كردم باهاش.تا جايي كه مادرم هر روزي كه ميومد بهم سر بزنه از قضا وقت نهار يا شامم ميرسيد همش دلش واسم ميسوخت و فكر ميكرد چون وقت غذا پختن ندارم تكراري ميخورم.حالا هر چي قسم ميخوردم فكر ميكرد از بس خجالتي شدم اينو ميگم.ميگفت تو كه قبلآ اينقدر خجالتي نبودي.سرت جايي خورده؟
اما غذاي محبوب من متشكل بود از 3 عدد گوجه كه با پوست ريز خوردشون ميكردم داخل ماهيتابه .سپس كمي اب روش ميريختم.تم. مدت حرارتش بالاي بالا بود.تا ابش تموم ميشد