Dorost khordan nakhodran nist

hastie

Wed, 13 Aug 2008 05:09

تولدي دوباره

 

سلام به همگي شما دوستان
چند ساعت ديگه تولدمه.
يعني ساعت ده و ده دقيقه شب پنجشنبه 24 مرداد ماه.
هر سال تا به امروز همين ساعت شمعمو فوت كردم.اما شايد امشب براي اينكه بايد زودتر بخوابم نتونم سر موقع اين كارو بكنم چون شمعي در كارنيست.
شايد هم در خلوت تنهائيه خودم به خاموش كردن  كبريت بسنده كنم(البته اگه تعداد زياد سي تا كبريت باعث آتيش سوزي نشه و كارمون به آتيشنشوني و ازين برنامه ها نكشه و شب امتحاني جون سالم به در ببريم.اين بالا رفتن سنم عجب دردسريه ها)و هرچند ميدونم دوستام و خونواده ام فرداتنهام نخواهند گذاشت و تا شام بهشون ندم دست از سرم برنميدارن.
امسال اولين ساليه كه ديگه خبري از يه شمع دوي ثابت نيست.
امسال ميترسم
خسته ام
واين شمع سه
عجيب اما حقيقي
بايد و ناچارا يه ده سالي مهمون اين عدد باشم البته اگه عمري باقي باشه.
عدد يك رو نفهميدم يعني دوست نداشتم بفهمم.هر سال يه شمع بالاترروتظاهر ميكردم و حالا افسوس همون لحظات.
چقدر زود بزرگ ميشويم و چقدر زود زندگيمان كوچك ميشود.
براي آخرين شمع دو در پارسال اشك ريختم اما امسال ميخوام و تصميم گرفتم به ترسم غلبه كنم.
دلم ميخواد سي و يك رو دوست داشته باشم.دلم ميخواد به چهل فكر كنم كه سي و يك برام نميگم دلنشين اما باورپذيرتر باشد.
من امسال تصميم دارم به جاي سفر به ده سال گذشته به آينده سفر كنم.من مطمئنم بعد ازون ازجايگاه فعليم خشنود خواهم بود.
شايد اگر ازدواج كرده بودم يا فرزندي داشتم اين عددها و رقمها و صف كشيدنهاي زود به زودشون روز ميلادم رو بي معني ميديدم و شايدهم دوست داشتني.ازاين جهت كه همراه به خزان نشستن خودم شاهد شكوفه دادن فرزندم ميبودم.
اما چه كنم كه تقدير نخواست.
و خود نيز نميخواهم.
تنهايي من بهتر از اشتباهمه.آرامشم رو بي نهايت دوست دارم تاوان سختي برايش دادم و نميخواهم هر بي لياقتي مانعش بشه.
هر چقدر هم كه دير بشه و اين دو بشه سه و سه بشه چهار اما كسي رو كه خدابراي من و مكمل آرامش من ميخواد از راه ميرسه حالا هركجاي دنيا باشه فرقي نميكنه بايد وقتش برسه.دست مانيست بايد خدا بخواد.
دوستاي مهربون من
روز تولد من بخاطر امتحانم كم رنگ شد اماامتحانمو به فال نيك ميگيرمش.
اومدم پست جديد گذاشتم تا يادتون نره هستي اگر نيست يه گوشه اين دنيا داره براي اولويت اولش ساعتهاشو ميگذرونه.
اومدم بگم اون هستي لايف استايلش يادش نرفته و تا همين امروز تموم چيزهايي كه خورده  درون جداول هفتگيش يادداشت شده و گزارش كامل 15هفته رو با هم خواهم داد.
من براي هدف اولم زحمت كشيدم.از خودم راضيم حتي اگه خدا نخواد قبول شم من پشيمون نيستم چون تلاشم رو كردم و جاي افسوسي نيست.ديگه بيش از روزي شانزده تا هفده ساعت چه كسي درس ميخونه؟
فرداهم امتحان دارم.
جمعه 8 صبح.
منو فراموش نكنيد و درون ساعت نيازمند انرژي مثبت تك تكتون هستم.
توكلم به خداست.هرچه خدا بخواد همون خواهد شد.ديگه اصلآ نگرون نيستم.
يادم رفت بگم امتحانم تهرونه  و ديگه نبايد برم شهرستان.
اينا همه آثار انرژيهاي مثبت شماست و من از تك تك شمادوستهاي گلم سپاسگزارم.
لحظه ايي از جلوي چشام دورنيستين.
به يادتون هستم و دلم ميخواد با دستاني پر نزد شما برگردم.
انار عزيزمهربون من خواهر هم تاريخ تولدم تولدت مبارك
عزيزم هممون هركيلويي كاهش وزنمونو مديون الطاف توييم.
دوستت داريم و
من  برات آرزوي سعادت و سربلندي و موفقيت بالاخص تو پايان نامه اتو دارم.
روزشمارامتحان من به روز آخر رسيد و هم اكنون 30 ساعت ديگه مونده.و اون ساعت شنيه داره دونه هاي آخرشو به پايين ميريزه.
برام دعا كنين.تو اون ساعت منتظرم .ازهمين الان اون آرامش رو حس ميكنم.لمسش برام سخت نيست و خوشحالم كه دوستان خوبي چون شما دارم.خدارو شاكرم كه محفل گرم شمارو به من هديه داد و بزرگترين هديه خدا به من امسال همين آشنايي با انارستان بود.
خدايا سپاسگزارم كه به من قدرت دادي موقعيت دادي اراده دادي توان دادي پشتكار دادي تا بتونم يه بار ديگه نه تو اين امتحان بلكه وجود خودم رو بيازمايم.
ممنوتم بخاطر همه چيزحتي اگر نخواهي كه من پيروز باشم كه من تسليم محض حكمتت هستم كه آغوشي مهربانترازدرگاه تو نميشناسم.
دوستان باوفاي من
شاداب باشيد.

پي نوشت:

سلام دوستاي گلم

من يه چند دقيقه  اومدم تايه كوچولو بنويسم كه نگرونم نباشين.امتحانم بد نشداما فعلآ نميدونم چي كار كردم بايد منتظر بمونم ببينم جوابش چي ميشه.ولي به نظر خودم خوب بود.

شب امتحانم از ترس ديرپاشدن دو ساعت بيشتر نتونستم بخوابم.اما خواهرم صبح زحمت كشيدمنو رسوندسر جلسه.جاي امتحانمم خوب بود و در كمال آرامش و بدون كوچكترين مسآله ايي امتحانم رو دادم و برخلاف تموم امتحانهايي كه تا به اين لحظه از عمرم دادم و وقت كم آوردم حتي يك ثانيه نه كم آوردم و نه زياد.دقيقآ آخرين تستم مصادف بود با جمع اوري پاسخنامه ها.

اينا همه اشو مديون تك تك شمام كه صبح جمعه داشتيد به من فكر ميكردين.كامنتهاي شما دونه دونه انرژي مثبت هنگفتي در من ايجاد كرد كه اثراتش سرجلسه امتحانم كاملآمشهود بود.

ازلطف و محبت شما مهربونهاي خوبم كمال تشكر رو دارم و سر وقت ميام گزارش تولد و امتحانم رو ميدم با اين پي نوشت خواستم از نگروني درتون بيارم.

غزال عزيزم-شونه به سر گلم-سردرگم مهربونم-رخي با مرامم--فندق مودب و با اراده ام-استاد ليلا-ليلي با محبتم-گل بهار نازم-دياناي با انگيزه ام-جيرجيرك باصفايم-نواي با پشتكارم-آزي ملوسم-سالومه و آريس و پي براه عزيزم از همگي شما ممنونم بخاطر لطف و صفا و صميميتتون تو كامنتهايي كه گذاشتين خالصانه و بي ريا اشكم درومدبخاطر تموم محبتتون سپاسگزارتونم و ميدونم الان نه تنها تنها نيستم بلكه يه عالمه دوست كه چه عرض كنم خواهر مهربون دارم كه نگرون نگرونيه منن و خوشحال از خوشحالي من.

همه اتونو دوست دارم براي همه اتون آرزوي سربلندي و شادابي و توانگري دارم.-

 

پي نوشت دوم:
به سلامتي دچار افسردگي بعداز امتحان شدم.
بعده زايمونشو شنيده بوديم اين مدليشو نديده بوديم ديگه.
تموم علايم شامل ايناست:
گوشه گيري-بي خيالي در خورد و خوراك-جدول
 ننوشتن(اعتراف ميكنم الان6 روزه كه غذاهامو يادداشت نكردم)-ترس از ترازو-مهم نبودن
هيچ چيز-از دست دادن اعتماد به نفس-ميل شديدبه برنج-نخوردن آب كافي و مولتي
 ويتامين-شروع نكردن
 ورزش-خستگي شديد-بهم ريختن خواب و
...
البته اينا دلايل و شواهد افسردگي
 رژيميه.
شايد يكي از علتهاش باز نشدن انارستان باشه كه
براي استارت مجددم بهش نياز دارم.
وشايد خستگي بعده امتحان باشه.تااول شهريور مرخصي
دارم و فعلآ تو تعويض شغلم بلاتكليفم و اين ميتونه
 دليل سوم باشه.مهمترين دليلشم
 همين تنهاييه منه.
اما...
فقط به بدنم و به اراده ام سه روز مهلت دادم.بايد
خودشو جمع كنه تو اين مدت.
به هرچه باعث دلنگرونيم ميشه و بايد روش فكر بشه
فكر كنه.
نميدونم چرا اما با اينكه شب و روز برنج و خورشت
ميخورم اما پشيمون نيستم.
احساس ميكنم بدنم ميطلبه.
چون نه به زور ميخورم و
نه از روي عصبانيت و تغييرات روحي.
ميدونم زودگذره و مطمئنم اگه جلوشو بگيرم يا بدنم
 كم مياره ياتاوان سنگين تري بايد بدم براش.
اينكه ميگم بدنم ميطلبه يه حقيقته و از روي هوا
نگفتم.علتشم اينه كه من از بوي ماهي متفرم و روزيم كه تو
 خونه ماهي درست ميكنن من
سعي ميكنم نيام و اگه بيام نميتونم جلوي غر زدنمو بگيرم چون دست خودم نيست و واقعآ
 بوش آزارم ميده.
تو اين مدت درس خوندن بعلت اينكه گوشت دير ميپزه و
تايم بيشتري براي پختش بايد صرف بشه همش
 حبوبات خوردم و كمتر گوشت.
اما يه باري كه ماهي گذاشتم بيرون باورتون نميشه
دلم ميخواست خام بخورمش.خيلي جلوي خودمو گرفتم تا كمي پخت.اين يعني يه نياز وحشتناك
 بدن.
براي همين 5 ماه كه برنج نخوردم و حذفش كردم الان
اشتياقموفقط افزودم
دارم به بدنم اجازه ميدم سالم تغذيه
 كنه.
تنها خوراكي غير مجازي كه تو اين 6 روز خوردم شام
 ديشب بود كه يه هات داگ پنيري بود با سيب زميني
والاچيزهاي غير مفيد كمتر خوردم
راه براي من طولانيه و بايد كنار يه پمپ سوخت گيري
مجدد ميكردم تا پرشتاب تر و چالاك تر از قبل بيفتم
 رو روال عادي.
ميشه اسمشو گذاشت يه مرخصي چند روزه.براي تجديد
 قواي جسمي و روحي.
البته فكر نكنين لايف استايلم يادم رفته.نه الانه
 شده اولويت اولم و من هر روز دارم مجددآ آرشيو انار رو مرور ميكنم و از مطالب جالبش
 استفاده ميكنم.
اينم يه انگيزه جالبه واسه همون نيش استارتي كه
 ماشينو اراده اموروشن ميكنه
 انارستان واسه من حكم همون كنسرو اسفناج رو داره واسه
 ملوان زبل..
من تصورم اينه كه بايد چندين بار اين مطالب مرور بشه.
شايد باورتون نشه ديدي كه الان به اين مطالب دارم با قبل عضويتم زمين تا آسمون
فرق ميكنه.
ما انسانيم و حافظه ايي محدود داريم و براي طي
طريق  راه پرخطرمون كه دشمنامون كم نيستن و در لباسهاي خوشگل به جلد غذاهاي زيبا
وچيزهاي دوست داشتني ظاهري و ...درميان  و دركمينمونن بايد تكراركنيم و تكرار تا در
 امون باشيم..
آرشيو انار يه مطلب يه باره نيست.نياز
هرروزمونه.بايد بشه ملكه ذهنمون.بايد خط به خطش حفظ بشه تا تناسب انداممونو بتونيم
 حفظ كنيم.
به عنوان يه انارستاني افسرده ميگم كار نيكو كردن
از پر كردن است.
منم فعلآ تو راه انارستان رو خطم اما بدونين به
خودم اجازه خروج نميدم و فقط منتظر بهبود اوضاع روحيم
 هستم
 با اولتيماتومي كه به
 خودم دادم
 نگرون لايف استايلم نيستم چون به وقتش مياد رو دور وميشه مثل اولش
 بلكم بهتر از
 قبل
آخيش چقده اعتراف آدموتخليه
 ميكنه.
احساس ميكنم به روحم دارو دادم و كمي تسكين پيدا كرده.انگاري خالي
 شدم.
به زودي ميام و كاسه و كوزه اين چربيهاي لعنتي رو
ازخونه جسمم ميريزم بيرون.ديگه بسه
مهمونيشون.الانم كه من دپ هستم لابد با دمشون گردو
 ميشكونن ولي ليپيدهاي بدجنس كور خوندين.
به سلامتي اعترافم همين امشب
 جدولمو پرميكنم.
آرامش رو براي تك تكتون آرزوندم.

روز خوش

Fri, 25 Jul 2008 08:27

افتخارات زندگي يك انارستاني

 

خوب من الان شادمان و خرامانم
بدليل اينكه سايز ماهانه امو ناشتا اندازه گيري كردم.
با خوشحالي هرچه تمامتر بايد بگم كه اكثر سايزهام كاهش پيداكرده بجز بازوي لعنتي كه بيش از همه ميخوام اون آب شه.ولي بازم خيالي نيست چون شاديهام افزون تر تا اين غم كوچولوي ناديدني.
بچه ها من حتي متر رو دورسرم به حالت عمودي ميذارم و غبغبم رو اندازه گيري ميكنم.
اونم اين ماه دو سانتي متر كاهش سايز داشته.و ازين بابت بينهايت خرسندم.
اومدم اينجا تغييرات سايزمو براتون بنويسم شايد براتون انگيزه بشه.
تغييرات غبغب:دو سانتي متر
تغييرات بازو:صفرسانتي متر
تغييرات دور سينه:چهار سانتي متر
تغييرات دور كمر:چهار سانتي متر
تغييرات دور شيكم:چهار سانتي متر
تغييرات دور باسن:پنج سانتي متر(ماه قبل خيلي جالبه كه يه سانت اضافه شده بود شايد زياد مينشستم و حال اينكه تا به حال سابقه افزايش درين نقطه رو نداشتم و برام عجيب بود)
تغييرات روون:
رون راست:سه سانتي متر
روون چپ:چهار سانتي متر(خوشبختانه الان هردوروونم يه اندازه شدن)
تغييرات دور كل روون:هفت سانتيمتر(در حالت پا بسته و در چاقترين نقطه)
تغييرات دور ساقهاي پا:هر يكي دو سانتي متر
تغيير سايز سوتين:نيم سايز از ماه قبل(الان بين 75 تا 80)
تغيير سايز شلوار:دو سايز
تغيير وزن اين ماه:چهار كيلو
تغيير BMI:1.6
تاريخ ثبت سايز ماهانه:4/5/1387
واي بچه ها نميدونين وقتي اينا رو ديدم چقدرذوق زده شدم تموم بدنم بجز بازوهاي لعنتيم تغيير سايز فاحشي داشته.
سه روز پيش به يكي از همسايه ها سلام دادم.يه خانمي بود كه يه كوچولو باهم يكي دو بار احوالپرسي كرده بوديم و آشناييه جزيي داشتيم.ديدم به سردي جوابمو داد.تو دلم خيلي ناراحت شدم.گفتم عجب آدم يبسيه .داشتن از ساختمون ما اسباب كشي ميكردن.در نتيجه اون روز همش تو لابي ساختمون بودن.دفعه بعد ديدم اشاره كردبهم . رفتم جلو گفت تو فلاني نيستي.گفتم چرا.تودلم گفتم حتمآ حالش خوب نيست.گفت به شوهرم گفتم اين دختره كيه؟گفت فلانيه ديگه.ميگفت من تازه متوجه شدم شمايين ببخشيد من نشناختمتون.همش داشت هيكلمو نيگاه ميكرد گفت يكي دوبار ديگه هم از پنجره ديدمت اما اينقدر جم و جور شدي كه نشناختمت.همش مثل بهت زده ها بجاي اسباب كشيش داشت منو نيگاه ميكرد.
پشت هم  ميپرسيد ببينم رژيم گرفتي؟ ببينم دكتر رفتي؟
چي كار كردي؟
نصف شدي.البته قبلا هم چاق نبوديا(اينو براي اين ميگفت كه من ناراحت نشم).
خودم ديشب كه لپ تاپ خواهري رو آورده بودم خونه خودمون ديدم خواهري يه سري عكس از گوشيشو ريخته اونجا.وقتي صورتمو تو آيينه با اون عكسها مقايسه ميكردم متوجه شدم واقعآ اون لپها آب شده.اون غبغب زشت آب شده .اصلآ حجمم كمترشده.
امروز با شعف فراوون از حرفهاي اون همسايه و ديدن عكسهاي تو لپ تاپ برآن شدم سايزهامو اندازه بگيرم.
گاهي آدم خودش و اطرافيانش كه دائم آدمو ميبينن متوجه تغييرات فيزيكيش نميشن.اما اين جداول آدمو واقعآ شگفت زده ميكنن.
يعني من در عرض يه ماه ناقابل اين همه فيزيك بدنم تغييرات داشته.
روز آخري كه خواهري داشت ميرفت مسافرت براي كمك بهش رفته بودم.
لباسم خيس شد مجبور شدم درش بيارم و همينجوري جلوش ميچرخيدم اينور و اونور.كه يهو خواهري بهم گفت واي ميترسم ازت.
گفتم چرا؟
گفت همش فكر ميكنم يه آدم ديگه دوروبرمه.اينو من گذاشته بودم به حساب شوخي و حالاتو اين مايه ها.
ولي وقتي ديدم همه دارن ميگن گفتم يه برآوردي بكنم ببينم چه خبره بد نيست.كه شد اينا.
بچه ها نميدونين چقدر انگيزم زياد شده.مخصوصآ اينكه جدول رو تو قسمت داخلي در كمد چسبوندم و با ماژيكهاي هاي لايت رنگي منگيش كردم.هر وقتم كسي بخواد بياد تو اطاقم دركمدمو ميبندم.و اينجوري تو طول روز همش جلوي چشمه و انگيزه امو زياد ميكنه.به نوعي ناخواسته دارم هدايتش ميكنم به ضمير نا خودآگاهم.يه ترفند ديگه كه اين سه ماهه به كار بستم اين بود كه صبحهاي ناشتا كه ميرم رو ترازو سعي ميكنم با پاي چپم فقط برم رو ترازو و يه دقيقه وزنمو رو 45كيلو نگاه ميكنم.اينجوري اول صبحي كه بيشترين حد آمادگي ضمير ناخودآگاهمه تصوير وزن فعلي رو فراموش ميكنم و ذهنمو فيكس ميكنم رو همون وزن ايده آلم.ميگن آدم با تصوير بهترميتونه به هدف آيده آلش برسه.حالا هي من رو كاغذ اينو بنويسم كه چي ميخوام اما نتونم خودمو درون غالب تجسم كنم چه فايده داره؟البته اول صبح سريع وزن فعلي رو ناشتا يادداشت ميكنم و بعد يه دقيقه تجسم ميكنم و تو اون يه دقيقه دقيقآ چشمم به عقربه است كه داره 45 كيلو رو نشون ميده.با يه پا ميتونين هر وزني رو ميخوان تجسم كنين.يه دقيقه هم زمون زيادي نيست كه وقت آدم تلف شه.
خيلي خوشحالم.ازاراده ام.ازبرنامه هام.از پيوستن به اين گروه خوب.
زن همسايه ميخواست راز لاغرشدنمو و اين همه تغييراتمو بدونه.نميدونست كه تنهاراز موجود همين پيوستن به انارستانه.
نميدونست يه گروهي هست كه بدون اينكه حتي خودت بفهمي روش زندگيتو عوض ميكنه.
اميدوارم حالا كه اينقدر خوب لايف استايلمو تو چنگ گرفتم و تنظيمش كردم بتونم تو درسمم كه هدف اولمه موفق شم.
دوستان خوب من سه هفته ديگه در چنين روزي يعني روز 25 مرداد امتحان دارم.به انرژي تك تكتون نياز دارم.
لطفآ منو تنها نذارين.
لطفآ يادتون باشه تاريخ 25 مرداد رو.اين روز بزرگي براي من خواهد بود.هم روزامتحانمه و هم روز تولدم.
البته من روز 24 مرداد ساعت ده و ده دقيقه به دنيا اومدم و تو شناسنامه ام شد 25 مرداد.اما امسال به دليل امتحانم نميتونم مثل هر سال دقيقآ ساعت ده و ده دقيقه شمعمو فوت كنم و بايد اون موقع لالا باشم تا بتونم فرداش امتحانمو خوب بدم.تازه كله صبحي بايد اون روز يه شهرستاني برم كه 75كيلومتر باتهرون فاصله داره براي همين يه خورده دلشوره دارم چون تا به حال تو شهر ديگه ايي امتحان ندادم.
من هيچ كدومتونو فراموش نكردم.شماهم خواهشآمنو و 25 مردادرو فراموش نكنيد.دعا كنيد اون روز بدون استرس سر جلسه و به موقع بدون كوچكترين مشگلي حاضر شم و بتونم به راحتي به سوالات پاسخ بدم و قبول شم.يه مراسمي هست حول و حوش همون تاريخ كه خونواده براي يه هفته ميرن مسافرت و اينجا نيستن.يعني روز امتحانم كسي دورو برم نيست از خواب بيدارم كنه.از طرفي چون شب قبلش روز تولدمه براي اينكه دوست و آشنايي كه نميدونن من فرداش امتحان دارم زنگ نزنن.پريزهاي تلفن رو ميكشم و موبايلمم ميذارم رو سايلنت.براي اينكه شبم زود بايد برم تو رخت خواب مثلآ نه شب بايد بخوابم كه چهار صبح بتونم پاشم و چون ماشاللا اين همسايه هاي چپي و راستي ما تا سه نصفه شب بيدارن و سر و صدادارن ازين گوشيهاي صنعتي استفاده ميكنم و با اونا ميخوابم.دعا كنين روز امتحانم خواب نمونم.براي اينكه مشگليم برام پيش نياد خودم ماشين نميبرم و به آژانس ميسپرم ببرتم اون شهر.خداكنه آژانسه به موقع بياد و مشگلي پيش نياد.قبلشم برام دعا كنين هرچه سريعتر اين دور اولم تموم شه.تا ده روز ديگه تموم ميشه.برام انرژي مثبت بفرستيد به انرژي تك تكتون نياز دارم.
دوستتون دارم و براي همگيتون  آرزوي سربلندي و سلامتي دارم.
روز خوش.
Wed, 23 Jul 2008 12:14

انارستان غم ستان شده اينروزها

 

مثل هميشه پستي كه تو ورد تايپ كرده بودم براتون ميذارم.در چنديد تايم مختلف اين پست تكميل شد.

 گفتي كه به دل شكستگان نزديكم/مانيز دلي شكسته داريم اي دوست.

.شش بهونه پراشتهایی-راز غار اشتها:

خوب خورده‌ايم، خوب. منطقا بايد سير شده‌ باشيم اما باز هم مي‌خواهيم يک چيزي بدهيمپايين.
اين يک مشکل عمومي است که کسي نمي‌تواند ادعا کند آن ‌را تجربه نکرده. حرص به پرخوري در نهاد همه ما وجود دارد مثل خيلي از صفات بد ديگر. البته عواملخارجي هم مي‌توانند قضيه را بدتر کنند که در اين شماره نگاهي داريم به بعضي از اينعوامل؛ اما به هر حال، اصل ماجرا اراده آدمي است که بايد بتواند جلوي شکم مبارکش رابگيرد
«
پيش از سير شدن کامل دست از غذا برداريد.» اين کلام باارزش پيامبراکرم(ص) همين را مي‌گويد. در روزگار مدرن ما هم هيچ متخصص تغذيه باسوادي نمي‌شودپيدا کرد که با اين اصل مخالف باش
راز غار اشتها
هرچه مدرن‌ترمي‌شويم، يعني هرچه عدد سالي که در آن زندگي مي‌کنيم بزرگ‌تر مي‌شود، خطرات اضافهوزن هم بيشتر مي شود. البته آن‌قدر درباره چاقي و مضرات آن گفته شده که شايد برايخيلي‌هامان موضوع لوث شده باشد، اما اين خطر بالاخره وجود دارد.
ميلياردهاکيلو چربي اضافه جمعيت زمين به‌زودي به‌ اصلي‌ترين عامل اوليه از دست‌رفتن کيفيتزندگي، بيماري و حتي مرگ آنها تبديل مي‌شود. طنز تلخ ماجرا اينجاست که سرمنشأ اينبدبختي‌ها، بخشي از مغز انسان است که مسئول کنترل لذت‌هاست.
خالق متعال طوريانسان را خلق کرده که براي زنده‌ماندنش، بايد سيستم‌هاي زيادي به طور مداوم کارکنند. بيشتر اين سيستم‌ها – مثل گردش خون، سيستم عصبي و سيستم تنفس– به‌طور خودکارعمل مي‌کنند.
اما حکايت خوردن فرق مي‌کند. اين عمل حياتي – مانند تمايلاتجنسي – هم اختياري است و هم ضامن بقاي نوع بشر. شايد براي همين است كه اين دو نيازبا لذت همراه شده‌اند تا آدم کلا بي‌خيال آنها نشود و نرود جزو گونه‌هاي منقرض‌شده. اما امان از آدميزاد اهل افراط.
ديگر روزي نيست که بالاخره به نحويتلويزيون، راديو، مطبوعات و... دکترها درباره فشارخون و کلسترول بالا هشدار ندهند. بعد از شنيدن اين هشدارها، بيشتر ما با ترس به خودمان قول مي‌دهيم که ديگر شکم‌مانرا نگه داريم. اما فقط بو يا قيافه يک بشقاب غذا مي‌تواند همه رشته‌ها را پنبه کند. اشتها ترس ما را مي‌ريزد.
اشتها، اين لذت‌طلبي لعنتي از کجامي‌آيد؟
اين روزها محققان در حوزه پزشکي به شدت به‌دنبال جواب اين سؤالهستند؛ اينکه نحوه عمل گرسنگي و سيري چگونه است. آنها به‌دنبال نقاطي از مغزمي‌گردند که با برانگيخته و ارضاشدن اشتها در آدم ارتباط دارند و روي سيستم عصبياندام‌هاي گوارشي مثل معده و روده‌ها تحقيق مي‌کنند.
نقش ژن‌ها را هم کهنبايد فراموش کرد. غدد و هورمون‌ها هم که در همه اعمال حياتي نقش دارند. احساسگرسنگي و سيري محصول يک مکانيسم بسيار پيچيده هستند. دانشمندان مي‌خواهند باشناسايي هرچه بيشتر اين مکانيسم، راه‌حل‌هايي براي جلوگيري از شکم‌بارگي پيدا کنند،تا ديگر آدميزاد به‌راحتي فريب رنگ و بوهاي خوش را نخورد و بتواند راحت‌تر دروازهبدنش را کنترل کند. اما همه اينها فقط کمکي هستند براي اعمال اراده. اصل هنوز ارادهانسان است.
بدن بيشتر ما آدميزادها به‌ ترتيب خوردن صبحانه، ناهار و شامعادت کرده، آن ‌هم سر بعضي ساعت‌هاي خاص.
براي همين سر ظهر احساس گرسنگيمي‌کنيم چون سال‌هاست که در اين وقت ناهار مي‌خوريم.
استفاده از تصويرهاي MRI نشان مي‌دهد كه الگوي فعاليت مغز انسان وقتي غذاي مورد علاقه‌اش را مي‌بيند، باوقت ديدن غذايي که دوست ندارد، اساسا متفاوت است. بدن ما قبل از اينکه غذا را بهدهان بگذاريم، به ‌خاطر شکلش به آن واکنش نشان مي‌دهد؛ براي همين است که آب دهانمانبا ديدن قورمه‌‌سبزي مامان راه مي‌افتد.
از اصلي‌ترين سرنخ‌هايي که بدن مااز روي آن مي‌فهمد به غذا نزديک شده، بوي خوراکي‌هاست. بوي غذا باعث ترشح انسولينبيشتر در خون مي‌شود و اين به ما احساس گرسنگي مي‌دهد. وقتي بوي غذا با ديدن غذاهمراه مي‌شود، کنترل کردن اشتها واقعا سخت است.
هر چه هواي محيط سردتر باشد،مردم کمتر جلوي شکمشان را مي‌گيرند. براي همين رستوران‌دارهاي کاردرست سعي مي‌کنندهميشه محل نشستن مشتري‌هايشان را خنک نگه دارند. سوخت و ساز بدن هنگام غذا خوردنباعث بالا رفتن حرارت بدن مي‌شود؛ به همين دليل گرما يک‌جورهايي نشانه دست کشيدن ازغذاست.
حتي بعد از خوردن يک وعده غذاي مفصل، معمولا براي يک کم‌ دسر جاداريم. اين اشتياق به دسر، به ‌خاطر برآورده ‌نشدن کامل نياز بدن به شيريني است. باروش‌هايي مثل اضافه کردن کمي ميوه به سالاد، مي‌شود جلوي اين شيريني‌دوستي مضر راگرفت.
منظور از کربوهيدرات‌هاي تصفيه شده، مواد نشاسته‌اي مانند گندم و برنجهستند که سبوس و غلاف آنها جداشده‌است. چند ساعت بعد از خوردن يک وعده غذاي حاوياين مواد - مثل نان سفيد يا ماکاروني تهيه شده از آرد سفيد - بدن ممکن است دوبارهاحساس گرسنگي بکند؛ براي اينکه اين غذاها باعث افزايش ترشح انسولين و افتادن قندخونمي‌شوند. پايين‌ آمدن قند خون اشتها را بالا مي‌برد.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
هواي بيشتري ميل كنيد:
جام جم آنلاين: هوا جزء مهمي است که کالري تنقلات را کم مي کند. به گزارش لايفساينس محققان مي گويند از ميان تنقلاتي مانند چيپس و پفک و امثال آن ، انواعي کهپفکي هستند بهترند.
در واقع اين نوع اسنک ها حاوي هواي بيشتري هستند و در عوضکالري کمتري دارند. بنابراين با خوردن آنها حجم غذاي مصرف شده بيشتر و کالريدريافتي کمتر مي شود.


البته اين فقط در مورد اسنک ها و تنقلات نيستبلکه غلات نيز از اين نظر حائز اهميت هستند. بطوريکه انواع پفکي تر از ساير مواردبهترند.
دانسيته انرژي يک غذا را مي توان با تقسيم ميزان کالري در ميزان يکوعده بر وزن آن بر حسب گرم ارزيابي کرد.
ارقام کوچکتر نشان دهنده دانسيته کالريکمتر هستند. سوال اين است که چرا افرادي که تنقلات با دانسيته کمتر مي خورند کالريکمتري مصرف مي کنند. به گفته محققان يک دليل آن است که معده توسط حجم بيشتر اين نوعمواد خوراکي پر مي شود و لذا اين احساس که "خوردن کافي است" زودتر به مصرف کنندهدست مي دهد. و احتمال ديگر اين است که به علت حجم بيشتر ماده ، خود فرد تصور ميکندميزان غذاي بيشتري دريافت کرده است.
چه روزي متولد شديد؟و چگونه ايد؟
شنبه
اين افراد در برخورد با طوفان هاي زندگي، زود جا خالي نمي كنند. براي موفقيت و خوشبختي مي جنگند و در آخر آن را به دست مي آورند. بايد كناره گيري و دوري كردن از اجتماع را كنار بگذارند. از چشم تنگي و خساست اجتناب كنند و تا مي توانند با مردم به شوخ طبعي و اخلاق خوب رفتار كنند.
 
يكشنبه
يكشنبه روزي بسيار خوش يمن و ميمون است . افرادي كه در اين روز به دنيا مي آيند اغلب در زندگي ثروتمند و موفق خواهند شد. هر كجا مي روند، شانس به دنبال آنهاست. افرادي خوش بين و بشاش هستند، اما خود را خيلي جدي مي گيرند. بايد مراقب باشند كه گرفتار غرور و خودبيني نشوند.
دوشنبه
بچه ي متولد روز دوشنبه، پولدار و ثروتمند نخواهد شد، اما از گرسنگي هم نخواهد مرد. هميشه به دنبال آرامش و خوشبختي است. بايد ياد بگيرد كه كمي باثبات تر باشد و خيلي تحت تاثير حرف هاي ديگران قرار نگيرد. معمولاً از عقل خود تبعيت مي كند و مراقب خيالات خود هست.
 
سه شنبه
متولدين سه شنبه زندگي آسوده اي نخواهند داشت. بايد براي خوشبختي و موفقيت خود همواره بجنگد تا بتواند جاه طلبي هاي خود را ارضاء كند. بايد مراقب باشد كه گرفتار سلطه جويي و  تعصب نشود.
 
چهارشنبه
بچه ي متولد چهارشنبه ذاتاً هنرمند و هنرگراست. بايد اجازه بدهد تا استعدادهايش شكوفا شود. مي تواند در زمينه هاي كسب درآمد هم موفق باشد، اما بايد از افراط و زياده روي در اين مورد خودداري كند.
 
پنج شنبه
كسي كه پنج شنبه به دنيا آمده است، بايد در همين روز نيز ازدواج كند. فقط از اين طريق است كه ميتواند اطمينان حاصل كند كه زندگي زناشويي خوبي در انتظار اوست. نبايد در كارها زياده روي كند و تا مي تواند بايد قدرت شخصيتي خود را بالا ببرد. اگر سخت كوشانه كار كند و از تنبلي دوري كند، مطمئناً موفق خواهد شد.
جمعه
اين روزِ آدم هاي عادي است. افرادي كه در اين روز به دنيا مي آيند، زندگي بسيار ساده و معمولي را پشت سر خواهند گذاشت و به همان زندگي نيز راضي و خرسندند. فقط بايد مراقب باشند تا زندگيشان دچار پوچي نشود.تاريخ:دوشنبه 31 تير87
هفته نوشت خودم:
درود برشمادوستان باوفا
چون تو پست قبلي زياد نوشتم جبران چند پست رو ميكنه.ودر ضمن هنوز دو روزي از آپ كردنم نگذشته.به هر حال بايد يه جورايي از شرمندگي انار جون ذره ايي كم كنم.هرچند نميتونم بيام انارستان لااقل يه مطلب مفيد اينجا مينوسم.باشد كه بدرد شما هم بخوره.
در مورد اون مطلب اسنك و پفك و اينا من خيلي تحقيق كردم.واقعآ كالري بالايي داره و اين مقاله صرفآ بخاطر انتخاب بين بد و بدتره كه شما بده رو انتخاب ميكنين كه همونيه كه هواي بيشتريم داره.
دوستان من نگرون دكتر سارا هستم با وضعيتي كه داره خبريم ازش نيست و اين بالا نيومدن انارستان حسابي منو نگرون كرده شما اگه خبري ازش بدست آوردين لطفآ منو هم بي خبر نذارين.
ممنون و شاد باشيد.
روز برهمگيتان خوشت-(تاريخ دوشنبه 31 تير 87)
پي نوشت:
بچه ها اين خبر صحت داره در مورد دكتر سارا؟
بچه ها برام آف لاين گذاشتن.
از شب دارم گريه ميكنم.نميخواستم انرژي منفي بدم .اما سه شب بود كه درموردش خوابهاي ناجور ميديدم.خوابهاي بد.ميديدم خونه نو خريدن درحاليكه تعبير خونه نو واقعآ وحشتناكه.خدا بهشون صبر بده.امشب يه نامه نوشتم از طرف "نونو" همون فرشته كوچوليي كه رفته پيش خدا.خواستم بذارمش اينجا اما دلم نيومدگفتم سارا ميخوندش ناراحت ميشه.(تاريخ سه شنبه 1 مرداد).
 
 
امروز:چهارشنبه 2 مردادماه 87:
بياييد همه با هم دستانمان رو خالصانه به سمت اسمون بلند كنيم و از خداي مهربون و "نونو" اون فرشته پركشيده به آغوش پروردگار بخواهيم به سارا و پسر عزيزش كمك كنن وبهشون  سلامتي بده.
خدايا نميدونم حكمتت چيه اما هرچه كه هست خودت صبر بهشون عطا كن.
اي نوربزرگ غم از دست دادن فرزند سخته تو رو قسمت ميدم به همون دل مهربوني كه لحظه لحظه تكامل عزيزانشو اينجا و كنار ما ثبت كرد.اي پدر آسموني به همون نوشته هاي خالصانه قسمت ميدم كه فقط ميتونه از دستان پرلطف يه مادر تجلي پيداكرده باشه.
خدايا ماساراو پسرشو ميسپريم به تو و فقطم ازتو ميخواهيمشون.نذار سارا اين دختر كوچك تو بيش ازين آزرده بشه.بهش توان بلند شدن عنايت كن و زندگيشو هر روز بهتر ازديروزكن.
خدايا ساراي ما رو سلامت و شاد به جمع ما انارستانيها بازگردن.تا دوباره انارستان گلستان بشه.
آمين.
Sun, 20 Jul 2008 05:35

اسراري در مورد چربي

 

 

چربي کلمه اي است که اکثر ما نمي خواهيم حتي اسمش را بشنويم، به خصوص وقتي صحبت ازبدن خودمان به ميان مي آيد. چربي ما را ياد هيکلي چاق، لباسهاي تنگ و زندگي نامتوازن مي اندازد. با وجود اينکه چربي نقش بسيار مهمي در بعضي از عمليات روزانه بدندارد و هم جنبه هاي مثبت و هم منفي دارد.
اين کلمه ي چهار حرفي رازهايي درخود پنهان دارد که شما نمي دانيد...
1-
سلول هاي چربي مي توانند شش برابرخود بزرگ شوند
وقتي بيش از مقداري که مي سوزانيد کالري مصرف مي کنيد، سلول هايچربي شش برابر اندازه ي خود بزرگ مي شوند و شروع به زياد شدن مي کنند—از 40 بيليونگرفته و در بزرگسالان به 100 بيليون نيز مي رسد. همه سلول هاي چربي را در خوددارند. اين سلول ها قبل از تولد شروع به شکل گيري مي کنند. تقريباً در 16 سالگي،سلول هاي چربي بدن بالغ مي شوند و بعد از اين زمان شيوه ي زندگي و ژن ها در کاهش ياافزايش وزن تاثير مي گذارند.
سلول هاي چربي براي زنده ماندن ضروري هستند وبه سيستم انرژي ذخيره ي بدن کمک مي کنند. چربي که فوراً به منظور سوخت استفادهنشود، براي استفاده هاي آتي ذخيره مي شود. به همين دليل، وقتي هر روز غذاهاي پرکالري مي خوريد، سلول هاي چربيتان بزرگتر و بيشتر مي شوند و باعث افزايش وزنتان ميشود.
2-
سلول هاي چربي استروژن اضافي در خود پنهان مي کنند
حتي مقدار کمياضافه وزن روي تعادل هورمون هايتان تاثير مي گذارد و به بيماريهاي مختلفي منجر ميشود. استروژن که هورموني مخصوص خانم هاست در خود چربي ذخيره مي کند و به ميزانبسيار کم اين هورمون در آقايان هم ديده شده است. اما زماني که وزن اضافه مي کنيد،ميزان استروزن در بدن بالا رفته و منجر به ساير بيماري ها مي شود.
اگر چهوجود هورمون استروژن در مردها نيز ضروري است چون تمايلات جنسي را کنترل کرده،عملکرد مغز را بالا مي برد و از قلب محافظت مي کند. زماني که ميزان اين هورمون دربدن بالا مي رود، ميزان تستوسترون کاهش مي يابد و بسياري از مردها در اين شرايطاحساس خستگي کرده، عملکرد جنسيشان پايين مي آيد و در بعضي موارد باعث بزرگ تر شدنپروستات نيز مي شود. به عبارت ديگر بايد بگويم که افزايش ميزان استروژن در مردهاهيچ عوارض جانبي خوبي ندارد.
3-
اگر وزن زيادي کم کنيد، سلول هاي چربي دربدنتان کوچک و جمع مي شوند، اما از بين نمي روند
داشتن 100 بيليون سلول چربي بهخاطر وزن زياد ترسناک به نظر مي رسد. خبر خوبي که مي توانم بدهم اين است که شما حتيبعد از اينکه سلول هاي چربي در بدنتان بزرگتر و بيشتر شده اند هنوز مي توانيد وزنکم کنيد. در واقع، وقتي وزن کم مي کنيد، سلول هاي چربيتان منقبض و کوچک مي شوند. اگرچه تعداد کليشان کم کم کاهش مي يابد، اين سلول ها از نظر متابوليسمي فعاليتکمتري پيدا مي کنند و در بدن باقي مي مانند و منتظر مي مانند تا شما دوباره به سمتغذاهي پر کالري برويد تا دوباره متورم شوند.
به اين معني است که بهتر استهميشه در وزني نرمال باقي بمانيد تا مداوماً کاهش يا افزايش وزن داشته باشيد. کسيکه هميشه وزن نرمال خود را حفظ کرده است خيلي راحت تر مي تواند براي هميشه در آنوزن باقي بماند نسبت به کسي که سلول هاي چربيش بزرگتر و بيشتر شده است.
4-
بافت هاي عصبي سلول هايي را جذب مي کنند که قابليت تورم داشته باشند
به غير ازاحساس بدي که خودتان وقتي اضافه وزن داريد حس مي کنيد، از نظر دروني نيز دچارمشکلات زيادي خواهيد شد.
بافت هاي چربي سلول هاي سيستم دفاعي بدن را کهقابليت تورم دارند را جذب مي کند. بنابراين اگر اضافه وزن داريد، بدنتان شروع بهواکنش دفاعي مي کند همانطور که در هنگام ابتلا به سرماخوردگي يا بيماري هاي ديگراين کار را مي کند.
دليل تورم اين سلول ها مقابله با بيماري است. به هميندليل بدن شما به کالري هاي اضافه ي مصرفيتان به چشم يک تهديد و بيماري نگاه ميکند.
اما نگران نباشيد. نيازي نيست که خوردن غذاهاي مورد علاقه تان را به کلکنار بگذاريد. تحقيقات نشان مي دهد که کم کردن اضافه وزن حتي 10 درصد هم مي تواندبه بهبود سلامتيتان و محدود کردن واکنش هاي سيستم دفاعي بدنتان کمک کند.
5.
سلول هاي چربي در قسمت هاي مختلف بدن، متفاوت عمل مي کنند
مردها معمولاً در قسمتهاي مياني بدن وزن اضافه مي کنند. به همين دليل اگر وزن اضافه کنيد، بيشتر آن بهسمت شکمتان خواهد رفت.
چاقي شکم توازن کلسترول را بر هم خواهد زد، چربي خون،قند خون و فشار خون را نيز بالا خواهد برد.
چربي هاي موجود در قسمت شکممعمولاً فعاليت بيشتري نسبت به چربي هاي ساير نقاط بدن دارند. اسيد چربي بيشتريتوليد مي کنند که به ديابت، بيماري هاي قلبي و سرطان هاي بخصوص منجر مي شود. چربيهاي شکمي همچنين عملکرد کبد را نيز به خطر مي اندازند.
متاسفانه، هيچ راهطبيعي براي کاهش وزن موضعي نيست. بنابراين براي اين منظور بايد کل بدن را ورزشدهيد. معمولاً وزن اضافي در قسمت هاي مياني بدن بسيار سريعتر کاهش مييابد.
6-
اگر اصلاً چربي مصرف نکنيد، عملکرد بدنتان را مختل خواهيدکرد
اگر از مصرف چربي به طور کلي پرهيز کنيد، عملکرد طبيعي بدنتان را برايانتقال ويتامين ها و تنظيم ميزان کلسترول بدن مختل خواهيد کرد.
همانطور کهقبلاً ذکر شد، وجود چربي ها براي حفظ عملکرد طبيعي بدن مثل جذب ويتامين ها و توليدانرژي مورد نياز و ضروري است. بدون ويتامين هاي محلول در چربي (A، D، E و K) بدننمي تواند به راحتي کلسيم جذب کند، توليد هورمون ها مختل مي شود و مشکلات خوني نيزايجاد مي شود.
کمبود ويتامين هاي محلول در چربي سلامتي بدن را دچار مشکلاتجدي مثل شب کوري، نرمي استخوان، کم خوني و خونريزي داخلي خواهد کرد. و زماني که بدننتواند به خوبي کلسيم جذب کند، استخوانها نيز ضعيف و شکننده خواهند شد.
7-
کالري هاي چربي بايد 30 درصد کل کالري هاي مصرفي روزانه باشند
برخلاف همه يمشکلاتي که گفته شد، چربي دشمن سلامتي شما نيست. مقدار معيني از چربي براي حفظعملکرد طبيعي بدن مورد نياز است. چربي به جذب ويتامين هايي بخصوص کمک مي کند وبالاتر از همه انرژي مورد نياز روزانه بدن را تامين مي کند.
در هر برنامه يغذايي خوب بايد حداکثر 30 درصد نيز چربي وجود داشته باشد. اما به ياد داشته باشيدکه چربي دو برابر کربوهيدرات ها و پروتئين ها در خود کالري دارد. و چربي ها انواعمختلفي دارند که بعضي از آنها سالمتر هستند.
چربي اشباع شده که از گوشت قرمزو محصولات لبني به دست مي آيد، کلسترول را بالا مي برد و نسبت به چربي هاي اشباعنشده که از خشکبار، روغن زيتون و ماهي به دست مي آيد پرخطرتر است.
باچربي ها کنار بياييد
با وجود شهرت بدي که دارد، شما باز مي توانيد با چربيها رابطه ي سالمي برقرار کرده و هميشه در وزني مناسب بمانيد. در اينجا به چند نکتهاشاره مي کنيم:
·
سعي کنيد از چربي هاي سالم (روغن زيتون، خشکبار و روغنماهي) استفاده کنيد و از استفاده ي چربي هاي زيان آور دوري کنيد.
·
سعي کنيداز محصولات حيواني (گوشت و لبنيات) به تعادل استفاده کنيد.

·
اگر ديديد کهبه خاطر زياد پشت ميز يا ماشين نشستن شکم آورده ايد، به باشگاه هاي ورزشي برويد.
چه ماهي ؟ چه نوع بوسه؟
دوست داريد بدانيد كه چطور احساسات گرم و سوزان معشوقه تان را ارضاء مي كنيد؟ اين نوشته در مورد سبك بوسيدن متولدين ماه هاي مختلف است.
 اميدواريم با خواندن اين نوشته بتوانيد با شخصيت معشوقتان بيشتر آشنا شويد و ببينيد كه لب هايتان چه سرنوشت عشقي براي شما رقم مي زند!

 
برج حمل (فروردين)
بوسه هاي شما تند و سريع و بسيار پرحرارت هستند كه نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما اين احساس داغ و سوزان خيلي زود فروكش مي كند.

برج ثور (ارديبهشت)
بوسه هاي شما با تعلل صورت مي گيرد اما بوسه هايي ژرف و با احساس هستند كه پي در پي مي آيند و مي آيند و…

برج جوزا (خرداد)
بوسه هاي شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازي قطع مي شود.

برج سرطان (تير)
بوسه هاي شما گرم و لطيف است، و دوست داريد تا ابد به آن ادامه دهيد…

برج اسد (مرداد)
بوسه هاي شما وحشي و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هيچگاه موقع بوسيدن از بروز احساسات خود جلوگيري نمي كنيد و دوست داريد ديگران شما را به اين خاطر تشويق كنند.

برج سنبله (شهريور)
بوسه هاي شما بسيار دقيق، ظريف و ماهرانه است و معشوقتان زماني متوجه آن مي شود كه شما كارتان را تمام كرده ايد

برج ميزان (مهر)
آن قدر نگران وضعيت تنفستان هستيد كه نمي توانيد خوب به بوسيدنتان بپردازيد.

برج عقرب (آبان)
شما خيلي زود از بوسيدن مي گذريد و به سراغ چيزي مي رويد كه پشت سر آن برسد.

برج قوس (آذر)
بوسه هاي شما غافلگير كننده و خود به خودي هستند كه باعث مي شود معشوقتان بيش تر و بيش تر طلب كند.

برج جدي (دي)
بوسه هاي شما لحظه ي خلاص شدن و آزادي از استرسي است كه در طول روز اسيرتان كرده است.

برج دلو (بهمن)
بوسه هاي شماخيس است و هنگام بوسيدن چشمانتان را باز نگاه مي داريد!

برج حوت (اسفند)
بوسه هاي شما رويايي، خيال انگيز، عاشقانه و ابدي است.
هفته نوشت خودم:

سلام به دوستان خوبي كه بهم سر ميزنين

سلام مخصوصم به "انارجون"گل كه زحمت كشيده تابلوي اعلاناتشو معبري به خونه من قرار داده.

انارعزيز ممنونم ازت.بارها خواستم برات تو وبلاگت كامنت تشكر بنويسم اما نميدونم به طرز عجيبي يه هفته است كه انارستان براي من باز نميشه.

نميدونم چرا.

كمون ميكردم براي تموم كسايي كه اينترنت پرسعت ندارن همين گونه است اما امروز كه از لپ تاپ "خواهري"

امتحان كردم ديدم انارستان باز شد و كلي ذوق كردم و از شدت ذوق حتي يادم رفت كامنت بذارم.

تا يه مدتي كه داشتم انارستان و دوستاي گلم رو به خواهري معرفي ميكردم و وبلاگمو نشونش ميدادم.بعدشم كار پيش اومد و چون خواهري اينا اگه خدا بخواد فردا عازم دبي هستن بايد كارهاي عقب مونده اشو انجام ميداديم .همين شد كه زياد نميتونستم تو انارستان مهمون باشم.الانم تو اطاق خودمم و در خدمت شما.

ديروز صبح زود آگاهي بودم.ازم خواسته بودن براي بازگشت يه سري اجناس سرقت شده از ماشينم برم تا يه حلقه لاستيك بگيرم.شبش و شب قبلترش اصلآ نرسيده بودم بخوام.حالا منو تصور كنين چطوري خودمو رسونده بودم اونجا .خواب آلود تموم اتوبانها رو اشتباه رفتم و تو ترافيك صبح زود هم گير كرده بودم و حسابي كلافه شدم.تموم مدت خواب بودم.دم در آگاهي ازدهام مردمي بود كه مثل من تو همون تاريخها از ماشينهاشون سرقت شده بودحتي بعضي ها چهار تا چرخ ماشينشونو برده بودن و زيرش آجر گذاشته بودن.

خلاصه گفتم تا يه ساعت ديگه كه جلسه تموم شه و در رو براي مردم باز كنن برم تو نونوايي كه همه محلي ها ازش خريده بودن صبحي داشتن ميبردن واسه يه صبحوونه توپ و يه نون تازه بخرم و كمي ازش بخورم.

راستش از بس نون دست مردم ديدم دلم خواست.

حالا گشنت باشه و خيلي سال باشه نون داغ نخورده باشي.چون از بس تو خونه ماهمه تنبلن صبح كسي نمره دنبالش و ترجيح ميديم از همون فريزشده هاش بخوريم يا نونهاي سوپري.

با يه قيافه خواب آلود رفتم تو صفش.اولين بارم بود خوب.گفتم واسه يه دونه كه صف وانميستن.چشتون روز بد نبينه كه گفتن يكي ايي هم صفيه و صف اون هم يه كيلومتر بود.خلاصه الهامات شيكمم عزممو جزم كرد بايستم و بالاخره فاتحانه مالك يك عدد نون داغ بشم و عقده ايي خالي كنم.

تموم مدت يه خانمه رو گير آورده بودم و مدام سوال پيچش ميكردم.خانوم نون دونه ايي چنده؟

خانوم چقدر طول ميكشه؟

خانوم چرا يه دونه رو نميدن؟

خانومه قيافه خواب آلود سه شب نديده منو كه ديده بود حتمآتو دلش فكر كرده بود طفلي حتمآ از پشت كوه اومده كه اين چيزها رو نميدونه.

خلاصه نونه رو كه خريدم به محض رسيدن به آگاهي ديدم همه رفتن تو و بخاطر يه نون موندم ته صف.و نونه رو پرت كردم تو ماشين و حتي نتونستم وقت كنم بخورمش.جلوي مردمم كه نميشد بلومبوني.پس گفتم وقتي كارم تموم شد ميخورم بماند كه تا نه ساعت بعدم نتونستم و نرسيدم اون نون داغو كه اين همه واسش زحمت كشيدم رو بخورم.و بازم آرزو به دل موندم.

خلاصه بعده يه مدتي قرار شد يه حلقه لاستيك بدن.لاستيك امريكاييمو بردن به جاش يه حلقه درجه دو مارك گند ايروني رو دادن .يعني براي هفتصد هزاري كه من خرج كردم اونا اينو داده بودن.بعدشم چون پدرم دعوام كرده بود كه چرا اينجور جاها ميرم و ولش كنم و اينا ديگه لاستيكه رو هم نميتونستم ببرمش خونه.پس مجبور شدم بنا به توصيه همون آگاهي بفروشمش .شايد بالغ بر دويست تا لاستيك فروشي رفتم و هر بارم قيمتش ميومد پايين..آخرم اون آخريه يه چيزي گفت كه واقعآ سوختم و تو دلم گفتم حتي اگه پدر اينو ببينه و دعوام كنه بهتره تا منت اينا و بزخري اينا رو ببينم.

يارو ميگفت اگه يه پنج هزاريم روش بدي اينو برش نميدارم چون درجه دوهست و كار منو خراب ميكنه پيش مشتريام.ممكنه بره زير ماشين خواهرم و يا مادرم و اينا.منم بعده اين همه مصيبت گفتم نميفروشمش و حتي حاضر شدم بندازمش سطل آشغال.فقط دلم ميشوخت براي روزهايي كه پاي اعلام سرقت به دادگاه و پاسگاه و كلانتري و آگاهي و اينا رفتم و اين همه بنزين سوزوندم و بدترش تو اين هيري ويري درس خوني چند روزم تلف شدآخرشم حتي نتونستم بيست هزار بفروشمش.

ميخواستم برم تو كار تجارت ..اما با اعصابي كه ازم خورد شد ديگه نزديك بود گريه ام بگيره و چند بار تا مرحله انفجار رفتم و برگشتم.ديدم به به عجب تاجر موفقي ميشم من.

اينقدر بد و بيراه به خودم گفتم .تا برگشتم خونه.دور از چش همه پرتش كردم ته انباري.گشنه و تشنه رفتم يه كوچولو از همون نونه بخورم ديدم عين يخ سرد شده.چه فرقي ميكرد.بازم نون فريز مثل همين بود ديگه.

انيا رو گفتم تا براي شما هم درس عبرت بشه.

مردم اموال خودتونو خودتون مراقبت كنين و مواظبت كه اگه خداي ناكرده بلايي سرشون بياد ديگه اومده و هيچ اميديم به كسي نيست.ديگه رفته حسابش كنين.

چون اينجوري هم اعصابتون سر جاشه .هم پول بنزين اضافه نميدين و بازم علاوه بر اموال مسروقه چيزي از جيب پرداخت نميكنين و هم وقتتون مثل من تلف نميشه.

براي وقت مردم ارزش قايل نيستن

من كه هفتصد تومن داده بودم اون بيست تومن كجاي منو ميگرفت آخه؟

واقعآ سوختم ه بهم سر ميزنين.

.

بگذريم.

خبرهاي خوشي هم تو اين چند مدت بوده.

دوستان تهروني خيابون وليعصر " اس اف سي" رو كه ميشناسين؟
نرسيده به پارك وي

خواهري چند شب پيش اونجا يه "تلوزيون 29 اينچ"

برنده شد.هميشه مرغهاشو دوست داشت و ميخورد اما فقط تو تموم اونا يه بار فرم قرعه كشي رو پر كرده بود.

همون يه بارم جايزه ويژه رو برده بود.

ساعت يازده شب بهش زنگ زده بودن كه بره اونجا طفلي با تيپ كار رفته بود تا اون موقع هم دفتر بوده .و نرسيده بوده بره خونه.

كلي با همون خستگي و تيپ ازش با ژستهاي مختلف كنار تلوزيونه عكس گرفتن.

منم كه فضول.

همون نصف شبي خودمو رسوندم خيابون وليعصر كه خواهري زنگ زد برگردم خونه اشون.

رفتم تلوزيون رو ديدم و كلي ذوق زده شدم.

با اينكه مال من نبود اما يه عالمه ذوقيديم.

انگار به خر تي تاب دادن.

مفت باشه حالا كوفت باشه.

اونم چه كوفتيييييييييييييي:"يه تلوزيون چاق 29 اينچ باحال".

اين به عوض اون لاستيك كذايي.البته تلوزيون قبل لاستيك بود.

اما تو نتيجه گيري هفته ام جنبه مثبتش رو نگاه ميكنم.هر چند داغم تازه است ولي ديگه ما كهنه كاريم.

كورخونده كسي كه بتونه منو ناراحت كنه.

كور خونده مشگلي كه باعث بشه من نتونم درسمو بخونم.

همه اشون بايد بدونن منننننننننننننننننننن از رو نميرم.

من پوستم كلفت تر ازيناست.

سياه سرفه رو زدم زمين.

اونم از رو رفت.

ديدم هر چي لي لي به لالاي بدنم بذارم پروتر ميشه و تحويلش نگرفتم .

مريضي هم رفت يه جايي كه بيشتر بهش برسن بيشترتحويلش بگيرن.

من اصلآ نديدمش.

تو خواب چند بار حالت خفگي بهم دست داد.

فقط استراحتمو بيشتر كردم و مراقب تغذيه ام بودم اما درسمو خوندم و بهونه ايي نديدم كه بخاطرش ماتم زده شم.

استراحتم سر زدن به وبلاگم بود و خونه خواهري رفتن كه اين روزا بخاطر سفرش بيشتر كمكش كنم.

وقتهايي كه برق ميره افسرده ميشم.

نور شمع رو دوست دارم و گاهي تاريكي مطلق.

اما دوست دارم شمعمو زموني روشن كنم كه بدونم برق هست نه اينكه اجبارآ از چهره شمع فيض ببرم.چون اينجوري بهم حال نميده افسرده ميشم.سعي ميكنم تو تايمهاي بيداريم برم بيرون.

پس زموني كه برقامون قطعه من بيرونم.حتي روزها.نميدونم چرا اينطوري شدم شايد مربوطه به اين دوره درس خوندم كه دپ ميشم.شايد بگذره بره.نمشه گفت شايد ديگه برق قطع نشه كه ميشه اما شايد من بعده درسم دپ نشم.

فندق جون.ممنون ازت كه پيغاممو به انار رسوندي.

من حتي به ايملمم دسترسي ندارم كه بتونم براش ميل بزنم ناچار مزاحم تو شدم.

دوستاي گلم يه خواهش كوچولو ازتون دارم.

خيليهاي شما هنوز منو نديدن.پس در تصوراتتون هر زموني كه يادي از من نقش ميبنده يه "هستي لاغر در حال درس خوندن تصور كنين و شاد.چون آخريش مهمتره .چون شاد يودن يعني فارغ از هر مشگل و هر چيز بد.

به تصاوير ذهني همتون نياز دارم.

ميگن اگه چند ذهن در يك جهت با هم همسو شن.پيكان محكمتري به سوي هدف اون شخص نشونه گيري ميشه.

و بهتر ميتونن اونا به اون شخص كمك كنن.و اون شخص زودتر جواب ميگره.

غزال عزير:

من سعي كردم تو پست قبلي هفته نوشتمو بنويسم اما اين اكستراي قاطي نذاشت.خوب اين هفته با اين مقدار روده درازي پست قبلي رو هم جبران كردم.

"ليلي عزيز"

خط اول همون كيلو گرم رو ميگه.من خواستم "پوندي" ها هم بتونن كالري رو محاسبه كنن اما اون خط قروغاطي شد.

پس خط اول اگه به كيلوگرم حساب ميكني وزنت رو اصلآ نيازي به شماره يك نداري. برو تو گام بعديش.

بعدشم من بخدا با خط درشت مينويسم نميدونم يه بار درشت ميشه و يه بار ريز

اكستراست ديگه چي كار كنيم؟

ليلاجون-رخي جون-رقي جون--آلبالو جون-بهارك جون-آرتميس جون-خانوم گل جون-لي لي جون- بهار جون- گل بهار جون-دكتر سارا جون- آزي جون-سيب و زينب جون-سالومه جون-و بقيه دوستاني كه الانم يادم نيست.از همگي شماها ممنونم بخاطر لطف كثيرتون بهمكهوقت ميذارين و بهم سر ميزنين.

انار جون از تو هم ممنونم بخاطر رهبريت يك گروه بسيار كار آمد وخوب.

شاد باشيد و توانگري رو براي تك تكتون آرزومندم.

Wed, 16 Jul 2008 05:04

هفده نكته براي يك لايف استايل بهينه

 

اين سوال كه چقدر كالري نياز داريد يک فرمول خيلي ساده دارد؛
1. وزنتان را به پوند (هر پوند= 453 گرم) در 2.2 تقسيم کنيد.
2.
آنرا در 24 ضرب کنيد. (اين مقدار کالري است که برايزنده ماندن بايد استفاده کنيد)
3.
با ضرب عددي که در شماره 2 به دست آوردهايد در 1.6 مي توانيد ميزان کالري فعاليت خود را به دست آوريد. اين آن مقدار کالرياست که بايد روزانه مصرف کنيد و چاق هم نخواهيد شد. براي کاهش وزن، بايد ميزانکالري هايي که مي سوزانيد از مقدار کالري هايي که مصرف مي کنيد کمتر باشد، حال چهبا ورزش کردن باشد چه با کمتر خوردن.
نکته 2 -- ساده ترين راه براي پايينآوردن کلسترول:
1.
انگور بخوريد. پوست انگور حاوي ترکيبي است که به پايينآوردن کلسترول کمک مي کند.
2.
سير بخوريد. سير ماده اي است که به طرزنيرومندي کلسترول را پايين مي آورد. همچنين به پايين آوردن فشارخون نيز کمک ميکند.
3.
در روز دو عدد هويج بخوريد. همين به تنهايي کلسترول شما را 10 تا 20درصد پايين خواهد آورد.
4.
حداقل سه بار در هفته پياده روي 30 دقيقه ايداشته باشيد.
نکته 3 – 6 راز لاغري:
همه انسانها در طول زندگي خود يکرژيم غذايي را امتحان مي کنند و تقريباً همه آنها در آن شکست مي خورند. در دنيايواقعي، براي همه ما دشوار است که به يک رژيم غذايي پايبند بمانيم. آنها که از طريقرژيم غذايي وزن کم ميکنند، بعد از مدتي بيشتر از آن وزن از دست رفته را اضافه ميکنند. بهترين راه براي دستيابي به کاهش و کنترل وزن ايجاد تغييرات کوچکي در شيوهزندگي تان است.
در زير به چند راه عالي اشاره مي کنيم که به شما کمک ميکندبدون هيچگونه رنج و عذاب وزن کم کنيد.
1.
از خوردن صبحانه غفلتنکنيد.
تحقيقات ثابت کرده است که افراديکه صبحانه مي خورند، بيشترين موفقيترا در کنترل وزن خود دارند. خوردن صبحانه قند خون شما را تثبيت کرده، چربي سوزي شمارا تقويت کرده و اشتهايتان را سرکوب مي کند.
2.
کمي طعم به زندگيتانبدهيد.
خردل و فلفل قرمز را به برنامه غذاييتان اضافه کنيد. همچنين سير وپياز را. اين موادغذايي حس چشايي شما را ارضاء کرده و باعث مي شود کمتر غذا بخوريد. و بالاتر از همه اينها، اين موادغذايي 45 تا 75 کالري از کالري هاي مصرفيتان را پساز هر غذا مي سوزاند.
3.
اشتهايتان را از بين ببريد.
30
دقيقه قبل ازغذا، يک خوراک مختصر، سبک و کم کالري بخوريد (يک برش طالبي، يک هويج، يک پرتقال، يکگلابي، يک تکه نان گندم کامل و ...). 20 دقيقه طول مي کشد تا مغزتان از معده تانپيامي دريافت کند. زمانيکه براي خوردن غذا مي نشينيد، مغر شما اين پيام را دريافتکرده است که ديگر گرسنه نيستيد. و با اين روش خيلي کمتر غذا خواهيد خورد.
4.
به موسيقي مناسب گوش کنيد.
قبل از اينکه براي خوردن غذا پشت ميز بنشينيد،موسيقي آرامبخش را روشن کنيد. تحقيقات ثابت مي کند که با گوش دادن به موسيقي ملايمشما خيلي آرامتر غذا خواهيد خورد. کمتر هم غذا خواهيد خورد.
5.
بلافاصله بعداز خوردن غذا دندانهايتان را مسواک کنيد.
مسواک زدن دندانها بعد از خوردنغذا، اشتهايتان را فروخواهد نشاند. چرا؟ به خاطر اينکه خميردندان نعنايي حس چشاييشما را ارضاء کرده و تمايل کمتري به غذا و تنقلات بيشتر پيدا خواهيد کرد.
6.
خواب کافي داشته باشيد.
خيلي از آدم ها از روي گرسنگي غذا نمي خورند، بلکهاز روي خستگي به سمت غذا روي مي آورند. پس به جاي اينکه 15 دقيقه براي خوردن يککاسه بستني وقت بگذاريد آن 15 دقيقه را صرف يک استراحت کوتاه کنيد. همچنين اطمينانيابيد که 7 الي 8 ساعت خواب شب را به طور کامل داشته باشيد.
نکته 4 –حرکاتکششي:
اگر تصور مي کنيد که حرکات کششي بهترين راه براي شروع تمريناتتان است،کاملاً در اشتباهيد. انجام حرکات کششي روي عضلات سرد ممکن است منجر به آسيب ديدگيشود. مهم نيست که چه ورزشي مي خواهيد انجام دهيد، بهتر است قبل از شروع ابتدابدنتان را گرم کنيد و بعد حرکات کششي را انجام دهيد. بهترين روش براي گرم کردن نوعسبکي از همان ورزشي است که مي خواهيد انجام دهيد. مثلاً اگر ميخواهيد پياده رويکنيد، ورزشتان را با 5-3 دقيقه پياده روي کند شروع کنيد. تمرينات کششي ملايم را نيزبعد از تمريناتتان انجام دهيد نه قبل از آن.
نکته 5 – براي متناسب شدناندامتان هيچوقت دير نيست.
اگر سنتان بالاي 50 سال باشد دليل بر اين نيست کهنمي توانيد ورزش کنيد، حتي اگر هيچوقت در طول عمرتان ورزش نکرده باشيد. باوجودسالهاي سال زندگي يکجانشيني، هنوز هم مي توانيد به ورزش و تناسب اندام روي بياوريد. در يک تحقيق مشخص شد افراديکه در زندگي گذشته خود ندرتاً ورزش مي کرده اند، به هماناندازه کسانيکه 10 سال به طور منظم ورزش مي کرده اند، مي توانند به تناسب اندام دستيابند.
نکته 6 – چرا با بالا رفتن سن کاهش وزن دشوارتر ميشود؟
تغييراتي که با بالا رفتن سن در متابوليسم، ساخت بدن، نيازهاي غذايي، وميزان فعاليت بدن ايجاد مي شود، کاهش وزن را کمي دشوارتر مي کند. با بالا رفتن سن،متابوليسم بدن کندتر مي شود و بدن کالري کمتري مي سوزاند. اما، دليل ديگر اينسوزاندن کمتر کالري، اين است که ميزان فعاليت ما نيز کاهش مي يابد. فعاليت جسماني وورزش بدون شک بهترين راه براي مقابله با کند شدن متابوليسم بدن ميباشد.
نکته 7 – چه مقدار بايد ورزش کنيم تا بدن به چربي سوزي برسد؟
گرچه 15 دقيقه ورزشکمي چربي مي سوزاند، به طور کل 30 دقيقه طول مي کشد تا بدن به سراع ذخيره چربي هايبدن برود. اگر قصد داريد وزنتان را پايين بياوريد، بايد 30 دقيقه تمرين با شدتمتوسط مثل پياده روي، را سه روز در هفته در برنامه خود قرار دهيد.
نکته 8بهترين ورزش براي کاهش وزن کدام است، پياده روي يا دو؟
يک مايل پياده روي بههمان اندازه يک مايل دويدن کالري مي سوزاند. بعلاوه، پياده روي فوايد خاصي برايکاهش وزن دارد. نيمي از سوخت بدن در حين پياده روي از چربي ها تامين مي شود. اما طيدويدن، کمتر از يک سوم کالري هاي سوخته شده از چربي ها تامين مي شود.
نکته 9بيشترين منبع چربي براي خانم ها کدام است؟
برخلاف آنچه که تصور مي کنيد،چربي هاي بدن شما به خاطر خوردن گوشت يا شيريني جات نيست. مقصر اصلي همان سسسالادتان است که %9 از چربي مصرفي شما را تشکيل مي دهد. به جاي سس سعي کنيد ازآبليمو، فلفل و کمي نمک براي چاشني سالاد استفاده کنيد.
نکته 10 – سيريال: شکل هم اهميت دارد.
فيبر موجود در پوست گندم ساليان سال است که دفاع مکمي درمقابل سرطان به ويژه سرطان روده بزرگ به حساب مي آيد. تحقيقات جديد نشان مي دهد کهدر سيريال هاي صبحانه، شکل اهميت بسيار زيادي دارد. بااينکه پوست گندم براي مقابلهبا سرطان روده آلت دفاعي خوبي است، اين تحقيق دريافته است که پوست گندم گرم شده وفراورده اي تاثير بيشتري دارد. پوست گندمي که براي مصارف تجاري به شکل نوارهايکوتاه و ترد درآمده است در جلوگيري از سرطان روده کارآمدتر است.
نکته 11سايز ميانتنه تان را کم کنيد.
خانم هايي که ورزش مي کنند کمتر از خانم هاييکه ورزش نمي کنند دچار چربي شکم مي شوند. يک تحقيق جديد نشان داد که خانم هايي که 5روز در هفته به مدت 30 دقيقه ورزش کرده اند، 17 درصد کمتر از خانم هايي که ورزشنکردند دچار چربي شکم شده اند. بهترين ورزش هم همانطور که قبلاً ذکر شد پياده روياست.
نکته 12 – آيا عادت داريد شب ها غذا بخوريد؟
شما مي توانيد هروقت که ميل داشتيد غذا بخوريد. اکثر خانم ها تصور مي کنند که اگر شامشان را درهنگامبخورند مستقيماً در بدنشان تبديل به چربي خواهد شد. طبق يک تحقيق جديد، هيچ جاينگراني نيست. محققان دريافته اند، خانم هايي که بيش از R از کالري هاي مصرفيشانرا بعد از ساعت 5 عصر مصرف مي کنند، درمقايسه با افراديکه بيشتر کالري هاي مصرفيشانرا در طول روز مصرف مي کنند، چربي بيشتري به دست نمي آورند. مهم مقدار کالري هايياست که در روز مصرف ميکنيد نه ساعت مصرف آن.
نکته 13 – آب بخوريد....وزن کمکنيد.
خيلي از افراد نمي دانند که آب راه بسيار خوبي براي از بين بردناشتهاست. افراد زيادي تشنگي را با گرسنگي اشتباه مي گيرند و درنتيجه پرخوري ميکنند. دفعه بعد که خواستيد به خوردن تنقلات روي بياوريد، به جاي آن يک ليوان بزرگآب بنوشيد. اگر هنوز گرسنه تان بود، احتمالاً يک خوراک مختصر مي تواند گرسنگيتان راتا وعده غذاي بعد از بين ببرد.
نکته 14 – آجيل= قلبي سالم.
اکثر ماخوب مي دانيم که آجيل حاوي ميزان زيادي چربي است. از اينرو آنهايي که خيلي نگرانوزنشان هستند، از خوردن آن خودداري مي کنند. اما آيا مي دانستيد که چربي موجود درآجيل از جمله چربي هاي غيراشباع بسيار سالم است؟ تحقيقي جديد نشان مي دهد کهافراديکه بيشترين ميزان آجيل را مي خورند، کمترين احتمال ابتلا به بيماري هاي قلبيرا دارد.
نکته 15 – از خوردن چيپس اجتناب کنيد.
چيپس ها هم مثل همانچيپس هاي سيب زميني هستند شايد بدتر هم باشند. هر 30 گرم از اين چيپس ها چيزيدرحدود 150 کالري دارد که تقريباً 10 گرم آن چربي است.
نکته 16 – خمير بادامزميني و موز؟
درست است. خمير سيب زميني و ساندويچ موز که با نان گندم کاملدرست شده باشد، براي سلامت قلب شما بسيار مفيد است. بادام زميني، موز و گندم حاويميزان زيادي ويتامين B6 مي باشند. طبق تحقيقات جديد، افراديکه بالاترين ميزانويتامين B6 را دارا هستند، کمتر در معرض ابتلا به بيماري هاي قلبي قرار دارند. منابع خوب ديگر براي اين ويتامين عبارت است از: سينه مرغ و سيب زمينيپخته.
نکته 17 – بهترين راه براي کسب آنتي اکسيدان هاي ضد پيري
آبانگور بنوشيد. آنتي اکسيدان موجود در يک ليوان آب انگور معادل آنتي اکسيدان موجوددر 12 موز، 11 هلو، و 41 فنجان کاهو مي باشد.
 
 -----------------------------------------------------------------------------------
شما تحت تاثير كدام رنگ هستيد؟
متولدين فروردين: سرخ
رنگ سرخ سبب شده تا متولدين فروردين به دفعات عصباني شوند ولي به محض آن كه شراره هاي خشم خاموش شد به سرعت تبديل به آدم هايي شاد و بانشاط مي شوند. متولدين فروردين افرادي آرمانگرا٬ مصمم و با اراده هستند و از احساسات گرايي خوششان نمي آيد. هيچ كس نمي تواند مثل آنها قاطع و خشن باشد ولي در اين حال كمتر كسي معصوميت و عاطفه آنها را دارد. آنها هرگز تحمل شكست را ندارند وبه گونه اي افراطي راجع به نتيجه نهايي هر چيز٬ از عشق گرفته تا مسابقه فوتبال٬ بسيار خوشبين هستند. آنها جنگجويان خوبي هستند و با مغز خود خيلي ماهرانه مي جنگند. مخالفت ديگران و موانع و مشكلات براي آنها سرگرمي و مايه نشاط است و از آن لذت مي برند. آنها هيچگاه منتظر موفقيت نمي نشينند بلكه با شتاب به سوي آن ميد روند و به همين علت كمتر به ديگران وابسته اند.
متولدين ارديبهشت: صورتي
متولدين ارديبهشت خيلي به ندرت نگران مي شود. هنگامي كه كارها مطابق خواست او انجام نمي گيرد٬ اخم مي كند اما عصباني نمي شود! خويشتن داري و صبر از صفات ذاتي رنگ دروني اوست و به مدد همين خصوصيات كارهاي خود را خيلي راحت انجام مي دهد و چيزي نمي تواند مانع او شود. وفاداري و صداقت نسبت به خانواده و دوستان از صفات بارز اوست. همچنين به شجاعت و دلاوري او بايد مدال طلا داد چرا كه هيچكس مثل او نمي تواند اين همه از خود مقاومت نشان دهد. ممكن است سمج و لجوج باشد ولي بردباري او مثال زدني است.

متولدين خرداد: نقره اي
رنگ دروني متولدين خرداد آنها را به افرادي دلسوز٬ مهربان ٬ خونگرم و صادق تبديل ساخته كه حركاتي سريع تر از بقيه ولي دلپذير دارند. متولدين خرداد از كارهاي يكنواخت و تكراري بدشان مي آيد و به همين علت كارهاي روزانه باعث مي شود كه فكر كنند همچون پرنده اي در قفس اسير شده اند. اين افراد ذاتا بي قرار هستند و همواره در پي هيجان و تغيير و تنوع هستند و اگر در يك جا ثابت بمانند افسرده مي شوند. آنها با مهارت هاي ذاتي خويش چنان در ذهن مخاطب طوفان به راه مي اندازند كه هيچ كس متوجه تغيير مسير ذهن نمي شود و اينگونه است كه مي توانند به اسكيموها يخ بفروشند و به افراد بدبين رويا !

متولدين تير : خاكستري
تيرگي رنگ دروني متولد تير سبب مي شود كه گاهي اوقات بداخلاق شود. چنانچه از كسي ساعت را پرسيديد و با اخم جواب داد٬ يا در سر ميز غذا از كسي نمكدان خواستيد و با عصبانيت به شما پرخاش كرد احتمالا او يك متولد تير است كه دوباره دچار بدخلقي شده و از زمين و زمان بيزار است. در اين حالت فكر نكنيد كه از دست شما عصباني است بلكه او از دنيا نااميد شده است . اين حالت او موقتي و گذراست و فورا به همان آدم دلنشين هميشگي تبديل مي شود. متولد تير همچنين قوه تخيل پرقدرت خود را به خوبي تحت كنترل دارد و تمام حالات دروني خود و ديگران را فورا دريافت كرده و در حافظه قوي خود ثبت مي كند.

متولدين مرداد: طلايي
رنگ دروني متولدين مرداد غروري شاهانه به او بخشيده به طوري كه هميشه مي تواند ميزبان باشكوهي باشد. اوبه سختي مي تواند حس برتري جويي خود بر ديگران كنترل كند و همواره رفتاري فخر فروشانه دارد او برعكس متولدين فرودين كه اغلب سعي مي كند از يك چاه خشك آب بيرون بكشد٬ انرژي خود را بيهوده تلف نمي كند و از همين رو يك سازمان دهند خوب است و به راحتي مي تواند وظايف و اعمال خود را سامان دهد . هر گاه كه از خودنمايي دست مي كشد دستوراتي كه صادر مي كند بسيار موثر هستند .

متولدين شهريور : نارنجي
نخستين موضوعي كه در مورد متولدين شهريور جلب توجه مي كند آن است كه وي طوري رفتار مي كند كه انگار مسأله مهمي درذهن خود دارد و او در تلاش است كه آن را حل كند. يا گاهي اوقات احساس مبهمي به شما دست مي دهد كه انگار او از چيزي نگران است. اين احتمال واقعاُ وجود دارد زيرا نگراني براي او كاملاً طبيعي است و لبخند دلپذير او هميشه مشكلات بزرگ او را مخفي مي كند. اين انسان كمال گرا را نمي توانيد در محافل اجتماعي پيدا كنيد. احتمال اينكه تا ديروقت شب در محيط كار او را بيابيد بسيار بيشتر از آن است كه در ميهماني او را ببينيد!

متولدين مهر : آبي
رنگ آبي آسماني فطرتي هنري به او بخشيده كه از نور و موسيقي ملايم به شدت لذت مي برد. تأثير آرامش و هماهنگي بر سلامتي متولد مهر معجزه آساست. هنگامي كه در بستر بيماري مي افتد قرار گرفتن در محيط عاطفي و خواندن كتاب هاي دلپذير تأثير فوق العاده اي بر سرعت بهبود او خواهد گذاشت. متولد مهر در هنگام گفتگو با ديگران ابتدا تاجايي كه مي تواند وراجي مي كند و بعد مشتاقانه به حرف هاي طرف مقابل خود گوش مي دهد٬ در دعواهاي ديگران هميشه نقش ميانجي را بر عهده مي گيرد و واضاع را آرام مي كند و صلح و صفا برقرار مي سازد.

متولدين آبان : سفيد
چنانچه از يك متولد آبان بپرسيد كه مي تواند به شما كمك كند يا نه٬ به سادگي مي گويد: ((بله )) يا ((نه))! بنابراين اگر آدم احساس و زودرنجي هستيد از او در هيچ موردي نظر خواهي نكنيد زيرا او هر حقيقتي را رك و راست و بي رحمانه بر زبان مي راند. درپاسخ هم مي گويد كه شما پرسيديد و او جواب داد. متولد آبان اصلاً اهل تملق گويي و دروغ بافي نيست يعني منش خود را بالاتر از آن مي داند كه دست به چنين كاري بزند. بنابراين اگر شما در موردي تعريف كرد يقين داشته باشيد كه از صميم قلب گفته و ارزش آن را بدانيد.

متولدين آذر: بنفش
متولدين آذر اغلب اوقات شاد و خونگرم هستند. ولي هنگامي كه از صميميت فطري آنها سوء استفاده شود آنگاه از كوره در مي روند. عصيان عليه صاحبان قدرت و قوانين و مقررات دست و پاگير در ميان متولدين آذر شايع است. او هرگز از دعوا و در گيري فرار نمي كند و از كسي كمك نمي خواهد. همچنين متولدين آذر هرگز تحمل اين را ندارد كه كسي آنها را به ناذرستي و عدم صداقت متهم كند. يك اتهام غير منصفانه و بيجا ممكن است خشم آنها را شعله ور كند٬ پس در نحوه بيان كلمات با متولدين آذر خوب دقت كنيد چرا كه آنها اول دست به عمل مي زنند و بعد به عواقب آن مي انديشند !

متولدين دي: قهوه اي
رنگ قهوه اي٬ عملگرايي متولد دي را نشان مي دهد. او براي حكمراني اصلاً احتياج ندارد كه به خودنمايي بپردازد و ترجيح مي دهد كه ديگران جلو باشند و او قدرت پشت صحنه بماند. البته گاهي متولد دي از ياد مي برد كه بلند پروازي و جاه طلبي خود را مخفي نمايد و تا موقعي كه رئيس گروه نشود٬ دست به كار نمي زند. به ياد داشته باشيد كه متولد دي هميشه به گونه اي رفتار مي كند كه تصور مي كنيد كه مانند پر نرم و بي آزار است اما در حقيقيت مانند ميخ محكم و كوبنده است .

متولدين بهمن: زرد
متولدين بهمن تركيبي از خونسردي٬ عملگرايي و بي ثباتي هستند و به نظر مي رسد كه با افراد همدلي دارند و فقط با چند كلمه صحبت مي توانند اضطراب آنها را كاهش داده و آرامشان كنند. اين توانايي آنها احتمالاً به خاطر سيستم عصبي قوي و پرتوان آنهاست. متولدين بهمن معمولاً در انزواي خواصي فرو مي روند و مردم معمولاً به درستي آنها را درك نمي كنند زيرا به خوبي نمي توانند با دنياي خيالي و آرماني آنها ارتباط برقرار كنند. متولدين بهمن عليرغم آنكه دوستان زيادي در اطراف خود دارند ولي دوستان صميمي و نزديك چنداني ندارند .
متولدين اسفند: سبز
رنگ بخشنده فطرت آنها سبب شده تا اصولاً عاري از هر نوع حرص و طمع باشند. سرشت دلپذير٬ جذاب و در عين حال تنبل متولدين اسفند شما را تحت تأثير قرار مي دهد. او نسبت به همه قيد و بندهايي كه محدود كننده هستند بي اعتناست به شرط آنكه آزادي خيال پردازي را از او نگيرند و بتواند بنا به خواست خود زندگي كند. او همچنين در مقابل توهين ها٬ تهمت ها و نظرات ديگران نيز بي تفاوت است٬ بنابراين خيلي به ندرت ممكن است عكس العمل شديدي از او ببينيد. البته فكر نكنيد كه كلاً آدمي بي خيال است زماني كه احساساتش جريحه دار شود با زيركي خاص خود به نيش و كنايه مي پردازد و طرف مقابل را مورد ريشخند و استهزاء قرار مي دهد
----------------------------------------------------------------

 

Sat, 12 Jul 2008 04:57

قهوه و بادنجون براي تناسب اندام

 

بزرگي شكم و درمون آن:
چربيذخيره شده در شكم يكي از مقاوم ‌ترين و در عين حال هشدار دهنده ‌ترين نوع چربيهاست.
افزايش دور كمر آقايان بيش از 102 سانتي‌متر و در خانم ها بيشتر از 89 سانتي‌متر منجر به افزايش خطر ابتلا به ديابت و بيماري‌هاي عروق قلب مي‌شود (سندرم متابوليك) و به هرحال از لحاظ زيبايي هم يكي از دغدغه‌هاي افراد محسوبمي‌شود.
پس براي رهايي از آن لطفاً به نكات زير توجه بفرماييد:
1-
چربي شكم، چربي ذخيره‌اي بدن است، بنابراين مقاوم ترين چربي در برابر رژيم لاغري وورزش مي باشد. براي درك بهتر اين موضوع به اين مثال دقت فرماييد:
اگر شخصيمبتلا به سرطان را در مراحل آخر زندگي او ديده باشيد، مي بينيد كه تمام چربي هايبدن او از بين رفته است، ولي چربي شكم او همچنان وجود دارد.
پس بايد خيليپشتكار داشته باشيد و با تلاش زياد منتظر نتيجه بمانيد.
2
تنها راه درمانچربي شكم، رژيم غذايي اصولي و ورزش است. فقط و فقط با اين د