حال و هواي انتخابات
ماهم مير حسين موسوي ايي شديم رفت.تموم ماشينم پراز عكس موسويه كه چسبوندم وهمچنين نوار سبز.اولين باره كه براي كسي تو زندگيم تبليغ ميكنم.دلايل محكمي دارم براي خودم كه فكر ميكنم اين آدم ارزش تبليغ كردن رو داره.نميگم همه چيز كامله اما دلم ميخواد مملكتم اگر اصلاح نشد حداقل بدترازين نشه.دلم ميخواد كاري براي اين آدم بكنم.تا اينجا راي 2 نفر كه نميخواستن اصلا شركت كنن براش گرفتم.فكر كنم درحد خودم همينش كافي باشه.به هرحال راي ندادن مساويه با وضع فعلي.نميدونم كساني كه تحريم ميكنن انتخابات رو چطور مي تونن كارشون رو توجيه كنن؟؟آيا خيلي راضين؟؟ نميدونم. مدتها بود هيچ انتخاب خاصي نداشتم و فقط داشتم تحقيق ميكردم.تا همين چند روز پيش بود كه موسوي رو براي راي دادن به عقايد و جهان بيني خودم نزديك تر ديدم. هيچ وقت تو هيچ انتخاباتي نديدم ملت با زن و بچه و پير و جوون تا ساعت 4 صبح كه خبرشو دارم زير پل پارك وي جمع شن و براي موسوي فرياد بزنن.هيچ زموني اين همه شور براي انتخابات رو در مردم و خودم نديده ام.اميدوارم تنها كسي كه اصلح تره و مقبول تره انتخاب شه.با اينكه زمونم كمه و با اينكه براي نامزدم وقتي رو از پيش برنامه ريزي نكردم اما حتي اگه انتخابات وسط امتحاناتمم باشه بازم حاضرم سر جلسه امتحانم نرم وتو انتخابات شركت كنم. من هنوز از مسافرت نرسيده به خيل مشتاقان موسوي پيوستم.و وييرتبليغات گرفتم. البته ميگم مسافرت قصدم سفر نبود بلكه مي خواستم خواهر گرامي رو براي رفتن به يه سفر كاري كه قراربود بعنوان حق الوكاله يه ماشين برداره و يه سري قرارداد تنظيم كنه رو كرج برسونم تا كارمندش برسوندش شمال.اما دلم نيومد و تا خود شمال رسوندمش. برگشتني هم چون با همون ماشيني كه گفتم خواهري برگشت منم مجبوري براي اولين بارتنهاجاده چالوس رو اومدم.اصلا نميدونستم تعطيله.بابا اين ملت عجب علافن.تا دوروز تعطيل ميشه همه عين مورچه ميفتن تو جاده هاي منتهي به شمال ويه مسير 4 ساعته رو بايد 16 ساعته بري.اول كرج كه به ترافيك رسيديم از لطفي كه در حق خواهرم كردم پشيمون شدم چون تا الان حوصله ترافيك رو نداشتم و هميشه 3 شب براي سفراز خونه ميزدم بيرون.اين سفر كاري يه روزه خيلي خسته ام كرد.بماند كه هم شامش و هم نهارش يه عالمه كباب ترش كه پره مغزگردوهست با يه عالمه كته پرروغن خوردم.آخ زيتون پرورده رو يادم رفت بگم.خلاصه بازم اين سفر بود كه اراده رو ازم گرفت و منم ديگه همه چيز در حد وحشتناك لمبوندم.تهرون كه رسيدم 14 ساعت عين جنازه بيهوش بودم چون هر شب اين چند وقت اخير بالاترين تايم خوابيدنم 3ساعت بود.حسابي بدن درد گرفته بودم و كلافه بودم.الان اما بهترم و قراره دوساعت بخوابم و پاشم برم دانشگاه كارت دانشجوييم رو بگيرم.اين سفر اخير بدجوري منو به فكر فرو برد كه چگونه و با چه روشي ميشه تو مسافرت و يا جاهايي مثل شمال كه هوا شرجيه و غذا ي ساعت به ساعت مي طلبه بايد جلوي اين شيكم وامونده رو گرفت؟؟ هنوزنتونستم روشي براش كشف كنم.من اينقدر سفرم عجله ايي شد كه حتي هيچي براي خودم برنداشته بودم چه برسه به اغذيه رژيمي.بايد يه راهي باشه براي كسي كه تو اين شرايط حاد و بحراني گير ميفته.خيلي سعي كردم اما اينقدر آب و هوا بد بود با اينكه ساعتي پيش غذا خورده بودم و حتي اعلام كرده بودم كه شام نخواهم خورد حمله كردم به يه بشقاب برنج.يعني نتونستم تحمل كنم.مني كه از عيد برنج نخوردم و نونم درحد يك كف دست نتونستم تحمل كنم.خدا به خير كنه.نميشه كه سفر نرفت و صورت مسئله رو پاك كرد.شماهايي كه زياد ميرين مسافرت چه ميكنين؟؟چاق نميشين؟؟من 2902 كالري زدم به رگ.اونم در عرض يك روز. پي نوشت: برنامه هاي انتخاباتي ميرحسين موسوي از شبكه هاي مختلف تلوزيون ايران: سه شنبه 12خرداد88-شبكه چهار-ساعت18:30تا19:30- برنامه پاسخ به كارشناسان- به مدت 60 دقيقه -چهارشنبه 13خرداد88-شبكه سه-ساعت 22:30 تا 24- برنامه مناظره- به مدت 90 دقيقه پنج شنبه 14 خرداد88-شبكه سه-ساعت 22:30تا 24- برنامه مناظره- به مدت 90 دقيقه جمعه 15 خرداد88-شبكه خبر-ساعت 19:30 تا 20- برنامه گفتگو- به مدت 20 دقيقه شنبه 16 خرداد 88-شبكه جام جم-برنامه مستند-مدت 20 دقيقه يك شنبه 17 خرداد 88-شبكه سه-ساعت 22:30 تا 24-برنامه مناظره- به مدت 90 دقيقه دوشنبه 18 خرداد 88-شبكه يك-ساعت 21:45 تا22:15- برنامه مستند 2- به مدت 30 دقيقه سه شنبه 19 خرداد 88-شبكه دو-ساعت 22:45 تا 23:30- برنامه گفتگوي ويژه خبري- به مدت 45 دقيقه - شماره ويژه جهت اس ام اس به مهندس مير حسين موسوي: 10001388 فرداي زيبايي رو براي ملت ايران آرزومندم. پيروز باشي ايراني

