يه خبر مهم(بالحن پيلا پيلاتو كارتون سندري پيتي و كناخونده بشه)لطفآ
اگه دعوام نميكنين بگم كه امروز رفتم رو ترازو
درسته قول دادم
اما خوب ديگه
نشد.اين دل ديگه بيش ازين طاقت نياورد.
وزن من 60.5 شده.اصلآ باورم نميشد.
يعني چيزي تا هدف سال جديدم نمونده.
اگه يه كم رعايت كنم هدفم دست يافتني است.نميدونين از شوق ديدن دوباره دهه 50 چه انرژي مضاعفي گرفتم.اصلآ روي ترازو رفتن بعده يه مدت كلي به آدم انگيزه ميده.البته به شرط اينكه قبلش گند نزده باشيم.
من كه يه كوچولو لابلاي اين چند روزدسته گل به آب دادم.ولي خوب ترازوي مهربون من گويا اونها رو ناديده گرفته.منم بهش قول دادم تا عيد رو قولم بمونم واون عدد خوشگل رو بهش هديه بدم.عصري از ذوقم 5 دقيقه دويدم.
ولي خيلي سعي نكردم با زور بيشتر ادامه بدم و تايم دويدنم رو بيشتر كنم.ميخوام خورد خورد به بچه هاي جاده ابريشم برسم.
يه ساعت هم پياده روي داشتم و طبق معمول 7 ساعت رانندگي كه خودش كلي كالري سوزوند.
امروز بعده مدتها پياده رويم بيرون بود و كلي روحيه ام عوض شد.با اينكه ساعتهاي طولاني بيرون از خونه و بدون غذاي رژيمي بودم اما در برابركليه وسوسه هاي اعم از پيراشكي شكلاتي و ساندويچ و پيتزا و غذاي رستوران مقاومت كردم.فقط سبزيجات خوردم و يه ليوان شير.از خودم بي نهايت راضيم.شلوارسايز 38 برام گشاد شده و 36 هم تنگمه.
چقدر بده آدم هي پشت هم سايز عوض ميكنه و ازهمه بدتر گير كردن بين دو تا سايزه كه اصلآ نميدوني چي بايد بپوشي.كاشكي زودتربه سايز جديد برسم تا دايم هي دستم به شلوارم نباشه كه بخوام بكشمش بالا.چون اصولآ از كمربند بدم ميادواولين كاري كه با لباسهاي كمر بند دار ميكنم اينه كه كمربندشونو ميندازم يه گوشه الانه كه به كابردش دارم ميرسم.جالبه كه اين شلوارهايي كه از تنم ميفته روزي اصلآفكر پوشيدنشونم نميكردم.
وقتي ما ميتونيم اين همه تغييرات در خودمون بوجود بياريم واقعآ به اون قدرت احترام ميذارم.
هيچي مثل شلوارتغييرات رو در آدم نشون نميده.با اينكه من مشگل چاقي بالاتنه دارم و سيبي شكلم امااصلآلاغر شدن بالاتنه ام رو احساس نميكنم.
اين همجواري وزن 60 با دهه 50 منو بي نهايت به تكاپو انداخته.
پس پيش به سوي بهار 88
زنده بادوزن 59 كه در واپسين روزهاي 87منتظرم خواهد موند تا با هم سالي جديد رو با وزني جديد جشن بگيريم.
ازهمين امروز اين عدد دايم جلوي چشامه تا روزي كه بيام با يه پستي شبيه اين پست با خبررسيدن بهش 59 دوست داشتنيموواقعيت ببخشم.ميدونم يه جايي و يه روزي اين ور سال اون عدد داره انتظارمو ميكشه .شيرينيشو ازهمين حالا دارم حس ميكنم.
انسان هرچيزي رو كه اراده كنه ديري نخواهد پاييد كه اون چيزرو درمشتش خواد داشت.
هيچ تلاشي بي نتيجه نخواهد موند.
اگر عمري باقي بود
پس تا اون روز


tavallod tavallod...na tavallod kabud ke
...az bas shirini nemikhoram ah kam hafeze shodam
..beram shokolati shirini...chizi bokhoram..

