رستوران گردي رژيمي
تجربه اين هفته من
استفاده از همون پاپ كورنهاي تهيه شده در ماكروويوه كه بي نهايت جلوي حملات گرسنگي رو ميگيره.
شبهايي كه ميخورمش صبح كاملآ احساس سيري دارم.
هر 50 گرمش وقتي حاضر ميشه حجم بسيار زيادي رو ايجاد ميكنه كه هم چشممو سير ميكنه و هم دلم رو.
امروز رفتم يه عالمه ازين ذرت هاي خشك خريدم و زموني كه زيادي حالت حمله به غذا بهم دست ميده و يا احساس ميكنم كه يه اسب رو درسته خواهم خورد و يا غذاي رژيمي كه نداشته باشم و تحملمم براي حاضر شدنش كم باشه سريع پاپ كورن درست ميكنم و داغ داغ مي خورم.واقعآ مفيده و براي من جواب داده.
براي ساير تنقلات هم ميخوام از ماست فريز شده داخل قالب يخ استفاده كنم بجاي بستني و ازدونه هاي انگور يخ زده و ساير ميوه هاي اينچنيني جاي هله هوله پر كالري غير مفيد.
يادم باشه براي خودم يه كادوي خوب بخرم براي اينكه دختر خوبي بوده ام و هركسي جاي من بود دووم نمي آورد.
هرشب سفره خونه و رستوران وبوفه بودم.
از اول هفته از نايب شروع شدوديشب زيتون بوديم و امشب بيگ بوي.فكر ميكنين من چي خوردم؟؟
نصف سالادشونو بدون سس همراه با يك آب معدني.اصرار هيچ كس هم باعث نشدهدف من كم رنگ بشه.حتي ژامبونهاي سالاد رو هم جدا ميكردم و لب به سرسوزني ازشون نزدم.
امشب فقط يه قطعه كوچيك پيتزا روچون از مدتها قبل دلم ميخواست خوردم.
ديروزداشتم ميرفتم داروخونه سر راهم بوي آشي كه از يه مغازه ميومد مستم كرد و عين اين هيپنوتيزم شده ها رفتم سمت اون مغازه و يه كاسه ازش خريدم و آوردم اما به محض رسيدن به خونه چهارقاشقشو خوردم وبعدش تموم اون كاسه روكه هركاري كردم كسي بهش لب نزدو همه سير بودن ريختم تو يه سري ظرفهاي كوچيكي كه ظرفيت چهار قاشق فقط داشت تا هربار كه دلم آش خواست يه دونه ازين 4 قاشقي ها بخورم.آخه من خيلي هوس آش ميكنم و خيلي هم دوست دارم.
اين كاري كه كردم يعني فريز آشي كه جلوي روم بودبرام بي سابقه بود.ازخودم تعجب كردم.تموم اين اراده رو مديون انارستانم كه به من ياد دادچيزي رواز برنامه غذاييم حذف نكنم و در حد چشيدن همه چيز برام مجازه.


