من برگشتم
دوستهاي گلم سلام
ببخشيدكه ازخودم خبر ندادم.
يه سفر ناگهاني پيش اومد كه مجبوربودم برم.اين چند روزه هم درگيريم زياده و نميتونم پست جديد بذارم اما مطمئن باشين وبلاگاتونو ميخونم و سرفرصت سعي ميكنم ازشرمندگيتون بيام بيرون.ايميلهاي جديدي هم از دكتر تغذيه ام رسيده كه سر فرصت براتون ميذارمشون.
بخاطراينكه نگرونم بودين ممنونتونم و سعي ميكنم زودي به جمعتون برگردم.
درمورد جداولم بايد بگم كالري يادداشت نكردم چون ترازو نداشتم و همه چيز چشمي بوده.سعي كردم مراعات كنم.ازين به بعد تصميمم اينه كه تا عيد خودمو وزن نميكنم چون بالا پايين رفتنهاش منو دچار استرس ميكنه.يه بار درتموم عمرم ميخوام 5 هفته وزنم رو نبينم.ميخوام يهويي خودمو سورپرايز كنم.چون كم شدن ناچيز هفتگيمم زياد خودشو نشون نميده و ارضام نميكنه.
روزهاي پراسترسي رو در پيش خواهم داشت كه تكليف خيلي چيزها درزندگيم قراره مشخص شه.مردم هر تصميم زندگيشون تو يه دوره هست ولي چند تا تصميم براي من همزمان شده.اوضاع روبه راهه .فقط فكرم خيلي مشغوله. 5 تا تصميم مهم تا عيد روي زندگيم تآثيرخواهد گذاشت.دعاكنين بهترين تصميماتمو بگيرم.
پام خيلي خيلي بهتر شده.اين روزها سعي كردم روزي يه ساعت پياده روي رو حتمآ داشته باشم.چقدر دلم ميخواست برم استخرولي با اخرين تصويري كه تو ذهنمه هركاري كردم نشدخودمو راضي كنم با اينكه ميدونم زمستونهاوضعيت بهتري دارن.كاش ميشد كلاس رقصمم از سر بگيرم ولي با شرايط فعلي و اين 5 تصميم نميخوام مشغله جديد و معادله جديدي براي خودم بوجود بيارم.
ازهمه مهربونهايي كه نبودنمو حس كردن و با كامنتهاي پرمحبتشون شادم كردن سپاسگزارم.


