Dorost khordan nakhodran nist

ايمان دارم تا عيد 59كيلو در سلامت كا

My Profile

  • Name: هستي
  • City: Tehran
  • Region: Hormozgan
  • Country: Iran

My Weight Loss

Height: 157.0cm
Start weight: 77.00kg
Current weight: 62.00kg
Goal weight: 45.00kg
Lost to date: 15.00kg
Remaining: 17.00kg

My Calendar

26
May '12
< May >
S M T W T F S
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

My Photos

Before After

راهي كه دوباره مي پيمايمش

ديروز خواهرم يك ميليون تا مواد غذايي رژيمي براي من خريده بود.اين باعث تعجب من شد چون كمتر ميبينم كه خواهري بخوادبراي خونه خريد ميوه ايي و سبزيجاتي كنه.چون اصلآ وقتشو نداره.امادرحين كارش سريع خودشو رسونده بود خونه تا اينها رو به من برسونه .بعدشم كه با دهان بازازديدن اون همه خرت وپرت كه براي چندين ماه رژيمم كافيه   پرسيدم اينا چيه؟ گفت : "شروع كن ديگه رژيمتو ول نكن. خودتو تو آيينه نديدي زشت شدي؟؟نمي بيني عين خرس شدي؟؟"بايد بگم يكي از مشوقهاي اصلي من همين خواهرمه كه وقتهايي كه لاغر ميشم كلي ازم تعريف ميكنه وبه به وچه چه ميگه و وقتهاييم كه وا ميدم بازم خودشه كه شروع ميكنه به مسخره كردن و دعواكردنم.

خلاصه كه بعد ازچند مدت بازرسي فني تو آيينه  كلي شرمنده شديم.و تصميم گرفتيم از فرداكه شنبه است دست به كار شيم.با اين وضع پاي چلاق (نكنه بر وزن الاغ بوده باشه؟) كه قراره تا دوهفته ديگه تو گچ باشه و هي بشينم بخورم و ورزش نكنم و بخوابم ديگه ميشم خود گودزيلا.فردا شروع ميكنم با وزن 66كيلويي كه اين ترازو نشون ميده.تصميمم هنوز به همون يه پا رقصينه.فعلا كار ديگه ايي به ذهنم نميرسه كه بتونم انجام بدم و به پام فشار نياد.

خدارو شكر درد پام خيلي خيلي كمتر شده و بهتره بگم كه اصلآ درد نداره.فقط گاهي كه زياد سرپا مي ايستم درد ميگره.تا الانم منتظر بودم بهتر شه تا رژيمو از سر بگيرم.پس الان ديگه بهونه ايي نيست وفرصت خوبيه.

برنامه رژيمم همون برنامه قبلي خواهد بود .فقط با اين تفاوت كه بايد از وزن 66 برنامه رو دنبال كنم.

تصميم ديگه ام براي اين دو هفته ايي كه خونه ام اينه كه اگه خدا بخواد چند تا نرم افزارجديد مربوط به سازه رو ياد بگيرم تا ازين وقتهاي مرده بهترين استفاده رو بكنم.كلاس زبانم بعد از آزاد شدن پام ادامه ميدم كه به گمونم بيفته واسه يه ماه ديگه كه شروع ترم جديدشونه.

امشب دوباره براي يه شروع ديگه با خودم و خدا عهد ميبندم و اميدوارم كه ديگه مشگلي پيش نياد كه مجبور به ترك رژيم بشم.تنها كار مثبتم تو اين دوره دو هفته ايي خوردن غذاهاي رژيمي بوده كه هيچ فايده ايي نداشته چون ازون ورشم هي غذاهاي غير رژيميم باهاش ميخوردم .يعني يه جورايي دوبل ميخوردم كه اين يعني گشادي معده.بايد سعي كنم در درجه اول هدفم تو رژيمم تنگ كردن معده ام باشه .اولين گامم پخت سوپ سبزيجات و يا سبزيجات بيشترتو غذاهاي رژيميمه تا اول دوباره به غذاهاي رژيمي خالص در طول روز عادت كنم و سپس در هر دوره زموني معين از مقدار سبزيجاتم كم كنم تا كم كم معده ام كوچيك بشه.

چون درد خانمان سوز تموم چاقهاي دنيا تو همين معده گشاده.فرقي نميكنه با آب و سوپ رژيمي گشاد بشه يا بااغذيه چرب و چيل و پركالري.وقتي كه حجم معده كم بشه حتي با دريافت غذاهاي نوع دوم هم وزن به ميزان خيلي زيادي افزايش پيدا نميكنه و لازم نيست آدم هميشه احساس گرسنگي رو با خودش داشته باشه.

چون با همون مقدار كم هم سير ميشيم و از غذا لذت ميبريم.

فقط كافيه كم كم و تدريجي از مقدار غذا بصورت نامحسوس كم بشه تا به مقدار دلخواه برسيم.اول هر كاري سخته اما به مرور عادت ميشه.

دوباره از فردا نوشتن ريزخوراكيهام شروع خواهد شد.كه درين نوشتنها جادويي است بس شگرف كه رازقدرت انسانهاي موفق درهمين كاغذ و قلمه.

نوشتن نظم هم مياره و استمرار و پايبندي هم مساوي است با رسيدن به وزن هدف.يعني ميشه اون روز براي من هم برسه و جشن بگيرم؟؟

خدايا چقدر دلم ميخواد وزن دهه 50 رو ببينم حتي اگه اون وزن 59 باشه .قبل ازين اتفاقها خيلي بهش نزديك شده بودم.و در دو قدمي من بود درست همون زموني كه وزنم 60 كيلو بود.اما حالا اشكالي نداره دوباره هدفم رو همون 59 فعلآ قرار ميدم تا ببينيم بعدآ چي ميشه و چه عددي هدفم خواهد بود.

سخت ترين چيز ممكن براي آدم همين راه رفته رو دوباره رفتنه.يه جورايي مثل حس تجديد شدن يه شاگردمدرسه اييه .به نظرم اصلآ لذت نداره عددي رو كه قبلآ روي ترازو ديدي با تلاش مجددت دوباره ببينيش.ولي چاره ايي نيست بايد دنبال انگيزه هاي نو بگردم.ديگه عددنزولي  ترازو ارضام نميكنه.امشب بيشتر بهش فكر خواهم كردتامحكم تر از صبح فردا شروع كنم.يه تعدادي لباس كه سوغاتي بوده و يا خودم خريده ام و حسرت پوشيدنشون به دلم مونده بيرون گذاشتم كه  بيشتر وارسيشون كنم تا دلم بيشتربخوادشون تا بشه انگيزه قدرتمند راه رفته ايي كه بايددوباره ازهمون مسير بقيه راهمو بپيمايم.

Comments to this post:

Az tarafe Niruye bartar(Niaz)

 

Movafagh bashi hastie golam, be omide khoda ke ham me'dat kuchik mishe ham be zoodie zood be vazne hadafet miresi, faghat vel nakon

dal li

  
Na-na-na-na بلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللله که حاضرم
 
کلی هم خوشحال شدم مرسی هستی جونم 





چه بامزه

 

کامنت قبلیم رفته دومین کامنت شده
 
خجالت نمیکشه میبینی هستی جون؟؟؟هنوز حق تقدم بلد نیست رعایت کنه
 
اره هستی جون اینجوری که میگی حق با توهه
 
ببین من دختر عمم هم میخواست بره از این بالون ها بذاره میگفت جراحی هم نداره
میخوریش تو معدت خودش باز میشه
ولی میگفت دوستش گذشته فاییده نداشته
یعنی میگفته اره سیر هستی ولی دلت میخواد بخوری مثه قبل
اونوقت یکم زیاده روی بکنی بالا میاری
اون که تحمل نکرده بود
حالا نمیدونم

salam

سلام هستی جون

وای پات چی شده؟

ایشالا که زود زود خوب شی

باهاتم بدجور تا از دست این بیست کیلو خلاص شیم

وای کاش منم خواهر داشتم چه خواهر مهلبونی من الان به شدت نیاز به یه مشوق دارم

برات آرزوی سلامتی دارم
بوووووووووس

Niaz

Vai, Are!!!!!!!!!!! Piaz ba vojood hezar khasiatesh, ama khob eshteha ra ham badjoori baz mikone,Havase cholo kabab kardam ba ye piaze gonde :)

Omidvaram paat zoodtar khoob beshe, zoodi migzare, negaran nabash:)

Jadval nemishe tooye extrapound gozasht?

Kisses n Hugs

vaaay

 Woohoo 

سلاااااااااااااااااااااااااام هستی جون
اخی دست گلش درد نکنه که انقد به خواهر گلش میرسه
خی حالا هستی جون یه نفس عمیق بکش که میخوام دعوات کنم:
 
 اهم اهم....
 
تو چی میگی دختر ؟این حرفا یعنیچی؟ راه دوباره رفتن یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟
اخه دختر خوب تو فکر کن اگه تو این مدت همین یه ذره رعایت رو هم نمیکردی یا اصلا بزار بر عکس بگیم اگه بیشتر پرخوری میکردی الان ممکن بود به جای 66/70 کیلو باشی
در ضمن شاید اگه این مدت با ول کردن رژیم وزنت بالا نمی اومد دیگه انگیزه نداشتی که وزنت رو کم کنی!!!!!
دختر خوب انقدر نگرانی بزرگ کوچیک شدم معدت نباش
دیروز بابا یه مهمون داشت متخصص تغذیه بود
یعنی تغذیه خونده بود و فوق تخصص بیماریهای قلبی و...اینا هم بود
  میگفت اصلا بزرگ کوچیک شدن معده به این راحتیها که فکر میکنین نیست
یعنی اصلا فکر نکن با این مدت زیاد خوری معدت بزرگ شده
فقط اینکه عادت کرده مثلا تا حد انفجار پر باشه 

ببخشید

ببخشید


حالا هم هستی جون ما زود زود عادتش میده که نخیر معده خانوم یا معده اقا اصلانم از این خبرا نیست
ما هم هی میایم اینجا کف میزنیم واست رژیم لد نیستیم بگیریم دست که بلدیم بزنیم
 Raise The Roof 1


دال لی

 Smile راستی هستی جون الان هم وزن شدیم





سلام

 هستی جون ممنون از کامنتت !

واقعا دست خواهرت درد نکنه انقدر به فکرته ! ایشالا که پات هم زودتر خوب می شی و کلی روزای خوب با ني ني موچ خواهی داشت ! من واقعا باید ازت اراده یاد بگیرم اگه این اتفاقا برای من می افتاد حالا حالاها دنبال توپم نمی رفتم !

سلام

 

هستی  جان سلام . خوشحالم که بهتری و ممنون از مطالب مفیدی که می  گذاری. نمی دانم چرا سیستم بدن  اینجوریه من قبل شروع این رژیمم سه کیلو کم کرده بودم بعد آلرژیم عود کرد و خوب تقریباً جز شیر خوردن در حد روزی 5-6 لیوان ناپرهیزی دیگری نکردم تازه کلی از چیزهایی دیگه کم کرده بودم ولی ظرف یک هفته آن سه کیلو برگشت 

salam

بازم آفرين به اراده تو تلنگره خواهرت كه واقعا به موقع بوده.خدا به ما تپلان در هيچي استعداد نداده باشه استعداد چربي فراوان در كمتر از يك شب رو داده......نگران نباش واقع بينانه هدفتو تعيين كن عجله هم نكن چون سلامتيت اولويت اوله.موفق باشي دوستم

hi dear

 Salam Hastie jan,

i'm sorry to learn that you've broken your leg. I hope it gets better real soon.

yes, it's an excellent idea to log your food intake. i'll try to come and check on your log later on.

hugs,

Jeer




Login to add your own comment.

Tracker