زندگي زيباست
خدارو شكر ميكنم كه امشب حالم بهترشده.ميگن آدمها تو سختي اطرافيانشونو ميشناسن واقعآ حقيقت داره.خوشحالم كه دوروبرم پره از آدمهاي دلسوز و با مرام كه شب و روز فكر و ذكرشون حل كردن مشكلات منه و دنبال كارهاي من دويدنه.
واقعآ تو اين دوره زمونه ازين دوستها كم پيدا ميشه.
تموم خونه ما پر شده از سبدهاي زيباي گل.همه ميدونن رژيمم برام گل ميارن .اصولآ گل خيلي بهتر از شيريني و شكلاته چون روح آدم رو تازه ميكنه و صفا ميده.
.دوستانم هركدوم دنبال يه كارين.يكي بيمه .يكي كارهاي بانكيم .يكي امورات مربوط به كارم و ...
يكي از دوستان گلم هم شده مسئول پخت غذاهاي رژيمي چون نميشه از مادر انتظار داشت با اين حال و احوالاتش برام جدا غذا بپزه.طفلي اين دوستم از صبح تا شب يا دنبال پرونده هاشه يا دفترشه و شب كه ميشه از شرق تهرون مياد غرب كه غذامو بهم برسونه.اسمم گذاشته كلاغ چون با يه پا ورجه وورجه ميكنم.خلاصه اينكه كلي منو ميخندونن تا مشكلاتم يادم بره و به چيزي غير از استراحت فكر نكنم.
خدا گرزحكمت ببندد دري
زرحمت گشايد در ديگري
داشتم امروزفكر ميكردم خوشبختي در ذهن انسانهاست.
من امروز خودم رو دختر خوشبختي ديدم كه گرچه شرايطم كمي نامساعد شده اما خيلي چيزهارو هنوز دارم كه ميشه براشون سپاسگزار بود و قبلآ نميديدمشون.
من خدارو دوست دارم و ميدونم تنهام نذاشته و نميذاره چون بوي شب بورودراطرافم حس ميكنم.من او را اكنون لمس ميكنم كه به ياريم اومده تا آروم باشم.آرامش الانم رو مطمئنم از اوست.
گرچه ماشينمو از دست دادم و سرنوشتش معلوم نيست كه بيمه خسارت روميده يا نه و اينكه پايم درحد شكستن به سختي ضرب ديد و خونه نشينم كرد اماناراحت نيستم.
چون اينها نشونه است.
نشونه بارز اينكه جايي بايد ميرفتم كه شايد سرنوشتم رو عوض ميكرد و خدا خونه نشينم كرد تاهمچنان آرامشم باقي باشه.خدايا براي اين آرامشم سپاسگزارتم و ميدونم بد برام نميخواي چون بهت ايمان كامل دارم.
گاهي لازمه براي بد خوشحال شد چون شايد تقديري بدترقرار بوده برامون رقم بخوره .
خداياتو آرامش مني و من آرامشم رو فقط و فقط از تو ميخوام.
زندگي زيباست وفاصله بين آن با مرگ دمي بيش نيست.چه اين يك دم راخوش باشيم و چه ناراحت بالاخره به انتها خواهد رسيد پس چه خوب است كه همراه لبخندي زيبازندگي رو زيباتر ببينيم.


