Dorost khordan nakhodran nist

ايمان دارم تا عيد 59كيلو در سلامت كا

My Profile

  • Name: هستي
  • City: Tehran
  • Region: Hormozgan
  • Country: Iran

My Weight Loss

Height: 157.0cm
Start weight: 77.00kg
Current weight: 62.00kg
Goal weight: 45.00kg
Lost to date: 15.00kg
Remaining: 17.00kg

My Calendar

26
May '12
< May >
S M T W T F S
    1 2 3 4 5
6 7 8 9 10 11 12
13 14 15 16 17 18 19
20 21 22 23 24 25 26
27 28 29 30 31    

My Photos

Before After

اسراري در مورد چربي

 

 

چربي کلمه اي است که اکثر ما نمي خواهيم حتي اسمش را بشنويم، به خصوص وقتي صحبت ازبدن خودمان به ميان مي آيد. چربي ما را ياد هيکلي چاق، لباسهاي تنگ و زندگي نامتوازن مي اندازد. با وجود اينکه چربي نقش بسيار مهمي در بعضي از عمليات روزانه بدندارد و هم جنبه هاي مثبت و هم منفي دارد.
اين کلمه ي چهار حرفي رازهايي درخود پنهان دارد که شما نمي دانيد...
1-
سلول هاي چربي مي توانند شش برابرخود بزرگ شوند
وقتي بيش از مقداري که مي سوزانيد کالري مصرف مي کنيد، سلول هايچربي شش برابر اندازه ي خود بزرگ مي شوند و شروع به زياد شدن مي کنند—از 40 بيليونگرفته و در بزرگسالان به 100 بيليون نيز مي رسد. همه سلول هاي چربي را در خوددارند. اين سلول ها قبل از تولد شروع به شکل گيري مي کنند. تقريباً در 16 سالگي،سلول هاي چربي بدن بالغ مي شوند و بعد از اين زمان شيوه ي زندگي و ژن ها در کاهش ياافزايش وزن تاثير مي گذارند.
سلول هاي چربي براي زنده ماندن ضروري هستند وبه سيستم انرژي ذخيره ي بدن کمک مي کنند. چربي که فوراً به منظور سوخت استفادهنشود، براي استفاده هاي آتي ذخيره مي شود. به همين دليل، وقتي هر روز غذاهاي پرکالري مي خوريد، سلول هاي چربيتان بزرگتر و بيشتر مي شوند و باعث افزايش وزنتان ميشود.
2-
سلول هاي چربي استروژن اضافي در خود پنهان مي کنند
حتي مقدار کمياضافه وزن روي تعادل هورمون هايتان تاثير مي گذارد و به بيماريهاي مختلفي منجر ميشود. استروژن که هورموني مخصوص خانم هاست در خود چربي ذخيره مي کند و به ميزانبسيار کم اين هورمون در آقايان هم ديده شده است. اما زماني که وزن اضافه مي کنيد،ميزان استروزن در بدن بالا رفته و منجر به ساير بيماري ها مي شود.
اگر چهوجود هورمون استروژن در مردها نيز ضروري است چون تمايلات جنسي را کنترل کرده،عملکرد مغز را بالا مي برد و از قلب محافظت مي کند. زماني که ميزان اين هورمون دربدن بالا مي رود، ميزان تستوسترون کاهش مي يابد و بسياري از مردها در اين شرايطاحساس خستگي کرده، عملکرد جنسيشان پايين مي آيد و در بعضي موارد باعث بزرگ تر شدنپروستات نيز مي شود. به عبارت ديگر بايد بگويم که افزايش ميزان استروژن در مردهاهيچ عوارض جانبي خوبي ندارد.
3-
اگر وزن زيادي کم کنيد، سلول هاي چربي دربدنتان کوچک و جمع مي شوند، اما از بين نمي روند
داشتن 100 بيليون سلول چربي بهخاطر وزن زياد ترسناک به نظر مي رسد. خبر خوبي که مي توانم بدهم اين است که شما حتيبعد از اينکه سلول هاي چربي در بدنتان بزرگتر و بيشتر شده اند هنوز مي توانيد وزنکم کنيد. در واقع، وقتي وزن کم مي کنيد، سلول هاي چربيتان منقبض و کوچک مي شوند. اگرچه تعداد کليشان کم کم کاهش مي يابد، اين سلول ها از نظر متابوليسمي فعاليتکمتري پيدا مي کنند و در بدن باقي مي مانند و منتظر مي مانند تا شما دوباره به سمتغذاهي پر کالري برويد تا دوباره متورم شوند.
به اين معني است که بهتر استهميشه در وزني نرمال باقي بمانيد تا مداوماً کاهش يا افزايش وزن داشته باشيد. کسيکه هميشه وزن نرمال خود را حفظ کرده است خيلي راحت تر مي تواند براي هميشه در آنوزن باقي بماند نسبت به کسي که سلول هاي چربيش بزرگتر و بيشتر شده است.
4-
بافت هاي عصبي سلول هايي را جذب مي کنند که قابليت تورم داشته باشند
به غير ازاحساس بدي که خودتان وقتي اضافه وزن داريد حس مي کنيد، از نظر دروني نيز دچارمشکلات زيادي خواهيد شد.
بافت هاي چربي سلول هاي سيستم دفاعي بدن را کهقابليت تورم دارند را جذب مي کند. بنابراين اگر اضافه وزن داريد، بدنتان شروع بهواکنش دفاعي مي کند همانطور که در هنگام ابتلا به سرماخوردگي يا بيماري هاي ديگراين کار را مي کند.
دليل تورم اين سلول ها مقابله با بيماري است. به هميندليل بدن شما به کالري هاي اضافه ي مصرفيتان به چشم يک تهديد و بيماري نگاه ميکند.
اما نگران نباشيد. نيازي نيست که خوردن غذاهاي مورد علاقه تان را به کلکنار بگذاريد. تحقيقات نشان مي دهد که کم کردن اضافه وزن حتي 10 درصد هم مي تواندبه بهبود سلامتيتان و محدود کردن واکنش هاي سيستم دفاعي بدنتان کمک کند.
5.
سلول هاي چربي در قسمت هاي مختلف بدن، متفاوت عمل مي کنند
مردها معمولاً در قسمتهاي مياني بدن وزن اضافه مي کنند. به همين دليل اگر وزن اضافه کنيد، بيشتر آن بهسمت شکمتان خواهد رفت.
چاقي شکم توازن کلسترول را بر هم خواهد زد، چربي خون،قند خون و فشار خون را نيز بالا خواهد برد.
چربي هاي موجود در قسمت شکممعمولاً فعاليت بيشتري نسبت به چربي هاي ساير نقاط بدن دارند. اسيد چربي بيشتريتوليد مي کنند که به ديابت، بيماري هاي قلبي و سرطان هاي بخصوص منجر مي شود. چربيهاي شکمي همچنين عملکرد کبد را نيز به خطر مي اندازند.
متاسفانه، هيچ راهطبيعي براي کاهش وزن موضعي نيست. بنابراين براي اين منظور بايد کل بدن را ورزشدهيد. معمولاً وزن اضافي در قسمت هاي مياني بدن بسيار سريعتر کاهش مييابد.
6-
اگر اصلاً چربي مصرف نکنيد، عملکرد بدنتان را مختل خواهيدکرد
اگر از مصرف چربي به طور کلي پرهيز کنيد، عملکرد طبيعي بدنتان را برايانتقال ويتامين ها و تنظيم ميزان کلسترول بدن مختل خواهيد کرد.
همانطور کهقبلاً ذکر شد، وجود چربي ها براي حفظ عملکرد طبيعي بدن مثل جذب ويتامين ها و توليدانرژي مورد نياز و ضروري است. بدون ويتامين هاي محلول در چربي (A، D، E و K) بدننمي تواند به راحتي کلسيم جذب کند، توليد هورمون ها مختل مي شود و مشکلات خوني نيزايجاد مي شود.
کمبود ويتامين هاي محلول در چربي سلامتي بدن را دچار مشکلاتجدي مثل شب کوري، نرمي استخوان، کم خوني و خونريزي داخلي خواهد کرد. و زماني که بدننتواند به خوبي کلسيم جذب کند، استخوانها نيز ضعيف و شکننده خواهند شد.
7-
کالري هاي چربي بايد 30 درصد کل کالري هاي مصرفي روزانه باشند
برخلاف همه يمشکلاتي که گفته شد، چربي دشمن سلامتي شما نيست. مقدار معيني از چربي براي حفظعملکرد طبيعي بدن مورد نياز است. چربي به جذب ويتامين هايي بخصوص کمک مي کند وبالاتر از همه انرژي مورد نياز روزانه بدن را تامين مي کند.
در هر برنامه يغذايي خوب بايد حداکثر 30 درصد نيز چربي وجود داشته باشد. اما به ياد داشته باشيدکه چربي دو برابر کربوهيدرات ها و پروتئين ها در خود کالري دارد. و چربي ها انواعمختلفي دارند که بعضي از آنها سالمتر هستند.
چربي اشباع شده که از گوشت قرمزو محصولات لبني به دست مي آيد، کلسترول را بالا مي برد و نسبت به چربي هاي اشباعنشده که از خشکبار، روغن زيتون و ماهي به دست مي آيد پرخطرتر است.
باچربي ها کنار بياييد
با وجود شهرت بدي که دارد، شما باز مي توانيد با چربيها رابطه ي سالمي برقرار کرده و هميشه در وزني مناسب بمانيد. در اينجا به چند نکتهاشاره مي کنيم:
·
سعي کنيد از چربي هاي سالم (روغن زيتون، خشکبار و روغنماهي) استفاده کنيد و از استفاده ي چربي هاي زيان آور دوري کنيد.
·
سعي کنيداز محصولات حيواني (گوشت و لبنيات) به تعادل استفاده کنيد.

·
اگر ديديد کهبه خاطر زياد پشت ميز يا ماشين نشستن شکم آورده ايد، به باشگاه هاي ورزشي برويد.
چه ماهي ؟ چه نوع بوسه؟
دوست داريد بدانيد كه چطور احساسات گرم و سوزان معشوقه تان را ارضاء مي كنيد؟ اين نوشته در مورد سبك بوسيدن متولدين ماه هاي مختلف است.
 اميدواريم با خواندن اين نوشته بتوانيد با شخصيت معشوقتان بيشتر آشنا شويد و ببينيد كه لب هايتان چه سرنوشت عشقي براي شما رقم مي زند!

 
برج حمل (فروردين)
بوسه هاي شما تند و سريع و بسيار پرحرارت هستند كه نشانگر حس شهوتران و لذت طلب شماست، اما اين احساس داغ و سوزان خيلي زود فروكش مي كند.

برج ثور (ارديبهشت)
بوسه هاي شما با تعلل صورت مي گيرد اما بوسه هايي ژرف و با احساس هستند كه پي در پي مي آيند و مي آيند و…

برج جوزا (خرداد)
بوسه هاي شما با فوران خنده، لبخند و مسخره بازي قطع مي شود.

برج سرطان (تير)
بوسه هاي شما گرم و لطيف است، و دوست داريد تا ابد به آن ادامه دهيد…

برج اسد (مرداد)
بوسه هاي شما وحشي و پراحساس، همراه با چنگ زدن و گاز گرفتن است. هيچگاه موقع بوسيدن از بروز احساسات خود جلوگيري نمي كنيد و دوست داريد ديگران شما را به اين خاطر تشويق كنند.

برج سنبله (شهريور)
بوسه هاي شما بسيار دقيق، ظريف و ماهرانه است و معشوقتان زماني متوجه آن مي شود كه شما كارتان را تمام كرده ايد

برج ميزان (مهر)
آن قدر نگران وضعيت تنفستان هستيد كه نمي توانيد خوب به بوسيدنتان بپردازيد.

برج عقرب (آبان)
شما خيلي زود از بوسيدن مي گذريد و به سراغ چيزي مي رويد كه پشت سر آن برسد.

برج قوس (آذر)
بوسه هاي شما غافلگير كننده و خود به خودي هستند كه باعث مي شود معشوقتان بيش تر و بيش تر طلب كند.

برج جدي (دي)
بوسه هاي شما لحظه ي خلاص شدن و آزادي از استرسي است كه در طول روز اسيرتان كرده است.

برج دلو (بهمن)
بوسه هاي شماخيس است و هنگام بوسيدن چشمانتان را باز نگاه مي داريد!

برج حوت (اسفند)
بوسه هاي شما رويايي، خيال انگيز، عاشقانه و ابدي است.
هفته نوشت خودم:

سلام به دوستان خوبي كه بهم سر ميزنين

سلام مخصوصم به "انارجون"گل كه زحمت كشيده تابلوي اعلاناتشو معبري به خونه من قرار داده.

انارعزيز ممنونم ازت.بارها خواستم برات تو وبلاگت كامنت تشكر بنويسم اما نميدونم به طرز عجيبي يه هفته است كه انارستان براي من باز نميشه.

نميدونم چرا.

كمون ميكردم براي تموم كسايي كه اينترنت پرسعت ندارن همين گونه است اما امروز كه از لپ تاپ "خواهري"

امتحان كردم ديدم انارستان باز شد و كلي ذوق كردم و از شدت ذوق حتي يادم رفت كامنت بذارم.

تا يه مدتي كه داشتم انارستان و دوستاي گلم رو به خواهري معرفي ميكردم و وبلاگمو نشونش ميدادم.بعدشم كار پيش اومد و چون خواهري اينا اگه خدا بخواد فردا عازم دبي هستن بايد كارهاي عقب مونده اشو انجام ميداديم .همين شد كه زياد نميتونستم تو انارستان مهمون باشم.الانم تو اطاق خودمم و در خدمت شما.

ديروز صبح زود آگاهي بودم.ازم خواسته بودن براي بازگشت يه سري اجناس سرقت شده از ماشينم برم تا يه حلقه لاستيك بگيرم.شبش و شب قبلترش اصلآ نرسيده بودم بخوام.حالا منو تصور كنين چطوري خودمو رسونده بودم اونجا .خواب آلود تموم اتوبانها رو اشتباه رفتم و تو ترافيك صبح زود هم گير كرده بودم و حسابي كلافه شدم.تموم مدت خواب بودم.دم در آگاهي ازدهام مردمي بود كه مثل من تو همون تاريخها از ماشينهاشون سرقت شده بودحتي بعضي ها چهار تا چرخ ماشينشونو برده بودن و زيرش آجر گذاشته بودن.

خلاصه گفتم تا يه ساعت ديگه كه جلسه تموم شه و در رو براي مردم باز كنن برم تو نونوايي كه همه محلي ها ازش خريده بودن صبحي داشتن ميبردن واسه يه صبحوونه توپ و يه نون تازه بخرم و كمي ازش بخورم.

راستش از بس نون دست مردم ديدم دلم خواست.

حالا گشنت باشه و خيلي سال باشه نون داغ نخورده باشي.چون از بس تو خونه ماهمه تنبلن صبح كسي نمره دنبالش و ترجيح ميديم از همون فريزشده هاش بخوريم يا نونهاي سوپري.

با يه قيافه خواب آلود رفتم تو صفش.اولين بارم بود خوب.گفتم واسه يه دونه كه صف وانميستن.چشتون روز بد نبينه كه گفتن يكي ايي هم صفيه و صف اون هم يه كيلومتر بود.خلاصه الهامات شيكمم عزممو جزم كرد بايستم و بالاخره فاتحانه مالك يك عدد نون داغ بشم و عقده ايي خالي كنم.

تموم مدت يه خانمه رو گير آورده بودم و مدام سوال پيچش ميكردم.خانوم نون دونه ايي چنده؟

خانوم چقدر طول ميكشه؟

خانوم چرا يه دونه رو نميدن؟

خانومه قيافه خواب آلود سه شب نديده منو كه ديده بود حتمآتو دلش فكر كرده بود طفلي حتمآ از پشت كوه اومده كه اين چيزها رو نميدونه.

خلاصه نونه رو كه خريدم به محض رسيدن به آگاهي ديدم همه رفتن تو و بخاطر يه نون موندم ته صف.و نونه رو پرت كردم تو ماشين و حتي نتونستم وقت كنم بخورمش.جلوي مردمم كه نميشد بلومبوني.پس گفتم وقتي كارم تموم شد ميخورم بماند كه تا نه ساعت بعدم نتونستم و نرسيدم اون نون داغو كه اين همه واسش زحمت كشيدم رو بخورم.و بازم آرزو به دل موندم.

خلاصه بعده يه مدتي قرار شد يه حلقه لاستيك بدن.لاستيك امريكاييمو بردن به جاش يه حلقه درجه دو مارك گند ايروني رو دادن .يعني براي هفتصد هزاري كه من خرج كردم اونا اينو داده بودن.بعدشم چون پدرم دعوام كرده بود كه چرا اينجور جاها ميرم و ولش كنم و اينا ديگه لاستيكه رو هم نميتونستم ببرمش خونه.پس مجبور شدم بنا به توصيه همون آگاهي بفروشمش .شايد بالغ بر دويست تا لاستيك فروشي رفتم و هر بارم قيمتش ميومد پايين..آخرم اون آخريه يه چيزي گفت كه واقعآ سوختم و تو دلم گفتم حتي اگه پدر اينو ببينه و دعوام كنه بهتره تا منت اينا و بزخري اينا رو ببينم.

يارو ميگفت اگه يه پنج هزاريم روش بدي اينو برش نميدارم چون درجه دوهست و كار منو خراب ميكنه پيش مشتريام.ممكنه بره زير ماشين خواهرم و يا مادرم و اينا.منم بعده اين همه مصيبت گفتم نميفروشمش و حتي حاضر شدم بندازمش سطل آشغال.فقط دلم ميشوخت براي روزهايي كه پاي اعلام سرقت به دادگاه و پاسگاه و كلانتري و آگاهي و اينا رفتم و اين همه بنزين سوزوندم و بدترش تو اين هيري ويري درس خوني چند روزم تلف شدآخرشم حتي نتونستم بيست هزار بفروشمش.

ميخواستم برم تو كار تجارت ..اما با اعصابي كه ازم خورد شد ديگه نزديك بود گريه ام بگيره و چند بار تا مرحله انفجار رفتم و برگشتم.ديدم به به عجب تاجر موفقي ميشم من.

اينقدر بد و بيراه به خودم گفتم .تا برگشتم خونه.دور از چش همه پرتش كردم ته انباري.گشنه و تشنه رفتم يه كوچولو از همون نونه بخورم ديدم عين يخ سرد شده.چه فرقي ميكرد.بازم نون فريز مثل همين بود ديگه.

انيا رو گفتم تا براي شما هم درس عبرت بشه.

مردم اموال خودتونو خودتون مراقبت كنين و مواظبت كه اگه خداي ناكرده بلايي سرشون بياد ديگه اومده و هيچ اميديم به كسي نيست.ديگه رفته حسابش كنين.

چون اينجوري هم اعصابتون سر جاشه .هم پول بنزين اضافه نميدين و بازم علاوه بر اموال مسروقه چيزي از جيب پرداخت نميكنين و هم وقتتون مثل من تلف نميشه.

براي وقت مردم ارزش قايل نيستن

من كه هفتصد تومن داده بودم اون بيست تومن كجاي منو ميگرفت آخه؟

واقعآ سوختم ه بهم سر ميزنين.

.

بگذريم.

خبرهاي خوشي هم تو اين چند مدت بوده.

دوستان تهروني خيابون وليعصر " اس اف سي" رو كه ميشناسين؟
نرسيده به پارك وي

خواهري چند شب پيش اونجا يه "تلوزيون 29 اينچ"

برنده شد.هميشه مرغهاشو دوست داشت و ميخورد اما فقط تو تموم اونا يه بار فرم قرعه كشي رو پر كرده بود.

همون يه بارم جايزه ويژه رو برده بود.

ساعت يازده شب بهش زنگ زده بودن كه بره اونجا طفلي با تيپ كار رفته بود تا اون موقع هم دفتر بوده .و نرسيده بوده بره خونه.

كلي با همون خستگي و تيپ ازش با ژستهاي مختلف كنار تلوزيونه عكس گرفتن.

منم كه فضول.

همون نصف شبي خودمو رسوندم خيابون وليعصر كه خواهري زنگ زد برگردم خونه اشون.

رفتم تلوزيون رو ديدم و كلي ذوق زده شدم.

با اينكه مال من نبود اما يه عالمه ذوقيديم.

انگار به خر تي تاب دادن.

مفت باشه حالا كوفت باشه.

اونم چه كوفتيييييييييييييي:"يه تلوزيون چاق 29 اينچ باحال".

اين به عوض اون لاستيك كذايي.البته تلوزيون قبل لاستيك بود.

اما تو نتيجه گيري هفته ام جنبه مثبتش رو نگاه ميكنم.هر چند داغم تازه است ولي ديگه ما كهنه كاريم.

كورخونده كسي كه بتونه منو ناراحت كنه.

كور خونده مشگلي كه باعث بشه من نتونم درسمو بخونم.

همه اشون بايد بدونن منننننننننننننننننننن از رو نميرم.

من پوستم كلفت تر ازيناست.

سياه سرفه رو زدم زمين.

اونم از رو رفت.

ديدم هر چي لي لي به لالاي بدنم بذارم پروتر ميشه و تحويلش نگرفتم .

مريضي هم رفت يه جايي كه بيشتر بهش برسن بيشترتحويلش بگيرن.

من اصلآ نديدمش.

تو خواب چند بار حالت خفگي بهم دست داد.

فقط استراحتمو بيشتر كردم و مراقب تغذيه ام بودم اما درسمو خوندم و بهونه ايي نديدم كه بخاطرش ماتم زده شم.

استراحتم سر زدن به وبلاگم بود و خونه خواهري رفتن كه اين روزا بخاطر سفرش بيشتر كمكش كنم.

وقتهايي كه برق ميره افسرده ميشم.

نور شمع رو دوست دارم و گاهي تاريكي مطلق.

اما دوست دارم شمعمو زموني روشن كنم كه بدونم برق هست نه اينكه اجبارآ از چهره شمع فيض ببرم.چون اينجوري بهم حال نميده افسرده ميشم.سعي ميكنم تو تايمهاي بيداريم برم بيرون.

پس زموني كه برقامون قطعه من بيرونم.حتي روزها.نميدونم چرا اينطوري شدم شايد مربوطه به اين دوره درس خوندم كه دپ ميشم.شايد بگذره بره.نمشه گفت شايد ديگه برق قطع نشه كه ميشه اما شايد من بعده درسم دپ نشم.

فندق جون.ممنون ازت كه پيغاممو به انار رسوندي.

من حتي به ايملمم دسترسي ندارم كه بتونم براش ميل بزنم ناچار مزاحم تو شدم.

دوستاي گلم يه خواهش كوچولو ازتون دارم.

خيليهاي شما هنوز منو نديدن.پس در تصوراتتون هر زموني كه يادي از من نقش ميبنده يه "هستي لاغر در حال درس خوندن تصور كنين و شاد.چون آخريش مهمتره .چون شاد يودن يعني فارغ از هر مشگل و هر چيز بد.

به تصاوير ذهني همتون نياز دارم.

ميگن اگه چند ذهن در يك جهت با هم همسو شن.پيكان محكمتري به سوي هدف اون شخص نشونه گيري ميشه.

و بهتر ميتونن اونا به اون شخص كمك كنن.و اون شخص زودتر جواب ميگره.

غزال عزير:

من سعي كردم تو پست قبلي هفته نوشتمو بنويسم اما اين اكستراي قاطي نذاشت.خوب اين هفته با اين مقدار روده درازي پست قبلي رو هم جبران كردم.

"ليلي عزيز"

خط اول همون كيلو گرم رو ميگه.من خواستم "پوندي" ها هم بتونن كالري رو محاسبه كنن اما اون خط قروغاطي شد.

پس خط اول اگه به كيلوگرم حساب ميكني وزنت رو اصلآ نيازي به شماره يك نداري. برو تو گام بعديش.

بعدشم من بخدا با خط درشت مينويسم نميدونم يه بار درشت ميشه و يه بار ريز

اكستراست ديگه چي كار كنيم؟

ليلاجون-رخي جون-رقي جون--آلبالو جون-بهارك جون-آرتميس جون-خانوم گل جون-لي لي جون- بهار جون- گل بهار جون-دكتر سارا جون- آزي جون-سيب و زينب جون-سالومه جون-و بقيه دوستاني كه الانم يادم نيست.از همگي شماها ممنونم بخاطر لطف كثيرتون بهمكهوقت ميذارين و بهم سر ميزنين.

انار جون از تو هم ممنونم بخاطر رهبريت يك گروه بسيار كار آمد وخوب.

شاد باشيد و توانگري رو براي تك تكتون آرزومندم.

Comments to this post:

salam

ماشالله. از وقتی پیغامت رو دیدم تا حالا دارم میخونم. همین الان تموم شد. هه هه.

هستی جون این چند وقته همش مشغول جمع و جور کردن وسیله ها بودیم. خونه حسابی بهم ریخته بود و بقیه اوقات هم بیرون بودیم. پس فردا بفرستیم بره خیالمون راحت. تازه این وسط علاوه بر کار زیاد غر زیاد هم میزنم.از جمع و جور کردن اینجوری متنفرم. عمرا اگه بخوام بازم اسباب کشی کنم.

نارحت نکن خودت رو. میدونم البته در این شراطی اجتناب ناپذیره ولی سعی کن کمتر اعصابت رو خورد کنی. مملکت همینه دیگه. کاریش نمیشه کرد. کنار بیا. یه جوری ذهنت رو مشغول چیزهای بهتر و خوبتر و آینده روشن تر برای خودت و ایرانمون کن.اینجوری کمتر حرص میخوری و ناراحت میشی.

عسکه مال استراسبورگه که توی یاهو گذاشتم. عضوشدی؟ اونجا باز نشد یعنی؟ 

والله از کار اینترنت دیزلی ایران هیچکی سر در نمیاره.من که اصلا و ابدا . حالا بذار برگردم ببینم اصلا میتونم اینترنت بگیرم و استفاده کنم. من اگه صفحه برام زود وا نشه میزنم لپ تاپ رو درب و داغون میکنم. شوهرم میدونه من اصلا اعصاب اینکه منتظر باشم رو ندارم. نافمم با اینترنت بریدن. حالا موندم چه کنم. بعدشم تا مدتی که بریم خونه اصلی خودمون و معلوم بشه کدوم شهر بریم و کجا ساکن بشیم باید بریم احتمالا همون خونه شمالمون که من اتفاقا اصلا حال و حوصله اونجا رو هم ندارم.فکر کنم دست کم یکی دوماه اینترنت خبری نباشه. جز اینکه کارتی چیزی بگیرم که اونم جریاناتش طول میکشه.

 

salam

آهان. ویدئو یوتوب بود.آخونده بود داشت چرت وپرت میبافت واسه خودش. همون بهتر ندیدیو اعصابت خورد میشد مثل من.

ااا راست میگی؟نه خواب دیدم شوهرم روی شونه هاش یه ماهیه کوچیک داره وول میخوره همش. البته خوب هر چی اون داره مال منه. پس ایشالله یه پول خوب میخواد بیاد ولی از کجا؟

نکنه قرعه کشی این فروشگاهی که پریروز بودیم برنده میخوایم بشیم؟ قراره صد یورو جایزه بدن به برنده فکر کنم.

 

salam

سلام هستی جون،

از آشنايی باهات خيلی خوشحالم و اميدوارم که تو هم به هدفت برسي، خانومی شما که خودت کلی با اراده ای و نصف راه رو هم رفتی نصفه دومش رو هم به سلامتی می ری و می آی زير پنجاه کيلو ، البته من که الان ديگه زير پنجاه نيستم.

هستی جان چه وبلاگ پرباری داری بايد بيام سر فرصت اين همه مطلبی که گذاشتی رو بخونم. از اين ببعد سعی می کنم مرتب به وبلاگهای همه سر بزنم و با دوستان جديد هم آشنا بشم.

برات بهترين آرزوها رو دارم و اميدوارم تو هدف وزن کم کردنت و همينطور هدفهای ديگه زندگيت موفق باشی و دلت شادو لبت خندون باشه

موفق باشي

:)

آخی هستی جان بهتره واسه این چیزا خودت رو ناراحت نکنی وگرنه همیشه باید اعصابت خورد باشه اینجوری ضررت چند برابر میشه

امیدوارم روزای آینده برات بهتر باشه :)

Salam

Faghat Salam  .Hamin

:)

خواهش میکنم عزیزم کاری نکردم که

ولی واقعا جای کامنتای قشنگت تو انارستان خالیه

اتفاقی که برای دکتر سارا افتاده خیلی ناراحت کننده است من دیشب اصلا نمیتونستم جلو گریه ام رو بگیرم فقط امیدوارم که خدا خودش بهش صبر بده و دلش رو آروم کنه و کوچولو باقی مونده اش رو سالم نگه داره

 

:)

نمیدونم هستی جان واقعا عجیبه

به نظر من یه بار تمپرری اینترنت فایلزت! رو دیلیت کن ببین درست میشه یا نه یا اینکه از یه مرورگر دیگه مثل فایر فاکس استفاده کن ببین شاید با اونا باز بشه

میخوای هم یه بار از لینک وبلاگای بچه ها به انارستان برو ببین اونجوری باز میشه یا نه

من که چیز دیگه ای به ذهنم نمیرسه




Login to add your own comment.

Tracker