یه یه ساعتی میشه که از مهمونی خونه خواهرم برگشتم.زودی اومدم تا یه تجربه جدید و جالبو بهتون بگم.
خواهر گرامی دیروز رفتن 3 کیلو شیرینی خامه ایی طبق هوس بی وقتشون خریدن و چون 45 کیلو بیشتر وزن ندارن همشم بخوره چیزیش نمیشه.
نمیدونم چرا بجای همون شیرینی خشکهایی که همیشه میخرید این دفعه همش تر بود.از شانس بدم من تو تموم مواد چاق کننده فقط عاشق روغن مایع و خامه هستم و فقط یه نوع لطیفه و رولتش رو دوست دارم و به بقیه اصلآ نمیتونم نیگا کنم چه برسه بخوام بخورم.ازین بابت شانس آوردم که نه لب به چیپس میزنم نه شکلات دوست دارم و نه شیرینی خشک و ازین ات و اشغالا.فقط پفک که اونم بعده فهمیدن کالری بالاش با اینکه عاشقشم راستشو بخوایدتا میرم طرفش همش تو دلم دچار اشوب میشم که بجای چند تا دونه اش میشه خیلی چیزا خورد که همون کالری به بدنم برسه راستش تو خرج کردن کالری خسیس شدم حتی اگه پفک باشه واسه بدنم نمیصرفه.
ببینین چقدر جدیدآ اسکروچانه(همون کارتن که بچه بودیم پخش میکرد و همون اردکه که خسیس بود و سکه هاش روهم رو هم بود) حساب کتاب میکنم.
خلاصه رفتیم دم یخچال خواهر گرامی و یهویی بعد شاید 8 ماه با یه کوه از همونایی که دوست داشتم مواجه شدم.ازونجایی که چون آدمی هستم که تا یه کارو بهم میگن نکن و جیزه نمیدونم چرایهویی دلم میخواد فقط همون کارو انجام بدم.خواهرم گفت حیفه اینقدر خوب جم و جور شدی بخوای با اینا برگردونی.همین یه جمله کافی بود که من برخلاف همیشه که اگه پیش میومد یکی برمیداشتم 3 تا برداشتم.یه لطیفه و یه رولت و یه نون خامه ایی به اندازه کله گوسفند.
اولشم وسوسه شدم همون گندهه رو بخورم.رفتم خیلی شیک اخر شبی واسه خودم چای ریختم و تا اومدم یه سر سوزن گذاشتم دهنم یعنی همینی که لبم مزه اشو لمس کردنمیدونم چرا خواستم بالا بیارم.تا حالا سابقه نداشت.اینقدر توش خامه بود که فکر کنم 300 گرمو داشت.بدون کوچکترین تفکر .و تصمیم از قبل قبل از اینکه مغزم فرمون بده به خودم اومدم که دارم خامه های داخلشو درون سطل اشغال میچلونم.ازون همه فقط یه کمی نونشو خوردم.اما اصلآ احساس خوبی نداشتم.نه اینکه تنبیهی در کار باشه نه.چون امروزم خیلی خیلی کم کالری شد اگه همشم میخوردم بازم کالری اضافه حساب نمیشد.اما نمیدونم چرا اینجوری شدم.وجدان انارستانی؟یا شاید یه مدتیه که ازش نخوردم.هیچ وقت نمیتونستم ازش بگذرم.چه برسه به اینکه مرض داشته باشم از جعبه اش خونه خواهرم بردارم و بعد بندازمش سطل آشغال خونه خودمون.
حالا يه چند تايي عكس از "ابرو" بذارم كه بدون گريم و آرايشه همراه با "ابي"عزيزتو آنتاليا.
من كه خودم "ابرو"رو خيلي دوستش دارم .شمارو نميدونم.
و حالا براي رفع غبغب:
همه ميدانن كه براي خلاصي از چربي اضافه (در هر ناحيه از بدن كه باشد) بايد فعاليت چربيسوز بيشتري انجام شود.
آب كردن چربي اضافي زير چانه يا همان غبغب خودمان هم در اين مورد استثنا نيست. البته داشتن غبغب براي افرادي كه چاق هستند يا اضافه وزن دارند، امري طبيعي است، اما گاهي اين اتفاق ميافتد كه فرد با وجود طبيعي بودن وزن بدنش، با معضل غبغب دست به گريبان مي شود و البته نبايد فراموش كنيد كه وجود غبغب، تاثير زيادي بر چهره فرد دارد و اصولا باعث مي شود سن افراد، بيشتر به نظر برسد.
جراحي پلاستيك يكي از راههاي از بين بردن سريع غبغب است، اما يك راه درماني مفيد بدون درد و خون ريزي نيز براي از بين بردن اين مشكل زير چانهاي وجود دارد؛ ورزش دادن عضله اين ناحيه كه صد البته بهتر از عمل جراحي است!
براي كشيدن عضله اين ناحيه، چندين ورزش راحت وجود دارد كه به تعدادي از آنها در اين قسمت ميپردازيم:
1- كف دستها را براي 10 ثانيه به پيشانيتان فشار دهيد. اين فشار را در جهت عكس گردن و سر وارد كنيد. بايد حس كنيد كه گردن و چانهتان سفت شدهاند. اين حركت را، البته اين بار با قرار دادن دست در پشت سر، تكرار كنيد.
همين حركت را در دو طرف سر نيز تكرار كنيد. در اين حالت، دست خود را به شكل پياله كرده و آن را روي گوش خود قرار دهيد و ورزش مذكور را انجام بدهيد.
2- در ورزش ديگري كه براي رفع اين مشكل پيشنهاد ميكنيم، بايد به اين ترتيب عمل كنيد: چانهتان را بالا بگيريد و دهان خود را باز و بسته كنيد؛ انگار كه آدامس ميجويد. در اين ورزش، بايد حس كنيد كه عضلات آرواره تا گردن شما سخت شدهاند.
3- دهان خود را باز كنيد، خيلي آهسته سر خود را به عقب خم كنيد و در همين حال بمانيد. حالا لب پايين را تا روي لب بالاي خود حركت دهيد و اين حركت را چند بار انجام دهيد.
4- همانطور كه سرتان در حالت طبيعي قرار دارد(بدون خم كردن آن به هر جهتي)، سعي كنيد لب پايين خود را به بينيتان بزنيد! البته اين اتفاق تقريبا غير ممكن است، اما تلاش براي انجام چنين كاري، براي هدف شما مفيد خواهد بود.
4- بيرون آوردن زبان از دهان، آن هم به طور مداوم و پشت سر هم، عضلات دهان و صورت را تقويت ميكند و در از بين بردن غبغب نيز مؤثر خواهد بود.
من خودم يه يه ماهي ميشه تو نرمشهاي صبحم اينو قاطي كردم.خيلي موثر بوده.به شما هم اين تجربه دلنشين رو پيشنهاد ميكنم.چون عقيده دارم هيچ غبغبي قشنگ نيست و ادم شبيه "سگ آقاي پتي بل تو كارتون لوسيمي"ميشه.
با نرمش حتي ميشه فرم دماغهاي گوشتي رو هم عوض كرد كافيه يه ماه هر وقت دستتون آزاد بود رو نوكش از بيرون به طرف صورت بكشين تا نوك چاقش فرم بگيره.
تا يادم نرفته يه خبرخوشحال كننده به كسايي كه گوشتاشون شله بدم:
روند اب شدن گوشت اينه كه گوشت سفت زمون ميبره تا تبديل بهگوشت شل بشه و تازه ازون موقع است كه عملكرد لاغري و ناپديد شدن رخ ميده.اونچه هم كه باقي ميمونه همون پوسته و چون ديگه گوشت يا چربي بهش نيست چروك ميخوره.پس چه خوبه با ورزش همزمان گوشت و پوستمونو كاهش سطح بديم.
ديگه شايد نتونم بيام و منظم از بازه كالريهام و شمارش روزانه ام بنويسم اما مطمئن باشين همشونو داخل دفتر يادداشت ميكنم و پدر تموم خوراكيها رو درميارم و هيچي نميتونه از چنگم فرار كنه حتي يه ميوه كوچيك.
چيزي به امتحانم نمونده نمدونم چرا استرسم از حالا شروع شده.
اما وقتي تموم مدت شبانه روزو درس بخونم و از خودم راضي باشم حتمآ اون استرسه هم از بين ميره.
برام دعا كنين.
خالص خالص.
از ته دلتون
خيلي خيلي به اين دعاهاي خالصانه اتون احتياج دارم و پشتم بهتون گرمه.
شاد باشين.
همتونو دوست دارم دوستاي خوب من
Posted By: هستي
Comments to this post:
06/17/2008 00:35
سلام هستی خوشگلم
سلام هستی جونم
واقعا ممنون از راهنماییهات کاملا واقعیت رو میگی و کلی استفاده کردم مرسی از توجه ات
اره عزیزم خودم هم فکر میکنم خیلی کوتاه میومدم یعنی وقتی چیزی رو خواستم و نه شنیدم تقریبا بیخیالش میشدم البته بعد از ازدواج اینطور شدم چون اصلا حوصله کل کل کردن و لجبازیو نداشتم از بس که کشیکهای شبانه توی بیمارستان میدادم دیگه نایی واسه بحث کردن و ... واسم نمیموند
اما خودمم کم کم به همین نتیجه رسیدم که من فقط همین یه فرصتو واسه زندگی توی این دنیا دارم پس چرا باید از دستش بدم خداییش شوهرم خیلی ادم خوبیه وقتی میبینه توی خودمم یا کمی ناراحتم تا از دلم در نیاره و حرفامو نشنوه شده چندین ساعت از وقتش هم گرفته بشه دست بردار نیست ولی واسه بعضی چیزا یه سری دلیل میاره
بعضی وقتها خب به اقتضای سنش و تجربیاتش درست میگه و واقعا استفاده میکنم اما خب بعضی حرفاشو نمیتونم قبول کنم مثل همین گوشی خریدن که میگه این گوشی در شان تو نیست و غیره
ممنونم که به فکرمی و برات مهمه بازم ازین راهنماییهای پربار و قشنگت منو بی نصیب نذار
راستی هستی جون وبلاگ ستاره رو بخون و اونو هم از این راهنماییهات بکن چون به دلداری نیاز داره اخه الان شرایط بدی رو میگذرونه
وای عزیزم چه خوب که روانشناسی خوندی پس دیگه غمی ندارم میگم که اینهمه تجربه قشنگ و پربار بلدی پس بابا توی اینکار تخصص داری و نمیدونستم
به هر حال از داشتن دوست با سواد و مهربونی چون تو به خودم میبالم
ای بابا مگه شبکه های ترکیه رو نمی بینی خوشون اینقدر از اینا فیلم بدون آرایش تو ساحل و اینا می ذارن که نگو طفلک سیبل جان که آبرو براش نموند همه بدنش سلولیت بد شکل وای دیگه سدا سایان هم از اون بدتر واقعا گریموراشون خیلی مهارت دارن:)) اونوقت این هنرپیشه های ایران تو همین سریال مرگ تدریجی رویا دیدی صورتشون با گریمم درست نشده پستی و بلندیاش
اما مرسی واسه بقیه راهنمایی ها هنوز نخوندم اونا رو حالا می شینم می خونم مرسی هستی جون
من اصلآ از سيبل و بقيه خواننده هاي ترك غير از يكي دوتاشون خوشم نمياد.به نظرم سيبل شبيه فينگيله
همون عروسكه كه چشاش آبي بود.ولي عاشق ابرو هستم.
هم قيافه اش بهم حال ميده و هم صداي كلفت و دوست داشتنيش.ديوونه اشم.هم صورتش تپله و هم هيكلش قشنگله.
اون ابراهيم بود تاتليس ماتليس .
نميدونم.
واي اونو كه ميبينم انگاري شوهر ننه امو ديدم.
البته ببخشيد كه اينقده رك نظرمو دادم.شايد تو دوستشون داشته باشي.من در مورد صداشون نميتونم نظري بدم چون كلآ تركي بيلميرم.
اما نميدونم چرا ابرو خيلي به دلم ميشينه.با تموم وجودش ميخنده و صورتش خيلي مليحه.
خواهرم يه باركه رفته بوده اسكي اين مهناز افشاررو از نزديك ديده.چشتون روز بد نبينه پوستش داغونه داغون بودپرچاله چوله عينهو سطح كره ماه.معلوم شده با گريم اينقدرصاف و صوف ميشن.
بعده گذاشتن اون كامنت پشيمون شدم و به خودم گفتم طفلي سارا اول صبحي كه مياد يه سرك بكشه حالش گرفته ميشه.
از فضوليه كثيرمم بسيار بسيار معذرت ميخوام.
جمله كارتتم خيلي پرمعنا بود.
در زمينه روانشناسي بايد بگم من رشته تخصصيم نبوده اما مطالعات جنبيم تو اين زمينه خيلي زياده و واقعا علاقه مندم هم به اين علم و هم علم ماواءالطبيعه.درمورد شدت علاقه ام فقط به همين بسنده كنم كه خدا نكنه يه روزي از انقلاب بگذرم.حالا اگه پياده هم باشم ديگه بدتر تا بيام به خودم بيام يه گوني كتاب روانشناسي خريدم و اونقدري پول تو جيبمه كه پول بنزينم يا پول برگشتمو داشته باشم.
كتاب روانشناسي كه ميبينم ديگه خون جلوي چشامو ميگيره و تا يه جوري نخرمش اگه چند سالم ازش بگذره چشم دنبال اون كتاب ميمونه.
در مورد كتابام شبا قبل خواب يه ساعت مطالعه دارم و نت ازشون برميدارم و حتي بعضيهاشونو ميشينم عين اين خلها چندين بار بازنويسي ميكنم تا بره به خورد تك تك سلولهام.
بعده مطالعه يه يكي دو ساعتي تو تاريكي پياده روي ميكنم.خسته كه شدم ميرم جيش بوس لالا.
خلاصه زندگي ديوونه واري دارم.بيشتر باخودم حال ميكنم و تو خودمم. واسه ارامشم خيلي ارزش قايلم و حاضر نيستم با يه دنيايي عوضش كنم برا همين دوستاي كمي دارم و با جنس مخالف اصلآ نميتونم مراود ه ايي داشته باشم.
الانم كه دارم درس ميخونم مطالعه تعطيل ميشه و سعي ميكنم بيشتر بچسبم به همون درس. و از كارهاي اضافه ام بزنم.
خلاصه چاكريم
يك عدد هستيه ديوونه در خدمت شماست.
اگه يه وقتايي يه چيزي گفتم ناراحت نشو و بذار به حساب وحشي بودنش و به قول مادرم آدم به دوربودنم
..اگه يه وقتي ابراز فضل كرديم اونم خدمت پزشكاي مجربي چون شما اين را بر بنده حقير ببخشاييد كه فقط نيت علاقه است و نه پا تو كفش اساتيدي چون شما گذاشتنه.
ني ني و نو نو رو هم از طرف من يه ماچ اب آلوشون كن و حسابي بچلونشون و اون لپاي چاق و تپلشونو بپيچون تا جيغشون درآد.
بازم یه مطلب مفید هستی جان مرسی. خیلی خوشحالم که از خامه بدت اومده و با اون حرکت جانانه خالیشون کردی تو سطل آشغال. منم خامه نمی خورم. امروز صبح شوهرم به زور می خواست وادارم کنه که عسل و خامه بخورم. و حتی دعوام می کرد که چرا نمی خوری. ولی من اونقدر لفتش دادم که رفت سر کار و من خامه رو نخوردم
هستی جان سلام
قبل از هرچیز دستت درد نکنه خانوم که کلی برام تایپ کردی . حتی اگر هم برقا رفته و نتونستی بفرستی کارت برای من خیلی ارزش داره . این پستت هم راجع به نون خامه ای دل من رو که حسابی آب انداخت آخه من خیلی شیرینی خور هستم باور کن ایران که بودم وقتی یه جعبه شیرینی تر می دیدم از هر ردیفش باید یکی بر می داشتم . ولی الان اولا اینجا شیرینی خامه ای به خوشمزگی ایران نیست و ثانیا من هم دیگه به خودم قول دادم که درست بخورم .
این عکس ابرو هم که گذاشتی قشنگه من هم ازش خوشم میاد ولی وقتی هنوز پستت رو نخونده بودم و فقط اولین عکس روی مانیتورم بود یه لحظه فکر کردم که عکس خودت و خواهرته .داشتم حدث می زدم که کدومش خودتی ولی بعدا فهمیدم که اشتباه کردم !