سلامتی خود را فدای لاغر شدن نکنید
اغلب دختران وقتی به لاغری فکر می کنند، خواننده های اروپایی و یا اندام بعضی از هنرپیشه ها را مثال می زنند و می خواهند شبیه آنها شوند.
مشکل اضافه وزن وقتی به وجود می آید که آدم بیشتر از حد معمول بخورد. فراموش نکنید که با مصرف کالری کمتر و تحرک بیشتر می توانید وزن کم کنید .
لاغری شاید عملا کاری سخت و حتی برای بعضی از افراد غیر ممکن باشد، اما نشد ندارد. فقط کمی، اراده لازم دارد و یک مقداری هم جربزه برای ورزش و نرمش کردن ( تحرک بدنی ) .
کسی که تصمیم میگیرد، رژیم بگیرد باید در وزن و تناسب اندامش و مهمتر از همه سلامتیاش تغییری ایجاد کرده و برنامه غذایی معمولیاش را عوض کند. عدم تعادل بین خوردن مواد سوختی و مصرف انرژی، سبب فقر غذایی و یا ذخیره آن به صورت چربی می شود.
البته فراموش کردن این نکته هم صحیح نیست که تغذیه مناسب از شروط مهم کاهش وزن کاربردی و رسیدن به وزن مطلوب است. یعنی تغذیه ای که میزان ویتامین، مواد معدنی، پروتئین و مواد سوختی آن ( که در تغذیه، هیدرات های کربن و چربی ها، مواد سوختی محسوب می شوند) کافی باشد.
چاقی خود عامل بسیاری از بیماریها است و آدمی در حال عادی اگر لاغر باشد، یقیناً سالمتر است. اما لاغری مفرط نیز ممکن است ناشی از عارضه ای غیرعادی در بدن باشد. از این رو، چاقی و لاغری مفرط هیچ یک مطلوب نمی باشد، بلکه برقراری تعادل واقعی بین وزن و قد باید مورد توجه قرار گیرد.
امروزه اینگونه باب شده که هر وقت از زیبایی اندام صحبت می شود یا آدم به فکر آن آدم های درشت هیکل غول مانند که حتی برجستگی گلبول های قرمز و سفیدشان را می شود از زیر پوست شان دید، می افتد یا همان مدل های مانکن لاغر و استخوانی که گویا قرار است همین الان در دم جان دهند.
همه آنچه گفته شد هم مورد توافق ماست و هم تمامی رژیم گیران و رژیم پرستان(!) اما آنچه بحث را مهمتر جلوه می دهد، انتشار اخباری است مبنی بر اینکه رژیم های غذایی چه بلاهایی سر افراد می آورد تا جایی که حتی منتج به مرگ می شود.
چندی پیش اخباری در رسانه های خارجی منتشر شد مبنی بر اینکه مدلها و مانکنها سلامت خود را به خاطر نمایشهای مد به خطر میاندازند.
در این گزارشها البته ذکر شده بود بین مدلها، بیماری کماشتهایی و سوء تغذیه وجود دارد و برنامههای افزایش آگاهی و آموزش سلامتی مدلها ضروری است.
اتفاقات و اخبار موثقی رخ داده است مثل اینکه ایزابل کارو، بازیگر و مدل ۲۷ ساله فرانسوی به خاطر بیماری بیاشتهایی (Anorexia ) دیگر امکان فعالیت در صنعت مد را ندارد. یا خبر دیگری مانند گزارش مرگ یک مدل بسیار لاغر برزیلی به دلیل کماشتهایی!
مرز جنون و زیبایی
معمولا پزشکان و متخصصان عواملی چون عدم جذب مواد غذایی، وجود یک کانون چرکی در یکی از نقاط بدن مثل آپاندیسیت مزمن، یا لوزه چرکی و امثال آن، بیماریهای دستگاه گوارش و کاهش ترشحات معده، روده، لوزالمعده، کبد و امثال آن را از نشانه های لاغری مفرط بر می شمارند.
اما آنچه باشگاه جوانی برنا امروز به آن دست یافته نوعی مرض بیمارگونه از نوع خوشگل ایسم(!) است.
البته این نوعی ویروس همه گیر است که تنها از راه رسانه های دیداری و نه شنیداری از آن سوی مرزها به روش تزریقی وارد رگ های جویندگان زیبایی می شود و تاکنون توانسته عوارض منفی زیادی را نیز برجای بگذارد.
در مواردی هم شباهت اندام به فلان خواننده اروپایی و یا هنرپیشه هالیوودی به رویایی به اندازه گرسنگی های شبانه روزی بسیاری از زنان و دختران در کشور تبدیل شده است. برخی از آنها حتی اعتماد به نفس خود را قربانی ۲۵۰ گرم اضافه وزنشان می کنند.
سارا حکیمی، متخصص تغذیه می گوید: اغلب افرادی که مراجعه می کنند دوست دارند به سرعت وزن کم کنند و می توانم بگویم که همه آنها زنان و دختران هستند. البته از میان دختران هم اکثرا سنین ۱۸ و ۱۹ ساله تا ۳۰ ساله مراجعه می کنند.
این متخصص تغذیه همچنین معتقد است: از میان مراجعان، دخترانی هم به اینجا آمده اند که فکر می کنند به خاطر وزن زیاد و یا اندام نامتناسبی که دارند خواستگارشان را از دست می دهند در حالی که مطابق برآوردهای علمی وقتی بررسی می کنیم این نمونه ها حتی اضافه وزن هم ندارند. البته فکر می کنم نه به خاطر چشم و همچشمی بلکه شاید نوعی حس روانی باشد که چنین برداشت هایی دارند.
دکتر حکیمی می گوید: اغلب دختران وقتی مراجعه می کنند، خواننده های اروپایی و یا اندام بعضی از هنرپیشه ها را مثال می زنند و می خواهند شبیه آنها شوند. غافل از آن که لاغری مفرط اصلا خوب نیست بلکه ناشی از نخوردن و سوءهاضمه گرفتن است که به قول پزشکان و متخصصان امور تغذیه در شرایط حاد آن، کم اشتهایی عصبی (انورکسیا) توصیف می شود که به طور کلی در صورت تشدید مسائل عصبی بیشتر میشود.
چیزی که اغلب مانکن ها و عاشقان لاغر شدند گرفتار آن هستند. آنها ابتدا شروع میکنند فقط چند کیلو لاغر شوند و این ادامه پیدا میکند تا مرحله ای می رسد که به لاغری مفرط و بیماری تبدیل می شود. و مشکل آنکه مورد تشویق اطرافیان هم قرار می گیرند.
البته کتب و سی دی های لاغری با عنوان های “رژیم لاغری ۱۴ روزه” یا “لاغری سریع در ۷ روز”، ” رژیم سیب زمینی”، “رایحه درمانی(عطر درمانی)” و یا کتاب “لاغری با هیپنوتیزم” و دیگر عناوین هم که در تیراژهای وسیع، جایگزین کتاب های علمی و پژوهشی شده مزید بر علت به شمار می روند.
تا دیروز شاید انگشت شمار بودند آدم هایی که به پزشکان تجربی و مختصص تغذیه مراجعه می کردند اما امروزه هر کجا که می روی صحبت از آدرس فلان دکتر کرمانی، اصفهانی، شیرازی و تهرانی، مشهدی، تبریزی و … است که برای خودش مطبی زده و برای لاغر کردن مردان و زنان کمر همت بسته است. مبالغ هنگفتی نیز این وسط کاسب شده. تا جایی که پای بسیاری را به مطب های این دست پزشکان باز کرده است. تا به محض ورود، به اندازه قد و وزن می بایست کلی پول پرداخت تا کتاب های دستنویسشان را به قیمتی کلان خرید.
این مساله در حالی است که الگوبرداری های صرف از مدل های خارجی توسط جوانان همچون دیگر الگوبرداری های مدل مو، لباس، تیپ و حتی رفتار، نوجوانان را هم درگیر خود کرده است که گویا هنوز هیچ کسی در کشور خود را مسئول این گرفتاری مدرن نمی داند. تا زمانی که شاید اخبار و گزارش ها طی سال ها و یا ماه های آتی از رژیم های سخت غذایی و قرص های لاغری و یا مضرات لیپوساکشن های منجر به مرگ حکایت کنند
منبع:پزشكان بدون مرز
------------
روز نوشت من::
امروزگند زدم از بس خوردم.نهارعدس پلو با مرغ و خوراك زبون+دسربعده غذا 15گرم شكلات سوغاتي+هات چاكلت دو قولوپ و.
شام چلو شيشليك.
آخر شب :نبات داغ و دو تا ژله+50 گرم بادوم زميني و كمي نخود..
صبح: يه صبحونه توپ با 290 كالري
امروز جمعه بود برنامه دويدن نداشتم.وچون از صبح بيرون بودم نرسيدم برقصم و يا تمارين ورزشي انجام بدم.بعده اون همه هجوم كالري تازه 2 شب رسيدم خونه كه ديگه ناي ورزش نداشتم.
من تو هفته گذشته دو كيلوبا اطمينان صددرصد و 3 كيلو با شك و ترديدكم كردم.
اما امروز حسابي جبران كردم و تنها كار مفيدم خوردن مقادير زيادي آب بود و مولتي ويتامين.قسمت تراژدي مسئله اينجاست كه من هيچ حالت حمله عصبي و يا نزديكي به دوره شرايط جسماني و حتي استرس و افسردگي و ...نداشته ام.
بدتر از همه اينكه حتي الان عذاب وجدانم ندارم.
شايد به اين خاطر باشه كه هفته خوبي داشته ام و يا شايد به دليل زياده از حد بالا رفتن اعتماد به نفس.
نميدونم...!
هرچي كه هست امروز زياد خوردم.
هم خوراك زبون و هم اون كباب مخصوص متفاوت چيزي بود كه اگه نميخوردم تا مدتها نميتونستم بخورم.هم نهارمهموني بودم و هم شام پيش اومد.كه تو طول زندگيم به ندرت همچين چيزي پيش مياد.
حتي عصري اون بادومها هم به سوغاتي رسيد دستم.
و من اندكي ازون حجم زياد رو كه تصميم دارم ديگه ازش نخورم رو خوردم.
ژله هم جزو خوردنيهاي مورد علاقه منه.
ولي هيچ وقت يادم نمياد از شكلات خوشم اومده باشه و امروز زورچپون خوردمشون و اصلآ هم لذتي نبردم ازش و تنها ناراحتي امروزمم همينا بود.
با اين همه خوراكي رنگ و وارنگ تازه آخر شبي فشارم افتاد و كارم به نبات داغ و ايناها كشيد.آخه يه روز چقدر ميتونه آدم بدبياره؟؟؟؟
از حرصم اصلآ كالري نشمردم ..
تصميمم اينه كه امشب وقتي خوابيدم وصبح بيدار شدم.بشينم كالريهاي فروداده رو دونه به دونه حساب كنم و بجاي هر كالري ورودي از طريق فعاليت كالري خارج كنم.حالا يا رقص يا دويدن و ... رو نميدونمديگه.اما ميخوام خودمو تنبيه كنم كه يادم باشه به ازاي هر 300 كالري خوشمزه ايي كه در قالب يه تيكه خوراك زبون مي بلعم حدود يه ساعتم بايد برقصم تا از بدنم دفعش كنم اون همه كالري رو.
بايد به بدنم ياد بدم يه تيكه كوچولو ارزش يه ساعت جون كندن رو داره؟؟؟؟
در ضمن ميخوام اين كار رو براي مازاد كالري دريافتي روزانه ام انجام بدم و براي هرخوراكي خاص ورزشي خاص رو در نظر بگيرم كه دفعه بعد با به ياد آوردن يه بشقاب برنج چه مدتي مثلآ رقص هم كنارش و در تساوي كالريهاي ورودي و خروجي تنظيم ميشه.
مسلمآ ديدم براي بار بعد بهتر خواهد بود و به محض تشكيل تصويراون خوراكي تنها حس لذت در صندوق احساسات من شكل نخواهد گرفت بلكه چشمامو به بعد حقيقي اون تصوير هم باز خواهم كرد كه ياد بگيره در پس هر لذت مشقتي نهفته است براي سالم شدن و متناسب شدن كه در برخورد اول اون حقيقيه كاملآ كم رنگ و غير واضحه براي ما.
حتي شده فردا رو مرخصي بگيرم و يا از خيلي از كارهاي واجبم بزنم اين كار رو خواهم كرد تا به اين تن من كه مانند طفلي كوچك آماده آموزش از طريق عادته بهترينها رو ياد وعادت بدم.
اشتباه خيلي از ماها اينه كه تصور ميكنيم بدن جسماني ما به اندازه روح ما هوشياره.اما اينطور نيست.جسم رو بايد شكل داد و بايد اينقدر تمرين كرد تاسختي جبر به سهولت عادت تبديل بشه.
من اين كار رو خواهم كردتا باري ديگرشاهد تجاوز از حريمهاي تعهد شده نباشم.
همين امشب روحم پيمان ميبنددكه بهترين آموزش رو به جسمم بدم.
من درين راه هم از تلنگرهاي تشويق و اندكي هم تنبيه سازنده استفاده خواهم كرد.
براي اين نگفتم تنبيه محض چون از ديد من تجربه تنبيه ميشه تلاش براي رسيدن به تشويق .يعني وقتي يه بار مزه دردي چشيده بشه.تموم تلاش درسته كه دوباره همون درد رو نچشيم اما در واقع همون تلاش براي رسيدن به خلاف جهت خواهدبود..
من يا گاهي كم خوري ميكنم و روزهايي ميشه كه نميتونم خودم به كالري پايه برسونم اما گاهيم مثل امروز يهويي ازون ور بوم ميفتم پايين.اين كشمكشها كماكان در من ادامه خواهد داشت تا روزي كه متعادل بشم و بتونم بگم اين عادت در من نهادينه شده. ..


