ريزه خوري:حدود 6 قاشق ماكاراني..دو ته ديگ سيب زميني...يك شيريني نخودچي..يك فنجان اب هندوانه...چند تا كشمش
ورزش:45 دقيقه دوچرخه...20 دقيقه ترديميل با سرعت 3.5 و 4
امروز خوب ورزش كردم اما بد غذا خوردم..خيلي بد.............اضافه وزن مثل كابوس بهم نزديكه...ازش فرار ميكنم اما دنبالمه
_______________________________________________
دلم غمگينه...عصباني و ناراحته...بهم محل نميذاره و قيافه گرفته......هر از چند گاهي يه نگاه بهم ميندازه و سرشو با تاسف تكون ميده.....دلم حوصلمو نداره....راستش منم حوصله اش رو ندارم...گاهي خسته ام ميكنه.بيشتر از اوني كه هستم ازم ميخواد...پرتوقع
دلم ميخواد بنويسم...همه دلتنگي و خشمم ام رو كلمه كنم و بپاشم رو صفحه...مغزم با يك لحن منطقي بهم ميگه اينجا جاش نيست...ميگه برو يه گوشه ديگه بنويس..توي دفتر خاطراتت..رو يه تكه كاغذ غريب..اينجا جاي دلتنگي ها نيست....اما دلم گوش نميكنه....ازم عصبانيه و وقتي عصبانيه خودخواه ميشه.......شايدم حق داره...طبق برنامه نبودم..اما حقم نيست باهام اينجوري رفتار كنه
دلم چپ چپ نگام ميكنه و سرشو برميگردونه.......غصه ام ميگيره
خوب...من دو روز رفتم مسافرت و يه مهموني حسابي رفتم و كلي خوش گذروندم..خيلي خيلي سعي كردم رعايت كنم و بيشتر وقتها هم حواسم به خودم بود....اما خوب جاهايي هم پيش اومد كه حيف بود از يك سري خوراكيها بگذرم.يا موقعيت يه جوري بود كه جوگير بودم و فكر كردم بعدا اين تيكه رو جبران ميكنم........در مجموع از صفر تا بيست به خودم پونزده ميدم.............................حالا وقت جبران اين خوش گذروني هاست
برنامه اينه:...در عرض سه روز اينده برنج از غذاي من حذف ميشه.......نون فقط يك كف دست در روز مجازه.....سعي ميكنم با ميوه و سبزي و ماست و غذاهاي حجيم كم كالري خودم رو سير كنم........تا جايي هم كه بشه قصد دارم ورزش كنم
من يك كيلو كم كردم...شدم 94.3...خيلي خيلي منتظر روزي هستم كه اون بالا بنويسم هشتاد و...با خودم قرار گذاشتم ، روي كه به 90 كيلو رسيدم براي خودم يه جايزه بخرم...جايزه اش رو هم انتخاب كردم...فقط مونده اين چهار كيلو و سيصد اضافي
صبحانه:يك كف دست نان...يك تخم مرغ عسلي...سه عدد بيسكوييت پتي بور كم شيريني
نهار:يك كفگير سبزي پلو...دو سه تكه ماهي سرخ كرده...كمي تخم مرغ سرخ شده
ميوه:يك موز..يك خيار...يك تكه بزرگ هندوانه
شام:مقداري خوراك سوسيس كم روغن..دو قاشق برنج
ريزه خوري : يك قاشق تن ماهي..يك قاشق برنج ساده
ورزش:..يه عالمه راه رفتم امروز..خيلي زياد
من امروز هر چي خواستم خوردم...فردا ديگه حواسم هست...مواظبم
ديروز و امروز مسافرت بودم...كمي اضافه خوري داشتم اما نه مثل دفعه قبل...وزنم قبل و بعد از سفر فرقي نكرده......خوشحالم
پنج شنبه
صبحانه:يك تخم مرغ اب پز
نهار:يك كفگير برنج...يك ران كامل مرغ...نصف كاسه ماست
ميوه:يادم نيست...اهان يادم اومد.دوتا موز
شام:يك هات داگ كوچك..يك دوغ كوچك
ريزه خوري:سه تا و نصفي شيريني به اضافه دو تا شكلات..يك نصف ليوان اب انبه......اين قسمت سياه ترين قسمت كارنامه اين دو روز منه...ولي واقعا شرايط بدي بود.4_5 ساعت پشت ميزي بودم كه روش پر شيرين و شكلات بود و يه جز ميوه هيچ چيز ديگه اي براي خوردن نبود...خوب گشنه ام شده بود ديگه
جمعه:
صبحانه:يك تخم مرغ اب پز
نهار:يك كفگير برنج...يك شنيستل مرغ...يك كاسه ماست...يك دوغ...شش هفت تا سيب زميني سرخ كرده.......................اينجا من از خير يك غذاي چرب و چيلي گذشتم.از يه پرس برنجم فقط يك كفگيرش رو خوردم.نوشابه سفارش ندادم
ميوه:يك تكه هندوانه...سه تا پرتقال
شام:مقداري مخلوط سيب زمين سرخ شده خيلي كم روغن و تخم مرغ
ريزه خوري:يك تخم مرغ اب پز...مقداري تخمه كدو...سه تا دونه پفك...يك قاشق چايخوري شكلات گرم...يك فاشق چايخوري بستني...مقداديري هله هوله ترش.........يك بستني،يك ليوان شكلات گرم،يك راني هلو رو رد كردم.همينطور يك بسته پفك
اين دو روز ورزش نكردم اما پياده روي زياد داشتم................................در مجموع ميتونست خيلي بدتر از اين باشه...هم به خودم بد نگذروندم هم فاجعه غذايي بزرگي درست نكردم
ورزش:20 دقيقه پياده روي(10 دقيقه با سرعت 3.5 و ده دقيقه با سرعت 4)..15 دقيقه دوچرخه
از چي راضيم:...امروز بد نبود..كلا امروز بچه ها خيلي شكلات و شيريني اورده بودن...از خيلي چيزها گذشتم بدون اينكه زياد بخوامشون...شكلاتي رو كه دلم خواست خوردم...اينجوري دلم ميخواد غذا بخورم...چيزهايي كه مهم نيست حذف كنم و فقط چيزي رو بخورم كه به خوردنش بيارزه
از چي ناراضي ام:...اون شيريني كوچولو صبح
_______________
وبلاگ بلاگفاي انار مشكل داره...اين هفته ميتينگ توي وبلاگ ديگه اش هست..لينكش بين لينك هاي اين بغل هست..به اسم انار
امروز روز ميتينگه...دلم ميخواست منم بودم....همينجا اعلام ميكنم كه اين هفته 300 گرم اضافه كردم...علتش كاملا قابل توجيه هست بنابراين خودم را سرزنش نميكنم...فقط همه زحمتهاي اين 3 روز بدون برنج برباد رفت...شايد هفته ديگه نتيجه اش را ببينم
صبحانه:يك كف دست نان...يك تكه كوكوي سبزي
نهار:دو تكه كباب تابه اي...دو گوجه...يك طرف بزرگ سالاد با سه قاشق ماست