sheida

inbar baraye hamishe...

My Profile

  • Name: sheida
  • City: Iran
  • Region: Chahar Mahall va Bakhtiari
  • Country: Iran

My Weight Loss

Height: 173.0cm
Start weight: 103.00kg
Current weight: 93.70kg
Goal weight: 70.00kg
Lost to date: 9.30kg
Remaining: 23.70kg

My Calendar

10
February '12
< February >
S M T W T F S
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      

My Photos

Before After

rooze dovom...game dovom...khab va omide ezafe nadashtan

خسته و خواب الودم...ليست امروزم رو بنويسم و برم بخوابم

صبحانه:...حدود يك قوطي كبريت پنير...يك عدد گردو

نهار:يك بشقاب سالاد...دو تكه كباب ديگي بدون روغن...مقداري سبزيجات بخار پز شامل سيب زمين،گوجه،كدو،هويج...يك كاسه ماست

ميوه:دو عدد پرتقال...دو عدد خيار...يك عدد سيب

شام:يك بشقاب پر عدسي و قارچ

ريزه خوري:...دو عدد هويج

ورزش:15 دقيقه دوچرخه....خيلي خسته ام.پياده روي رو حذف ميكنم...به اندازه كافي امروز راه رفته ام

روز دوم بدون نون و برنج من هم تموم شد...فردا روز اخره...خدا كنه اين هفته اضافه وزن نداشته باشم،با اون هله هوله خوري اون چندروز اخير

حوصله ندارم از چيزهايي بنويسم كه تشويقم ميكنه يا به خاطرشون حقمه سرزنش بشم...اينبار رو خودتون حدس بزنين ديگه

پلكهام دارن روي من بسته ميشن......شب بخير

rooz e aval....game aval...shoroo

امروز....خوب امروز روز تقريبا سختي بود...ساعتهايي بود كه خيلي دلم ميخواست يك چيز شكم پركن خوشمزه بخورم.چيزي به جز ميوه و سبزي و لبنيات...دلم يك غذاي حسابي ميخواست...اما خوب بالاخره تونستم بهش غلبه كنم...هر چند كمي سخت بود

صبحانه:...نخوردم....سير بودم

نهار:يك ران مرغ كامل...يك عدد سيب زميني اب پز...يك كاسه ماست...يك بشقاب سالاد

ميوه:يك عدد سيب...دو تا سه عدد پرتقال...يك عدد خيار

شام:نصف سيب زميني اب پز شده..يك تخم مرغ اب پز...يك عدد گوجه...يك و نيم ورق ژامبون گوشت...يك كاسه ماست

ريزه خوري:يك ليوان شير..10 عدد بادام...نصف قوطي كبريت پنير...دو عدد گردو...دو عدد گوجه فرنگي...چند عدد كشمش

چي خوشحالم ميكنه:...اينكه به قولم وفادار بودم و نان و برنج توي ليست غذاهام نداشتم

چي نگرانم كرده:....اينكه از سر شب كمي معده ام درد گرفت...نميدونم از گرسنگي بود(كه البته من با خوردن ميوه و چيزهاي متفرقه سعي كردم نگذارم گشنه بمونم)يا علت ديگه اي داشت............به هر حال اگر فردا هم معده ام اذيتم كرد،قولم رو ميشكنم..به هر حال من اين تغيير روش تغذيه رو براي سلامتي م انتخاب كردم و اگر بخواد به قيمت خود سلامتي ام تموم بشه،اماده ام تا هر جور انعطافي رو به خرج بدم

ورزش:20 دقيقه پياده روي...15 دقيقه دوچرخه

احتمالا از فردا كبسول مولتي ويتامين مونرال رو شروع ميكنم...به نظرم وقتشه

edame va omidvaram payan e faje'e

خوب امروز هم فاجعه بد خوري من ادامه پيدا كرد و عصر با يك بستني آيس پگ بزرگ به اوج خودش رسيد...بخونيد ليست غذايي امروزم رو تا دستتون بياد ابعاد قضيه

صبحانه:نصف كف دست نان...يك تخم مرغ اب پز

نهار:دو برش پيتزا...يك كف دست برنج...يك كباب برگ..يك گوجه...يك بطري كوچك نوشابه

ميوه:3_4 تا پرتقال

شام:نصف كف دست نان...مقدار كمي پنير

ريزه خوري:يك بسته كرانچي....يك بسته ابميوه صنعتي(موز و سيب)كه خيلي هم شيرين بود...يك آيس پگ شكلاتي...مقداري تخمه....مقداري اجيل سويا...دو سه قاشق كوچك ذرت مكزيكي

چي منو تشويق ميكنه:...شايد باورتون نشه اما واقعا ميتونستم بيشتر از اينها بي احتياطي كنم

چي منو ناراحت ميكنه:...اينكه اون بستني خيلي بزرگ بود و واقعا براي من زيادي زياد بود...اون كرانچي هم اصلا واجب نبود.بيخود خوردمش

ورزش:امروز و ديروز ورزشهاي معمول هر روزم رو انجام ندادم اما به جاش اينقدر راه رفتم كه فكر ميكنم قشنگ جبران شد

 

و اما برنامه روزهاي بعدم.......اين دو روزه توي شرايطي بودم كه نتونستم اونقدري كه بايد رعايت كنم.بنابراين زيادي خوردم...حالا وقت جبرانه...در همين راستا من تصميم گرفتم سه روز اينده رو يعني شنبه،يك شنبه و دوشنبه رو خيلي خاص ادامه بدم...به اين صورت كه در اين مدت خوردن نون و برنج و شيريني رو قدغن ميكنم...هم جبران اين دوروز ميشه هم يه تمريني ست براي تقويت اراده...بريم ببينم چي ميشه

aghaz e faje'e

امشب نميرسم بنويسم...فعلا تا اينجاشو داشته باشيم

صبحانه:يك كف دست نان....دو قاشق عدسي

نهار:يك كف دست برنج...مقداري تاس(؟) كباب

ريزه خوري:يك و نيم ليوان اب پرتقال

خوب از اينجا به بعد فاجعه شروع ميشه...ادامه اين روز و جمعه رو من در يك مسافرت كوتاه بودم و واقعا نميتونستم و تا حدي هم نميخواستم خيلي به خودم سخت بگيرم

شام:يك عدد ساندويچ كباب تركي در اندازه متوسط...يك ظرف سيب زميني سرخ كرده...يك و نيم فنجان نوشابه

ريزه خوري:يك و نيم ليوان اب پرتقال...يك عدد شكلات

چيزي براي تشويق هست؟:....مي بينيد كه،هيچ چيز

براي چي سزاوار سرزنش هستم؟:...براي شام مفصلم...و از اون خيلي خيلي بدتر اينكه نميدونم اگر الان هم توي همون وضعيت قرار بگيرم اين كار رو دوباره تكرار ميكنم يا نه؟...گفتم كه بدجور سزاوار تنبيه ام

تا يادم نرفته بگم كه من موقع خوردن اون شكلات اصلا قولم براي نخوردن شيريني و شكلات رو فراموش كرده بودم

emrooz....

خيلي وقت ندارم...ميرم سر اصل مطلب

صبحانه:يك كف دست نان...دو تا سه گرم كره...يك قاشق مرباخوري مربا

نهار:يك بشقاب كوچك سالاد سبزيجات...يك كفگير برنج...يك تكه ته ديگ نان.._6.5 قاشق خورشت قيمه

ميوه:يك چهارم سيب...دو عدد پرتقال

شام:مقدار كمي سالاد...يك بشقاب خوراك لوبيا

ريزه خوري:...بك ليوان شير...يك عدد كيك يزدي...يك تكه كوچك شكلات...مقداري كشك تازه...كمي كشمش به همراه چاي

خودم رو تشويق ميكنم:...در واقع چيز قابل تشويقي براي امروز ندارم..چون واقعا گرسنه نشدم كه بخوام كار قابل تحسيني بكنم

خودم رو سرزنش ميكنم چون:....واقعا ميل نداشتم اما كيك و شكلات رو خوردم.........فردا از هيچ نوع شيريني اي خبري نيست.قول ميدم

 

97 kiloo!!!!!!!!!!

يوهووووووووووووووووووووووووووووووووو...هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.......من وزن كم كردم.اونم دو كيلو و نيم...باورم نميشه به خدا...اخه چطور ممكنه...فقط 12 روز از اخرين باري كه رفتم روي وزنه ميگذره...الان من 97 كيلو هستم...براي اطمينان هم ديشب خودم رو وزن كردم هم امروز صبح به محض بيدار شدن از خواب...دروغ چرا خيلي خوشحال شدم...فكر ميكردم كمتر از اينا كم كنم...البته اين طبيعيه تا حدي.چون اوايل رژيم ادم زودتر جواب ميگيره...اميدوارم تا اخرش همين طوري پيش بره..براي همه بچه ها ارزوي وزن كم كردن هاي معركه ميكنم...برم ببينم شماها چه كار كردين

______________________________________

حالا بريم سراغ ليست غذايي امروز

صبحانه:يك ليوان اب پرتقال...يك كف دست نان...يك قوطي كبريت پنير

نهار:يك بشقاب متوسط سالاد...يك و نيم كفگير كلم پلو..دو قاشق گوشت چرخ كرده كم چربي....يك كاسه ماست

ميوه:دو عدد پرتقال

شام:يك بشقاب كوچك سالاد...يك كاسه ماست و خيار

ذره خوري:...چيزي يادم نمياد

شايستگي تشويق رو دارم چون:...ذره ذره در طول روز چيز ميز نخوردم...هنوز دارم به سختي در برابر اون جعبه كيك يزدي معركه مقاومت ميكنم...هنوز سر قولم در مورد ورزش روزانه ام هستم...دو هفته است كه 6_7 تا شكلات از نوع مورد علاقه ام روي ميز توالتم گذاشته و من تا حالا بهش يك ناخونك هم نزدم...خداييش براي اين يكي يه ذره بيشتر از تشويق حقمه

حق دارين دعوام كنين چون:....امروز نهار نيم كفگير بيشتر از حد معمول خوردم...به جاش سعي كردم شام سبك بخورم

ورزش:...20 دقيقه پياده روي با سرعت 3.5 روي ترديميل...15 دقيقه دوچرخه

 

ميگما اين منحني رو به پايين نمودار وزنم خيل منو خوشحال ميكنه...يه جورايي وقتي نگام بهش ميافته قند تو دلم اب ميشه.... :) خيلي بي جنبه ام؟

az daste in shokolat!!!

خوب اون هجوم وحشتناك گرسنگي اين چند روزه كمتر شده و صد البته كه من از رفتنش اصلا و ابدا ناراحت نيستم...به هر حال امروز خيلي بهتر بود....فقط يكي دو ساعت بعد از نهار خيلي گرسنه شدم...به عنوان راه حل رفتم سر يخچال و سعي كردم كم  كالري ترين و سالم ترين غذاهاي در دسترس رو انتخاب كنم...نتيجه مقدار كمي سبزيجات بخارپز سرد_هويج،كدو،سيب زميني_و يك كاسه سالاد سبز_كاهو،گوجه،كلم و خيار_بود...خلاصه به سالم ترين وجه ممكن خودم رو كنترل كردم و تونستم از اضافه خوري دربرم....حالا ميرسيم به ليست غدايي  امروز

صبحانه:يك بشقاب خوراك لوبيا

نهار:يك كفگير برنج...چند قاشق خورشت كرفس...يك كاسه ماست...يك كاسه سالاد...مقداري سبزيجات بخارپز

ميوه:....فقط يك ليوان اب پرتغال.......تا حالا

شام:اشكنه شامل يك عدد تخم مرغ و مقداري سيب زميني ...بدون نون

خرده خوري: يك عدد شكلات فندقي....چند تا دونه كشك ...مقداري تخمه ژاپني(نه خيلي زياد)..يك ليوان شير

ورزش:20 دقيقه پياده روي....16 دقيقه دوچرخه 

خودم رو تشويق ميكنم:به خاطر كنترلي كه اوايل بعد از ظهر روي خودم داشتم

خودم رو سرزنش ميكنم:به خاطر اون شكلات..ولي خيلي جدي نيستم چون به هرحال ازش لذت بردم

inam az emrooz...

ليست غذايي امروز من

صبحانه:يك ليوان اب پرتقال...كمتر از يك كف دست نان...خيلي خيلي كم(در حد 2_3 گرم)كره...يك قاشق چايخوري مرباي البالو

نهار:يك كفگير برنج...يك ران مرغ...يك كاسه ماست..يك كاسه سالاد با سس ماست

ميوه:اي واي...يادم رفت امروز ميوه بخورم

شام:يك كاسه سالاد با دوقاشق ماست...يك ليوان شير

ذره خوري:يك كيك يزدي ....3 يا 4 قاشق سالاد الويه

چي خوشحالم ميكنه:..اينكه امروز حداقل دو تا شكلات،و چندين شيريني رو رد كردم

چي ناراحتم ميكنه:...اون سالاد الويه بالا...خوب اون كيكه هم هست ولي اون اجتناب ناپذير بود..به خاطرش شام سبك خوردم

ورزش:20 دقيقه پياده روي ارام...15 دقيقه دوچرخه

اينم از امروز

man goshname ayohanas!!!!!!!!!!!!

واي دارم غش ميكنم از گشنگي....مثل اينكه اين روند كوچيك شدن معده من داره با سرعت راه رفتن يك لاك پشت در يك سربالايي جلو ميره....از نيم ساعت بعد از خوردن نهار تا حالا من دارم از گشنگي دق ميكنم!....از اون موقع دارم به شدت جلوي خودمو ميگيرم كه نرم اشپزخونه و كل يخچال رو يه لقمه كنم...ماشاالله با اين خونه پرهله هوله ما،هر جا هم كه ميرم به يه چيز خوشمزه پركالري برميخورم...شيريني،شكلات...اه شانسو ببين...همين امروز بايد يه كوه شيريني بياد تو خونه ما.،منم اينقدر گشنه باشم؟!....به هر حال تا جايي كه تونستم سعي كردم خوددار باشم و زياده روي نكنم...الانم اينجا نشستم دارم با حرص ادامس ميجوم و چيز مينويسم.

صبحانه:يك كف دست نان...يك قوطي كبريت پنير

نهار:يك و نيم كفگير برنج...مقداري گوشت چرخ كرده

ميوه:يه 4_5 تايي پرتقال تا حالا خوردم....قول نميدم از اين به بعد زيادتر هم نشه

شام:....هنوز هيچي

ريزه خوري:..تا حالا يك كيك يزدي...يك عدد گردو...نصف قوطي كبريت پنير...يك شكلات هم صبح خوردم...يك بيسكوييت سبوس دار

به خدا دارم خيلي جلوي خودمو ميگيرم نرم سراغ كيك يزدي ها كه اينقده دوسشون دارم

پي نوشت 1:...الان متنم رو خوندم...حالم از خودم به هم خورد...چقدر گفتم گشنمه...............ولي اخه گشنمه ديگه

پيونشت 2:....خوب به ريزه خوريهام يك تكه كوچيك سيب زميني اب پز و يك كوچولوي كوچولو كره رو هم اضافه كنيد.....

شام:يك بشقاب سالاد اولويه

ورزش:20 دقيقه پياده روي روي ترديميل...15دقيقه دوچرخه ثابت

تشويق ميشم:چون ميتونستم بيشتر از اين ريزه خوري كنم

تنبيه ميشم:چون ميتونستم اون شكلات رو نخورم و سالاد اولويه رو كمتر بخورم

emrooze man...emrooze sakhte man

امروز روز تقريبا سختي بود...بيشتر بعداز ظهر و اوايل شب رو گشنگي كشيدم...حتي الان هم دلم يه چيز گرم و خوشمزه ميخواد...ببينيم امروز چيا خوردم

صبحانه:...نخوردم.اصولا من زياد اهل صبحانه نيستم...متاسفانه

نهار:غذايي متشكل از مقداري گوشت چرخ كرده و دو عدد تخم مرغ...يك كفگير برنج...الان كه فكر ميكنم مي بينم كه شايد چند قاشقي اضافه تر از يك كفگير معمولم خوردم

ميوه:سه تا پرتغال...يك نارنگي

شام:....چيز خاصي به اسم شام نخوردم...بعد از ظهر حدود يك كف دست نون داغ خوردم..اگر ذره خوري هاي سرشبم رو بهش اضافه كنم،در مجموع امروز حدود دو كف دست نون خوردم....يك دونه گردو و يك قوطي كبريت هم پنير خورده بودم....يك ورق كالباس هم خوردم....همش سرجمع ميشه شام

ريزه خوري:...يك ليوان اب هويج...چندين و چند ليوان چاي هم خوردم به اضافه چند تا دونه كشمش

چي خوشحالم ميكنه:...اينكه رفتم كافي شاپ و تونستم به يك ليوان اب هويج اكتفا كنم...ميتونستم هر چيز شيرين ديگه اي بخورم...خوشحالم كه يك نوشيدني طبيعي خوردم..حداقل ممكن

ميتونستم دعوت به يك بستني قيفي خوشمزه رو قبول كنم........اما نكردم

از خودم دلخورم چون:...ميتونستم نهارم رو با يك تخم مرغ درست كنم اما نكردم...ميتونستم اون ورق كالباس رو نخورم اما

ورزش روزانه:...20 دقيقه راه رفتم...با سرعت 3.5 و چيزي حدود 45 كالري سوزوندم...25 دقيقه هم دوچرخه زدم...داشتم تلويزيون نگاه ميكردم و متوجه زمان نشدم..بهتر

خوب امروز هم تموم شد...خوشحالم كه هر روز خونه نيستم وگرنه قد غول ميشدم....امروز خيلي گرسنه شدم...زياد از خودم ناراحت نيستم...از اين بدتر هم ميتونست باشه...حداقل ورزش رو هم شروع كردم

با امروز درست يك هفته است كه دارم به طور مرتب تو اين وبلاگ مينويسم...خيلي كمكم ميكنه...خيلي خوبه كه يه جايي هست كه خودني هاي هرروزم توش ثبت ميشه...اينجوري هم ميدونم چيا خوردم،هم ميدونم هرروز چه حسي نسبت به خودم داشتم....صرف نظر از نتيجه احتمالي خوشحالم كه اينجا رو راه انداختم

 

Tracker