salam.........
سلام به همه دوستان
چقدر خوشحالم که باز هم اينجام...با وجودی که بعد از مدتها ننوشتن,تايپ فارسی برام کمی سخت شده و از طرف ديگه تفاوت اين کيبورد با قبليه داره ديوونه ام ميکنه(اخه کدوم ادم عاقلی وقتی مجبوره برای نوشتن ی کوچيک چسبان هر دفعه شيفت و ايکس رو بگيره ديوونه نميشه)اما هنوز اونقدری شور و شوق دارم که بشينم نصف شبی با مشقت شرح حال بنويسم
جونم بهتون بگه خلاصه و مفيد که خراب کردم اساسی!...نميدونم اين پروسه کوچ ما چقدر طول کشيد و من چقدر از دنيای مجازی عقب موندم اما همينقدر بگم که من تو اين مدت کاملا بد خوری کردم...اسباب کشی وحشتناک و جابه جايی های مداوم از شهری به شهر ديگه در جای خودش خيلی به اين وضع کمک کرد،اما غريبه که بينمون نيست خودم هم خيلی شل دادم گاه گاهی....خلاصه کش اش ندم سه کيلو و هشت صد گرم اضافه کردم....والسلام
طبيعيش اينه که الان من بايد غمگين باشم،عصبانی باشم و شديدا احساس کن که در قعر دره های نااميدی سرگردانم....طبيعيش اينه که همه اين احساسات رو داشته باشم اما باز هم غريبه که بينمون نيست هيچ کدوم از اينها رو ندارم...فقط مقداری خجالت زده ام...همين
زود شرح وضعيت را بدم و برم...خرابی ها به اين قراره:صورتم دوباره تپلی شده،بغل هام کمی گوشتی شدن و ران هام به خاطر ورزش نکردم کمی شل شدن..........همه اش فقط به خاطر نزديک 4 کيلوی ناقابل اضافه وزن
برنامه چيه؟...همون 1200 کالری در روز به اضافه ورزش و مخلفات....فقط اين بار بايد به فکر ترکهای پوستی لعنتی هم باشم.......يک مشکل کوچيک هم اين وسط هست که ممکنه مساله ساز باشه...من بايد اين چند وقت اينده يک تصميم خيلی مهم بگيرم که اوضاع فکری ام رو کاملا به هم ريخته...در واقع مساله ايه که مدتهاست مطرحه و الان به مرحله اخرش داره نزديک می شه...خلاصه خواستم بدونين که افکار نامنظم و پريشان در من کاملا با بد غذا خوردن نسبت مستقيم داره و امادگی ذهنی داشته باشين!.........بريم برای شروع ماجرا
تا يادم نرفته يه اعترافی هم بکنم و برم...اولش نمی خواستم وزن الانم رو در لوگ گروهی و نمودار وزنم ثبت کنم...تصميم داشتم کمش کنم بدون ثبت در تاريخ!......اما بعدش ديدم می ارزه به از شکل افتادن نمودارم..اينطوری يادم می مونه که هروقت شل بگيرم چی در انتظارمه
پينوشت:...همينجا رسما اعلام می کنم که از تايپ کردن با ناخن های بلند و تايپ حرف ی متنفرم

