600 gr sabok tar oomadam!
سلام
بعد از بيشتر از يك هفته بالاخره اينترنتم درست شد و تونستم برگردم به دنياي مجازي تپلها!!!.............كارم توي هفته قبل خيلي خوب نبوده.به ندرت ورزش كردم و غذا خوردنم هم تعريفي نداشته......بعد ميام كالري هايي كه يادداشت كردم مي نويسم....فقط بگم براي ميتينگ قبلي نيم كيلو كم كردم و براي اين ميتينگ 100 گرم!!!...الان 90.1 هستم و خودم هم خندم ميگيره از اين بازي وزنم.......فعلا تا بعد
پينوشت:..در راستاي اينكه ميخوام خوش بين باشم،خوشحالم كه اضافه نكردم
پينوشت 2:...............شايد لازم باشه يه جمع بندي داشته باشم از اين مدتي كه دارم وزن كم ميكنم و به اصطاح كم ميخورم....فقط براي اينكه چيزهايي كه تو ذهنمه بريزن بيرون ، از دستشون خلاص بشم و سبك بار برم براي بقيه اش.....به هر حال ادم تو هر مسيري كه ميره گاهي لازمه مدتي بايسته و كوله بارشو بگذاره زمين ، يه دستي ببره تو خرت و پرتاش و اشغالها و اضافي ها رو بريزه دور و جا باز كنه براي چيزهاي جديد............الان من ميخوام دقيقا همين كار رو انجام بدم
خوب بگذارين ببينم از كجا شروع كنم بهتره؟!..........وقتي دوران رژيم خودم رو نگاه ميكنم و نمودار كاهش وزنم رو بررسي ميكنم ،مي بينم كه نتايج چندان درخشاني رو نداشتم......خيلي سياه و كدر نيست كارنامه ام اما خيلي هم درخشان و عالي هم به نظر نميرسه.......كلا 13 كيلو كم كردم در مدت حدود7 ماه...حالا يكم اينورتر يا اونور تر.....كاهش وزن سريعي نبوده...در واقع خيلي هم كند و اهسته بوده......ريتم پيوسته و بدون وقفه اي هم نداشته.اولها عالي كم شده و بعد تو يه دوره يكي دو ماهه به شدت بالا و پايين شده......بعد خودم رو جمع و جور كردم و دوباره شروع كردم به پايين اوردن نمودارم........وقتي به اين نمودار نگاه ميكنم مي بينم كه اصلا صاف و يكدست نبوده...يعني لاغر شدن بي دردسر و مرتبي نداشتم.......اين يعني اينكه از اون سري ادمها هستم كه مرتب بايد خودشون رو كنترل كنن و يه لحظه هم چشم از خودشون برندارن....و همينطور يعني اينكه ممكنه همين الان دوباره افتاده باشم تو يكي از همون دوره هاي بد كه يكيش رو چند وقت پيش رد كردم.......روند كند كاهش وزنم تو دو هفته اخير داره ميگه مواظب باش....................................
خوب حالا بايد چه كار بكنم كه دوباره گير تله ثابت موندن وزنم نشم؟........يك راهش اينه كه انگيزه هام رو كمي گردگيري كنم....لازمه براي خودم انگيزه هاي جديد بسازم و انگيزه هاي قوي قبلي رو يه جوري به خودم ياداوري كنم......مثلا بد نيست جشن ازدواج يكي از دوستان رو كه يك ماه ديگه است بهانه كنم و يه نفس برم براي كم كردن وزن تا اونجايي كه ممكنه براي اون روز به خصوص.........به هر حال گذر زمان روي شور و حال و ذوق و شوق رو با لايه اي از فراموشي و بي خيالي مي پوشونه....لازمه هر چند وقت يكبار يه دستمال برداشت و افتاد به جونش
ديگه اينكه من دارم خيلي تنبل ميشم...خيلي .....لازمه كمي روح زندگي و تحرك دميده بشه توي زندگيم......ورزشهاي جديد بايد جايگزين يا همراه ورزشهاي قديمي ام بشه و خلاصه يه جورايي از تنبل بازي بيام بيرون........به خصوص كه معجزه ورزش رو هم به چشم ديدم
خوب ديگه چيز ديگه اي به ذهنم نمي رسه فعلا...................اخي خالي شدم

