delam ba man ghahre
صبحانه:يك كف دست نان...يك تكه كوچك پنير..يك چهارم گوجه
نهار:يك ران كامل مرغ...يك كاسه ماست..يك سيب زميني اب پز..كمي سبزي..چهار هويج بخار پز
ميوه:يك سيب..يك پرتقال..نصف كيوي..يك خيار..يك تكه هندوانه
شام:5 تا 6 قاشق سالاد اولويه
ريزه خوري:حدود 6 قاشق ماكاراني..دو ته ديگ سيب زميني...يك شيريني نخودچي..يك فنجان اب هندوانه...چند تا كشمش
ورزش:45 دقيقه دوچرخه...20 دقيقه ترديميل با سرعت 3.5 و 4
امروز خوب ورزش كردم اما بد غذا خوردم..خيلي بد.............اضافه وزن مثل كابوس بهم نزديكه...ازش فرار ميكنم اما دنبالمه
_______________________________________________
دلم غمگينه...عصباني و ناراحته...بهم محل نميذاره و قيافه گرفته......هر از چند گاهي يه نگاه بهم ميندازه و سرشو با تاسف تكون ميده.....دلم حوصلمو نداره....راستش منم حوصله اش رو ندارم...گاهي خسته ام ميكنه.بيشتر از اوني كه هستم ازم ميخواد...پرتوقع
دلم ميخواد بنويسم...همه دلتنگي و خشمم ام رو كلمه كنم و بپاشم رو صفحه...مغزم با يك لحن منطقي بهم ميگه اينجا جاش نيست...ميگه برو يه گوشه ديگه بنويس..توي دفتر خاطراتت..رو يه تكه كاغذ غريب..اينجا جاي دلتنگي ها نيست....اما دلم گوش نميكنه....ازم عصبانيه و وقتي عصبانيه خودخواه ميشه.......شايدم حق داره...طبق برنامه نبودم..اما حقم نيست باهام اينجوري رفتار كنه
دلم چپ چپ نگام ميكنه و سرشو برميگردونه.......غصه ام ميگيره

