varzeshhhhhhhhhhhh
كاش امروز كيك درست نميكردم...كاش حالا كه درست كردم،موقع اب كردن شكلات هي بهش ناخونك نميزدم...حالا ناخونك ها به كنار،كم بودن،حالا كه ناخونك زدم كاش كيك كمتر ميخوردم.................قسمت واقع بينم ميگه بگو كه اگر حالت عادي بود سه برابر اين ميخوردي....گفتم
صبحانه:نخوردم
نهار:يك كفگير برنج دو سه قاشق كه چشيدم!...مقداري گوشت چرخ كرده و سيب زميني اب پز كم روغن...يك كاسه ماست
ميوه:دو تا موز...دو نارنگي..يك خيار...يك كيوي
شام:مقداري سيب زميني سرخ كرده و سوسيس
ريزه خوري:7_8 تا بادوم..مقداري اجيل سويا...سه تا گوجه...چند قاشق اب گوشت...يك تكه خيلي كوچيك شكلات..سه تا عناب...كمي كشمش...يك و نيم تكه كوچك كيك..يك فنجان شير...يك تكه كوچك نان تست و يك تكه كوچك كره
چي تشويقم ميكنه:...كه اينقدر شكلات و كيك نخوردم كه خودم رو خفه كنم...بي رحمانه بود؟
چي ناراحتم ميكنه:...اينكه چرا من ميخوام وزن كم كنم و سيب زميني سرخ كرده ميخورم؟...اينكه چرا من يك تكه كيك اضافي خوردم؟....اينكه چرا دو تا موز خوردم اخه؟........و.......ورزش...ورزش....ورزش
ديروز دو تا تكه كيك صبحانه با يك ليوان شير هم خورده بودم كه يادم رفت بنويسم

