natijeye emtehaan:rad shodam.....hame chiz az aval.
صبحانه:نصف كف دست نان...يك تكه كوچك پنير
نهار:يك كفگير برنج..يك تكه ته ديگ نان...چند قاشق خورشت كرفس...كمي خوراك كاري
ميوه:يك سيب..يك پرتقال
شام:مقداري جگر كبابي...سه تكه قلوه
ريزه خوري:دو كف دست نان محلي...يك قاشق چايخوري خامه...يك ابسيلون كره...كمي تخمه
_________________________________
خوب وقتشه نتيجه بد خوري هاي اين دو هفته اخير رو اعلام كنم.............راستش خيلي با خودم كلنجار رفتم كه بيام و فقط بنويسم كه مقدار زيادي اضافه كردم و ترجيح ميدم عددش رو اعلام نكنم...قسمت ضعيف وجودم ميترسه از واكنش هاي بقيه.ميترسه بگن چقدر بي اراده است.نتونست دو هفته ناقابل رو تحمل كنه...قسمت ضعيف وجودم هي بهم سيخونك ميزنه و در گوشم زمزمه ميكنه كه ننويسش...بي خيال شو....
.بخش قوي وجودم برعكسش رو ميگه...تمام مدت نجواي ارومش رو ميشنوم كه ميگه مايوس نشو..نترس..فرار نكن...مستقيم برو جلو....ميگه اينا همه درسه...همش تجربه است...ميگه كم كم لم كار دستت مياد..اينا همه ازمايشه..كمكت ميكنه كه بتوني به خودت مسلط بشي..تو همه زمينه ها نه فقط خوردن...قسمت قوي وجودم ارومم ميكنه
موندم بين اين دو تا.........روزي كه اومدم بالاي وبلاگم نوشتم اينبار براي هميشه،واقعا مصمم بودم كه براي هميشه هميشه باشه....هنوز هم اندازه روز اول مصمم ام...بنابراين به قول انار عزيز،نرده ها رو مي چسبم و سعي ميكنم كه دوباره پا شم...اميدوارم زود بتونم خودم رو جمع و جور كنم
راستي وزنم رو نگفتم....هفته دوم تعطيلات دو كيلو و سيصد اضافه كردم و در مجموع اين دو هفته دو كيلو و ششصد زياد شدم.............................جبرانش ميكنم

