dovomin rooze emtehan.....angize haaye jadid...!
این چند روزه که اینجا هستم خیلی ادمها رو بعد از مدتهای طولانی دیدم...از چند ماه تا چند سال...خوشبختانه تقریبا از همشون هم چیزکی در مورد کم شدن وزنم و تغییرات خوبم شنیدم.که واقعا مایه امیدواری و انگیزه برای ادامه دادن این راه طولانیه...واقعیت اینه که من تا رسیدن به وزن نرمال خیلی فاصله دارم...این 7_8 کیلویی که تا حالا کم کردم در برابر کل وزنی که باید بره خیلی ناچیزه و تازه از اون مهمتر این قسمتی که کم شده جزء جاهای اسون و راحت این دوره است...با توجه به تجربه قبلی میدونم که روزهایی رو در پیش دارم که توشون مشکلاتی خواهد بود...روزهایی که وزنم ذره ذره پایین میاد...هفته هایی که شاید یک گرم هم توشون کم نکنم...شاید مواقعی داشته باشم که ناامید بشم,خسته بشم,از پیشرفتم راضی نباشم,کل این دوره برام خسته کننده و بی معنی بشه.....میدونم که به همچین روزهایی میرسم...طبیعی اش اینه که برسم....اینا رو دارم مینویسم که به خودم یاد اوری کنم که چنین روزهایی خواهد امد...انگیزه هایی که این روزها جمع میکنم باید نگه دارم برای اون موقع....راه طولانی و ناهمواری در پیشه....................................بریم سراغ لیست امروز
صبحانه:....نخوردم
نهار:یک کف دست نان...چند عدد سیب زمینی سرخ کرده کم روغن...یک ران مرغ کامل...دو عدد ته دیگ سیب زمینی
میوه:دو عدد سیب...یک پرتقال..یک خیار
شام:مقداری گوشت کوبیده...یک فنجان اب گوشت..یک کف دست نان..دو جرعه نوشابه
ریزه خوری:مقداری تقریبا زیادی اجیل سویا و عناب...یک خرما...یک شیرینی تمام خرمایی کوچولو...چند تا بادام و پسته...یک و نیم کف دست نان و مقدار خیلی کمی کره...این اخری یک هوس عصرانه بود که با دیدن نان داغ و تازه ایجاد شد.من کم تقصیر بودم
امروز یک مهمانی رفتیم و من دو سه نفر رو بعد از چند سال دیدم که واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم...لاغر کرده بودن و کاملا از لحاظ قیافه و هیکل عوض شده بودن...خوشم اومد...و دلم خواست

