tanaghoz dar man!!
امروز اولش خوب شروع شد و اخرش تقريبا يه فاجعه بود....ببينيد
صبحانه:دو عدد بيسكوييت كم شيريني
نهار:يك كف دست نان...يك قاشق خورشت بادمجان با يك تكه گوشت...مقداري از ران كامل مرغ...يك كاسه ماست...كمي سبزي
ميوه:سه عدد پرتقال...يك كاسه كوچك انار دانه شده
شام:نصف يك پيتزاي متوسط...يك و نيم بشقاب سوپ رقيق...دو سه قاشق عدسي
ريزه خوري:يك فنجان نسكافه كم شيريني..يك تكه خيلي كوچك شيرين خامه اي
ورزش:تنبلي كردم..البته امروز خيلي توي بازار و اين ور اون ور راه رفتم
چي خوشحالم ميكنه:اينكه كه تمام صبح،گرسنه و خسته تو خيابون ها بودم در حالي كه توي جيبم يك شكلات از نوع مورد علاقه ام بود و با اينكه زير دستم بود براي نخوردنش مبارزه كردم و پيروز شدم...درضمن به طور ناگهاني انبوهي از شيريني ها از گز و شكلاتهاي رنگ و وارنگ و شيريني تر وارد خونمون شده كه من تا حالا جز يه كوچولو شيريني تر به هيچي دست نزدم...خودم هم تعجب ميكنم چطور اينقدر تازگي ها در برابر شيريني و شكلات خوددار شدم
چي ناراحتم ميكنه:اينكه من اينقدر مواظبم و بعد در يك لحظه فقط در يك لحظه همه چيز رو خراب ميكنم..بايد از اين جهت روي خودم كار كنم...

