yek rooze bad e bedoone varzesh...
امروز روز غذايي خوبي نبود...هم روز كاري سختي داشتم،هم زياد سرحال نبودم...ظهر مثل هميشه غذا خوردم اما بعدش دوباره دلم خواست و رفتم دوباره كشيدم...ليست امروز رو ببينيم
صبحانه:يك ليوان اب پرتقال...يك كف دست نان...نصف قوطي كبريت پنير
نهار: ...دو كفگير ماكاروني...چند قاشق ماست...دو تكه ته ديگ سيب زميني
ميوه:يك عدد پرتقال...يك عدد خيار
شام:دو تكه كوكوي سبزي...دو سوم كف دست نان
ريزه خوري:يك ليوان اب پرتقال...يك ليوان شير...نصف بيسكوييت...دو قاشق عدسي...سه چهار تا دونه بادام زميني
ناراضيم چون:...ظهر سالاد داشتيم نخوردم...ماكاروني زياد خوردم...شب يك تكه نون خوردم.. در حالي كه ميل چنداني نداشتم....از همه بدتر براي روز دوم ورزش نكردم.....دارم دختر بدي ميشم...حواست هست شيدا
خوشحالم چون:...اصلا هم خوشحال نيستم...حرف تو دهن من نذارين!!!! ...با اين وضع غذا خوردن خوشحال هم باشم؟...ابدا
يك توضيح بعدي:...من هميشه وزن كردنم رو صبح قبل از صبحانه و با شكم خالي انجام ميدم...همونطوري كه نوا جون هم تو كامنت ها گفته...اون اختلاف وزن هم كه مربوط به صبحه،تو همين شرايط بوده

