man goshname ayohanas!!!!!!!!!!!!
واي دارم غش ميكنم از گشنگي....مثل اينكه اين روند كوچيك شدن معده من داره با سرعت راه رفتن يك لاك پشت در يك سربالايي جلو ميره....از نيم ساعت بعد از خوردن نهار تا حالا من دارم از گشنگي دق ميكنم!....از اون موقع دارم به شدت جلوي خودمو ميگيرم كه نرم اشپزخونه و كل يخچال رو يه لقمه كنم...ماشاالله با اين خونه پرهله هوله ما،هر جا هم كه ميرم به يه چيز خوشمزه پركالري برميخورم...شيريني،شكلات...اه شانسو ببين...همين امروز بايد يه كوه شيريني بياد تو خونه ما.،منم اينقدر گشنه باشم؟!....به هر حال تا جايي كه تونستم سعي كردم خوددار باشم و زياده روي نكنم...الانم اينجا نشستم دارم با حرص ادامس ميجوم و چيز مينويسم.
صبحانه:يك كف دست نان...يك قوطي كبريت پنير
نهار:يك و نيم كفگير برنج...مقداري گوشت چرخ كرده
ميوه:يه 4_5 تايي پرتقال تا حالا خوردم....قول نميدم از اين به بعد زيادتر هم نشه
شام:....هنوز هيچي
ريزه خوري:..تا حالا يك كيك يزدي...يك عدد گردو...نصف قوطي كبريت پنير...يك شكلات هم صبح خوردم...يك بيسكوييت سبوس دار
به خدا دارم خيلي جلوي خودمو ميگيرم نرم سراغ كيك يزدي ها كه اينقده دوسشون دارم
پي نوشت 1:...الان متنم رو خوندم...حالم از خودم به هم خورد...چقدر گفتم گشنمه...............ولي اخه گشنمه ديگه
پيونشت 2:....خوب به ريزه خوريهام يك تكه كوچيك سيب زميني اب پز و يك كوچولوي كوچولو كره رو هم اضافه كنيد.....
شام:يك بشقاب سالاد اولويه
ورزش:20 دقيقه پياده روي روي ترديميل...15دقيقه دوچرخه ثابت
تشويق ميشم:چون ميتونستم بيشتر از اين ريزه خوري كنم
تنبيه ميشم:چون ميتونستم اون شكلات رو نخورم و سالاد اولويه رو كمتر بخورم

