mikham khodam o tarbiyat konam!
سلام به همگي
يه چيزي بگم؟....من زياد به شمردن كالري ها معتقد نيستم...انكارش نميكنم،ازش بد هم نديدم تا حالا،اما طرفدارش هم نيستم...راستش رو بخواين من چند سال پيش يك رژيم اصولي داشتم زير نظر يك دكتر تغذيه كه بر اساس همين شمردن كالري ها هم بود...خيلي هم خوب نتيجه گرفتم...رسيدم به 70 كيلو.....ولي چه فايده همش برگشت.در ظرف كمتر از يك سال...چون بعد از نزديك يك سال خودداري و سرگرم بودن با اعداد و ارقام ديگه خسته شده بودم...زندگيم شده بود يك جدول بزرگ پر از عدد...خلاصه كه ولش كردم...عوارض رژيم مثل ريزش مو و يبوست و اين چيزها هم دست به دست هم دادن و شد اونچيزي كه نبايد ميشد...نميدونم شايد رژيمم اونقدري كه بايد درست و حساب شده نبود يا شايد من به مفهوم درست عوض كردن روش زندگيم نرسيده بودم........
خلاصه اون تجربه بد باعث شد كه ديگه دلم نخواد حتي يك روز هم برم زير بار يك رژيم شمارش كالري....اينه كه ايندفعه ميخوام خودم امتحان كنم...دلم ميخواد روش غذا خوردنم رو عوض كنم....دقيقا همون چيزي كه انار مرتب تكرار ميكنه....من با گوشت و پوستم به اين باور رسيدم كه جز با تغيير ذهنيت و روش زندگي و به دنبال اون تغذيه نميشه به تناسب اندام رسيد....شايد يك مدت كم خوردن ادم رو به وزن دلخواه برسونه اما واقعا نميشه روي هميشگي بودنش حساب كرد..................
از اين به بعد ميام از تجربه ها و سرو كله زدنم با خودم براي تربيت ذهنيم اينجا مينويسم....هدفم هم اينه كه به غذا خوردن و ورزش كردنم يك سروساماني بدم و به يك استراتژي كلي و اساسي برسم...مطمئنم وقتي عادتهاي بد زندگيم رو كنار بگذارم،كم شدن وزن هم خواه نا خواه به دنبالش مياد...........راه اسوني هم نيست مطمئنا..اينقدر كه من پر اشتباه ام...با ورزش كه اصلا ميونه اي ندارم....اين ادم رو تربيت كردن خيلي سخته...از همين الان معلومه!

