i am so i can http://www.extrapounds.com/blog/sanazes i want to be thin en All rights reserved Weight loss extrapounds v2 http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss 1440 http://www.extrapounds.com/images/avatars/users/sanazes.gif Avatar http://www.extrapounds.com/ 100 100 i want to be thin سلام http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/358808/uu <P>متاسفانه من چند روزي كامپيتور در دسترس نخواهم داشت در ضمن تغيير محسوسي در وزنم ايجاد نشده احتمالا مصرف ميوه زيادتر از اندازه&nbsp;مانع كاهش وزنم شده من نمي تونم&nbsp;به خاطر عمل روده&nbsp;ميوه كم بخورم پيشنهادي اگر داريد لطفا برام بنويسيد </P> <a href="http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/358808/uu">Comments(4)</a> 358808 Saturday, December 8, 2007 22:04:17 فكر مي كنم كه مي توانم http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/357251/uu-uu-uuu-uu-uu-uuu اگر فكر كنيد كه مي توانيد يا اينكه فكر مي كنيد نمي توانيد در هر صورت درست فكر كرده ايد.سلام من كاملا به تعداتم پايبند هستم و تمام سعي خودمو مي كنم كه درست فكر كنم و مهمتر اينكه الويت اول فراموشم نشه امروز صبح كه بيدار شدم به الويت اولم فكر كردم وبعد فكر كردم كه مي توانم رژيمم طبق برنامه بود فقط من ميوه كه كم مي خورم مشكل پيدا مي كنم وچون عمل روده كردم در اين مورد نمي تونم درست عين رژيمم بخورم كمي بيشتره عجله اي هم توي لاغر شدن ندارم حتي هفته اي نيم كيلو هم خوبه مگه نه ؟ورزش 40 دقيقه رقصيدم و كلي عرق كردم چقدر هم كيف كردم من عاشق رقصم گرجه براي كمرم خوب نيست ولي اگر بدون چرخش كمر باشه آسيبي نمي زنه سعي مي كنم آروم برقصم اصلا مي خوام خودمو سالم ببينم من سالمم و كمرم هيج وقت درد نخواهد كرد من هيج بيماري نخواهم داشت و مي تونم مثل سابق برقصم من مي تونم من مي تونم لاغر شم وبه بهبود وضعيت كمك كنم من مي تونم البته كه مي تونم نقش يه خانم لاغر كه اسمش ساناز شنگوله توي ذهنم اينور واونور مي ره چرا كه نتونم من مي تونم&nbsp;و مي دونم كه درست فكر مي كنم بهاي هر كس به اندازه همت اوست <a href="http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/357251/uu-uu-uuu-uu-uu-uuu">Comments(2)</a> 357251 Saturday, December 8, 2007 23:08:10 يك گفتگوي خودماني http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/356913/uu-uuuuu-uuuu دوست با خودم رو راست باشم مي خوام واقعا با خودم يه صحبت صادقانه كنم سوال كنم وجواب بدم واقعا من يا ما چرا بين دوتا انتخاب تناسب و چاقي بدترين انخاب رو كردم؟&nbsp; خيلي جواب دادن به اين سوال برام سخته ولي بايد بگم كه متاسفانه اولين دليلم اينه كه لذت خوردن منو كور كرده همون لذتي كه فقط تا قورت دادن غذا طول ميكشه خيلي جاي تاسف داره كه انسان يك عمر رو فداي يك لحظه لذت كنه نه ولي جواب دومي هم هست اينكه گاهي خشم يا عصبانيت هم منو به اين سمت مي كشونه واين از همه بدتر چون من اون لحظه بدترين انتقام رو از خودم مي گيرم چون تبعات اون عصبانيت روبيشتر مي كنم چون بعد از اينكه عصبانيتم رفت تازه گرفتار مشكل بعدي مي شم كه جرا خوردم آيا براي حل مشكل راه حل بهتري ندارم؟پس من هميشه لذت بردن وغصه را در خوردن معنا مي كنم و جواب سوم اينكه گاهي برام چاق بودنم اهميتشو از دست مي ده مثلا به خودم مي گم زيادم بد نيستم ول كن بابا مسايل مهمتري هست كه بايد بهش فكر كني اين يعني كم رنگ كردن موضوع خوب تا اينجا خوب اومدم چون انگار مساله داره روشن مي شه دليل چهارمم گاهي كه احساس تنهاييم گل مي كنه(چون من خانوادم تهران هستن وما اينجا هيچ قوم و خويشي نداريم) فكر مي كنم حالا كي منو مي بينه خوب باشم يا بد بذار لااقل با خوردن خوش باشم در واقع گاهي تشفي درد تنهاي مي شه كه صد البته من بدترين دوست رو براي تنهاييم انتخاب مي كنم چونبازهم مشكلمو حل نمي كنه بلكه زيادتر هم ميكنه&nbsp; واما بازتاب اين خوردنها چيه در مقابل اين خوردنها چه بهايي بايد بپردازم ؟1 از دست دادن اعتماد به نفس كم چيزيكه نيست هميشه بايد خجالت بكشم 2رقتن به اتاق پرو كه خودش داستانيه اوني رو كه خوشم اومده بايد ازش بگذرم چون خوردن رو ترجيح دادم3از بيماريهاي كه مسببش چاقيه وداره بدتر هم مي شه كمردردي كه بارها زمين گيرم كرد رودهاي كه عمل شد و حالا مشكل كار نكردن تخمدانها كه دكتر با عصبانيت گفت اضاافه وزنت تاثير زيادي روي اين مساله داره كه مي دونم سلامتيم از همه چيز مهمتره 4نارضايتي شوهرم كه ديگه از بس گفت خسته شد 5رضايتمندي بعضي از اطرافيان كهدورو بر هر كسي هست واز اينكه منو اينطور مي بينن خوشحال هم مي شن همون افرادي كه هميشه مي گن هيكلت قشنگه چاقي بهت مياد 6 از چشم افتادن توي اجتماع واقعا ديدگاه مردم در باره كسي كه نمي تونه جلوي خودشو بگيره چيه ؟خوب حالا ساناز هميشه به اين گفتگوي خودمانيت نگاه كن ببين ارزششو داره ؟اينهمه حرف شكمتو گوش دادي خوردي حالا حرف مغزتو گوش بده برو سراغ زندگي بهينه خوب من ساناز شنگول با يك عالم انرژي مثبت مي رم به سوي لاغر شدن آهسته وپيوسته امروز 40 دقيقه پياده روي داشتم و برنامه غذاييم طبق دستور دكتر بود من موفق ميشم چون مي خوام چون نمي تونم بپذيرم كه يك انسلن با اين همه اقتدار وشكوه جا بزنه انسان مي تونه به تماميه آرزوهاش برسه كافيه كه بخواد ويه تكوني به خودش بده من هم يه يا علي مي گم و شروع مي كيم <a href="http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/356913/uu-uuuuu-uuuu">Comments(1)</a> 356913 Saturday, December 8, 2007 23:07:07 قوانين انسان بودن http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/356692/uuuuu-uu-uu <LI>جسمي به ما عطا خواهد شد. چه جسممان را دوست بداريم وچه از آن متنفر باشيم اين جسم در طول زندگي&nbsp;با ما خواهد بود .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </LI> <LI>ما درس خواهيم آموخت. ما در مدرسه اي به نام زندگي هستيم وتمام مدت مي آموزيم ممكن است از اين درس خوشمان بيايد يا آن را احمقانه بدانيم </LI> <LI>اشتباهي در ميان نيست همه درس هستند</LI> <LI>درس تا زماني كه آموخته نشده تكرار مي شود </LI> <LI>آموختن دروس را پاياني نيست </LI> <LI>آنجا بهتر از اينجا نيست هرگز به تغيير مكان براي بهتر زيستن نينديشيد</LI> <LI>ديگران آينه تمام نما از خود ما هستند</LI> <LI>هر آن چه كه از زندگي مي سازيم به خود ما بستگي دارد</LI> <LI>پاسخ هاي ما در درون ما نهفته است تنها كاري كه بايد بكنيم نگريستن گوش دادن و اعتماد كردن است </LI> <LI>ما گاهي اين مطالب را به فراموشي خواهيم سپرد</LI> <P>سلام من اين دو روز حسابي سرم گرم بود مهمون داشتم البته تا حدودي هواسم به خوردنهام بود نه وله ول بودم ونه خيلي مواظب ولي ناراحت نيستم بايد جبران كنم و مواظب باشم احساس مي كنم حسابي باد كردم چقدر لذت داره حتي وقتي آدم دو سه كيلو كم مي شه اين باد مي خوابه من دارم به آخر هفته نزديك مي شم و بايد خودمو وزن كنم اين دو روز بايد دقت كنم كه حداقل شده نيم كيلو كم كنم </P> <P>&nbsp;</P> <P>&nbsp;</P> <P>&nbsp;</P> <a href="http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/356692/uuuuu-uu-uu">Comments(0)</a> 356692 Saturday, December 8, 2007 23:06:15 ترسي از شكست نداشته باشيم http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/355890/u-u-uu-uu <p>ما چندين بار طعم شكست را چشيده ايم هر چند كه شايد آن ها را به خاطر نمي آوريم .نخستين باري كه سعي داشتيم راه برويم،زمين خورديم .نخستين باري كه شنا مي آموختيم چيزي نمانده بود غرق شويم .جان كريزي رمان نويس انگليسي قبل از آنكه موفق به چاپ 564 جلداز آثار خود شود 753بار از ناشران پاسخ رد شنيده بودبيب روث بزرگترين قهرمان بيسبال 1330 بار موفق به زدن توپ به هدف نشده بود اما 714 بار درست به هدف زده بود نگران شكست نباشيم نگران فرصت هايي باشيم كه به خاطر عدم سعي و تلاش آن ها را از دست مي دهيم در واقع موانع آن چيزهاي وحشتناكي هستند كه ما به هنگام مشاهده آن ها از اهدافمان روي بر مي گردانيم .سلام دوستان تپل رو به لاغري من همچنان استوار ومحكم دارم جلو مي رم و طبق برنامه هستم برنامه پياده روي 30 دقيقه صبح بود البته بعد از ظهر هم بايد برم تا اين هفته 1 كيلو كم شم و مقدار اميد زندگيم بالا بره البته بيشتر هدفم از ورزش مبارزه با افسردگيه البته من شنگولم ها ولي خوب بايد مواظب باشم منگول نشم دوباره راستي لاغر شدنم حياتيه چون اون وقت نم تونم پالتوي مد روز بخرم&nbsp; پوشيدن لباس قشنگ هم انگيزه خوبيه مگه نه؟ اميدوارم همه تپلها با اميد و عشق زندگي كنن تا بتونن لاغر شن اميد به روزهاي كه لباسهاي قشنگ بپوشن مثلا شلوار لي و بلوز كوتاه اسپرت يا اعتماد به نفسشون زياد بشه يا سلامتيشونو و........هزاران هزار چيز ديگه پس اي تپلي كه داري مطالب منو مي خوني بهتره پاشي وورزش كني ديگه غصه نخوري كه چاقي تلاش =پيروزي پاشو پاشو برو ورزش كن دختر خوبي باش</p> <a href="http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/355890/u-u-uu-uu">Comments(1)</a> 355890 Saturday, December 8, 2007 23:03:07 عشق تنها نيروي خلاق http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/355674/u-uu-uuuu-uu <p>به هر كجا مي رويد عشق ومحبت افشانيد واين كار را از خانه خودتان آغاز كنيد :به فرزندانتان،به همسرتان ،به همسايه ديوار به ديوارتان عشق بورزيد ......هرگز پذيراي كسي نباشيد مگر اين كه او را راضي تر و شادمان تر از قبل بدرقه كنيد تجسم عيني مهرباني هاي خدا باشيد مهرباني در چهره،در چشمان ،در لبخند ودر سلام و عليك هاي گرم ودوستانه&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; مادر&nbsp;تزار&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سلام&nbsp;دوستان خوبم من&nbsp; شنگولم &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;شنگول خيلي هم شنگول وضعيت رژيم بيست بيست&nbsp;وضعيت ورزش نكو ونپرس شوشوم يه قراري باهام گذاشته براي بيشتر شدن انگيزه ام قراره آخر هر هفته وزنم كنه در صورت روئيت كاهش وزن به عنوان جايزه بهم پول بده&nbsp;مثل ستاره هاي انارستان و&nbsp;اگر وزنم برگشت بايد پيسش بدم لازم به ذكره كه بنده&nbsp;بسيار ولخرج و بسيار بابا نوئل تشريف دارم عاشق كادو خريدن براي اطرافيان و پديدهاي به نام سورپريز هستم بنابراين هميشه بي پولم البته&nbsp;جيبهام زود پر مي شه چون خدا مي دونه اگر ساني بي پول&nbsp;بمونه منگول مي شه بناباين&nbsp;اين پيشنهاد شو شو جان به دلم نشست و براي تامين ما يحتاج زندگي هم شده بايد لاغر شم خرجمو بايد بيارم ديگه&nbsp;اين&nbsp;چاق و لاغر شدن داره منبع در آمد مي شه خوب&nbsp;شد سر كار نرفتم ها&nbsp;خلاصه اينكه :.الان&nbsp;باك انگيز هام پره خيلي هم موقع خوردن خانمانه عمل مي&nbsp;كنم اصلا تصور مي كنم همه تون نشستيد و منو نگاه مي كنيد اين بود شرح احوال شنگول جان در ضمن دارم يه كتاب درباره چاقي مي خونم از چكيده مطالبش تو ميتينگ مي نويسم&nbsp; فعلا باي&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</p> <a href="http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/355674/u-uu-uuuu-uu">Comments(1)</a> 355674 Saturday, December 8, 2007 23:02:05 من شنگولم http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/355408/uu-uuuuu <p>سلام متاسفانه يه متن قشنگ درباره اميد نوشتم كه پاك شد خوب اشكال نداره دلشتم مي گفتم من خوبم از امروز ورزش پياده روي مياد تو برنامه دوره جنون خوردنم به سر اومد و الان طبق برنامه رژيم دارم مي رم جلو انشاالله حامل خبرهاي خوب خواهم بود در ضمن تصميم گرفتم برم رقص آذري ياد بگيرم دوره دخترم داره تموم&nbsp; مي شه خيلي قشنگ مي رقصه دوره بعدي ثبت نامش كردم آخه 16 جور رقص آذري داريم واقعا يكي از يكي قشنگ تره من عاشق رقص ايلك باهار م خيلي رقص آرام و با احساسيه معنيش يعني اولين بهار و تمام حركات نشان از آمدن بهار و زيباييها و چشم انتظار بودن رو نشون مي ده خيلي دوست دارم برم فقط از چلق بودنم خجالت مي كشم ولي خوب چاقالوها مگه دل ندارن مگه منتطر بهار نيستن مگه چشم انتظار نيستن&nbsp; نه من مي رم به خاطر دل خودم&nbsp; خداحافظ</p> <p>&nbsp;</p> <p>&nbsp;</p> <p>&nbsp;</p> <p>&nbsp;</p> <a href="http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/355408/uu-uuuuu">Comments(2)</a> 355408 Saturday, December 8, 2007 23:01:07 بقيه رژيمم http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/355132/uuu-uuuu <ul> <li>شام:فرني يا شير برنج 1 بشقاب 15 گرم شكر و نصف ليوان شير 80 گرم نان 1 روز هفته</li> <li>سوپ 1بشقاب 40 گرم نان گوشت دو تكه 3 روز هفته&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سيب زميني اب پز تخم مرغ اب پز سالاد 1 روز&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; عدس 1 پياله 40 گرم نان سالاد</li> <li>قبل از خواب :نصف ليوان شير</li> </ul> <p>لطفا اول پاييني رو بخونيد بعد اينو اين ادامه رژيممه</p> <a href="http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/355132/uuu-uuuu">Comments(6)</a> 355132 Saturday, December 8, 2007 23:00:06 برنامه رژيم جديدم http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/355130/uuu-uuu-uu <ul> <li>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; سلام به اوني كه اومده به وبلاگم و مي خواد ببينه ساناز مي خواد چيكار كنه خوب اين برنامه رژيم منه كه دكتر بهم داده قبلا امتحانش كردم عالي نتيجه داد 8 كيلو كم كرده بودم بدون گرسنگي</li> <li>صبحانه:5/8-7 1 ليوان شير 1 عدد خرما&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; ميان وعده: 1 عدد ميوه 60 گرم نان مربا يا عسل 20 گرم 8عدد پسته 2 روز در هفته. 60 گرم نان پنير 8عدد پسته خام يا يك قاشق غذا خوري كنجد 1عدد خرما 5&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</li> <li>ناهار بدون سس ماست نصف ليوان برنج وخورشت كم چرب 10 قاشق با دو تكه گوشت 5 روز در هفته&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; آش آبغوره1 بشقاب 40 گرم نان گوشت دو تكه 1 روز در هفته&nbsp;&nbsp;&nbsp; ماهي آبپز يا كباب 80 گرم نان</li> </ul> <p>عصرانه:[2عدد ميوه 2 عدد ساقه طلايي</p> <a href="http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/355130/uuu-uuu-uu">Comments(0)</a> 355130 Saturday, December 8, 2007 23:00:06 سلام http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/354650/uu <p>ازاينكه منو به حال خودم ول نكرديد ممنونم حرفهاتون تاثير بسيار خوبي داشت اين مدت رو يه كتاب خوندم&nbsp; به قول رخي كه انگار ديروز از خونمون رفته بود اتاق و خونه به هم ريخته مو تميز كردم وبعد با خودم نشستم و فكر كردم&nbsp;مگه آدم مي تونه از خودش هم خداحافظي كنه&nbsp; ؟من به سلامتيم نياز دارم به زيباتر شدن هم همينطور ولي دلم از دست بي خرديهام شكسته يه زماني قبل از ازدواجم سولي تپلي از دستم كارهام دق مي كرد يه دفعه همين مدلي از همه چيز دست مي شستم و مي شدم ساناز منگول سولي انقدر نصيحتم مي كرد انقدر بهم اخطار مي داد تا به خودم مي اومدم الان هم ادامه همون برنامه است ولي نكته خوبش اينجا بود كه وقتي دوران منگوليت طي مي شد بعدش طوفان مي كردم به طوري كه همه متعجب و حيران مي شدن كه آيا اين همون منگوله چند روز پيشه من يادم نمياد دوران دبستان و راهنمايي لاي كتاب رو باز كرده باشم گاهي مشقهامو سولي مي نوشت باهم تو يه مدرسه بوديم اون كلاس پنجم بود و من اول دبستان لين خواهر بيچاره من آبرو براش نمونده بود هر روز از معلمها و بچه ها شكايت منو مي شنيد ولي من انقدر شيطون بودم كه به هيچ صراطي مستقيم نبودم سولي هر شب سخنراني داشت رياضي كار مي كرد خلاصه خيلي هوامو مثل شماها كه الان داريد داشت تا اينكه تو دبيرستان از منگوليت در اومدم و تصميم گرفتم شاگرد اول بشموكار به جايي رسيد كه به آرزوم رسيدم و وقتي مادرم به مدرسه اومد باورش نمي شد در باره من دارن صحبت مي كنن خلاصه اطرافيان بد جوري شكه شده بودن تا اينكه شك دوم هم وارد شد ومن با يه رتبه عالي دانشگاه تهران قبول شدم قيافه ها خيلي خنده دار بود همه متعجب بودن ولي چون من يك زماني عكس سردر دانشگاه رو روي پول&nbsp; ديدم وازش خوشم اومد بايد از اون در مي گذشتم من هميشه اون تصوير رو مي ديدم ولي نوع نگاه خيلي فرق مي كنه اينبا نه تنها ديدم بلكه حسش كردم انگار از تصوير گذشتم و رفتم به كلاس و مدتي نگذشت كه خواستهام عملي شد ودر اونجا هم با شو شو جان آشنا شدم ومنجر به يك ازدواج بسيار خوب شد اين قصه مختصري بود از روزهاي قشنگ زندگي من ولي چرا قشنگ ؟ به خاطر شوهر نه ها به خاطر اينكه اراده به خرج دادم سختيهاش همه از يادم رفت ولي شيرينيش حتي براي شما هم لذت بخش بود نه پس شروع مي كنم كسي چه مي دونه شايد اين از اون روزها يي باشه كه مي خوام همه رو متعجب بكنم ؟</p> <a href="http://www.extrapounds.com/blog/sanazes/comments/354650/uu">Comments(8)</a> 354650 Sunday, December 9, 2007 00:08:09