يك گفتگوي خودماني
دوست با خودم رو راست باشم مي خوام واقعا با خودم يه صحبت صادقانه كنم سوال كنم وجواب بدم واقعا من يا ما چرا بين دوتا انتخاب تناسب و چاقي بدترين انخاب رو كردم؟ خيلي جواب دادن به اين سوال برام سخته ولي بايد بگم كه متاسفانه اولين دليلم اينه كه لذت خوردن منو كور كرده همون لذتي كه فقط تا قورت دادن غذا طول ميكشه خيلي جاي تاسف داره كه انسان يك عمر رو فداي يك لحظه لذت كنه نه ولي جواب دومي هم هست اينكه گاهي خشم يا عصبانيت هم منو به اين سمت مي كشونه واين از همه بدتر چون من اون لحظه بدترين انتقام رو از خودم مي گيرم چون تبعات اون عصبانيت روبيشتر مي كنم چون بعد از اينكه عصبانيتم رفت تازه گرفتار مشكل بعدي مي شم كه جرا خوردم آيا براي حل مشكل راه حل بهتري ندارم؟پس من هميشه لذت بردن وغصه را در خوردن معنا مي كنم و جواب سوم اينكه گاهي برام چاق بودنم اهميتشو از دست مي ده مثلا به خودم مي گم زيادم بد نيستم ول كن بابا مسايل مهمتري هست كه بايد بهش فكر كني اين يعني كم رنگ كردن موضوع خوب تا اينجا خوب اومدم چون انگار مساله داره روشن مي شه دليل چهارمم گاهي كه احساس تنهاييم گل مي كنه(چون من خانوادم تهران هستن وما اينجا هيچ قوم و خويشي نداريم) فكر مي كنم حالا كي منو مي بينه خوب باشم يا بد بذار لااقل با خوردن خوش باشم در واقع گاهي تشفي درد تنهاي مي شه كه صد البته من بدترين دوست رو براي تنهاييم انتخاب مي كنم چونبازهم مشكلمو حل نمي كنه بلكه زيادتر هم ميكنه واما بازتاب اين خوردنها چيه در مقابل اين خوردنها چه بهايي بايد بپردازم ؟1 از دست دادن اعتماد به نفس كم چيزيكه نيست هميشه بايد خجالت بكشم 2رقتن به اتاق پرو كه خودش داستانيه اوني رو كه خوشم اومده بايد ازش بگذرم چون خوردن رو ترجيح دادم3از بيماريهاي كه مسببش چاقيه وداره بدتر هم مي شه كمردردي كه بارها زمين گيرم كرد رودهاي كه عمل شد و حالا مشكل كار نكردن تخمدانها كه دكتر با عصبانيت گفت اضاافه وزنت تاثير زيادي روي اين مساله داره كه مي دونم سلامتيم از همه چيز مهمتره 4نارضايتي شوهرم كه ديگه از بس گفت خسته شد 5رضايتمندي بعضي از اطرافيان كهدورو بر هر كسي هست واز اينكه منو اينطور مي بينن خوشحال هم مي شن همون افرادي كه هميشه مي گن هيكلت قشنگه چاقي بهت مياد 6 از چشم افتادن توي اجتماع واقعا ديدگاه مردم در باره كسي كه نمي تونه جلوي خودشو بگيره چيه ؟خوب حالا ساناز هميشه به اين گفتگوي خودمانيت نگاه كن ببين ارزششو داره ؟اينهمه حرف شكمتو گوش دادي خوردي حالا حرف مغزتو گوش بده برو سراغ زندگي بهينه خوب من ساناز شنگول با يك عالم انرژي مثبت مي رم به سوي لاغر شدن آهسته وپيوسته امروز 40 دقيقه پياده روي داشتم و برنامه غذاييم طبق دستور دكتر بود من موفق ميشم چون مي خوام چون نمي تونم بپذيرم كه يك انسلن با اين همه اقتدار وشكوه جا بزنه انسان مي تونه به تماميه آرزوهاش برسه كافيه كه بخواد ويه تكوني به خودش بده من هم يه يا علي مي گم و شروع مي كيم


