11/14/2007 15:25
شكم 1
بشتابيد دوستان
ورزش ِ شكم مي كنيم J
من مي خوابم روي تشك ورزشي ام ( اگه نداريد روي تشك صفت بخوابيد ) پاهام رو جمع مي كنم . كف پاهام رو مي گذارم روي زمين و محكم فشار مي دم ( منظورم كف پاهامه ) بعدش سعي مي كنم در حالي كه به يقف نگاه مي كنم شونه هام رو يه واحد از زمين بلند كنم و كمي مكث كنم و برگزدم به حالت اوليه . همراه با اين كار عضله هاي لگن ام رو هم منقبض مي كنم . دم و بازدم ام رو هم تنظيم مي كنم .
اين حركت رو من 8 تا 8 تا با مكث توي سه نوبت انجام مي دم و بعد از سومين 8 تايي 30 تا دنبال هم مي زنم . بين هر 8 تا حركت يه 30 ثانيه به خودم استراحت مي دم . از نظر فكر فقط به اين فكر مي كنم كه كدوم عضله از شكمم داره كار مي كنه و توي ناخوداگاهم هي نق و نوق نمي كنم كه مي دونم نمي شه و از اين حرفا ....بعد از 30 تا حركت دنبال هم پاهام رو بغل مي كنم . دستم رو روي رون پام مي ذارم و فشار مي دم توي شكمم ( فشار كم! درد نياد . احساس كنيد خستگي تون داره در مي ره ) . بعد پاهام رو دراز مي كنم و شروع مي كنم با دست كمي شكمم رو ماساژ مي دم . ( ماساژ آرووم – نبايد جاي دستتون بمونه يا كبود و خونين مالين كنين خودتونو ) وقتي اين كار رو مي كنم به خودم مي گم من بدنم رو دوست دارم و سعي مي كنم به بدنم محبت كنم . معمولا من براي دراز نشست زدن يه موسيقي يي چيزي هم گوش مي دم . J
فعلا يه هفته اين كار رو مي كنم . يعني تا جمعه اين برنامه ي منه . شنبه يه حركت ديگه اضافه مي كنم و بعدش اين 30 تا رو مي كنم 40 تا .
دوستتون دارم و آرزوم اينه كه شكم هاي همه مون صاف صاف صاف بشه .

توضيح :
عكس دوم اين خانومه دستش رو زانوهاشه يه جورايي . من دستم رو روي رون پام مي گذارم . يعني زير زانوهام . اينطوري مطمئن تره كه ضربه يي به زانو وارد نمي شه .
11/13/2007 02:30
سلوليت 3
http://www.drdaneshvar.com/visitorpages/Show.aspx?IsDetailList=true&ItemID=3306,0
نمي دونم چرا نوشته هايي كه گذاشتم نيومده . ظاهرا اينجا محدوديت داره و نمي شه تا بي نهايت پر چونگي كرد . دوربينم رو شارژ كنم از گن يي كه خريدم براتون عكس مي گذارم و يه سري توضيحات درباره همون .
11/10/2007 16:03
سلوليت 2
خوب . با توجه به حرف هاي ديگران و تجربياتشون دست به كار شدم. برنامه ام رو جوري چيده بودم كه روزي يه بار حموم كنم و بعد از حموم فرصت داشته باشم 15 دقيقه به خودم برسم. اولين كاري كه كردم اين بود كه بعد از اينكه از حموم بيرون مي اومدم روي زمين مي خوابيدم. پاهام رو بالا مي بردم و با دست شروع به ماساژ دادن پشت پاهام با لوسيون مي كردم. اين اتفاق معمولا يه چيزي حول و حوش 3 دقيقه براي هر پام بود.و از بالا به پايين . يعني اول ساق پام رو ماساژ مي دادم بعد بالاي زانو و دستم رو هم از پايين به بالا نمي كشيدم . از سمت ساق به ران پا مي كشيدم .قبل از اينكه حموم كنم هم 30 تا حركت داشتم هر روز( تقريبا جز يكي دو بار كه تو سفر كاري بودم بقيه روزها رو انجام دادم ) حركت به اين صورت بود كه پاهام رو به اندازه عرض شونه ام باز مي كردم و به قدري كه به زانوم فشار نياد و خيلي آروم پام رو به پشت خم مي كردم.( بعدا كه توپ هم وارد شد با شكم روي توپ مي خوابيدم و پاهام رو ابتدا يكي در ميون 30 بار باز و بسته مي كردم. بعد 30 بار هم جفت پا اين كار رو مي كردم . تقريبا ماه اول برنامه ام اين بود اينكه دنبال يه محصول از بين برنده سلوليت هم بودم.
نكته يي كه به نظرم مي آد اينه كه من توي حموم و بيرون حموم قسمت هايي رو كه خيلي سلوليت داشت تو بدنم حسابي ماساژ مي دادم . ( ليفي كه توي حموم استفاده مي كنيد مهمه و اين كه حتما پر از كف باشه كه پوست رو داغون نكنه . )
مارك لوسيون من جانسونه اما عكسش رو الانه پيدا نمي كنم .
نكته ديگه اين كه من از اين ماساژور هاي تن آرا خريده بودم ولي به خاطر فشاري كه به پوست مي آره ترسيدم استفاده كنم . اينجوري ممكن بود بعد از اينكه سلوليت ها از بين مي رفت دچار يه پوست پر از ترك و شكننده مي شدم.
نكته بعدي كه فكر مي كنم علمي هم هستش اينه كه خواهشا عادت كنيم از لوسيون استفاده كنيم يا بدنمون رو با يه روغني ماساژ بديم هفته يي چند دفعه . اينجوري از به وجود اومدن اين خط و خطوط ِ زشت كه بعد از چاقي و لاغري پيدا مي شن جلوگيري مي كنيم .
نكته بعدي اينكه حواستون باشه ماساژ دادن يا ماليدن چيزهاي زبر (مثلا ليف حموم ) يا چيزهاي نرم بدون اينكه بدن چرب باشه پوست رو بيشتر تخريب مي كنه تا تقويت .
عكس ليف :
http://www.prettylikeme.com/photos/RU-207151-2.jpg
عكس ماساژور تن آرا
http://www.namabazar.net/Clothingdetails.asp?ID=3080&tp=p5&pn=1
ادامه دارد ...
11/09/2007 15:10
مبارزه با سلوليت 1
من الان حدود 50 روزه كه دارم روي پاهام كار مي كنم . علتش هم اينه كه متاسفانه بعد از چاق شدنم ( كه ماجراش رو قبلا نوشته بودم ) فكر مي كردم بيشترين چيزي كه اذيت ام مي كنه اينه كه وقتايي كه شلوارك مي پوشم پشت پاهام و حتي عضلات جلوي پام ( ران پا ) به شدت سلوليتي شده بافتشون . از همه بدتر اينكه از مچ پام اين ماجرا شروع مي شد تا يه وجب بالاي كمر ( كه توي منطقه كمر خيلي مشكل نبود . منظورمه اينه كه حاد نبود )
اولين كاري كه كردم اين بود كه شروع كردم به خوندن يه سري منابع درباره اينكه بدونم سلوليت چيه و چرا به وجور مي آد . خيلي ها بهم گفته بودن كه خوبه كه اينجوري شدي و اين يعني چربي يي كه زود آب مي شه و از اين حرف ها . ولي خوب خيلي اين حرف با منطقم جور در نمي اومد.
اولين جايي كه سر زدم اينجا بود. بقيه يا از اين كپي كردن يا به زبون ديگه يي همين رو گفتن ( البته لينك هاي ديگه رو هم مي گذارم براتون ببينين .
http://www.kermany.com/Cellulite.asp?Page=0
از ديدگاه علم پزشکی به تجمع چربیهای غير طبيعی در زير پوست سلوليت (Cellulite) گفته میشود. اين عارضه اغلب نمای سطح پوست را به پوست پرتقال شبيه میکند و اصطلاحاً به آن (Orange peel effect) میگويند.
در حقیقت جمع شدن چربی و مواد زائد به شکل گلوله يا برجستگیهای کوچک در زیر پوست که به آن سلولیت میگویند یک نوع مسمومیت نسوج ارتباطی بدن است.
تفاوتهای چاقی و سلوليت
چاقی و سلوليت دو عارضه متفاوت میباشند كه تنها تشابه آنها در تجمع چربی و ايجاد برجستگی ظاهری میباشد.
در ذيل به برخی از تفاوتهای چاقی و سلوليت اشاره میكنيم:
چاقی سلولیت
درمان با رژيم غذايی كم كالری مفيد میباشد. درمان با رژيم غذايی كم كالری اثری ندارد.
پوست صاف میباشد. پوست در نواحی مبتلا فرورفتگی و برآمدگی دارد.
پوست شل است. بیشتر سلولیتها سفت هستند.
كاهش مصرف نمك هيچ اثر درمانی ندارد. كاهش مصرف نمك، مؤثر است.
در كل بدن قابل مشاهده است. در نواحی خاصی از بدن مشاهده میشود.
چربیها اغلب در شكم تجمع میيابند. اغلب در ران و باسن به وجود میآيد.
دردناک نیست. در اثر وارد آوردن فشار بر نواحی مبتلا، درد ايجاد میشود.
در اثر افزايش حجم بافت چربی ايجاد میشود. در اثر تجمع مواد سمیبه وجود میآید.
شامل هر دو جنس زن و مرد میشود. اغلب جنس زن را شامل میشود.
در هر سنی ممكن است ايجاد شود. معمولاً در سنين رشد هورمونی و آغاز عادات ماهانه دیده میشود.
اغلب ارتباط با تغييرات هورمونی ندارد. با تغييرات هورمون استروژن مرتبط است.
همانطور که مشاهده شد، سلوليت در افرادی با وزن طبيعی نيز ايجاد میگردد.
عوامل ايجاد سلوليت
اين عوامل به ترتيب اولويت عبارتند از :
1. عوامل ژنيتيكی و جنسيت
2. ايجاد تغييراتی در ترشح طبيعی هورمونهای بدن بويژه هورمونهای جنسی زنانه (استروژن)
3. عدم رعايت رژيم و برنامه غذايی مناسب
4. افزايش بیرويه وزن
5. افزايش سن
6. استرسها و خستگیهای طولانی
7. عدم تحرك و فعاليتهای ورزشی
تمامی عوامل ذكر شده سبب افزايش سلولهای چربی در لايه زير پوست تا 300 برابر حجم طبيعیشان میشوند. از تجمع اين سلولها فضای بسته و غير قابل نفوذی ايجاد میگردد.
افزايش تعداد اين فضاها باعث فشرده شدن عروق خونی و لنفی و در نتيجه مهار جريان اين عروق میشود. بنابراين مواد زائد حاصل از سوخت و ساز سلولها دفع نمیشوند و سلوليت ايجاد میگردد كه در صورت عدم درمان، پيشرفت خواهد كرد.
به علت وجود هورمون استروژن و بالا بودن حجم چربی در خانمها 90 درصد از مبتلايان به سلوليت را خانمها تشكيل میدهند.
نواحی تشكيل سلوليت
سلوليت اغلب در نواحی زير ايجاد میگردد:
ران، باسن، لگن، شكم، قسمت پايين کمر، قسمت های پشت و داخل بازوها، قسمت های داخلی زانو، بالای کمر و زير شانه ها، مچ پا
محل ايجاد سلوليت در آقايان معمولاً در ناحيه شكم و پشت گردن میباشد.
نحوه درمان سلوليت
• بازگرداندن حالت طبيعی و قوام سفت پوست
• آزاد سازی مواد زايدی كه در بافت تجمع يافته
• كاهش اندازه و سايز سلولهای چربی كه قبلاً بزرگ شده بودند.
چاقی و سلوليت از جمله مشكلاتی هستند كه بسیاری از بانوان به آن مبتلا میشوند. سلوليت به صورت نمايی پوست پرتقالی، در سطح پوست، رانها، پشت، باسن، بازوها و ... ديده میشود و تاکنون به هيچ روشی قابل درمان نبوده است.
با نوآوری فرانسويان در ساخت دستگاه Starvac SP و ابداع تكنيك انحصاری Endermology میتوان اين عارضه را درمان كرد.
به طور كلی دستگاه Starvac SP میتواند در درمان سلوليت، چاقی های موضعی، كاهش سايز، ليفتينگ صورت، ليفتينگ پستان ها، ليفتينگ بدن و شكم به ويژه پس از زايمان و رژيم های غذايی به طرز بسيار موثری به كار رود.
در اين سيستم يك نرم افزار دقيق با ايجاد حركات پالسی محاسبه شده و به وسيله انرژی ليپوماتيك -كه كاملاً بدون عارضه است- تناسب اندام، زيبايی، شادابی و لطافت پوست بدن و صورت را برای شما به ارمغان میآورد.
دستگاه Starvac
تنها روش موجود جهت از بين بردن آن دسته از چربيهايی که در بافتهای سطحی و زير جلدی ذخيره شدهاند و با بهرهگيری از رژيمهای غذايی، ورزش و ليپوساکشن نمیتوان آنها را از بين برد.
نحوه عملكرد:
1- از بين بردن چرخه معيوب ايجاد سلوليت
2- بهبود تبادلات سلولی و از بين بردن مواد زائد در بافتها
3- تحريک جريان خون و لنف در بافتها
4- افزايش سوخت چربی در بافتها
5- تحريک سلولهای فيبروپلاست
6- افزايش توليد کلاژن در بافتها
بافتهای هدف دستگاه Starvac :
1- بافت چربی زير جلدي
2- جريان خون شريانی و وريدي
3- تخليه لنفاوي
4- ساختار کلاژني
دستگاه Alice
مکانيسمهای عملکرد:
1- افزايش اشباع عروق و افزايش انتقال جريان خون به مناطق حساسی که بر اثر مدت طولانی اکسيژن کافی دريافت نکردهاند.
2- تقويت تون عضلانی و کاهش لايه چربی زيرجلدی و در نتيجه کاهش سايز مناطق مورد نياز
3- برقراری مجدد جريان خون همراه با کاهش احساس درد و بیحسي
4- تأثير بر روی جريان لنفاوی بافت جهت تحريک غدد لنفاوی به منظور تخليه مايعات تجمع يافته در بافت
خوب ، اولين باري كه اين مطلب رو خوندم شوكه شدم. راه سختي پيش روم بود. يه عالمه محصول و يه عالمه تبليغات كه همه مدعي بودن مي تونن سلوليت رو برطرف كنند.برنامه من اما به اين شكل بود . يه سري حركت هاي ورزشي رو كه دونه دونه توضيحشون مي دم شروع كردم . تعدادشون هم از روزي 10 تا شروع شد تا روزي 50 تا .
3 تا لوسيون گرفتم كه مارك هاش رو در اولين فرصت اينجا مي ذارم . همينطور دو تا شامپو بدن . (شستن بدن با صابون رو كاملا قطع كردم ). يه دونه از اين ليف هاي توري گرد ( كه عكس اون رو هم در اولين فرصت اينجا مي گذارم . يه توپ ( از اين توپ هاي خوشگلي كه توي كلاس هاي ايروبيك هست ) ..و يه گن كه مارك اون رو هم اينجا خواهم گذاشت . يه كش پا ( حالا تو جدولم نگاه مي كنم ممكنه چيزي رو از قلم انداخته باشم ) *!
حالا مي مونه برنامه ام كه چطوري از اين ابزارها استفاده كردم . براي خودم باور كردنش سخته . اما الانه عين اين عكس هاي تبليغاتي كه before و after داره شدم . اگه روم شد عكس ها رو هم مي گذارم اينجا . فكر كنم با يه خورده تمرين (شايد درست تو اين زماني كه من جواب گرفتم شما جواب نگيرين و يه خورده زودتر يا ديرتر نتيجه اش رو ببينين )شما ها هم مي تونين يه درصدي از اين سلوليت ها رو كم كنين .
*من متاسفانه خونه اينترنتم مشكل دار شده. براي همين هم الان دارم تند تند اينها رو مي نويسم و نمي رسم عكس يا چيزهاي ديگه رو سرچ كنم . اما فردا بعد از ظهر سعي ام رو مي كنم اين كار رو انجام بدم .
ادامه دارد ...
11/09/2007 08:56
بالاخره به يكي از اهداف نزديك شدم
خوب . بعد از كلي تاخير و تنبيه خودم ديروز به يكي از اهدافم نزديك شدم. من تقريبا با سلوليت هام كنار اومدم و برام جالب بود كه ديدم خيلي كم شده ميزانش .
دارم كارهايي رو كه كردم مي نويسم چون مي دونم خيلي ها با سلوليت مشكل دارن و دلشون مي خواد از شرش راحت شن .
10/31/2007 03:46
ادامه مي دهم
اين سه روزه خودم رو به در و ديوار زدم و يه ذره ياد گرفتم چه جوري كالري هام رو بشمرم و چيزهايي رو كه نمي تونستم بشمرم رو نخوردم .از وبلاگ هاي بچه ها كمك گرفتم ( از بس تنبلم تو شمردن كالري هام ) به طور متوسط 1200 تا 1500 كالري خوردم . تحركم روزهاي سه شنبه و چهار شنبه خيلي زياده . يعني از 1 تا 9 شب سرپام . نمي دونم درس دادن و سر و كله زدن با بچه ها چقدر كالري مي سوزونه . اما وقتي مي رسم خونه عين جسد مي شم از خستگي . به اين نتيجه رسيدم كه منابع فارسي خيلي ناقصه براي مواد غذايي و همينطور غذاها و خوراكي هايي كه توي ايران هست خيلي تنوع كمي داره .
از فردا روزي يه ساعت تردميل و 40 دقيقه ايروبيك به برنامه ام اضافه مي شه.
با خودم فكر كردم بهتره اگه قراره قرص بخورم و روند كاهش وزنم تغيير كنه بهتره جلوي اضافه شدن وزنم رو بگيرم لااقل . من كه مي دونم براي كم كردن هر گرمش چقدر بايد سختي كشيد . پس تلاش مي كنم توي اين هفته وزنم از ايني كه هست بالاتر نره . خدا رو چه ديدي شايد پايين هم اومد ( گيريم ذره ذره )
10/28/2007 14:38
يه كوه غم
خوب ...امروز كلي خبر بد گرفتم . اوليش كه تموم تنم رو به لرزه در مي آره اينه كه نتيجه آزمايش هام اومد و مشكل هورموني بازم سر و كله اش پيدا شده و دو سال قبل وقتي اين اتفاق افتاد و من مجبور شدم قرص بخورم اصلا نمي دونستم اضافه وزن چيه و يهو در عرض 6 ماه از ريخت و قيافه افتادم و چيزي حدود 17 كيلو وزنم اضافه شد. بعدش رفتم كلاس ايروبيك و همينطور كه وزن كم مي كردم كارت مربي گري گرفتم و ورزش رفت تو خون و پوستم . خوب برام سخت بود هم كار كنم هم هفته يي 3 روز برم سالن ورزشي . اما اونقده اين كار رو دوست داشتم كه نمي تونستم حذفش كنم . شده بود كار دومم . درآمدش هم بد نبود. از شما چه پنهون گاهي حتي به ذهنم مي رسيد كه مهندسي رو ول كنم و برم دنبال ورزش. تقريبا وضعيتم متعادل شده بود( منظورم كار و ورزش و غذا خوردن و هورمون هام و ... بود) كه يهو زد و ما فوق قبول شديم . اين درست در حالي بود كه من 3.5 كيلو تا وزن ِ ايده آلم فاصله داشتم ( يعني بايد 3.5 كيلوي ديگه لاغر مي شدم ) و خوب مدتي بود كه روند وزن كم كردنم متوقف شده بود. توي اين يك سال و نيم درس خوندن و درس دادن ( وقتي درس مي خونم دهنم دائم مي جنبه و متاسفانه دلم چيزاي شيرين مي خواد خيلي – وقتي درس مي دم توي تايم هاي استراحت نمي تونم جلوي بقيه استادا چيزي نخورم. از همه بدتر اينكه فقط كافي هست و چاي و بيسكويت و قند و شكر و هيچ خوراكي سالمي اونجا پيداش نيست ( يكي دو بار هم كه ميوه برده بودم همه اش رو تعارف كردم به بقيه) . تو تايم ِ من، فقط من خانم ام و بقيه كلا سر هر چيزي رو من زوم مي كنن و اصلا دلم نمي خواد به اينكه رژيم دارم و اينا گير بدن. خصوصا كه اگه دانشجو ها بدونن ديگه نمي شه خيلي هاشون رو جمع كرد.) خوب ...همه اينها يه ور ،ماه رمضون پارسال سر فشار زيادي كه بهم اومد 4 كيلو اضافه شدم و ديگه نتونستم كمش كنم. اين 4 كيلو رفت رو اون 3.5 كيلويي كه بايد از قبل كم مي كردم.تو اين يه سال و نيم هم ذره ذره 4.5 كيلو ديگه هم اضافه شد.(البته سايزم فقط يه شماره زياد شده . اما وزنم رو ترازو افتضاح بالا رفته) .اين شد كه اضافه وزن من مجددا رسيد به 12 كيلو . تو اين 3 ماهي ( شايدم بيشتر) كه تو گروه عضوم هي عين يويو رفتم بالا رفتم پايين. يعني يه كيلو كم كردم يه كيلو اضافه كردم. با توجه به ورزش و غذام و خيلي فاكتور ها حدس مي زدم يه جاي كارم مي لنگه . حالا امروز باز متوجه شدم مشكل هورموني پيدا كردم! نمي دونم واقعا بايد چه كار كنم با اين قرص ها و خاطره هاي بد ازشون.
من تو خونه تردميل دارم و توپ ورزشي و كش پا و دمبل( تقريبا مجهزم). سعي ام اينه كه روزي يه ساعت پياده روي كنم. بلد نيستم كالري غذاهام رو بشمرم.دلم مي خواد يه برنامه يي بنويسم براي اينكه اين كار رو اتوماتيك انجام بده برام. براي اين كار منبع معتبر مي خوام.
دو تا از دوستام هستن كه اگه من بخوام مي آن خونه كه من كمكشون كنم ايروبيك كار كنن. همسرم با همين شيوه اي كه من بهش دادم از 3 ماه پيش 8 كيلو كم كرده . كلي خوش فرم شده بدنش ....اونوقت من شدم كوزه گر و كوزه شكسته ....
مي شه يه خورده به من ِ داغون روحيه بديد امروز ...شديدا روحيه مي خوام ...
پ.ن :
1.مي دونم خيلي پرت و پلا و پخش و پلا نوشتم . اما باور كنين دلم كلي گرفته.
2.من يه كار مسخره مي كنم اين روزا . مي رم وبلاگ هايي كه كالري هاشون رو مي شمرن روزانه. بعد همه ي چيزايي رو كه اونا نوشتن وشمردن و خوردن من براي فردام آماده مي كنم . به نظرتون اين كار كمكم مي كنه؟
10/27/2007 02:04
4, 5 آبان
گند زدم . روزهايي كه تعطيله و آقاي همسر خونه است من مزخرف مي خورم . روم نمي شه حتي بنويسم چيا خوردم.
شنبه :
صبحانه : يه ليوان آب يه ليوان شير ( كم چرب طبيعتا ) يه برش خيلي كوچولو كيك رشد ( خودم پختم . كم روغن و كم شيريني است ) و يك دوم يه گردو .
ميان وعده :
ناهار:
ميان وعده:
شام :
ميان وعده :
10/25/2007 10:39
3 آبان
يك ليوان آب يك ليوان شير يك ليوان چاي يه دونه خرما
يه شكلات (اندازه يه سكه 5 تومني )
يه همبرگر ( با روغن كم سرخ شده بود يك دونه گوجه فرنگي متوسط يك خيار شور متوسط ( نون هم داشت همبرگرم ))
يه ليوان چاي 2 تا خرما يه ليوان آب
شام : هنوز نمي دونم چي ....
حدودا 2 ساعت خونه رو سابيدم .