11/09/2007 08:56
بالاخره به يكي از اهداف نزديك شدم
خوب . بعد از كلي تاخير و تنبيه خودم ديروز به يكي از اهدافم نزديك شدم. من تقريبا با سلوليت هام كنار اومدم و برام جالب بود كه ديدم خيلي كم شده ميزانش .
دارم كارهايي رو كه كردم مي نويسم چون مي دونم خيلي ها با سلوليت مشكل دارن و دلشون مي خواد از شرش راحت شن .
Posted By: Titan
11/09/2007 10:03
سلام
به به چه مطلب خوبی. اتفاقا من دیروز خیر سرم رفته بودم یوگا ریلکس کنم انقدر این سلولیتهای خودم و این پوست صاف و صوف این دانشجوهای لیسانس رفت رو اعصابم که بدتر شدم. خیلی زود بنویس که شدیدا لازمه.
در مورد کامنتی که برای دیانا گذاشته بودی که روی مطالبی که من میگم تحقیق میکنی اگر جائیش اشتباهه یا کم میگم خیلی ممنون میشم بهم بگی.
11/09/2007 10:11
خدا خيرت بده
واي واقعا مطلب جالبيه.اين خواهر منم شديدا درگيرشه وداءم داره خودشو سرزنش مي كنه وميريم لباس بخره من گريم مي گيره از اين همه رنجي كه مي كشه.
11/09/2007 14:11
.
دستمون به دامنت سارا جون زود این مطلب رو بذار که محتاجیم به معلوماتت :)
Login to add your own comment.