shanbeh
الان تازه از خواب بیدار شدم و هنوز زنده هستم داشتم می مردم.....دیشب تا صبح تب داشتم کاوه می گه یا ورم روده داری یا دل و کمرت را چائوندی......من موقع ورزش از این کمر بندها که روی شکم می بندی که موضعی لاغر می کنه می بندم و فکر می کنم چهارشنبه و پنج شنبه وقتی بازش کردم عرق زیاد کرده بودم و جلوی پنکه واستادم و سرما دادم و روده هام هم التهاب دارند....تبم هم مال همینه.....
امروز رفتم رو وزنه و شده بودم 148 پوند که یک پوند از دیروز کمتر بود فکر می کنم مال تب باشه و مطمئنم مقادیریش وقتی حالم بهتر بشه بر می گرده ولی خیلی چسبید این عدد برای همین ثبتش کردم......الان دارم قهوه با شکر رژیمی و شیر کم چربی می خوردم و من فقط چند قطره شیر توی قهوه ام می ریزم برای همین پوینتش را حساب نمی کنم
از ناهار نگم بهتره...به خدا باور کنید نگم بهتره....بد آموزی داره..... ساعت دوازده دوباره تب کردم شدید با دل درد شدید دوباره دو مشت قرص خوردم با نصف یک ماست میوه که نیم پوینت می شد.....ساعت 2 تبم برید و از گشنگی به حال ضعف افتاده بودم در یخچال را باز کردم باور کنید پر از سبزیجات بود که برای ورم روده بده آشپزی هم نمی تونستم بکنم به کاوه گفتم برو بیرون و یک غذای خوشمزه بگیر اونهم ده دقیقه بعد با یک بیگ مگ و سیب زمینی سرخ کرده برگشت و منه دله خاک بر سر که به علت بیماری ضعیف النفس هم شده بودم مثل یک خرس گرسنه همه اشو را خوردم که انشالله کوفتم بشه.....با خودم گفتم تا فردا دیگه هیچی نمی خورم...قابل توجه حضار محترم بیگ مگ به تنهایی 18 پوینت داره......بعد رفتیم بیرون برای شروین چلوکباب کوبیده گرفتیم و من به اندازه یک کفه دست نون تافتون تنوری با پنیر و سبزی خوردم و 2 قاشق پلو و یک گاز کباب کوبیده....کوفتو بخورم!!!!!! الان هم اومدم خونه کاوه یک مارگاریتای رقیق برام درست کرده دارم اونو میخورم....همتون هم لابد تا الان حدس زده اید که حالم بهتره که مثل خرس افتادم به جون غذاها.....هنوز یکمی دلم درد می کنه و به زور قرص تبم را پائین نگه می دارم..... امیدوارم امشب با این مارگاریتا به پایان برسه

