من دارم یرای خودم یک برنامه ی پانزده هفته ای رو شروع می کنم,یعنی تا آخره مرداد
این پانزده هفته فقط شامل رژیم و ورزش و تغذیه سالم نیست.خیلی چیزارو شامل می شه
یک:به صورت هفتگی برای برنامه رژیمی و سالم خوری خرید می کنم و حدودا شب قبل در نظر می گیرم که فردا چی می خوام بخورم.چون وقتی آدم گرسنش می شه معمولا دمه دست ترین چیز رو می خوره و به چیزای خوشمزه فکر می کنه.اینجوری وقتی بدونم چی می خوام بخورم فکرم جهت دا رمی شه
*************************************************
دوم:ورزشم که شامل پیاده روی می شه رو منظم کنم.اگه کسی یا دوستی همرام نبود اصلا مهم نیست.چون همونقدر که من هدفمندم معلوم نیست اونا هم باشن یا نه
سوم:بعد از اینکه از پیاده روی اومدم خونه یکسری حرکات ورزشی انجام می دم.با یک چیزی هست به اسم بادی شیپر.حتما مامان های شما هم اونو دارن.من از مامانم گرفتم.فکر کنم کمه کم مال بیست سی سال پیشه
اینجا پیدا نکردم.در نتیجه طنابهای همون روعوض کردم و شد نوی نو
چهارم:از اونجایی که من عاشق شغلم نبودم آزمایشگاه گیاهپزشکیمو تعطیل کردم.بیشتر اسم و کلاس داشت تا لذت و درآمد .(چون توی استان به اسم کلینیک جا افتاده بود)نمی تونستم بیشتر از این به شغلی ادامه بدم که دائم دهنده ی انرژی باشم در حالیکه نصف اون هم بهم بر نگرده.و احساس لذت و عشق هم نکنم. و چون تلاشمو واقعا برای علاقمند شدن بهش کردم و نشد از اینکه رهاش کردم پشیمون نیستم.
حالا من دارم مهارتهای دیگه ای رو در خودم پرورش می دم که بتونم چند ماه دیگه دنبال کار دیگه باشم تا وقتی که خودمو برسونم به رشته و شغلی که همیشه عاشقش بودم .
و هدف برنامه ی پانزده هفته ای در این مورد اینه که من بتونم دوره ی آی سی دی ال رو تمام و کمال و به خوبی به پایان برسونم.و تا پایان پانزده هفته هر چی وقت دارم بقیه دوره ها مثل اوتو کد و حسابداری و یک کم برنامه نویسی رو به انجام برسونم.الان پاور پوینت هستیم .فقط اکسز مونده.اما امتحانش تیر ماهه
پنجم:از اونجایی که احساس نیاز زیادی به زبان خارجی نمی کردم خوب طبیعیه که برای یادگیری زبان تنبلی کردم و هر کاری رو به یاد گیری زبان به طور جدی ترجیح دادم.اما این پانزده هفته زمان خوبیه برای جبران و لذت بردن از زبان
من و بهارک برای کتابپانصد و چهار برنامه ریختیم.هر کسی دیگه هم میاد بسم الله
البته چون هفته ای یک ساعت کلاس مکالمه دارم قصد دارم کتاباینتر چنج رو هم شروع کنم.
چهارتا کتابه.که اولیش خیلی آسونه ولی برای درست کردنه تلفظ و لهجم باید روی اونم وقت کافی بذارم
به طور متوسط با این برنامه ی پانزده هفته ای برای هر کتابش نزدیک به چهار هفته وقت دارم
*******************************************
ششم:در این پانزده هفته غر زدن و نق زدن به خودم ممنوعه.و اگه اشتباهی داشتم یا کاری کردم که بر خلاف معیارها و برنامه هام بود توجهمو به راه حل معطوف می کنم نه غصه خوردن و حسرت و وقت تلف کردن
یادمه توی یکی از کتابهای آنتونی رابینز چنین تمرینی بود.ولی چون خیلی وقت پیش خوندم نمی دونم کدوم یکی از سه جلد کتابش اینو نوشته بود
تمرینش به اسم روزه ی فکر بود.توی اون ده روز کسی اجازه نداشت بیشتر از یکی دو دقیقه غصه ی مشکل رو بخوره باید سریع روی راه حل متمرکز بشیم.و اگه کسی حواسش پرت بشه و بیشتر روی صورت مساله متمرکز بشه جریمش این بود که روزه ی ده روزه رو باید از اول شروع کنه
مثل بازی بود.اگه کتابشو دارین اون فصل رو بخونین
*************************************************
هفتم:همه ی پانزده هفته تمام تلاشهامو اینجا می نویسم.اهمیت دادن به خودمو از همین ثبت کردنه ساده شروع می کنم.چون این نوشتن فقط به خودم تعلق داره و در مورد خودم هست.بیشتر از همه هم به نفع خودمه
**********************************************
هشتم:استفاده از موزیکهای شاد,رنگهای شاد و کتابهای مثبت و خود سازی. و ایجاد تنوع حتی در رنگ آرایش توی خونه.برای خوده خودم
**********************************************
نهم:داشتن برنامه ریزی قبل ازخواب برای فردا.اینکه بدونم چه کارهایی رو دقیقا قراره انجام بدم.و حدودا چه ساعتی اون کار انجام می شه.یک تخمین هم می زنم که چقدر طول می کشه.چند روز اول ممکنه خیلی دقیق نباشه اما زودی دقیق می شه
*************************************************
دهم:خوشبختانه غیر از سریال پرستاران که خیلی دوسش دارم اصلا اهل تلویزیون نیستم.حتی برنامه های ماهواره برام جالب نیست.مگر تصادفی یک چیزی خیلی جالب باشه برام.ولی اتلاف وقتهای دیگه ای دارم و اینترنت هم زیاد می یام
توی این پانزده هفته زمان رو می خوام مدیریت کنم.دقیقا باید بدونم بیست و چهار ساعتم چجوری می گذره.
فعلا دیگه چیزی یادم نمیاد.اما اگه بعدا" یادم اومد و به اهداف این پانزده هفته ربط داشت به همین پست اضافه می کنم.اگه اینجارو خوندین ممنون می شم راهنماییم کنین و یاری
الان دارم این آهنگه داریوش رو گوش می دم
الحق که چه درسته این حرف
هیچ کس به غیر از خود ما, از خود ما فریب نخورد
هیچ کس به غیر از خود ما ,مارا به بیراهه نبرد
بیایم مسوولیت کارهامون ,تصمیم هامون ,و انتخاب هامون رو به عهده بگیریم
زندگی خودمونه.پادشاهش هم خودمون هستیم.پادشاه جسم و روحمون.
من که می خوام پادشاه خوب و مهربون و دلسوزی بشم.دیگه نمی خوام بذارم مملکتم از بی فکری و بی توجهی و بی ملاحظگی آزار ببینه.با غذاهای نا سالم ظاهرشو و با غم و غصه و کم کاری باطنشو دیگه خراب نمی کنم
اگه هم شرایطی پیش اومد که عاملش از دست من خارج بود دنبال مقصر نمی گردم. بازم مثل یک پادشاه خوب با تدبیر راه حلی براش پیدا می کنم و مملکتم رو نجات می دم
دوستتون دارم .رخی رو هم دوست دارم الان هم با احترام دستشو می گیرم ببرمش بخوابه
دیشب داروخونه کار داشتم دیدم یک پوستر زده به دیوار محصولات باریج اسانس
البته تعریفشو قبلا شنیده بودم
منم یک اسانس زیره خریدم.روش نوشته به افزایش سرعت سوخت و ساز در بدن و شکسته شدن ملکولهای چربی کمک می کنه.البته نوشته که برای لاغری بهتره همراه با اسانس لیمو مصرف بشه
طرز مصرفشم اینجوریه که پانزده قطره در مایعات قبل از غذا خورده بشه
البته من تازه دیشب خریدم و هنوز امتحان نکردم.امیدوارم خوشمزه باشه.چون من خود زیره رو که خیلی دوست دارم.اگه دیدین سه شنبه دیگه شصت کیلو کم کردم بدونین به خاطر اینا بوده :دی
************************************
شرمنده :صبحانه اصلا حسم نمی گیره.اصرار نکنید.اما جاتون خالی در این هوای نیمه سرد و ابری دارم یک چایی دبش قند پهلو می خورم