parisa

باربی میشوم

My Profile

  • Name: parisa
  • City: Esfahan
  • Region: Esfahan
  • Country: Iran

My Weight Loss

Height: 172.0cm
Start weight: 120.00kg
Current weight: 117.00kg
Goal weight: 80.00kg
Lost to date: 3.00kg
Remaining: 37.00kg

My Calendar

4
February '12
< February >
S M T W T F S
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      

My Photos

Before After

89/12/22

وزن صبح :118
صبحانه: یک کف دست نان + پنیر + یک خیار و یک گوجه فرنگی
میان وعده :فقط آب
نهار؟یک تکه سینه مرغ + 4 قاشق کشک بادمجان
میان وعده :1 عدد شیرینی + یک لیوان چای
شام: یک تکه 5*5 لازانیا
ورزش : نیم ساعت پیاده روی
 

89/12/21

وزن صبح ناشتا:118
صبحانه: یک کف دست نان + پنیر و گردو
میان وعده: فقط آب
نهار: یک عدد تخم مرغ+ یک تکه شنیتسل مرغ
میان وعده:فقط آب
شام:خوراک گوشت و قارچ(دستپخت دخترم) برای خودش رژیمی درست کرده بود
ورزش :هیچی

بالاخره جراحی کردم

تاریخ : یکشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۹

ساعت :۵ صبح

وزن : ۱۳۴ کیلوگرم

باید نوشت . مینویسم تا ثبت بشه که چقدر عذاب کشیدم . چقدر رژیم گرفتم . از همه چی خودم رو محروم کردم و آخرش هم ۱۳۴ . از اردیبهشت امسال دوباره رفتم طب سوزنی . دوباره پیاده روی ولی ... بالاخره راضی به عمل شدم . نظر جراح گاستریک باندینگ بود ولی به روش خودش . نه این حلقه های آماده . خودش با استفاده از مش یه باند درست میکنه و دور معده میگذاره . خیلی هم از روشش دفاع میکنه و الان هم ۹۰۰ مورد رو انجام داده . یکی از دوستان من هم ۷ سال پیش این عمل رو به همین سبک انجام داد و خیلی هم راضی بود .

ساعت  ۶ صبح ۱۱ مهر در بیمارستان بودم بعد از اینکه کارهای مقدماتی پذیرش انجام شد لباس پوشیدم و منتظر بودم . من نفر دوم بودم ساعت حدود ۱۰ بود که رفتم اطاق عمل و همون موقع هم نفر اول رو آورده بودند بیرون . تازه به هوش اومده بود و خیلی خیلی بی قراری میکرد . من که خیلی ترسیده بودم  ولی دیگه چیزی نفهمیدم تا ساعت حدود یک و نیم بعد از ظهر که توی بخش بودم . سه شب توی بیمارستان بستری شدم . البته شب سوم رو خیلی بیخودی نگه داشتند . مرخص بودم ها... تقصیر خودم شد . رفتم گفتم محل عمل ورم کرده دیگه اینا هم گیر دادند به معاینه و سونوگرافی و ... یک شب اضافه نگه داشتن و دست آخر هم هیچی 

الان حدود ۱۰ روز میگذره . این که راضی بودم یا نه رو گذشت زمان باید نشون بده . ولی دیگه میام و این وبلاگ خاک خورده رو به روز میکنم .

سفر

از امروز به مدت یک هفته با همکارا می ریم مسافرت. بدون همسر و بچه . یه کمی نگرانم . آخه تا حالا تنها نگذاشتمشون . البته مامانم اومده خونه ما تا من برگردم. ولی خوب می ترسم دلتنگی کنند. امیدوارم که توی سفر بتونم رژیم رو رعایت کنم که فکر کنم بتونم . چون من همش جلوی همکارام میگفتم که وایییی من هیچی نمی خورم همش چاق می شم و اگه آب هم بخورم وزنم اضافه می شه و .... حالا که نمیتونم پرخوری کنم!!! می تونم؟!!!

باز هم تجربه ی ناموفق

 

 درست یک هفته شد که من دیوونه شده بودم انگار!!!! هی خوردم بدون اینکه به هیچ چیز فکر کنم نه نوشتم و نه می تونستم بنویسم . نمی دونم چرا ؟ البته می دونما  تصمیم گرفته بودم منم مثل بچه ها رژیمم رو عوض کنم تا اینکه وزنم سریع پایین بیاد ولی خوب من جنبه اش رو ندارم . یه روز رو گفتم امروز باشه روز تقلب یا چیت دی یا هرچی دیگه ... وبعدش یک هفته کاملا" کم خوری می کنم تا به بدنم شوک وارد شه . ولی شوک جالبی وارد شد. برگشتم سرخونه اولم . یعنی این ۴ کیلویی که توی دو ماه کم کرده بودما.... امروز که رفتم روی ترازو دیدم برگشته سرجاش. فهمیدم رژیم باید با روحیه هر فرد سازگار باشه. حتی بعد از سه روز که دیدم این رژیم به درد من نمی خوره اومدم اتکینز رو امتحان کنم ولی تو اون هم ناموفق بودم . یعنی رسما" راه رفتن خودم هم یادم رفت و از امروز برگشتم سر خونه ی اول دوباره از نو

حالا امروز دوباره آدم شدم . البته یه موزی که خوردم زیادی بود بیخود بود ولی توی کیفم مونده بود . من هم عادت دارم که وقتی یه خوراکی در دسترسم باشه انگار اگه نخورمش عذاب وجدان دارم. به هرحال امروز دیگه عوض شدم خودم هم می فهمم . این هم یک تجربه ی دیگه که به کوله بار تجربیات قبلی ام اضافه شد.

یک ماه گذشت

 

یک ماه از نوشتن های من توی بلاگفا می گذره و من که انتظار معجزه داشتم فقط توی این سه ماه با این خودکشی ها سه کیلو کم کردم. سه کیلویی که شاید فکر می کردم برای کم کردنش یه هفته کافی باشه . ولی انگار نه خیلی سخت تر از این حرفهاست . خلاصه من که قراره تا عید ادامه بدم ببینم چی می شه اگه یه روش جدیدی هم پیدا شد که یه مقداری سرعت بده به این سوخت و ساز که چه بهتر.... ولی ورزشم رو خیلی بهتر انجام میدم . حالا می روم برای ماه دوم ببینم چی می شه . همچنان خورد وخوراکم رو توی جدول توی بلاگفا می نویسم و چون خیلی به اکستراپوند علاقه دارم و نمی تونم ازش دل بکنم یه سری هم به اینجا می زنم و حرفهام رو اینجا می گم. روند کاهش وزنم خیلی خیلی کنده راهی برای سرعت دادنش نیست؟

هفته ی اول دی ماه

این هم برنامه هفته گذشته ی من

خوب از وقتی که توی بلاگفا جدول می کشم خیلی منظم تر شده ام و مرتب می تونم خودم رو چک بکنم . از هفته ی گذشته هم روزی نیم ساعت تردمیل رو به برنامه ام اضافه کرده ام . یعنی جدای از برنامه ی ورزش روزانه . حتی اگر ایروبیک یا شنا یا ایروبیک در آب هم برم کاری به این نیم ساعت تردمیل نداره. فکر کنم دیگه ورزشم خوب باشه .البته با سرعت تند نه با سرعت معمولی ولی خودم خیلی راضی هستم.امیدوارم که همین طوری پیش برم یعنی مشکلی توی کار پیش نیاد که وقفه ای بیفته تا عید بتونم یه مقداری از وزنم رو کم کنم روزی سه تا قرص متفورمین می خورم که دکتر بهم داده شایدهم اثر قرص هاست که یه مقداری تونستم خودم رو کنترل کنم . مولتی ویتامین و ب کمپلکس هم می خورم. دیگه خودم رو تا 16 دی وزن نمی کنم تا ببینم توی این یک ماه چه کرده ام.

رژیم شکنی

تا ساعت 12 شب دیشب همه چی خوب پیش رفته بود هم رژیم داشتم هم سالم خوری کرده بودم ولی ساعت 12 شب که شد عقل من هم یهویی پرید. رفتم تو آشپزخونه هی نون و پنیر خوردم بعدش دیدم منو راضی نمی کنه یه بشقاب کلم پلو خوردم با ترشی . از عذاب وجدان هم تا صبح خوابم نبرد. به امید اینکه امروز تلافی کنم . امروز صبح یک نصفه لیوان شیر خوردم . یک بطری هم آب خریدم گذاشتم روی میزکارم هی آب می خورم. امروز دیگه می رم ورزش می کنم دیگه به خودم قول دادم به خدا. خلاصه که اعصابم خورد شده البته از 16 آذر تا حالا 2 کیلو کم کردم ولی خیلی کمه اون هم مثل یه شبایی مثل دیشبه که تازگی ها البته کم پیش میاد. ولی خوب پیش میاد دیگه. امروز به شرافتم قسم می خورم که روی غذا خوردنم کنترل کامل داشته باشم.

برنامه هفته آخر آذرماه

برنامه هفته ی گذشته رواینجا نوشتم

با این که بیش از دوهفته است که توی بلاگفا می نویسم ولی چون اکستراپوند رو خیلی دوست دارم تصمیم گرفتم جدولم رو توی بلاگفا بکشم و احساساتم رو اینجا بنویسم.
هفته ی گذشته من 2 کیلو از این کوه گوشت و چربی رو آب کردم بعد از مدتها که فکر می کردم من اختلال هورمون دارم که این طور وزنم بالا می ره و آزمایشات خلاف این روثابت کردو به من نشون داد که نه..........خیلی خیلی می خوری و خودت متوجه نیستی . تصمیم گرفتم که جدول بکشم که در کوتاهترین زمان بتونم تکمیلش کنم  و لیست تمام خوراکی هایی که می خورم رو توش بگذارم .وقتی تو اداره هستم که هرچی می خورم می نویسم توی جدول برای خونه هم توی آشپزخونه یه وایت برد گذاشتم که تو خونه هرچی خوردم روش بنویسم و آخر کار همه رو توی جدول می گذارم.......منظور اینه که جدول دیگه دقیق و درسته. جدول هفته اول رو که گذاشته بودم یه سری اشتباهاتی داشتم که دوستان لطف کردند و تذکر دادند . صبحانه نمی خوردم (حذف وعده ی غذایی) کم بودن سهم لبنیات و ... که هفته ی دوم اون ها روبرطرف کردم و در کمال تعجب دیدم که 2 کیلو هم کم کردم . فکر کنم همین طور پیش برم دیگه موفق می شم. یعنی مطمئنم . درسته که خیلی طول  می کشه ولی بالاخره لاغر می شم

آدرس بلاگفا

من هم تصمیم گرفتم که جدول بکشم . نمی دونم شاید فایده داشت . آخه علت افزایش وزن شدید من رو دکتر اختلالات هورمونی تشخیص داده بود که همه جور آزمایش و سونوگرافی و .... انجام شد و نهایتا" معلوم شد که هیچ کدوم از اینها نیست نوشتن توی جدول برام خیلی راحته و تو کمترین مدت می تونم این کار رو انجام بدم واسه ی همین جدولم رواینجا می گذارم

Tracker