بالاخره جراحی کردم
ساعت :۵ صبح
وزن : ۱۳۴ کیلوگرم
باید نوشت . مینویسم تا ثبت بشه که چقدر عذاب کشیدم . چقدر رژیم گرفتم . از همه چی خودم رو محروم کردم و آخرش هم ۱۳۴ . از اردیبهشت امسال دوباره رفتم طب سوزنی . دوباره پیاده روی ولی ... بالاخره راضی به عمل شدم . نظر جراح گاستریک باندینگ بود ولی به روش خودش . نه این حلقه های آماده . خودش با استفاده از مش یه باند درست میکنه و دور معده میگذاره . خیلی هم از روشش دفاع میکنه و الان هم ۹۰۰ مورد رو انجام داده . یکی از دوستان من هم ۷ سال پیش این عمل رو به همین سبک انجام داد و خیلی هم راضی بود .
ساعت ۶ صبح ۱۱ مهر در بیمارستان بودم بعد از اینکه کارهای مقدماتی پذیرش انجام شد لباس پوشیدم و منتظر بودم . من نفر دوم بودم ساعت حدود ۱۰ بود که رفتم اطاق عمل و همون موقع هم نفر اول رو آورده بودند بیرون . تازه به هوش اومده بود و خیلی خیلی بی قراری میکرد . من که خیلی ترسیده بودم ولی دیگه چیزی نفهمیدم تا ساعت حدود یک و نیم بعد از ظهر که توی بخش بودم . سه شب توی بیمارستان بستری شدم . البته شب سوم رو خیلی بیخودی نگه داشتند . مرخص بودم ها... تقصیر خودم شد . رفتم گفتم محل عمل ورم کرده دیگه اینا هم گیر دادند به معاینه و سونوگرافی و ... یک شب اضافه نگه داشتن و دست آخر هم هیچی
الان حدود ۱۰ روز میگذره . این که راضی بودم یا نه رو گذشت زمان باید نشون بده . ولی دیگه میام و این وبلاگ خاک خورده رو به روز میکنم .

