پنج شنبه آخر شب رفتیم تهران یعنی مسافر از نیویورک داشتیم دیگه یه سره رفتیم فرودگاه تا ساعت 5 صبح هم اونجا بودیم حالا که برگشتم و وبلاگ انار رو خوندم فهمیدم که انار عزیزهم جمعه صبح اومده فکر کنم توی همون پرواز بوده که ما مسافر داشتیم و من فکر می کردم که انار چهارشنبه اومده . حالا هم هی فکر می کنم که تو فرودگاه کسی شبیه انار دیدم یا نه ؟
جمعه8/6/87
تا ظهر خواب بودم درنتیجه صبحانه هیچی
نهار: یک تکه سینه مرغ 5 قاشق خورش قرمه سبزی یه کاسه کوچولو ماست و سالاد
سلام به همه ی دوستای گلم که به من سر زدند راهنماییم کردند و خلاصه توی اون موقعیت خیلی بد منو تنها نگذاشتند. از مثبت شدن آزمایش من یه مدتی گذشته بود که من دچار دردهای شدید شکم شدم و حالم بد شد ولی دکتر نرفتم !!!! حدود سه روز هم خونریزی شدید داشتم و بازهم دکتر نرفتم ببینم چه بلایی سر من اومده ؟!!! من هیچ اقدامی برای نگه داشتن یا نداشتن بچه انجام ندادم یعنی یه جورایی با خودم کنار اومدم و منتظر گذشت زمان بودم که این مسائل پیش اومد الآن حالم خیلی خوبه . خونریزی هم ندارم . فقط به خاطر اون شرایط روحی خیلی بد یه مقدار خیلی کلی !! جزئی نه ها کلی وزنم دوباره بالا رفته که از ا مروز که شنبه هست باز دوباره یه سری تصمیماتی گرفته ام که امیدوارم موفق باشم. البته اولین اقدامی که باید انجام دهم رفتن به سونوگرافی و اینکه چه کار باید بکنم ولی جراتش رو ندارم . دیگه تصمیم دارم امروز یا فردا برم ببینم چی شده . باز هم از اینکه منو تنها نگذاشتید تشکر می کنم
سلام بعد از چند روزی که فکر می کردم وزنم به دلایل هورمونی پایین نمیاد و بعد از پریود شدنم حتما" 5 کیلو کم می شم و اینا. یه هفته از وقتش گذشته بود که فکر کردم به دلیل یه مشکلی هنوز پریود نشدم رفتم دکتر و اون هم آزمایش نوشت . بهش گفتم من مطمئن هستم و حتی یک در صد هم شک ندارم ولی دکتر گفت باید آزمایش بدی بعدش معالجه رو شروع کنم . با خیال راحت رفتم آزمایشگاه و خواستم که جواب رو ببرم برای دکتر که مسئول آزمایشگاه برگشت گفت: تست بارداریتون که مثبته!!!!!!!! حالا تیترش رو هم دکتر می خواد یا نه ؟ دیگه هیچی نفهمیدم همون وسط از حال رفتم و زنگ زدم به شوهرم که من نمی تونم از جام بلند شم و فقط گریه کردم الآن هم حدود 3 روزه که فقط گریه کردم . من دوتا بچه داشتم . و دیگه به هیچ عنوان هم قصدش رو نداشتم . حتی تصورش هم برای من غیر ممکن بوده حالا نمی دونم چی کار کنم . شوهرم که می گه فقط کورتاژ . اصلا" به نگهداشتنش فکر هم نکن . ولی خودم وحشت دارم . هنوز هیچ تصمیمی نگرفتم ولی باید تا دیر نشده یه اقدامی بکنم . شدیدا" به راهنمایی کسی که توی ایران کورتاژ کرده باشه نیاز دارم
من از روز چهارشنبه مواد قندی و برنج رو از غذاهام حذف کردم ولی نون سبوس دارخیلی کم و سبزیجات بدون محدودیت و تقریبا" روزی یک واحد میوه رو خوردم . مصرف پروتئین رو بیشتر کردم چربی رو در حد نرمال استفاده کردم و از مواد شیرین کننده مصنوعی که کربوهیدارتشون صفر هست هم به هیچ عنوان استفاده نمی کنم دیگه می شه یه چیزی بین رژیم اتکینز و رژیم های کم کالری تحرک و ورزش هم دارم برنامه غذایی این سه روزم این جوری بوده
چهارشنبه :
صبحانه : 1 عدد تخم مرغ آب پز
نهار : نصف سینه مرغ آب پز
شام : 100 گرم گوشت چرخ کرده کم روغن با ادویه جات
پنج شنبه :
صبحانه : اتکه پنیر و خیار و سبزی خوردن
نهار: 100 گرم گوشت چرخ کرده
میان وعده از عصر تا شب : ا عدد پرتقال - 10 عدد پسته - 5 عدد بادام و 1 لیوان دوغ
شام : اصلا" گرسنه نبودم و هیچی نخوردم
جمعه :
صبحانه :1 عدد تخم مرغ 1 عددگردو و یک تکه پنیر
نهار: نصف سینه مرغ آب پز سالاد شامل کلم و هویج وکمی سس مایونز
شام : یک سیخ کوچک جوجه کباب بال
ورزش و تحرک هم هر سه روز داشتم شامل پیاده روی و رقص به طور میانگین روزی 45 دقیقه
تا 10 روز دیگه خودم رو وزن می کنم نتیجه رو اعلام می کنم
سلام من همچنان پایبند به رژیم و ورزش و پیاده روی هستم ولی وزنم کم نمی شه . نمی دونم چرا حتی دیروز از ساعت 7 شب رفتم پیاده روی تا 10 یعنی هرروز پیاده روی رو داشتم رژیم هم دارم ولی وزنم کم نمی شه البته این به دلیل بلاهایی است که سر بدنم آوردم و برای همین خیلی مقاومت می کنه برای امروز هم
سلام به همگی این که چند روز ننوشته بودم به علت عدم دسترسی به اینترنت بوده . ولی خیلی از خودم راض هستم چون ورزشم مرتب بوده . حتی دیروز که وقت نکرده بودم به پیاده روی برم ساعت 10 شب رفتم با اینکه حدود نیم ساعتی رقصیده بودم. از نظر رژیم هم بد نبودم برنامه این چندروز به غیر از جمعه خوب بود دیشب هم بد نبودم ها ولی یه خورده ساعت یک نصفه شب بی خوابی زده بود به کله ام اون وقت خوردم حالا امروز می خواهم با رفتن پیاده روی بیشتر جبران کنم .
برنامه امروز
صبحانه : نان و پنیر و گردو
میان وعده : 1 عدد سیب
نهار : کشک و بادمجان خیلی کم روغن با سبزی خوردن
میان وعده : چای و خرما
شام : تخم مرغ آب پزیک عدد سالاد
ورزش : یک ساعت ونیم پیاده روی نیم ساعت تمرین رقص با سی دی
باز هم سلام . من دیگه تصمیم گرفتم وزن جدید که واقعا" یه شاهکار حساب می شه رو تو وبلاگم ثبت کنم . دقیقا" از یک سال و نیم پیش که شروع کرده بودم 300 گرم هم بیشترم یعنی تمام تلاش سال گذشته ام به هدر رفته که 6 کیلو کم کرده بودم . ولی خوب دیگه اشتباهاتم رو فهمیدم و اونارو تکرار نمی کنم .
برنامه امروز
صبحانه : نان دو کف دست پنیر
میان وعده : یک عدد سیب
نهار : خوراک گوشت چرخ کرده قارچ و فلفل دلمه به اندازه 5 تاقاشق غذاخوری و یک تکه نان