تغییر ذهنیت !
شنیدید که می گن:
کسی که بر مرکب شکیبایی سوار شود به پیروزی نهایی دست می یابد.
"علی ابن ابیطالب"
امروز میخوام با الهام گرفتن از قلم توانای دوست مجازی نادیده ام !! خانم دیانا یه نکته ای رو بگم که: چطوری می شه ذهن رو درگیر رژیم کرد و با جهت دهی به اون راه رو برای داشتن یه رژیم غذایی موفق که منجر به تغییر لایف استایل مون بشه٬ هموار کرد.
همونطور که می دونیم همه چیز توی ذهن افراد هستش. تجربه و باور من هم موید همین جریان هستش. یعنی اگه ما بخواهیم یه سری به اصطلاح تفکرات بنیادین رو توی ذهنمون تغییر بدیم٬ باید این کار رو در کمال آرامش و ازساده ترین راه ممکن انجام بدیم و این مهارت هم مثل خیلی چیزهای دیگه یه شبه میسر نمی شه. حالا شاید این راهکارها تا حدودی بتونه به شما هم کمک کنه. همونطور که تونسته به من کمک کنه.
۱- درست زمانی رژیم غذایی رو باید شروع کنیم که به این نتیجه رسیده باشیم که قلباً ایمان داریم که توانایی رسیدن به اون رو داریم. به صرف اینکه فقط "دوست داریم" رژیم بگیریم نباید کاری رو شروع کنیم. چون دوست داشتن به تنهایی کافی نیستش بلکه باید توانایی هامون رو محک بزنیم و از این بعد خودمون رو توی بوته ی ازمایش قرار بدیم و به جای تعیین اهداف سخت و دور از دسترس به کارهایی که توانایی انجام اون رو داریم باید فکر کنیم. مثلا من می تونم صبح نیم ساعت زودتر بیدار بشم٬ من می تونم روزی نیم ساعت ورزش کنم چون خودم رو دوست دارم٬ من می تونم مهارت شمارش کالری رو به راحتی بدست بیارم٬ من می تونم برای خودم یه برنامه ی غذایی ساده آماده کنم و به میزان زیادی بهش پایبند باشم٬ من می تونم....
۲- حالا اگه از مرحله ی اول به سلامتی عبور کردیم و قلبا به این نوع توانایی ها ایمان آوردیم دیگه وقتش هستش که با تکیه به سلامتی مون و محور قرار دادن اون٬ تصمیم بگیریم که به سمت تناسب اندام و داشتن یه رژیم متناسب٬ پیش بریم. می تونیم از نرمش های ساده استفاده کنیم و حتماً لازم نیست از تمرین های حرفه ای و طاقت فرسا شروع کنیم . فعالیتی رو باید انتخاب کنیم که از انجام دادن اون لذت می بریم و در نقطه ی شروع از غذاهایی باید استفاده کنیم که به خوردن اونها علاقه داریم نه غذاهایی که درشرایط عادی به هیچ وجه سراغ شون نمی رفتیم. یادمون باشه که تغییر ذهنیت این نیست که یه باره دنیای اطرافمون رو دگرگون کنیم و شور حسینی برمون داره!.
۳- حالا که قدم دوم رو هم با موفقیت پشت سر گذاشتیم دیگه یواش یواش باید عادت هایی که اثر مثبتی توی راه تناسب اندام! ندارنن رو ترک کنیم که از مهمترین اونها ترک کردن افکار منفی هستش. ما وقتی تصمیم می گیریم که چیزی رو تغییر بدیم باید اول طرز تفکر خودمون رو نسبت به اون تغییر بدیم . باید نحوه فکر کردن در مورد خودمون و حتی غذاها رو یه بار دیگه ارزیابی کنیم و در صورت لزوم اون رو تغییر بدیم. اگر توی این مرحله به جایی رسیدیم که تصور می کنیم که فردی هستیم که نمی تونیم رژیم غذایی خودمون رو حفظ کنیم باید نحوه نگرش خودمون رو عوض کنیم. اگه فکر می کنیم که نمی تونیم برنج نخوریم باز هم باید نگرش رو تغییر داد. اما چطوری؟. من خودم برای مقاومت در برابر وسوسه ی بیش از حد خوردن و یا مضر خوردن سعی کردم مثل یه انیمیشن از ذهنم بگذرونم که مثلا الان که این شکلات یا فرضا برنج مازاد! که وارد بدنم شد چطوری چربیهای دور شکمم براش سوت زدن و هورا کشیدن و عاشقانه! بغلش کردن و خوردنش و جشن و پایکوبی راه انداختن و حلقه ی شکمی رو با این دوستان تازه واردشون بزرگتر کردن. همین تصور ساده بارها باعث شده که طرف موارد ممنوعه نرم و بلعکس وقتی در برابر وسوسه خوردن مازاد! مقاومت کردم دوباره انیمیشنی رو تصور کردم که سلولهای زرد چربی افسرده شدن و بیحال یه گوشه کز کردن و بر اثر فشار وارده و کم غذایی شون از حال رفتن و یواش یواش آب شدن و وارد جریان قرمز رنگ خون شدن و اثری از اون نقطه ی زرد باقی نمونده! و به جاش خون سرخ و زلال و سالم در رگهام جاری شده!!.
۴- حالا اگه ثبات و پایداری مون به حدی هستش که به قدم چهارم رسیدیم باید بپذیریم که اگه تناسب اندام چیزی هستش که واقعا می خواهیم، باید همیشه اون رو توی ذهن مون نگه داریم و دنبال راههای وصول به اون بگردیم. باید راههای ارتباط با ضمیر ناخوداگاه خودمون رو پیدا کنیم و با تلقین کردن به خودمون راه رو هموارتر کنیم. اگه بتونیم هر روز روی خواسته مون تمرکز داشته باشیم و از همون سر صبح که بلند می شیم به ضمیر درونمون تلنگر بزنیم و بهش بیدار باش بدیم! به زعم من می تونیم به بهترین نتایج برسیم .
۵- حالا اگه تا این مرحله رو با موفقیت نسبی پشت سر گذاشتیم با اطمینان می تونم بگم که حتما راهکارهای جدید شخصی رو پیدا کردیم و به مکاشفه های تازه رسیدیم که اینها رو مدیون روش آزمون و خطا خواهیم بود که بهمون نشون داده چه راهی متناسب با شرایط خاص هر کدوممون هستش . اما اونچه که خیلی مهم هستش اینه که دیگه وقتش هستش که یافته های جدیدمون رو عینی کنیم و برای عینیت هم هیچ راهی نداریم جز "عمل کردن"!. هر چیزی رو که با توجه به درون خود مون کشف می کنیم با به مرحله ی عمل درآوردن هستش که بهش عینیت می بخشیم و به عنوان یه حقیقت می پذیریمش. با انجام دادن کارهای کوچیکی که در طی رژیم بهشون واقف شدیم و با تکرار کردنشون می تونیم به تفکرات خودمون جامه ی عمل بپوشونیم و شاهد تغییرات شگرفی باشیم و نشون بدیم که مرد(زن!) عملیم.
پس وقت رو غنیمت بشمریم و با تکیه بر توانایی های فردی مون کاری کنیم کارستون!. به قول شاعر
چرخ بر هم زنم ار غير مرادم گردد من نه آنم كه زبوني كشم از چرخ و فلك

