03/31/2007 09:40
27
باورم نمیشه الان که کالریهای دیروز رو حساب میکنم میبینم که دیروز من 2210 کالری خوردم، اصلا فکرشو نمیکردم اینقدر شده باشه. واقعا مایوس کننده است. باید امروز جبران کنم
لیست جمعه
cheese = 160, barbari = 200, 3 tsp sugar= 50 (410)
chicken kabob = 485, bread = 50, pasta = 50, doogh = 100 (685)
sprout = 25, 1 drumstick = 80, rice and tuna = 150, 1/2 turkey sandwich = 320, 1.5 beer = 450 (1025)
3 dates = 90
(2210)
0.5 mile uphill (145lb) (35)
03/29/2007 23:25
25
ساعت 8:30 فایلها رو برای استادم فرستادم و بعدش رفتم جیم. خیلی چسبید. برام جالبه یه وقتهایی که نمیرسم برم ورزش دلم برای یه عرق ریختن حسابی تنگ میشه. دیروز که واقعا وقت نداشتم برم جیم روی این ترامپولین اینقدر بپر بپر کردم که کلی عرقم در آمد. آی چسبید.
باید برم مسافرت روز یکشنبه تا سه شنبه. نمیدونم غذای خوب و کم کالری گیرم میاد یا نه. فکر کنم خودشون غذا میدن
2 bread = 160 , jam = 75 (235)
healthy choice, shrimp pasta (280)
soup (turkey neck, beef, vegetables) = 460, bread = 100, tuna = 50 (610)
1 yogurt = 80, au bon pain corn chowder = 50 (130)
(1255)
5 min walk, 3 mile walk, run = 170, 1 mile uphill = 150, 60 sit-ups (340)
03/28/2007 15:13
24
پرزنتیشنم بد نشد..... چیزهایی رو که در وبلاگ انار نوشتم اینجا مینویسم که یادم نره این روزها و احساسها رو.
مهمترین چیزی که من اینبار در رژیمم متوجه شدم البته به لطف این گروهی که اینجا دور هم جمع شدیم اینه که واقعا چرا چاق شدم و تازه متوجه شدم که اختیار خوردنم چرا از دستم دررفت.
دیگه اینکه این جمع واقعا به من انگیزه ادامه دادن این راه رو میده. مطمئنا همه میدونید که تمرکز روی این قضیه رژیم چقدر انرژی میبره. من راستش در حال حاضر یه دوره هایی تو زندگیم خیلی استرس کاری میگیرم و توی این دوره ها اولین چیزی که ولش میکنم رژیم و ورزشه ولی الان به خاطر وجود این جمع اگر هم برای چند روز از دستم در بره باز برمیگردم. چه اشکالی داره! یه چند روز دیرتر بهتر از هیچوقته.
از وقتی که عضو این جمع شدم همه میتینگ ها رو اومدم ولی ستاره هنوز ندارم.
از حدود یکسال پیش آن اند آف ورزش کرده ام ولی همونطور که گفتم توی شرایط استرس دار زندگی قطع شده ولی دلم میخواد که بتونم هیچوقت قطعش نکنم و جزئی از زندگیم بشه.
یکی دیگه از مشکلاتم اینه که یکی از سرخوشیهای من و همسرم مثلا برای جشن گرفتن یه موفقیت بزرگ یا اوقات خوبمون غذا خوردنه و این مسئله برای من خیلی مهمه و نمیخوام ترکش کنم چون واقعا نفس خوردن غذا نیست بلکه یه نوع رسمه که از اوایل آشناییمون بوده ولی این رسم یه وقتهایی واقعا مضر میشه
2 bread = 160 , jam = 75 (235)
turkey sandwich with sprout = 450, cheese curls = 100 (550)
1 cup herb rice = 200 , tuna = 520 (720)
3 dates = 90, 1 apple = 110, 1 chocolate = 70, brussels sprout, peas = 70 (340)
(1895)
20 min walk = 55, 15 min trampoline = 150, 60 sit-ups (205)
03/27/2007 10:54
23
چهاردهم پوند اضافه کردم و برگشتم به همون 124.8 لعنتی. البته برای این هفته که اصلا رعایت نکرده بودم بد نیست. برم به کارم برسم. فردا یک پرزنتیشن دارم و هنوز هیچ کاری نکردم
cheese = 160, barbari = 200, 3 tsp sugar= 50 (410)
au bon pain corn chowder = 350, 1/2 turkey sandwich = 300 (650)
lettuce, tomato, vinegar = 50, chicken = 90, bread = 120 (260)
doogh = 110, 6 dates = 180 (290)
(1610)
20 min walk with heavy backbag (55)
03/26/2007 15:55
22
با اینکه کلی کار دارم از ترس فردا که قراره وزنمون رو اعلام کنیم و با این وضع بد خورد و خوراک این چند روز رفتم جیم امروز که یکذره جبران بشه. خدا فردا رو به خیر کنه
cereal, milk (270)
healthy choice merlot beef (220)
meat = 150, bread = 50, yogurt = 50, peas = 50 (300)
milk, banana = 300, doogh = 50, halva ardeh = 100, (450)
(1240)
5 min walk, 50 sit-ups, 25 min elliptical = 300, Rower = 50, 0.56 mile walk = 40 (410)
03/25/2007 19:48
21
این چند روز اخیر به دلیل مهمونی ها و حال و هوای عید خیلی بد غذا خوردم، اصلا در طول روز گرسنه نبودم و برام کاملا واضحه که وزن اضافه کردم. واقعا فکر میکنم روزی بیشنر از 2500 کالری خوردم. دیروز 2 تکه از یک نوع شیرینی ای خوردم که فقط در ایران پیدا میشه و به لطف یکی از خانومهای مسن اینجا ما تونستیم بخوریم. فوق العاده بود. از اینها که توش خامه، گردو وآناناس داره و من هنوز دلم میخواد که باز هم داشتم و میتونستم بخورم.
ورزش هم چند هفته است که تعطیله. ناراحتم از خودم و بی جنبگیم، تا یه ذره وزنم کم میشه اینفدر میخورم و ورزش نمیکنم که همش برمیگرده...... ولی دوباره از فردا شروع میکنم و برنامه ام رو درست انجام میدم. فقط کار خوبی که در این چند روز کردم این است که امروز نهار فقط کلی سالاد خوردم و در حین صحبت تلفنی که دو ساعتی شد همش راه رفتم
cheese = 160, barbari = 150, 3 tsp sugar= 50 (360)
lettuce, tomato = 60
1.5 cup rice = 300 , chicken = 120, yogurt = 150 (570)
halva ardeh = 100, 3 wings = 150, veggie burger = 130 (380)
(1370)
1 hr walk (142)
03/22/2007 14:37
18
دیشب اصلا خوابم نبرد. نمیدونم از گرسنگی بود یا از اضطراب موضوع امروز. راستی، این اضطراب دیشب واقعا دلیل داره و مثل هفته های پیش الکی و بدون دلیل نیست. خدا کنه درست بشه این کار...... به هر حال اگر از گرسنگی بود خدا رو شکر که من اینقدر خواب آلو هستم که نتونم نصفه شب بلند شم برم یه چیزی بخورم.
راستی یه چیز جالب سه شنبه شب سر سال نو خیلی ها بهم گفتند لاغر شدی و دخترها کلی رمز و راز موفقیتم!!! رو میپرسیدند من هم گفتم در واقع یاد گرفتم که به اندازه آدمی با قد و مقدار تحرک خودم غذا بخورم. دیروز هم فایل اکسلی را که از مقدار کالریهایی که هر روز در دو ماه اخیر خوردم تهیه کردم نگاه میکردم متوجه شدم که من در 2 ماه اخیر به طور متوسط روزی 1611 کالری خوردم که دقیقا مقداریه که باید یه کسی با سن و نوع فعالیت من بخوره بدون اینکه بخواد وزن کم کنه و جالبه که با این مقدار کالری متوسط من حدود 7 پوند کم کردم و خیلی از روزها احساس گرسنگی میکردم. با خودم فکر میکردم قبلا من چقدر بیشتر میخوردم که الان که دارم به اندازه نرمال غذا میخورم وزن هم کم میکنم
03/20/2007 12:58
16
امروز داشتم از پله ها پایین میامدم که احساس کردم شلوار جینم از روی رونم داره لیز میخوره و دیگه تنگ نچسبیده به پام. خیلی احساس خوبی بهم دست داد. ولی هیچکس بهم نگفته سایز کم کردم یا جمع و جور شدم. فکر میکنم واسه اینه که خیلی نمیرسم ورزش کنم این روزها و چون ماهیچه هام سفت نیست نشون نمیده که وزن کم کردم
cereal, milk (270)
weight watchers chicken (300)
different food (party) (~1000)
1 yogurt = 80, 1 pieces cake = 100, chocolate = 70 (250)
(1820)
5 min walk, 10 min dance (40)
03/18/2007 09:21
14
اومدم پایین. امروز صبح که وزن کردم دیدم شدم 124.4. نمیدونید چقدر خوشحالم. نه که برای 0.4 پوند برای شکسته شدن یک تابوی ذهنی که من دیگه هیچوقت کمتر از 124.8 نمیشم. نمیدونید تابستون پارسال چقدر ورزش کردم و نشد
یه چیز دیگه، دیشب هم مهمونی نوروز خیلی خوب بود و من هزار مدل غذا و شیرینی خوردم چون در واقع پات لاک بود و هر کسی یه غذایی آورده بود. اصلا هم ناراحت نیستم. چون به جاش نهار فقط چند تا قاشق عدس پخته خورده بودم و تو مهمونی حدود 2-3 ساعتی رقصیدم و کلی عرق ریختم. یه 10 دقیفه رقص کردی به اندازه 2-3 مایل دویدن ازم انرژی گرفت
03/17/2007 15:55
13
امشب مهمونی عید بچه های دانشگاه ماست. بخور بخوره اساسی. من هم دارم عدس پلو میپزم. خدا این هفته رو به خیر بگذرونه به ما
1.5 tbs khame = 90, barbari = 200, 1.5 tbs honey = 90 (380)
2 tbs lentils = 40, 1 tbs brown ground beef = 100 (140)
different food (party) (~1200)
(1720)
1.5 hr dance (255)