12/06/2007 18:47
277
خوب من دارم سعی میکنم زندگیم روکم کم به روال عادی برگردونم. بعد از مسافرت و تعطیلات و مهمونی بازی شب یلدا (زودتر از موعدش مجبور بودیم برگزار کنیم) و اینکه کلی غذا میخوردم هر روز، الان یک 2-3 روزیه که مواظب غذا خوردنم هستم و امشب دیدم 1 پوند از 1.4 پوندی که اضافه کرده بودم رو کم کردم. هفته قبل اینقدر میخوردم که از شدت خفگی مجبور بودم دست از غذا بکشم
ورزش رو ولی هنوز دوباره شروع نکردم. این تعطیلات ولی میخواهم حسابی ورزش کنم. کلاس یوگا که تموم شد ولی اگر استخر دانشگاه باز باشه میخوام برم استخر. دلم برای روزهایی که توی تیم بودم و حرفه ای شنا میکردم تنگ شده. روزگار آدم رو چه جاهایی که نمیکشونه. چقدر زندگیم عوض شده از اون موقع تا حالا
11/20/2007 12:51
261
من برگشتم. مرسی برای پیغامهاتون. دوستی با شما برام خیلی خیلی ارزشمنده. الان خیلی بهترم. فکر کنم باید به موضوع زمان بیشتری بدم تا بتونم باهاش کنار بیام.
وزنم 2 پوند زیاد شده و به این هفته تعطیلات هم امیدی نیست ولی بعدش باید جبران کنم
11/14/2007 11:52
255
I want to scream and cry to death........ why now? why? why should I take all these in just a few days? why this week? god, I am not strong. I am weak. I am weak.
not a diet post.......
11/10/2007 07:41
251
من فرودگاهم دیگه و دارم میرم. 8-9 روز طول میکشه و متاسفانه هیچ کنترلی روی غذام نخواهم داشت چون همش باید بیرون غذا بخورم. سعی میکنم سمن زیاد بخورم که سیاتل مشهوره براش.
امیدوارم وزنم زیاد نشه که برای ونکوور و دیدن داییم بعد از ده سال باید خوش تیپ باشم . سالم و سرحال باشید
11/07/2007 10:55
248
کلی کارهام مونده. اومدم اینجا غر بزنم برم. استرس گرفتم. این وسط هم استادم فردا وقت گذاشته که بریم کارهامون رو پرزنت کنیم. من میخواستم تازه تو هواپیما خودم رو آماده کنم. حالا آبروم میره. نمیرسم روی اون کار اصلی هم کار کنم ولی حقمه تا آدم بشم این کار رو هی عقب نندازم. این کار باید تابستون انجام میشد نه حالا. رفتم کره یللی تللی حالا کلی وضعم خرابه.
چربی بدنم هم به بینهایت رسیده اونجور که ترازو میگه ولی وزنم ثابته
11/06/2007 08:17
247
Well, I decided to abandon eating fruits and vegetables for now. I know this is a hasty decision but I do not have time to visit a doctor before my trip. I also feel frustrated and angry for dealing with this issue all my life. I will visit a doctor when I am back.
I will leave here for Seattle and Vancouver on November 10th. I would love to meet you guys if you live in any of those cities and read this note.
11/03/2007 18:06
241
آخ جون من تونستم آخرین پستم رو (روز 31 اکتبر) از یک ایمیل ریکاور کنم......
دیروز روز خوبی از نظر رژیمی نبود ولی یک خبر خوب مربوط به کارم دریافت کردم که برام انگیزه ایجاد کرد که کارهام رو دوباره شروع کنم. بعد از شوک منفی هفته پیش به مدت یک هفته نمیتونستم خودم رو از نظر ذهنی جمع و جور کنم و کارهام رو انجام بدم. یعنی واقعا اون هفته هیچ کاری نکردم و فقط استرس داشتم که چطور 5 ماه کار رو دوباره از اول انجام بدم. ولی دیروز دوباره با این خبر خوب به روال عادی برگشتم.
پ.ن. من 0.6 پوند وزنم کم شده که در کل میشه حدود 20 پوند از اول سال 2007. خوشحالم ولی بیشتر فکر کنم این 0.6 به دلیل ورزش نکردن مرتب و شل شدن ماهیچه هامه تا از کاهش وزن واقعی. من بعد از هر کلاس یوگا برای 2-3 روز وزنم زیاد میشه!!!! نمیدونم چرا ولی شاید دلیلش سفت شدن ماهیچه های بدنه که روی وزنه اینجوری خودش رو نشون میده
10/29/2007 22:31
239 days = ~8 months
هشت ماه شد...... امروز خیلی حالم بد بود. صبح زود (6:30) بیدار شده بودم و همه روز رو خوابم میامد.
بعد از ظهر حدود 40 دقیقه پیاده روی کردم و همینطور55 دقیقه یوگا. یوگا مثل همیشه واقعا عالی بود.
آلبالوهای خشکی رو که از ایران آوردم مربای آلبالو کردم. حالا هی راه به راه میرم نون و مربا میخورم. من عاشق نون و پنیر و نون و مربا هستم. میتونم همه وعده های غذام رو صبحانه بخورم. میگم مربا چقدر شکر داره ها. من نصف یک کیسه شکر رو توی 2-3 پیمانه آلبالو ریختم هنوز هم ترش و آبکیه
10/27/2007 15:40
237
I did diet suicide yesterday. Almost no calorie intake until 4 pm (I woke up late and had to jump to my car and go to school to check my overnight simulations......) and then BOOM 3515 cal!!!!!!!!!
Korean food, extra buttery pop corn, HUGE soda........
That was fun though. I enjoyed my Friday night with my husband and do not intend to ruin it by worrying about calories. This is not my typical day and lifestyle anyhow.
Now that I confessed about last night, I have to add the Oktoberfest night out too. I drank MANY glasses of beer. Perhaps another 4000-5000 calories intake and many dead brain cells.