06/05/2007 07:17
93 - روزهای آخر
امتحان پنجسنبه ام خوب شد. اما دو روز بعدش باید میرفتم مسافرت. یک هفته کامل مسافرت بودم برای کنفرانس و پرزنتیشن کارم. جایی که فقط 2 تا رستوران و یک ساندویچی بود. واقعا هیچ انتخاب دیگه ای به جز این 3 تا غذا فروشی نداشتم. سعیم رو کردم که حداقل مقدار کمتری غذا بخورم حالا که روی کیفیتش کنترلی ندارم. یک روز هم هایکینگی کردم اساسی و ضربان قلبم اینقدر بالا رفت به طوری که فرداش قفسه سینه ام به شدت درد میکرد. خیلی کوهش سربالایی بود (یکی از تریل های نزدیک سالت لیک سیتی) ولی واقعا عالی بود از اون بالا دریاچه نمک رو دیدن.......
ولی از روزی هم که برگشتم همینطور دارم استیک و کباب میخورم. نمیدونم چرا اینقدر دلم گوشت قرمز میخواد!! وزنم 1.5 پوند زیاد شده ولی برام در حال حاضر مهم نیست. چون از 6 روز دیگه دوباره به مدت دو ماه خودم نمیتونم غذا درست کنم و جوری که میخوام غذا بخورم. 3 روز آینده رو هم داریم با همسرم میریم مسافرت که از این روزهای باقیمانده که کنار هم هستیم لذت ببریم. قراره هایکینگ کنیم ولی کلی هم احتمالا بخور بخور میکنیم. من برنامه رژیمم رو از 6 روز دیگه وقتی که از اینجا رفتم دوباره شروع میکنم. اینجا اینها رو مینویسم که دیگه اینقدر حرص نخورم که چرا وزنم کم نمیشه و حداقل از روزهام لذت ببرم. فکر میکنم بعد از اون امتحان سخت باید یه چند روز حداقل همه جوره استراحت کنم
ولی از روزی هم که برگشتم همینطور دارم استیک و کباب میخورم. نمیدونم چرا اینقدر دلم گوشت قرمز میخواد!! وزنم 1.5 پوند زیاد شده ولی برام در حال حاضر مهم نیست. چون از 6 روز دیگه دوباره به مدت دو ماه خودم نمیتونم غذا درست کنم و جوری که میخوام غذا بخورم. 3 روز آینده رو هم داریم با همسرم میریم مسافرت که از این روزهای باقیمانده که کنار هم هستیم لذت ببریم. قراره هایکینگ کنیم ولی کلی هم احتمالا بخور بخور میکنیم. من برنامه رژیمم رو از 6 روز دیگه وقتی که از اینجا رفتم دوباره شروع میکنم. اینجا اینها رو مینویسم که دیگه اینقدر حرص نخورم که چرا وزنم کم نمیشه و حداقل از روزهام لذت ببرم. فکر میکنم بعد از اون امتحان سخت باید یه چند روز حداقل همه جوره استراحت کنم

