خوب بالاخره من نيم کيلو کم کردم خيلی خوشحالم،ديگه از هفته پيش نرفتم رو ترازو اما ذهنا هم سعی نکردم به خودم بگم بی فايده است، يه جورايی فکر کردم خوراکم و ورزشم حتما به اندازه کافی نيست که بتونم کم کنم، سعی کردم هر روز ورزشم رو بکنم يکم هم از هميشه بيشتر انرژی صرف کنم، و بدون اينکه به خودم فشار بيارم ديگه هيچ شيرينی يا شکلاتی توطول هفته نخوردم هميشه موز رو صبحها می خوردم به محض اينکه حس کردم عصرها بيشتر سيرم نگه می داره انداختمش به عصرها که باعث شد ديگه عصرها به اون بيسکوييت يا تکه شکلاتی که گاهی می خوردم يا حتی خرما و گردو هم احتياجی نشه و حالا يه حس خوب از اينکه تونستم اون کاری که ارادش رو کرده بودم انجام بدم دارم درسته که نيم کيلو وزن چيزی نيست اما اينکه موقعی که ديدم تلاشم بی فايده است ول ندادم و تونستم محکم تر ادامه بدم برام مهمتره،و اين حس روحيش راستش برام از اون نيم کيلو خيلی ارزشمند تره. حالا گزراش اين دو سه روز که نرسيدم بنويسم:
شنبه: صبحانه: شير يک دهم درصد و کورن فلکس رژيمی نهار: ده قاشق ماکاروني،(اين ماکارونی رو با روغن خيلی کم پخته بودم و گوشتش هم نصف هميشه بود به جاش سويا زده بودم من هميشه موقع که پاستا رو می ريختم تو آب جوش يک کم هم روغن به آب می زدم اما اون روغنه رو حذف کردم و هيچ مشکلی هم برای پاستا ايجاد نشد، روی بسته اش هم نوشته به هيچ وجه روغن تو آبش اضافه نکنين) با سالاد عصرانه: دويست و پنجاه گرم توت فرنگی(اين توت فرنگی رو تو تمام عصر تا شب حدود ده و نيم که بيرون بوديم دونه دونه خوردم و آخر شب هم بااينکه خيلی گشنه بودم بيرون هيچی نخوردم تا برسم خونه که بتونم يه چيز سالم بخورم شام: چند لقمه نون لواشبا پنير دو دهم درصدو حلوا ارده بعد از شام: يک ليوان چای سياه بدون کافئين با يک قاشق نبات قهوه ای ورزش: قرار بود بریم دوچرخه سواری اما بارون نگذاشت بنابر این هیچی
يکشنبه: صبحانه: دو برش نون تست سبوس داربا حدود سی گرم پنير دو دهم درصد و دو تا گردو با يک ليوان چای که با يک قاشق نبات قهوه ای شيرينش کردم نهار: کباب(رفته بوديم سيزده بدر اما من بعد که سر حساب شدم ديدم واقعا کم خوردم) شامل نصف استيک بوقلمون،دو تا تکه پايين رون مرغ که خيلی کوچيک بودن و يک دونه سوسيس کوچيک حدودا پنج شش سانت طولش بيشتر نبود و باريک بود، بقيه اش همش سالاد خوردم و سبزيجات کبابی مثل کدو،فلفل دلمه ای و قارچ و يک ليوان آبليمو تلخ گازدار اين کل نهارم بود هله هوله هايی که تموم مدت خوردم: نصف سيب، يک کم انگور و يک شيرينی خشک خيلی کم شکر که با يک ليوان چای تلخ خوردم به جاش نزديک يک ساعت بدمينتون بازی کردم که ديگه خيس عرق شدم و تا امروز هم وجود درد دارم اما چسبيد اومدم خونه يک فنجان اسپرسو خوردم که با يک قاشق نبات شيرينش کرده بودم شام: يک پرتقال، يک نارنگی و سه تا آلو
دوشنبه: صبحانه:شير يک دهم درصد و کورن فلکس رژيمی ميان وعده: یک سيب نهار: دو برش نون تست سبوس دار با يک ورقه پنير کم چربی و دو تا ورقه کالباس بوقلمون بعد از نهار: يک دونه نون سوخاری و يک ليوان کارو تلخ عصرانه: يک موز شام:سالاد نخود،محتويات: نخود پخته، تن ماهي، گوجه فرنگی و پياز،يک کم آبليمو هم بهش زديم اما خيلی خوشمزه نبود اما من خيلی گشنه بودم خوردم اما ديگه فکر نکنم امتحانش کنيم چون سير نشده بودم و نهار هم کم خورده بودم سه چهار لقمه نون لواش با پنير دو دهم درصد با حلوا ارده خوردم بعد از شام: یک نارنگی، یک پرتقال يک فنجان اسپرسو که با يک قاشق نبات شيرينش کرده بودم
ورزش: یک ساعت پیاده روی تند با سرعت شش کیلومتر بر ساعت
گزارش روز پنج شنبه: صبحانه:دو برش نون تست با سی گرم پنير دو دهم درصدو دو تا گردو با يک ليوان چای که با يک قاشق نبات قهوه ای شيرينش کرده بودم میان وعده: دو تا آلو نهار: ده قاشق دال عدس با نون لواش عصرانه: يک ليوان کارو(جوانه جو پودر شده که تو آب جوش حل می شه) تلخ يک موز شام: سبزيجات پخته شامل: کدو بادمجونی و فلفل دلمه ای با سيب زمينی پخته شده در فر( سه تا دونه کوچولو) بعد از شام: يک پرتقال، يک نارنگی یک فنجان اسپرسو که با یک قاشق نبات شیرینش کردم
ورزش: یک ساعت شنا و یک ربع سونا
گزارش امروز جمعه : صبحانه:دو برش نون تست با سی گرم پنير دو دهم درصدو دو تا گردو با يک ليوان چای که با يک قاشق نبات قهوه ای شيرينش کرده بودم میان وعده: یک لیوان شیر یک دهم درصد چربی نهار: ده قاشق دال عدس با نون لواش
عصرانه: ده تا بادوم و فندق يک ليوان کارو تلخ يک موز شام: سالاد بعد از شام: نصف گريپ فروت،نصف نارنگي، دو سه قاچ خربزه
ورزش: نیم ساعت پیاده روی تند با سرعت شش کیلومتر بر ساعت، ورزشم امروز نصف همیشه شد چون مسیر رفتم رو نمی تونستم پیاده برم فقط برگشتن بود
اينم دستور کيک يزدی برای رعنای عزيز(می دونم اينجا قرار بود غذاهای سالم رو تبليغ کنيم اما شايد گاهی هم شيرينی و کيک لازم بشه البته من خودم فعلا دور و برش نمی رم اما گفتم شايد به درد بقيه هم بخوره) مواد لازم: شکر يک پيمانه (ليوان چايی های دسته دار رو می شه استفاده کرد) تخم مرغ دو عدد آرد سفيد يک و يک سوم پيمانه(يک پيمانه پر به اضافه يک سوم پيمانه ديگه) شير نصف پيمانه روغن مايع نصف پيمانه هل(اگه داشتين) يک قاشق مرباخوری بکينگ پودر ا قاشق مربا خوری وانيل يک سوم قاشق چايخوری
طرز تهيه: تخم مرغها رو در ظرفی شکسته و شکر را به آن اضافه می کنيم و با همزن خوب می زنيم تا کف کند و کشدار و سفيد شود.وانيل را به آن اضافه ميکنيم خوب می زنيم.آرد را دو تا سه بار الک کرده، شير را ولرم می کنيم و با بکينگ پودر مخلوط کرده و همراه با آرد به به آرامی به مواد اضافه می کنيم، بهم می زنيم و در آخر هل و روغن مايع رو اضافه می کنيم،مواد را خوب مخلوط می کنيم.در قالبهای مخصوص کيک يزدی کاغذ مخصوص می گذاريم و مواد را در قالبها به حدی می ريزيم که به اندازه يک تا يک و نيم سانتی متر سر قالب خالی باشه،در فری که قبلا گرم شده باشد (من اين فرهای برقی اينجا رو رو دويست می گذارم خوبه) مدت بيست تا بيست و پنج دقيقه می پزيم.
من خودم چون عاشق کاکائو هستم نصف مواد رو جدا می کنم بهش پودر کاکائو می زنم بعد تو هر قالب اول نصف مواد بی کاکائو ميريزم نصف با کاکائو. می تونين رو کيکها هم کنجد يا خلال بادوم يا پسته بريزين(قبل از گذاشتن تو فر)
راستش از ديروز که ديگه مساله وزن رو گذاشتم کنار آرامش پيدا کردم، قسمت بهترش هم اينه که يه جورايی احساس سبکی بهم دست داده که چون رو ترازو نمی رم در نتيجه اين حس خوبم هم ضايع نمی شه حالا يه چند روزی همين طور ادامه می دم ببينم چی می شه. برنامه غذايی ديروز يعنی چهارشنبه: صبحانه: شير يک دهم درصد با کورن فلکس(شانه بسر جان منم مثل تو صبحانه هام همش یه چیزه نون و پنير و گردو که برای تنوع هم گاهی شير و کورن فلکس ميشه دو سه روز پيش آقای همسر بهم می گفت حالت بهم نمی خوره از نون و پنير هر روز می خوری فکرش رو که کردم ديدم نه! نسبت به بقيه صبحونه ها بيشتر دوست دارم بقيه اشون هم معمولا يه چيز ناسالم چرب يا شيرين دارن به خاطر همين فعلا تا اطلاع ثانوی همينا رو ميخورم ببينم کی ديگه نمی تونم اونوقت يه فکر جديد می کنم براش؛)) نهار: پنج شش قاشق برنج با خوراک جوانه و سوسيس(جدا می خواستم به توصیه انار بيشتر از هميشه بخورم حدود چهارده پونزده قاشق گرم کردم اما پنج شش قاشق که خوردم ديدم ديگه نمی تونم بخورم بقيه اش رو ريختم دور) عصرانه:یک ليوان کارو (پودر جوانه جو که تو آب داغ حل می شه) تلخ يک موز ده تا بادوم و فندق شام: يک کاسه بزرگ ماست اسفناج يک و نيم درصد با يکی و نصفی نون واسا( نونهای خشک و سبوس دار کوچيکی هستن هر کدوم به اندازه نون تست حدودا) بعد از شام: يک پرتقال، يک نارنگی يک فنجان اسپرسو که با يک قاشق نبات شيرينش کردم
ورزش: يک ساعت ژيمناستيک
راجع به ورزش و چی شد که تونستم با ورزش آشتی کنم و دوسش داشته باشم بعد ميام می نويسم الان يکم عجله دارم،بر ميگردم
يک کشف هم ديروز عصر کردم بنويسم و برم،هميشه به عنوان ميان وعده صبح موز می خوردم و عصرها سعی می کردم با ميوه های ديگه حس گشنگيم رو از بين ببرم اما ديروز که عصر موز خوردم ديدم خيلی اثرش بيشتر بود و تا دو سه ساعت هيچ چی دلم نخواست که خودش خيلی کمک بود
ممنون دوستان از محبتتون، طبق تصميمی که ديشب گرفتيم من اگه بتونم قراره چند روزی طرفهای ترازو پيدام نشه تا اين قدر سر مساله وزن حرص نخورم، چون با کلافگيم آقای همسر رو هم کلافه کردم چپ ميرم راست ميآم،ميرم رو ترازو و بازم همون که بود و حرصی که من می خورم، این مدت که وزنم ثابت مونده منم انگار اعتیاد وزن کردن پیدا کردم در نتیجه تعداد دفعاتی که می بینم وزنم تکون نخورده بیشتر میشه و بیشتر میره تو اعصابم. حالا قراره برم تو ترک. از اين به بعد فکر کنم بايد گزارش وزن نکردنم رو بدم مثلا امروز تا الان هنوز نرفتم رو ترازو!!! و اما دوشنبه: صبحانه: شير يک دهم درصد با کورن فلکس رژيمی نهار: ده قاشق زرشک پلو با تکه بالای رون مرغ آب پز شده با یک تربچه و کمی جعفری بعد از نهار: دو تا آلو عصرانه: يک ليوان کارو (پودر جوانه جو که تو آب داغ حل می شه) تلخه و من هم همین جور تلخ خوردمش يک گلابی يک سيب ده تا دونه فندق و بادوم شام: سالاد، محتويات: کاهو،کلم،سبزي، قارچ، گوجه فرنگي، خيار، فلفل دلمه اي، تخم مرغ آب پز،سس: آب ليمو ، يکی دو قاشق روغن زيتون ، نمک، فلفل و سبزيجات خشک، و يه کوچولو نون ريزه های مخصوص سالاد روش ريختم بعد از شام: يک پرتقال، يک نارنگي ورزش: چهل دقیقه یوگا، یک ساعت هم کلاس رقص
وزن من بازم هيچ تغييری نکرده، ديگه نمی نويسمش تا کم شه حوصله ام سر رفته بسکه فقط تاريخ رو تو لوگ عوض کردم و عددش همونيه که بوده. و اما برنامه دوشنبه: صبحانه:دو برش نون تست با سی گرم پنير دو دهم درصدو دو تا گردو با يک ليوان چای که با يک قاشق نبات قهوه ای شيرينش کرده بودم ميان وعده: يک موز نهار: يک تکه نون باگت با يک ورق پنير کم چربی و دو ورق کالباس و جعفری و کاهو ميان وعده: يک ليوان کارو تلخ (قهوه جوانه جو) يک سيب شام: سوپ، محتويات: هويج، گل کلم، بروکلي، قارچ، جعفري، کمی جو و عصاره گوشت بعد از شام: کلی انگور( برای آقای همسر پاپ کورن درست کردم اما خودم لب نزدم فقط حبه حبه انگور خوردم) يک فنجان اسپرسو که با يک قاشق نبات قهوه ای شيرينشکرده بودم تمام روز به جز اون نباتی که تو چای و اسپرسو ريختم هيچ شيرينی نخوردم حتی خرما هم نخوردم ورزش: يک ساعت پياده روی تند با سرعت شش کيلومتر بر ساعت
اول از همه گزارش بدم که جمعه زير بارش برف و بارون پياده رويم رو رفتم با همون سرعت شش کيلومتر بر ساعت رفتم و بعدش کلی از خودم احساس رضايت پيدا کردم. برنامه غذايی جمعه: صبحانه: دو برش نون تست با سی گرم پنير دو دهم درصدو دو تا گردو با يک ليوان چای که با يک قاشق نبات قهوه ای شيرينش کرده بودم ميان وعده: يک موز نهار: ده قاشق سبزی پلو ماهی عصرانه: يک ليوان چای روئيبوس با دو تا خرما يک سيب شام: سوپ، محتويات: گل کلم، هويج ، قارچ، پيازچه، جعفري، يک کم جو و عصاره سبزيجات بعد از شام: دو و نيم نارنگي، يک فنجان اسپرسو که با يک قاشق نبات شيرينش کرده بودم
آخر هفته اصلا نتونستم ورزشی کنم، روز شنبه تولدم بود که حسسسسسابی به خودم مرخصی خوردنی دادم اما آخر شب احساس خفگی بهم دست داده بود از خوردن زياد صبحانه: دو برش نون تست با سی گرم پنير دو دهم درصدو دو تا گردو با يک ليوان چای که با يک قاشق نبات قهوه ای شيرينش کرده بودم تا ساعت شش که می خواستيم بريم رستوران يک موز، يک سيب و يک و نيم ليوان شير کاکائو يک دهم درصد خوردم رفتيم رستوران چينی بوفه دو بار رفتم تو بشقابم غذا کشيدم اما پرش نکردم از هر مدل غذايی يک تکه برداشتم، بشقابم بزرگ نبود و هر بار کفش پر می شد ، يک ليوان بزرگ هم کولا خوردم، يک بشقاب سالاد و دو تا گلوله بستنی کاکائويی بعد از شام هم يه عالمه کيک خوردم شايد صد و پنجاه گرم کيک هم سيزده و نيم درصد چربی بود با يک فنجان اسپرسو تلخ اين ازشنبه يک شنبه هم مهمون بوديم ديگه اونم ناپرهيزی کردم حسابی صبحانه:دو برش نون تست با سی گرم پنير دو دهم درصدو دو تا گردو با يک ليوان چای که با يک قاشق نبات قهوه ای شيرينش کرده بودم قبل از نهار: يک ليوان چايی با يک بيسکويت خشک نهار: آبگوشت با نون لواش فکر کنم يه ده قاشقی آبگوشت کشيدم اگه بيشتر نبود، با سالاد و ماست خيار(گردو و کشمش هم توش بود خيلی خوشمزه بود) با دو تا دونه زيتون و تنها کار مثبتی که کردم ديگه نوشابه نخوردم فقط آب خوردم بعد از نهار تا شب: دو تا چاي، يک تکه شکلات کوچيک، دو تا بيسکوييت خشک ديگه و يک تکه گز، دو تا پسته و دو تا تخمه( شانس آوردم اصلا ميل به تخمه نداشتم) و يک کمی انگور شام ديگه نخوردم بعد از شام: خربزه، نصف ليوان شير کاکائو يک دهم درصدی
شانه بسر عزيز طرز تهيه خورشت گل کلم رو خواسته بود که اينجا می نويسم( راجع به بروکلی راستش خیلی مطمئن نیستم چون برکلی سر ده دقیقه که بجوشه از هم می پاشه شاید اگه پنج دقیقه قبل از سرو کردن تو خورش بریزیم و یک بار بیشتر هم نخوایم بخوریمش بشه استفاده کرد): مواد لازم(دیگه مقدارشون رو نمی نویسم چون غذاهای خودمون خیلی بسته به ذائقه هستن): پياز ، سير( اگه بدتون نمی آد از بوش) گوجه فرنگي، گل کلم، گوشت خورشتی رب گوجه، فلفل نمک، گرد ليمو، آبليمو طرز تهيه: طبق روال همه خورشتهای ايراني، پياز رو خرد می کنيم تو قابلمه يه کمی می گذاريم آبش بره کمی روغن اضافه می کنيم،بعد که کمی تفت داده شد و شيشه ای شد بهش زردچوبه می زنيم و گوشتها رو بهش اضافه می کنيم می گذاريم يه کمی گوشتها برشته بشن بعد گوجه فرنگيها رو که خرد کرديم بهش اثافه می کنيم، اگه سير هم بخواين بزنين اين موقع می تونين درسته بندازين توش پخته می شه و مثل سير سرخ کرده بو نمی ده. بعد که آب گوجه ها کم شد به خورش آب اضافه می کنيم و ميگذاريم گوشتها بپزن، وقتی گوشتها پخت، گل کلم ها رو اضافه می کنيم( گل کلم ها رو تکه تکه اما نه خيلی ريز می کنيم) و با رب گوجه و نمک فلفل و آبليمو چاشنی می دهيم، يه چند تا قل که بخوره و گل کلم ها نرم بشن آماده خوردنه، نوش جان
سلام دوستان اميدوارم که همگی سال جديد رو به خوبی و خوشی آغاز کرده باشين.ديگه اون دو روز آخر سال که ننوشته بودم مشمول مرور زمان شده اما طبق روال معمولم بود.از روز اول سال شروع می کنم بهتره. چهار شنبه: صبحانه: يک ليوان شير يک دهم درصد و دو خرما نهار: ده قاشق پرنج با پنج قاشق خورش گل کلم( اگه دوست داشتين براتون دستور العملش رو بنويسم منم بلد نبودم تازه از آقای همسر ياد گرفتمش) عصرانه: چهار پنج تکه نون بربری با پنير دو دهم درصد شام: سبزيجات پخته شامل کدو بادمجاني، فلفل دلمه ای و پيازچه که گذاشتم تو آب خودشون بپزن و يک کم روغن سويا و سس سويا بهش اضافه کردم با سيب زمينی پخته شده تو فر بعد از شام: يک پرتقال، يک گلابی روز چهار شنبه انقدر گرفتار بوديم که هيچ فرصتی برای خوردن نبود و من هيچ قند و شيرينی در طول روز به جز همون دو تا خرمای صبح نرسيدم بخورم
پنج شنبه: صبحانه: نون بربری با پنير دو دهم درصد و سه تا گردو با يک ليوان چای سياه که با يک قاشق نبات قهوه ای شيرينش کردم ميان وعده: يک موز نهار: سبزی پلو ماهی که واقعا زياد خوردم چون خيلی دوست داشتم و اولين بار بود که خودم درست می کردم در نتيجه چندين سال بود که نخورده بودم به همين خاطر به خودم مجوز دادم که بيشتر بخورم عصرانه: پنج خرما با دو گردو شام سالاد، محتويات: کاهو، سبزي، گوجه فرنگي، خيار ،قارچ، پياز، نونهای ريز تو سالاد،سس: آب يک و نيم ليمو دو قاشق کوچيک روغن زيتون، آب، سبزی معطر و فلفل نمک بعد از شام:نصف پرتقال و يک و نيم نارنگی يک فنجان اسپرسو با يک قاشق نبات قهوه ای شيرينش کردم
و اما قسمت خوب ماجرا ورزشش بود که با شروع سال جديد موتورش دوباره کار افتاد و اميدوارم تو طول سال همين طور ادامه داشته باشه. چهار شنبه: يک ساعت ژيمناستيک پنج شنبه: يک ساعت شنا و يک ربع سونا اما تو اون يک ساعت شنا حسابی از خودم کار کشيدم که جبران برنج زيادی که ظهرش خورده بودم بشه سعی کردم يه برنامه ورزشی برای خودم بنويسم که ديگه تو رودرواسی با خودم بمونم و حتما انجامش بدم اگه طبق برنامه ام انجامش بدم هر روز حداقل يک ساعت ورزش می کنم و بعضی روزها تا دوساعت حالا ببينم چقدر می تونم بهش عمل کنم.امروز بايد طبق برنامه ام برم پياده روی تند اما هوا خيلی خنده دار شده همه جا برف نشسته و با سرعت خيلی زيادی هم همين طور می باره اما بايد برم اينجا نوشتم که بيفتم تو رودرواسی و حتما برم بعد ميام گزارش می دم رفتم يا نه
سلام دوستان، امیدوارم که سال جدید برای همگی سالی سرشار از شادی، سلامتی و موفقیت باشه و به آرزوهای کوچیک و بزرگمون برسیم می خواستم گزارش غذایی دیروز هم بنویسم اما حسش نیست پس فقط نوروزتان پیروز
از جمعه در يک اقدام ضربتی تصميم گرفتم خونمون رو بتکونم خونمون کوچيکه اما بالاخره همونم وقتگيره اميدوارم ديگه امروز تموم بشه، هفته پيش از چهار شنبه به بعد ورزش نکردم امروز هم به خاطر امر خطير خونه تکونی بعيد می دونم توانی باقی بمونه برای ورزش.طبق اعلام هواشناسی هم قراره از امروز با بارش برف توأم با سرما به پيشواز بهار بريم نمی دونم فردا می تونم برم پياده روی يا نه راستش اگه هوا خيلی بد باشه حسش نيست تازه اگه امورات مربوط به سال نو وقتی برام باقی بگذاره. و اما برنامه غذايی شنبه: صبحانه: دو برشنون تست سبوس دار با حدود سی گرم پنير دو دهم درصد چربی و دو تا گردو با يک ليوان چايی سیاه با يک قاشق چايخوری نبات قهوه ای نهار: جگر کباب شده با نون لواش ( دقيق نمی دونم چقدر اما فکر نمی کنم کم بود اما اونقدری هم نبود که بخوام خفه شم از خوردن) با ماست خيار يک و نيم درصد عصرانه: چند تا توت فرنگی یک لیوان چای با پنج گرم شکلات تلخ و یک بیسکویت خشک کوچیک يک موز يک سيب اول فکر کردم شام نمی خورم و همون نهار بس بوده برام اما از ساعت شش و نيم بعد از ظهر تا ساعت دو شب ما يا در حالت راه رفتن بوديم يا ايستاده( يک برنامه مخصوص موزه های شهر که همشون رو اون شب می شه رفت ديد و برنامه های مختلفی هم به صورت زنده برگزار می کنن) خلاصه حدود ده و نيم ديگه ديدم معده ام از گشنگی درد گرفته ، رفتيم رستوران و من همش فکر می کردم با اين گشنگی من نمی تونم سالاد بخورم اما پيش خودم گفتم با سالاد شروع می کنم ببينم چی می شه يه بشقاب پر و پيمون سالاد از بوفه پر کردم ديگه بشقابم داشت سر می رفت البته اونها هم زرنگی کرده بودن بشقاب بزرگ نگذاشته بودن به اندازه پيش دستی بود اما يه کمی گود، انواع سبزيجات و کاهو و گوجه و خيارو قارچ و يه کم تن ماهی و چند تا زيتون سس هم سس سبزيجاتشون رو ريختم اما بعد پشيمون شدم چون ديدم آبليمو و روغن زيتون هم جدا گذاشته بودن، نوشيدنی هم بدون اينکه به خودم فرصت بدم سريع آب سفارش دادم که ديگه راه برگشت نداشته باشم با کمال تعجب با همون سالاد سير شدم و ديگه دست از پا خطا نکردم و با آرامش اومدم از رستوران بيرون ديگه يادم نيست اومدم خونه دو سه تا توت فرنگی خوردم يا نه چون دیگه دو سه نصفه شب بود
يک شنبه: صبحانه(در واقع نزدیک ظهر بود که از خواب بیدار شدیم): يک و نيم تخم مرغ نيمرو با نون لواش، يک ليوان چايی سبز با يک قاشق چايخوری نبات قهوه ای ميان وعده: چهار پنج تا توت فرنگی يک سيب نهار يا شام(ساعت شش و نيم عصر) : پاستا با سس سبزيجات، اين غذا رو ما تازگی کشفش کرديم(اختراعش که نمی دونم کی،کار ایتالیایی ها بوده) هم خوشمزه است هم سريع و هم سالم. البته موادش رو تو سوپرهای معمولی پيدا نکردم فقط جاهايی دارن که مواد غذايی مخصوص ايتاليايی می فروشن يک بسته هاي پنجاه تا هفتاد و پنج گرمی هست که توشون انواع سبزيجات خشک هست؛ بادمجون، کدو، پياز سير، فلفل دلمه اي، قارچ و سبزيجات معطر، اين سبزيجات خشک رو توی کمی آب گرم می ريزم يه ده دقيقه تا يک ربع می گذارم تو آب بمونه، بعد با آبش می ريزم تو ماهيتابه( در واقع بايد آبش رو گرفت اما من حيفم می آد چون حس می کنم کلی موادش تو آبشه) تا يک کم بپزه و آبش کم بشه، بهش يه کمی روغن زيتون اضافه ميکنم، پنج شش تا قارچ تازه هم خرد می کنم بهش اضافه می کنم اين می شه موادش. پاستا( همون ماده اصلی ماکاروني) رو تو آب جوش که نمک زدم(ديگه به آبش روغن نمی زنم) می ريزم حدود ده دقيقه می گذارم بجوشه آبش رو خالی می کنم و می زنم به سسش تو ماهيتابه( بهتره از ماهيتابه با ديواره بلند استفاده کنيم) يه کمی هم جعفری خرد شده بهش اضافه می کنيم و آماده خوردن هست
دو سه ساعت بعد از شام نهار مون سالاد خوردیم محتوی سبزی( روکولا) و گوجه فرنگی و سسش هم روغن زیتون با گرد سبزیجات که توش لیمو هم داشت بعد از شام: یک گلابی و دو تا آلو قرمز
الان دیدم دیروز به جز همون نباتی که صبح ریختم تو چاییم دیگه هیچ شیرینی یا حتی خرمایی نخوردم برای من این یه رکورده