new year, new start
سلام بعد از کلی وقت تصميم گرفتم دوباره اينجا بنويسم.
وزنم خيلی تغييری نکرده بين همون پنجاه تا پنجاه و يک مونده، سايزم هم هنوز سی و شش هست اما خودم حس می کنم بدنم از فرم داره خارج می شه، بس که تکون نخوردم از جام، يعنی ديگه نهايت تحرکم شده صبح چند قدم برم تا سر کوچه ایستگاه اتوبوس بعد هم که بعد از چندين و چند بار وسيله نقليه عوض کردن ازآخرين تراموا پياده می شم شما بگين انگار در شرکت تو خود ایستگاه باشه، فقط اتاق کارم طبقه سومه، يک بار صبح می رم بالا ظهر می آم پايين برای غذاخوری تو طبقه همکف، دوباره می رم بالا تا عصری که کلن بيام پايين برگردم خونه به همون روال صبح منتها در جهت برعکس، حالا تازه يک روزهايی هم که با آقای همسر تا يک جاهايی می رم ديگه اون تيکه پياده روی صبح هم حذف شده.
دستشويی هم سرکار تو همون طبقه خودمونه حالا شما فرض کنين چهار قدم هم می رم تا دستشويی و بر می گردم چندين و چند بار در روز، ولی آخه اين که نشد ورزش.
فکر می کردم برم اين شرکت همون جا هم امکانات ورزشی دارن برای دانشجوها هم خيلی ارزونه می رم ورزش می کنم اما از يک طرف راهم دوره عصرها میخوام زوتر برگردم از طرف ديگه کارم يک جوريه يعنی رئيسم يک جوريه که رفتنم با خودمه برگشتنم با خدا، اينه که اين تکون نخوردن من مزمن شده،
حالا تصميم گرفتم بی حرف پيش از هفته ديگه که دوباره می رم سرکار برگشتن اولين تراموا رو سوار نشم به جاش اون تيکه رو پياده بيام، خيلی طولانی نيست اما برای شروع بد نيست. فقط تنها مساله اينه که هوا بدجور سرده نمی دونم همت بکنم يا نه به خاطر همين اينجا نوشتم که اگر نرم شرمنده شم. بنابراين از هفته ديگه بايد هر روز بيام اينجا بنويسم رفتم يا نه، تغذيه ام بد نيست و ازش راضی ام چون اگه اونم خراب بود حتمن وزنم زياد شده بود تا الان، اگر رسيدم تغذيه ام رو هم می نويسم.
فعلن تا هفته ديگه. اگه نوشتم نرفتم خيلی بی همتم


