last week sports
خوب من از بس که برنامه غذاييم رو ننوشتم خيلی شده البته رو کاغذ دارمشون ولی شديدا تنبليم می شه اينجا بنويسمشون، فکر کردم بهتره فقط ورزشهاش رو بنويسم چون اون چيزی که باعث شد وزنم يک کيلو کم بشه بيشتر ورزش بود چون غذام همون هميشگيها بود.
اولين بار بود که چند روز تعطيل رو اينطور با جديت ورزش کنيم،دست اقای همسر هم درد نکنه که همه روزها با من همراهی کرد چون تنهايی انگيزه کافی پيدا نمی کردم
جمعه: هفتاد دقیقه پیاده روی با سرعت شش کیلومتر بر ساعت
شنبه: يکساعت شنا و يک ربع سونا
يکشنبه: چهل و پنج دقيقه بدمينتون
دوشنبه: دوچرخه سواری: يک ساعت و نيم کلا شونزده کيلومتر بود اما حداقل چهار کيلومترش سربالايی وحشتناک بود يعنی يه جورايی که ديگه مجبور بودم خيلی بالا رو نگاه نکنم همون جلوی پام به اندازه يه پا زدن رو اگه نه نمی تونستم ،البته با این حال نمی تونستم پشت سر هم برم اما حاضر نشدم هم از چرخ پياده شم پياده برم يه کم می ايستام نفس می گرفتم دوباره يک کم می رفتم فکر کنم اين تکه های سربالاييش نيم ساعت بيشتر از وقت رو گرفت نکته ديگه اش هم اين بود که من پارسال هم می رفتم دوچرخه سواری اما هر وقت تشنه ام می شد آب ميوه می خوردم و آب برای همين هيچ تاثيری تو وزنم نداشت هر چی کالری مصرف می کردم با خوردن آب ميوه بر می گشت اما الان ديگه فقط آب می خورم
سه شنبه: واقعا بدنم ديگه نمی کشيد فقط بيست دقيقه يوگا کار کردم
چهار شنبه: يک ساعت پياده روی تند با سرعت پنج و نيم کيلومتر بر ساعت

