again daily
مرسی از لیلی و انار عزیز که با محبت به سوالم جواب دادن، خوب از حالا به طور مرتب سعی می کنم بنويسم که چی می خورم و چی کار می کنم. همراهی شما دوستان عزیز خیلی به آدم انگیزه می ده
و اما ديروز چی خوردم،
صبحانه: دو برش نون تست سبوس دار با حدود بيست گرم پنير يک دهم درصد چربي با دو تا دونه گردو، يک ليوان چای سیاه بدون کافئین با يک قاشق چايخوری نبات
میان وعده: یک قاشق ماست موسیر یک و نیم درصد چربی
نهار: پنج قاشق پاستا( با سس سبزيجات) با سيصد گرم ماست موسير يک و نيم درصد چربی
عصرانه: يک دونه بيسکويت کوچولو که کاملا خشک و بی شيرينی بود با يک ليوان چای روئیبوس،يک سيب و ده تا دونه پسته
شام:سوپ محتويات: کلم،هويج، پیازچه، قارچ، عصاره مرغ، تره فرنگی يه دو قاشق جو
بعد از شام: نصف پرتقال و دو تا نارنگی
ورزش: هيچی هيچي کلا هفته قبل خيلی کم ورزش کردم، دو شنبه چهل و پنج دقيقه يوگا،سه شنبه تکون نخوردم ،چهار شنبه: نيم ساعت شنا، پنج شنبه بيست دقيقه پياده روی تند تو مسيرم از شصت و چهار پله هم با سرعت بالا رفتم دفعه بعد زمانش رو می گيرم ببينم چقدره، جمعه بازم هيچي،شنبه هم هيچي، يکشنبه؛ نيم ساعت پياده روی تند، ديروزم که هيچي اوه اوه چه همش تکون نخوردم از جام،آخه برای چهار تا کلاس مختلف اسم نوشته بودم و قرار بود اين هفته شروع بشن منم هفته پيش همش فکر می کردم از هفته ديگه می رم کلاس و کلی ورزش می کنم اما شنبه نامه اومد که دو تاش تشکيل نمی شه و من در واقع فقط دو تا کلاس دارم اين بود که يکمی ذوقم کم شد اما تصميم گرفتم اون روزايی که کلاسشون تشکيل نمی شه ( مثل امروز) يه پياده روی تند و طولانی بکنم امروزم از اون روزاست اينجا نوشتم که ديگه تنبلی نکنم،همون لحظه رفتنم هم دچار یاس فلسفی نشم که حالا برم چیکار.بعد می یام می نویسم رفتم یا نه و چقدر رفتم
يه نکته مهم( اول از همه خطاب به خودم) : با خودمون مهربون باشيم از خودمون، قيافه مون و هيکلمون عصبانی نباشيم،هميشه جلوی آينه به خودمون بگيم که ما چقدر منحصر به فرد و خوبيم چه قدر نکات مثبت داريم و تو آينه سعی کنيم زيباييهامون رو ببينيم، به روالی که آغاز کرديم( بهش نگيم رژيم چون بار منفي معنيش و همينطور کوتاه مدت بودنی که ازش استنباط می شه با هدفمون سازگار نيست) به چشم يه تنبيه برای خودمون و بدنمون نگاه نکنيم که می خواهيم به وسيله اش خودمون رو درست کنيم بلکه احترامی باشه که به خودمون گذاشتيم که اونچه که بدنمون لازم داره براش انجام بديم. وقتی فست فود نمی خوريم به خودمون افتخار کنيم که برای خودمون اهميت قائل شديم وقت گذاشتيم و غذای خوب براش پختيم،به جای وسواس روی اينکه نکنه زياد بود وسواس در انتخاب مواد غذايی داشته باشيم که مطمئن شيم همه مواد لازم برای سلامتی رو به بدنمون رسونديم،خريد مواد غذايی رو با علاقه و توجه انجام بديم به پروسه خورد و خوراک اهميت بيشتری بديم ورزش که می کنيم بجای فکر کردن به اينکه چقدر شد و الان چند کالری سوزوند از خود ورزش کردن و احساس مثبتی که در بدنمون ايجاد می کنه لذت ببريم، تا ياد نگيريم خودمون رو همينطوری که هستيم دوست داشته باشيم و تحسين کنيم هيچ کس ديگه رو نمی تونيم بی قيد و شرط دوست داشته باشيم

