March 13
Rooibos
و شکر، انقدر این چایی با شکر بدمزه شد که دیگه دلم رو زد
| Height: | 155.0cm |
| Start weight: | 61.00kg |
| Current weight: | 52.00kg |
| Goal weight: | 53.00kg |
| Lost to date: | 9.00kg |
| Remaining: | -1.00kg |
| 4 |
| July '09 |
| < | July | > | ||||
| S | M | T | W | T | F | S |
| 1 | 2 | 3 | 4 | |||
| 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 |
| 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 |
| 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 |
| 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 | |
سلام،
اول از همه ممنونم دیانا جون به خاطر تبریکت. منم از همین ادیتوری که گفتی استفاده می کنم اما جای حروف رو بلد نیستم خیلی کندم.
ورزش که این چند روزه نکردم اما فردا کلاس ژیمناستیک دارم.
از غذا بگم:
دیروز و امروز صبحانه یک جور خوردم: دو برش نون تست سبوس دار با بیست گرم پنیرو گردو و چای. شکر هم همون شکر قهوه ای استفاده می کنم
اما لبنیات مدتیه که دیگه خیلی کم چربی نمی خورم، شیر و ماست سه و نیم درصد می خورم و پنیر هم بیست و سه درصد.
نهار دیروز: نودل با سس سبزجات و یک کاسه سالاد با سس ماست
نهار امروز: استیک گوشت چرخ کرده گوسفند(غذای کم چربی امروز بود و من هم میخواستم پروتئین خورده باشم) با یک کاسه برنج و یک کاسه سالاد با سس ماست
شام دیشب: یک دونه از اینها و یک دونه هم از این یکیها(نون ساده است که روش پنیر ریختن و گذاشتن تو فر) اینها هم چون بیرون بودیم می خواستیم برم سینما خوردیم. بعد هم یک لیوان شیر موز خونگی و یک نارنگی خوردم
امشب: سبزیجات پخته با سیب زمینی تو فر مدل همیشه با صد و بیست پنج گرم ماست
میوه هم خواهیم خورد
معمولن عصرها یک سیب و یک موز می خورم و شبها پرتقال نارنگی. در طول روز هم معمولن دو سه تا شکلات کوچیک و چند تا دونه پاستیل می خورم اما به عنوان چایی یا جوشانده گیاهی می خورم یا
Rooibos Tee
و آب فراوان
هنوز خیلی کندم اما دوباره برمی گردم
سلام،
من بالاخره درسم رو تموم کردم، هنوز سرکاری که برای تزم میرفتم تا آخر این ماه می رم و تا دوباره شروع کنم اقدام برای مرحله بعد ببینم کی جور بشه.
و اما این مدت راستش دیگه نتونستم پیاده روی برم، هم سرمای شدید امسال هم استرسهای آخر کار تزم و دوبار سرماخوردگی شدید پشت سر هم بهم اجازه ندادن.
اما خبرهای خوب
دیروز صبح خودم رو وزن کردم همون پنجاه و یک و نیم بودم. کلاس ژیمناستیک هم اسم نوشتم و از چهارشنبه گذشته دوباره رفتم. با اینکه خیلی وقت بود ورزش نکرده بودم اما بدنم هنوز آمادگی داشت و همه حرکتها رو راحت انجام می دادم. فرداش یکم بدنم درد می کرد اما خیلی راضی بودم. هفته ای یکروزه می خواستم اسم ننویسم چون ساعت نه تا ده صبح تو داهات خودمونه تا برسم سرکارم از یازده گذشته. اما آقای همسر بهم اصرار کرد اسم بنویس برای این سه هفته باقیمونده از کارت حیفه از دستش بدی با رئیست صحبت کن دیرتر بری. رئیسم هم حرفی نداشت و من همون روز اول سر کلاس کلی خوشحال شدم که این کارو کردم.
اوف انقدر کندم تو تایپ که دارم ضعف اعصاب می گیرم. بعدن دوباره میآم
سلام،
خوب من گزارش اين هفته رو بدم،
روز دوشنبه پياده نرفتم، چون هم خيلی سرد بود و هم سرماخوردگيم هنوز آثارش باقی بود
يک دوستی سر کار دارم بهتر از برگ گل، سه شنبه و پنج شنبه ظهر بعد از نهار با هم رفتيم نيم ساعتی پياده روی کرديم
روز چهار شنبه ده دقيقه تا يک ايستگاه جلوتر رو پياده رفتم.
ديروز هم پياده نرفتم و امروز هم فکر نمی کنم برم.
سعی می کنم فردا يک کمی بريم پياده روي
اما برنامه غذايی راستش تو ذهنم نيست دقيق، اما يک چيزی من هميشه هويج که می گرفتم خيلی به دل خونی می خورديمش يا به سالاد اضافه می کرديم، اين هفته يک کار ديگه کردم سالاد هويج خالص درست کردم يعنی دو تا سه تا هويج رو رنده کردم، سس هم آب نصف ليمو تازه با يک کمی روغن زيتون آب، نمک و فلفل و نعنا خشک و ريحون خشک رو با هم مخلوط کردم و به هویج زدم و خوب بهم زدم خيلی خوشمزه بود، شما هم دوست داشتيد امتحان کنيد.
هفته خوبی داشته باشيد
سلام،
من مسيری که در نظر گرفتم از فردا پياده بيام رو چک کردم نيم ساعت طول می کشه، خيلی نيست اما نمی دونم تو اين سرما می تونم يا نه چون ديروز که بيرون بوديم و يک مسير کوتاه رو پياده برگشتيم منجمد شدم، فردا هوا بین منفی پانزده و منفی سه درجه است تازه منفی سه مال سر ظهره. عصری که من می خوام بيام حدود منفی نه تا منفی شش درجه است.
آقای همسر می گه حداقل يک ايستگاه پياده برو بعد سوار شو تا کم کم هم عادت کنی هم هوا گرمتر بشه، شايد فردا اين کارو بکنم اما می آم می گم حتمن چکار کردم.
اين مدت سعی کردم تغذيه ام رو سالمتر کنم، تو غذا خوری سر کار معمولن غذاهای گياهی يا کم چربی مدیترانه ای رو می گيرم چون غذاهای گوشتی خيلی چربتر هستن، سوسيس کالباس تقريبن نمی خورم و نوشابه هم خيلی کم، حتی کمتر از هفته ای يکبار می خورم الان یادم نیست آخرین بار کی خوردم، شير سعی می کنم هرروز بخورم سالاد و ميوه هم همينطور.
بيشتر از اينکه چايی سياه بخورم انواع و اقسام جوشانده های گياهی می خورم، سرفرصت می نويسم چيا می خورم بايد اسمشون رو به فارسی هم پيدا کنم.
راستی می دونستين چای سبزبرای التيام درد موقع پريود خوبه، من به دنبال جانشينهايی برای مسکن بودم و تو اينترنت ديدم و امتحان کردم خيلی خوب بود، يکی دو تای ديگه هم بود که بايد ببينم به فارسی چی می شن.
فعلن من در کف اين جوشونده ها هستم که اينجا به صورت کيسه ای و راحت و تر و تميز به مقدار فراوون يافت می شه، حتمن بازهم از کشفياتم اينجا می نويسم.
هفته خوبی داشته باشين
سلام بعد از کلی وقت تصميم گرفتم دوباره اينجا بنويسم.
وزنم خيلی تغييری نکرده بين همون پنجاه تا پنجاه و يک مونده، سايزم هم هنوز سی و شش هست اما خودم حس می کنم بدنم از فرم داره خارج می شه، بس که تکون نخوردم از جام، يعنی ديگه نهايت تحرکم شده صبح چند قدم برم تا سر کوچه ایستگاه اتوبوس بعد هم که بعد از چندين و چند بار وسيله نقليه عوض کردن ازآخرين تراموا پياده می شم شما بگين انگار در شرکت تو خود ایستگاه باشه، فقط اتاق کارم طبقه سومه، يک بار صبح می رم بالا ظهر می آم پايين برای غذاخوری تو طبقه همکف، دوباره می رم بالا تا عصری که کلن بيام پايين برگردم خونه به همون روال صبح منتها در جهت برعکس، حالا تازه يک روزهايی هم که با آقای همسر تا يک جاهايی می رم ديگه اون تيکه پياده روی صبح هم حذف شده.
دستشويی هم سرکار تو همون طبقه خودمونه حالا شما فرض کنين چهار قدم هم می رم تا دستشويی و بر می گردم چندين و چند بار در روز، ولی آخه اين که نشد ورزش.
فکر می کردم برم اين شرکت همون جا هم امکانات ورزشی دارن برای دانشجوها هم خيلی ارزونه می رم ورزش می کنم اما از يک طرف راهم دوره عصرها میخوام زوتر برگردم از طرف ديگه کارم يک جوريه يعنی رئيسم يک جوريه که رفتنم با خودمه برگشتنم با خدا، اينه که اين تکون نخوردن من مزمن شده،
حالا تصميم گرفتم بی حرف پيش از هفته ديگه که دوباره می رم سرکار برگشتن اولين تراموا رو سوار نشم به جاش اون تيکه رو پياده بيام، خيلی طولانی نيست اما برای شروع بد نيست. فقط تنها مساله اينه که هوا بدجور سرده نمی دونم همت بکنم يا نه به خاطر همين اينجا نوشتم که اگر نرم شرمنده شم. بنابراين از هفته ديگه بايد هر روز بيام اينجا بنويسم رفتم يا نه، تغذيه ام بد نيست و ازش راضی ام چون اگه اونم خراب بود حتمن وزنم زياد شده بود تا الان، اگر رسيدم تغذيه ام رو هم می نويسم.
فعلن تا هفته ديگه. اگه نوشتم نرفتم خيلی بی همتم
اين کيک هم از همون سری درصد کالری حاصل از چربی زير سی درصد)
مواد لازم برای هيجده عدد کيک فنجونی(موکا مافین):
صد و شصت گرم شکر
دو قاشق مرباخوری بکينگ پودر
يک قاشق غذاخوری پودر قهوه آماده( منظور پودری هست که شما می ريزيد تو آب جوش و آماده خوردنه مثل پودرهای نسکافه، نه قهوه ای که بايد دم داد)
نصف قاشق مرباخوری پودر دارچين
کمی نمک
دو تخم مرغ
يک بسته وانيل(هشت گرم)
دويست و چهل ميلی ليتر شير
چهل گرم ماست
صد گرم مارگارين پنجاه درصد چربی
دويست و هشتاد گرم آرد
صد گرم شکلات تلخ رنده شده ( اگر آماده اش گيرتون نيومد خودتون می تونيد شکلات تلخ بگيريد و رنده کنيد)
مدت زمان تهيه خمير: حدود پانزده دقيقه
مدت زمان پخت: حدود بيست دقيقه( من بيست و پنج دقيقه گذاشتم اما بعد حس کردم بيشتر هم می تونستم بگذارم بمونه)
کالری هر عدد: صد و شصت و دو کيلو کالری
چربی: چهار و نه دهم گرم
کربوهيدرات: بيست و پنج و دو دهم گرم
بيست و هفت مميز چهل و نه صدم درصد کالری حاصل از چربی
طرز تهيه:
فر را روی حرارت دويست درجه روشن کنيد. داخل قالبهای کیک یزدی کاغذ مخصوص بگذارید
شکر، بکینگ پودر، پودر قهوه، دارچین نمک تخم مرغها شیر وانیل ماست و مارگارین ( درواقع همه مواد به جز آرد و شکلات) رو با هم مخلوط کرده و خوب بزنید تا شکرها به خوبی حل شوند و مخلوط نسبت یک دستی داشته باشید( مال من هر چی زدم تکه های ریز مارگارینش هوز پیدا بود و مایه اش هم خیلی آبکی بود اما ظاهرن مشکلی نداشت). بعد که این مواد خوب حل شدند آرد رو هم اضافه کنید و خوب بزنید( من معمولن از وقتی آرد رو اضافه می کنم دیگه با همزن برقی نمی زنم با قاشق هم می زنم) در آخر رنده های شکلات رو اضافه کنید و سعی کنید با همزدن مواد یکدست شوند.
مواد رو داخل قالبهای کیک بریزید و در طبقه وسط فر بگذارید حداقل بیست دقیقه بپزد( پیشنهاد من اینه که بعد از بیست دقیقه بهشون یک نگاهی بندازید و با تجربه خودتون ببینید کافیش بوده یا بیشتر هم میتونه بمونه.
نکته: اگر دوست دارید روی کیکتون هم شکلات داشته باشه( مثل اونی که من بالا عکسش رو گذاشتم) می تونید حدود نصف یا بیشتر از شکلات رو به مایه کیکتون بزنید و بقیه رو وقتی مواد رو در قالبها ریختین روی موادتون اضافه کنید
نوش جان
عکسش رو هم اينجا گذاشتم
اينم يکی از دستورات غذايی رژيمی از کتابی که جديدن از کتابخونه گرفتم و تاکيدش بر اينه که کمتر از سی درصد کالری غذا منبع چربی داشته باشه.
شنيتسل بوقلمون با پنير مازارلا(نوعی پنیر ایتالیایی):
برای چهار نفر
مدت زمان تهیه: حدود بیست و پنج دقیقه
کالری هر پرس: ۵۸۵ کیلو کالری
یازده گرم چربی
هفتاد و یک گرم کربوهیدرات
هفده درصد کاری حاصل از چربی
مواد لازم:
چهار تکه نازک سينه بوقلمون( هر تکه حدود صد و پنجاه گرم)
نمک و فلفل، روغن زيتون ( توی کتاب نوشته يک قاشق غذا خوری اما من برای دو تکه گوشت بيشتر از اين حرفها ريختم اما اگر شما ماهيتابه مناسب داريد احتمالن همون قدر روغن هم کفايت می کنه)
صد و بيست و پنج گرم پنير مازارلا
يک قوطی کنسرو گوجه فرنگی خرد شده( می تونيد تازه اش رو هم استفاده کنيد) ۲۸۵ ميلی ليتر وزن گوجه اش هست
نصف دسته تره فرنگی البته دسته های اينجا خيلی خيلی کوچيکن
کمی ليموعمانی
نان باگت
طرز تهيه:
اول از همه فرتون رو رو حرارت دويست و پنجاه درجه روشن کنيد تا گرم بشه، قطعات بوقلمون رو نمک و فلفل بپاشيد و تو ماهيتابه مناسب که روغنتون رو توش داغ کرديد از هر طرف سه تا چهار دقيقه سرخ کنيد.
تکه های بوقلمون رو تو ظرفی که بتونید تو فر بگذارید کنار هم بچینید پنير مازارلا رو به هشت قطعه خرد کنيد و روی هر تکه گوشت دو تکه پنير بگذاريد، روی پنيرها رو با تکه های گوجه فرنگی بپوشانيد و کمی نمک و فلفل روشون بپاشيد. ظرفتون رو تو طبقه وسط فر بگذارید و پنج دقیقه بگذارید تو فر بمونه
تره فرنگی رو بشورید، کمی تکون بدید آبش بره و به صورت حلقه های کوچیک خرد کنید(من تازه اش گیرم نیومد فریزریش رو استفاده کردم)، وقتی شنیتسلها رو از فر درآوردید روی گوجه فرنگیها رو با تره فرنگی تزئین کنید و آخر سر کمی لیمو عمانی روشون بپاشید. این غذا رو می تونید با باگت یا سیب زمینی پخته سرو کنید
نوش جان
سلام،
هفته پيش بجز يکی دو روز حتمن هر روز دو تا سه کيلومتر پياده روی رفتم و حواسم به غذايی که می خوردم جمعتر بود، فعلن همون پنجاه و نيم کيلو هستم بايد اين نيم کيلو رو کم کنم، يکشنبه هم رفتيم دوچرخه سواری و يک مسير خيلی سربالايی رو رفتيم، يعنی من انداختم توش ال بهم گفت اين راه که خيلی سربالاييه، راست می گه پارسال که يکبار از اين مسير رفتيم انقدر من غر زدم و آه و فغان کردم که مي ترسيد دوباره همون بشه، اما اينبار گفتم نه اگه نتونستم پياده می آم، ولی يک جاهاييش واقعن کم آوردم که ديگه فقط پياده می شدم و کنار خيابون رو زمين می نشستم ، البته مسافتش خيلی زياد نشد، شد حدود هفده کيلومتر، اما هفده کيلومتر جانانه.
ديروز ورزش نکردم و امروز هم دارم می رم مهموني، از فردا بايد جبران کنم بخصوص جبران امروز که می دونم غذا و دسر چرب و پرکالری در انتظارمه،همین الان که نزدیک ساعت ده هست من دو برش نون تست سبوسدار بزرگ با پنیر و گردو خوردم امیدوارم که من رو خوب سیر نگه داره که نهار خیلی میلم نباشه بخورم.
یک کتاب از کتابخونه گرفتم برای غذاهای کم کالری، از این جورکتابها زیاده اما معمولن عکس غذاهاشون رو که می بینه آدم، انقدر اشتها از بین برن که اصلن دلم نمی خواد بگیرم اما این یکی خیلی خوبه و موادی هم که می خوادتهیه اشون ساده است، نه تنها غذا داره بلکه دسر و کیک و حتی نون خامه ای رژیمی هم داره، حالا من کم کم سعی می کنم از روی دستوراش غذاها رو درست کنم و اونهایی که خوب می شه رو اینجا بگذارم.
اما يک نکته ای که از این کتاب ياد گرفتم:
وقتی می خواهیم غذایی رو انتخاب کنیم فقط مهم این نیست که کل کالریش چقدر باشه، مهمتر اینه که چند درصد کالریش از چربی هست، و پیشنهادش اینه که غذاهایی رو انتخاب کنید که سهم کالری که از چربی می آد کمتر از سی درصد باشه، و فرمولی هم برای اینکه بفهمیم چند درصد از کالری از چربی تشکیل شده داده به صورت زیر:
میزان گرم چربی رو باید در عدد نهصد ضرب کنیم و تقسیم بر مقدار کل کالری غذا کنیم عدد حاصل درصد کالری ایجاد شده از چربی رو می ده، تمام دستورغذاهای این کتاب هم این مساله درشون رعایت شده، شاید محاسبه این عدد برای غذایی که خودمون می پزیم آسون نباشه اما هر چیز آماده ای که می گیریم و روش ارزشهای غذایی و عددهای مربوطه اش رو نوشته می شه با یک محاسبه ساده درصد انرژی ناشی از چربیشون رو پیدا کرد.